The first 200 lines.
آنچه گذشت در «بل-ایر»
چرا داری طرف اونو میگیری؟
من میدونم چرا اونجوری رفتار کرد
اما عذر تو چیه؟
آقای اسمیت
به تیم خوش اومدی
«اوت کویزین» برترین مجلهی غذا تو کل کشوره
و من هفتهی دیگه باهاشون مصاحبه دارم
مامان جورش کرد. ما قطعاً تو رو میخوایم
که، میدونی، یه کم از غلظتش کم کنی
اما مردم دقیقاً همین ویژگیِ آشپزیِ من رو دوست دارن
فکر نمیکنم خانوادهی تو مخاطب هدف ما باشن
من و خانوادهام میخوایم به همهی شما در منزلمون خوشآمد بگیم
و مراتب قدردانی صمیمانهی خودمون رو بهتون ابراز کنیم
بابت حمایتهاتون از کمپین انتخاباتی من
برای دادستانی منطقهی لسآنجلس
احساس میکنم این موضوع، این مسئولیت رو بهت میده
که مستقیماً با جامعهی سیاهپوستان صحبت کنی
بذار کیفت رو بگردم، داداش
چیزی برای پنهان کردن نداری، نه؟
بهت گفتم که خودم کارشو میسازم
مواد چطوری سر از کیف تو درآورد؟
نمیدونم مواد چطوری اومده تو کیفم
اوکی، پس تو مواد رو از کجا آوردی؟
اون مواد مال من نیست، دارم بهت میگم
یکی مواد رو گذاشته تو کیفم
اگه دروغ بگم بمیرم
خالیبندی نیست. به جون مامانم قسم
به خاک فیلادلفیای غربی، به هر چی که دوست دارم قسم
اوکی، پس دیگه کی میتونسته این کار رو کرده باشه؟
به خدا قسم من هیچ دخالتی توش نداشتم
یکی مواد رو گذاشته تو کیف من
پس کانر چی؟ کانر چی میشه؟
اون شاکی بود چون تو مهمونی لتوپارش کرده بودم
واسه همین داره سعی میکنه تلافی کنه
به این میگن انتقامجویی
کانر اینجوری تلافی نمیکنه
آره، میتونم تصور کنم که ویل رو از جمعها طرد کنه
و پشت سرش حرف بزنه، اما مواد جاساز نمیکنه
تو کولهپشتیش، مثل یه مأمور گشتِ فیلادلفیا
و اگه حرفم رو باور نمیکنید، میتونید ازم تست اعتیاد بگیرید
همین الان حاضرم تست ادرار بدم
اگه ویل داره راست میگه و کار کانر نبوده
اصلاً ایدهای داری کی ممکنه بخواد براش پاپوش بدوزه؟
معلوم شده که یه عده واقعاً نظرشون نسبت بهش عوض شده
بعد از اینکه به من و کانر حمله کرد
بیاید از بحث خارج نشیم. دیگه کی میتونست این کار رو انجام بده؟
به جز کانر؟ (هر دو): اوهوم
منظورم اینه که تنها کسی که به ذهنم میرسه کارلتونه
من هیچوقت همچین کاری باهاش نمیکنم
هر چی نباشه اون خانوادهست
صبح بخیر لسآنجلس
دمای هوا ۷۳ درجهی مطبوع خواهد بود
در وست هالیوود
طرفای ظهر هم تا ۸۷ درجه بالا میره
و ترافیک تو بزرگراههای ۴۰۵ و ۱۰ داره سنگین میشه
جمعهی خوبی داشته باشی لسآنجلس
بیاید همگی روز زیبایی داشته باشیم
نه، نه، نه
من و عمهت میخوایم
تهوتوی این قضیه رو دربیاریم
ویل، میدونم که فعلاً تو مدرسه تعلیق شدی
ما امروز با مدیرت یه جلسه داریم
به امید اینکه به یه جوابهایی برسیم
کارلتون، تو هم آمار میگیری دیگه، مگه نه عزیزم؟
البته. امیدوارم هر کسی که این کار رو کرده
یا به قولی این کار رو کرده، گیر بیفته و مجازات بشه
و اگه کسی باشه که میشناسی چی؟
بازم امیدوار میمونی که گیر بیفته؟
صد در صد. خوبه
همهی ما متعهدیم که مطمئن بشیم حقیقت روشن میشه
و اگه کلکی در کار باشه
قول میدم که عواقبی داشته باشه
عواقب جدی
باید قبل از اینکه واقعاً انجامش میدادی به من میگفتی
چه غلطی داشتی میکردی آخه؟
بیخیال پسر، باشه؟
ویل به ما حمله کرد، یادت نیست؟ باید جوابشو میدادیم
زیادهروی کردی، کانر
ببین، این تلافی کردن میتونه باعث اخراج یا بازداشتمون بشه
نمیتونی ثابت کنی که اون آشغال رو من جاساز کردم
پدر و مادرم میتونن و اگه بفهمن
اگه بفهمن چیکار کردی، فکر میکنن
منم توش دست داشتم و اونوقت هردومون به فنا میریم
هیچکس منو ندید، باشه؟
به من اعتماد کن، پدر و مادرت عمراً بفهمن
ببین، بابای من مچِ پنج تا از سرپوشگذاریهای پلیس لسآنجلس رو گرفته
اون مدیرعاملهای کلهگندهی دنیا رو زیر سوگند به گریه انداخته
و مامانم هم
اون یه مادرِ سیاهپوسته، و تو نباید با مادرای سیاهپوست دربیفتی
