The first 200 lines.
آنچه گذشت در «بل-ایر»... ویو، تو استعداد خاصی داری
دنیا باید دوباره هنرت رو ببینه
بیا دربارهی بورسیهی هنری «نیمن» حرف بزنیم
ایشون قاضی رابرتسون هستن
تعریفت رو زیاد شنیدم، ویل
هی، ترجیح میدم اینجا ببینمت
توی یه مهمونی شام شیک، تا توی دادگاه
من بدون تو هم میتونم راه خودم رو برم
اگه بذاری بری
تمام محتواهایی که توی این خونه تولید کردی
مال منه و باید بهم خسارت فسخ قرارداد بدی
این انتخابات ویژه حسابی پیچیده شده
از وقتی که تو وارد میدون شدی
مناظرهی ما باید مشخص کنه کدوممون
توی انتخابات باقی میمونه
بازنده میکشه کنار و تمامقد از برنده حمایت میکنه
هی مامان، میتونیم حرف بزنیم؟
دربارهی چی عزیزم؟
دربارهی بابام
یه خواهشی ازت دارم. میشه یه آماری از بابام بگیری؟
شاید بهتر باشه یه روش دیگه رو امتحان کنی
در مورد بابای ویل، نه؟ اگه «لو» رو میشناختی
این حرف رو نمیزدی
اون کسی نیست که ویل الان توی زندگیش بهش نیاز داشته باشه
خب، واقعاً چرا فیلی رو ول کردی؟
من از فیلی اومدم اینجا
واسه تحصیلات بهتر
من بهت اعتماد دارم، ویل
بیا تو
صبح بخیر ویل. صبح بخیر
عموت میخواد عجله کنی
تقریباً تمومم. هی، میشه کمکم کنی کراواتم رو درست کنم؟
البته
پسر، این چه کاریه کردی؟
بفرما. دمت گرم «جی»
راستی، اوم
دربارهی اون چیزی که ازت خواسته بودم
دارم ردیفش میکنم، ولی امروز
تنها چیزی که باید نگرانش باشی عموته
این براش خیلی مهمه، متوجهی؟
آره
باشه، ولی از کجا بدونیم وارد چه جور
جو سیاسیای میشیم؟
اشلی، تو توی کلیسای «لیلی آو دِ ولی» غسل تعمید داده شدی
اونجا یکی از قدیمیترین کلیساهای سیاهپوستان توی لسآنجلسه
در ضمن، همه اونجا مثل ما رای میدن
اوهاو، چه تیپی زدی، ویل
یکشنبهتون بخیر همگی. آره، چقدر خوشتیپ شدی
میدونی پسرم، کاش بعد از تکخوانی تو سخنرانی میکردم
چون قراره اونجا رو بترکونی
آره بابا، سعی میکنم پا تو کفش تو نکنم
وایسا، اوم، منظورت از «تکخوانی» آواز خوندنِ کارلتونه؟
آره، نمیدونستی؟
پسرعموت صدای فوقالعادهای داره
کارلتون، خیلی خوشتیپ شدی
ممنون مامان
تو هم همینطور عزیزم. عالی شدی
ممنون
صبر کن ویل، وقت واسه اون کار نداریم
فقط یه سیبی چیزی بردار
هیلاری الان میرسه، بعدش راه میافتیم
طبق معمول بازم دیر کرده
ویو، کشیش «لومانت» خیلی مشتاقه که
خانوادهی بزرگ و شاد ما رو نشون بده
مردم نمیخوان شاهد هیچ حاشیهای باشن
و منظورت از مردم، همون رایدهندههاست؟
آماده باشید که من اومدم
اممم. اوه
عالیه! هیلاری، معرکه شدی
هی هیلاری، بیخیال من شو دیگه
این اصلاً یعنی چی؟ بعداً بهت میگم
اوه، باشه. زود باشید همگی
نمیخوایم ردیف آخر بشینیم
وُه، وُه، وُه. صبر کنید، صبر کنید
میدونید، وقتی به همهتون نگاه میکنم میفهمم
چقدر واقعاً خوشبختم
نه فقط امروز، بلکه هر روز
آمین. خدا بهمون لطف داشته
قطعاً همینطوره
بریم و به شایستگی ازش شکرگزاری کنیم
و اگه لایق باشیم
امیدوارم که به برکت دادنش ادامه بده
هی، مگه اون این کار رو نمیکنه؟
اوه، حتماً میکنه! حتماً میکنه
پسر، طاقت ندارم امروز آواز خوندنت رو بشنوم
خب صبر کن، سبکِ خوندنت چیه؟
نمیدونم، یه جورایی سبکِ خودمه
ولی مثلاً اگه توی گروه «بویز تو من» یا هر چی بودی
مثلاً جای «وانیا» بودی یا «نیت» یا
اوه، سلام کشیش، چه خبر؟
آقایون، حالتون چطوره؟ خوب، خوب
خوب. صبح بخیر. صبح بخیر
قول میدم این بار حرکات موزون انجام ندم
خب، هیچوقت نمیدونی روحالقدس ممکنه تو رو به کجا بکشونه
اون تو میبینمتون
مشتاق دیدارم، باشه؟
ممنون قربان
اوه، باشه اشلی، اینم از فرصتت
خب، داشتم میگفتم که کلیسا باید