حرفم رو باور کن
اگه کسی بتونه بفهمه، اون پدر و مادرِ منن
لعنت، لعنت. اوکی، اوم، حالا میخوایم چیکار کنیم؟
اوه، «ما»؟
«ما» باید ویل رو تبرئه کنیم
هوی، اوم
اینجا اتاق تعلیقیه
فقط تکالیف مدرسه. خطخطی کردن ممنوع
این هنره. من خطخطی نمیکنم
ایول
ویوین و فیلیپ، شما هردوتون مدت زیادیه که منو میشناسید
و میتونم بهتون اطمینان بدم
که ما یه تحقیق کامل انجام دادیم
خوبه
و به خاطر رابطهی دیرینهمون
مطمئنم براتون موردی نداره که ما رو در جریان روند کار بذارید
مرحله به مرحله. البته
بعد از گزارش گرفتن از حراستِ مدرسه
با ویل مصاحبه کردیم، با معلمهاش صحبت کردیم
به همراه چندتا از همکلاسیهاش
تا در مورد رفتارش اطلاعات جمع کنیم
و بعدش؟ کادر آموزشی به
یه اجماعی رسیدن و تحقیقاتمون کامل شد
و دوربینها چی؟ منظورم اینه که من ۱۵ تا دوربین شمردم
فقط موقع رد شدن از درِ ورودی
حراست موقع بازبینی فیلمها
کسی رو نزدیک کیفش ندید؟
اوم
فیلمها رو بازبینی کردید دیگه، درسته؟
ظاهراً نه
شما فیلمهای لعنتی رو ندیدید؟
شما فیلمهای کوفتی رو نگاه نکردید؟
خب، نه. از نظر قانونی
اون پسر بیگناهه مگه اینکه جرمش ثابت بشه
اما ما تو کیفِ ویل مواد پیدا کردیم
ولی شما فیلمها رو ندیدید
این مثل پیدا کردنِ سوزن تو انبار کاهه
ممکنه یه هفته طول بکشه تا فیلمها رو چک کنیم
شاید برام مهم نباشه
ساعت وقت دارید ۲۴
ما دانشآموز نیستیم. با ما در نیفت
میتونم کمکتون کنم؟ بله، میتونی
ویل داره برمیگرده سر کلاس. ویل
یعنی... یعنی من دیگه تعلیق نیستم؟
خب، تحقیقات هنوز در جریانه
اما آره، در حال حاضر دیگه تعلیق نیستی
مدرسه قراره فیلمهای دوربینهای حراست رو بازبینی کنه
تا ببینن کی به کیفت دست زده
ایول
منظورم اینه که، شما واقعاً دارید برای من کوه رو جابهجا میکنید
و ما هم حاضریم ببینیم که بالا رفتنت رو شروع میکنی
بیا بریم
اوه، بذار وسایلم رو بردارم
گل
تبریک. شنیدم از تعلیق دراومدی
تا پایانِ تحقیقات
اما همین که فیلمها رو پخش کنن، معلوم میشه کی برام پاپوش دوخته
و منظورت از «کی»، کانره؟
دقیقاً، همون بچهسوسولِ لوسِ بیخاصیت
خب، زیاد روی عدالت حساب نکن
بچههایی مثل کانر همیشه از زیر مجازات در میرن
هیچوقت نمیفهمم
چرا کارلتون هنوز باهاش دوسته
اوه، ولی من میفهمم
بیخیال
فعلاً فقط از اینکه اوضاع بر وفق مراده خوشحال باش
فکر میکنی من خوشگلم؟ گفتم اوضاع ردیفه، ولی
اوه، من فقط «خوشگل» رو شنیدم. اوه، باشه
پس من این امتیاز رو به نفع خودم میگیرم
فکر میکنی خوشگلم
تو بازیِ فردا موفق باشی، ویل
یا خدا، چقدر تشنهی توجهی
ها! حرص نخور چون همهشون خاطرِ داداشت رو میخوان
من حرص نمیخورم. حرص نخور دیگه
و این فقط به خاطر اینه که تو
عضو تیم بسکتبالی
کاش تو هم خاطرخواه من بودی
آره، ولی ما فقط دوستیم، یادته؟
آره، یادمه
خب، رفیق؟ هوم؟
بازیِ بسکتبال میای؟
میدونی که با «مالیبو پِرِپ» بازی داریم
پس قراره ۳۰ امتیاز براشون بگیرم
بیا منو تو لباسِ «بل-ایر» ببین
این اولین بازیِ منه. وسوسهانگیزه
اما مسابقهی شنا دارم، شاید بعدش یه سری بزنم؟
«شاید بعدش یه سری بزنم.»
پسر، ادا درنیار
وای، خدای من. خیلی متأسفم
واقعاً هستی؟ خیلی متأسفم
واقعاً متأسفی؟
بیخیال، لیزا. وای، خدای من
اوه، داره بدتر میشه
باشه. بذار اینو دربیارم
نمیتونم با این قیافه تو مدرسه بچرخم
یه لحظه وایسا
اوه، آره
داری چیکار میکنی؟ فقط یه فرصت بهش بده
فقط یه فرصت بده. صبر کن. صبر کن
راستش، یه فازِ خاصی داره
ایول
آره، ازش خوشم اومد
سلام. اوه، مامان
ویل بهم گفت که تو و بابا
با اون تیپِ زوجِ قدرتمندتون رفتید مدرسه
وای، کاش قیافهی مدیر هارتویگ رو میدیدم
از خجالت سرخ شده بود، عین یخدربهشتِ آلبالویی
«واتر آیس» چیه؟ اوه، یه اصطلاح مخصوص فیلادلفیاست
به هر حال، کمک به ویل کار درستی بود
درسته
No comments yet. Be the first to leave one.