افراد بیشتری از جامعهی الجیبیتی پلاس رو
توی پستهای بالاتر از مدیر گروه سرود به کار بگیره
نکتهسنجیِ خوبیه، اشلی
اینجا کارهایی داره انجام میشه ولی، خب
مد نظر قرارش میدم، باشه؟
ممنون. خواهش میکنم
کشیش لومانت. چه خبرا برادر؟
خوبم. شما چطوری؟ همه چی عالیه
ببین، میخواستم بدونم کلیسا قصد داره
سرویس ایاب و ذهاب برای تشویق به رایدهی رو راه بندازه
واسه این انتخابات ویژه؟
اوه، همینطوری... کنجکاو شدی؟
خودت که میدونی
این سوال همینطوری
بیدلیل به ذهنت رسید؟ یهو از غیب اومد؟
راستش اعتراف میکنم که به کمپینم کمک میکنه
و خب، ضرری هم نداره که نشون بدیم
مردم ما هر وقت انتخاباتی باشه، پای صندوقهای رای میان
بسیار خب، ببینم چهکار میتونم بکنم
عالیه، ممنونم. بله قربان
خیلی خب
آیوی؟
اوه خدای من، هیلاری؟
آره! (ماچ، ماچ)
ببینتت دختر! چقدر بزرگ شدی
خیلی وقت بود اینطرفا پیدات نبود
میدونم
دختر، یادت میاد وقتی توی دستشویی
بهم یاد دادی چطور خط چشم بکشم؟
وای خدای من، من چقدر رو تو اثر بد داشتم، ولی تو چی؟
خیلی زود یاد میگرفتی. حقیقته
خب حالا که حرف از تأثیرگذاری شد، خانم ۱۰ میلیون فالوئری
۱۰.۲ میلیون، ولی حالا کی میشمره؟ باشه
خب، میدونی که، منم توی همین بیزنسم
اوه، میدونم. کارات رو دوست دارم
واقعاً؟ اوم-هوم
باشه، پس حتماً باید با هم همکاری کنیم
اگه پایه باشی
ببخشید خانمها. هیلاری، باید بریم داخل
باشه
بعداً حرف میزنیم. آره. فعلاً خداحافظ
خوشحال شدم دیدمت. آره، عالی میشه
هی، چطوری؟ ویل اسمیت، از دیدنت خوشبختم
سلام. آیوی هستم. ویل، بس کن
از دیدنت خوشحال شدم. هی، آیوی، چه خبر؟
وایسا، وایسا، وایسا، یه لحظه
هی، کارلتون. یه لحظه حرف بزنیم؟
آره، چی شده ویل؟
اوم
ببین، یه چیزی داره اذیتم میکنه
خب
ببین، مثل یه در میمونه، خب؟
و انگار خیلی دلم میخواد بازش کنم
ولی همه بهم هشدار دادن که این کار رو نکنم
هی، وایسا، داریم دربارهی چی حرف میزنیم؟
دربارهی بابام
پسر، من این شانس رو دارم که بفهمم
اون کیه و چرا منو رها کرد
ولی نمیدونم کار درستیه یا نه
تو چی فکر میکنی؟
اوم، واویلا ویل، این موضوع خیلی بزرگیه
ببین، متاسفم
واقعاً نمیدونم چی بگم
ولی تو جایی هستی که مردم میان
تا نشونهها رو ببینن و جواباشون رو پیدا کنن
ببین، ببخشید من باید برگردم
و به گروه سرود ملحق شم، ولی تو حالت خوبه؟
آره. موفق باشی پسر
ممنون
استیون بهم گفت که «تِرستی شِف»
از کل اینترنت پاک شده
بله، تو و مدیر تبلیغاتت میتونید خیالتون راحت باشه
تا روز انتخابات، من بینقص خواهم بود
ببین، میدونم بهت سخت گرفتیم
ولی باید بدونی که خیلی بهت افتخار میکنیم
که چطور اون موقعیت رو با «کایلو» مدیریت کردی
و از اون قرارداد خلاص شدی
کسی چه میدونه؟
شاید هنوز دانشکدهی حقوق توی آیندهت باشه
هی، خاله ویو
مامانم همیشه برام تعریف میکرد
که قدیما توی کلیسا چطور خارج میخوندی
راسته؟ نه
چون برعکسِ «وای»، من صدام هماهنگه
آها
کتاب مقدس به ما هشدار میده که دو تا ارباب نداشته باشیم
چون همونطور که نمیتونیم قلب و روحمون رو تقسیم کنیم
نمیتونیم سرسپردگی و جاهطلبیمون رو هم از هم جدا کنیم
اممم
خیلیا رو اون بیرون میبینم که سعی دارن
به سه چهار تا ارباب مختلف خدمت کنن
شما پول میخواید
شهرت، قدرت و... یالا دیگه
بگو (وعظ کن)
حیات ابدی
هوم. حالا گوش بدید
اهالیِ کلیسای «لیلی آو دِ ولی»
بهتره کسی رو انتخاب کنید که اونم شما رو دوست داشته باشه
بگو! اممم
بهتره خدا رو انتخاب کنید
حالا بریم سراغ دلیل اصلیای که همهتون اومدید اینجا
No comments yet. Be the first to leave one.