The first 200 lines.
آنچه در "بل-ایر" گذشت
پروازت به لسآنجلس ۴۵ دقیقهی دیگه میپره
تو بل-ایر پیش خاله و شوهرخالهت بمون
من و خانوادهم میخوایم به همهتون تو خونهمون خوشآمد بگیم
این دیگه چه جور مهمونیایه؟
اوه، یه مراسم خیریه برای شوهرخالهت، فیله
داره برای دادستانی کاندیدا میشه
خیلی از خونهت دور شدی، ویل
چه خبر کارلتون؟ چطوری داداش؟
هی لیزا. پس با پسرخالهم آشنا شدی
آره
"هوت کویزین" برترین مجلهی غذا تو کل کشوره
و من هفتهی دیگه باهاشون مصاحبه دارم
مامان ردیفش کرد
تا وقتی زیر سقف منی، باید از قوانین من اطاعت کنی
مرد، تو اصلاً نمیدونی چه اتفاقی افتاده
خب که چی؟ میدونم بازداشت شدی
اینم میدونم که اثر انگشتت
روی یه کلت ثبتنشده بوده. بهتره ازش استفاده کنی
اگه من نبودم، هنوز داشتی گوشهی زندان میپوسیدی
رشاد میخواد سر به تنت نباشه، پسر. فکر کنم نفر بعدی منم
مامان و بابا گفتن که برای
تحصیلات بهتر اومدی اینجا؟
کنجکاوم بدونم کارلتون رو چقدر میشناسی
و چه چیزهایی رو پشت سر گذاشته. منظورت چیه؟
آخه چه مرگته تو؟
آخه چه مرگته تو؟
آروم باش لیزا. حالش خوبه، باشه؟
فقط داره این کارا رو میکنه که جلب توجه کنه
بیخیال شو پسر
کارلتون، تمومش کن. ویل، ولش کن
خاله ویو، این همهی ماجرا نیست و خودش هم اینو میدونه
داشتم از خودم دفاع میکردم
چسبونده بودیش به زمین و ولش نمیکردی
چون اون یه اراذل و اوباش لعنتیه
مراقب حرف زدنت باش
تو هم بیتقصیر نیستی. نزدیک بود غرق بشه
اگه به خاطر این دختره، لیزا نبود
الآن جنازهم رو باید میبردین
لیزا؟
فهمیدم. داشت مزاحمش میشد
داشتیم فقط حرف میزدیم، احمق
میدونید چیه؟ بس کنید
هر دوتون از جلوی چشمم دور شید و همین الآن برید تو اتاقهاتون
همین الآن
با تو هم بودم
چرا طرف اون رو میگیری؟
من میدونم چرا اون اونطوری رفتار کرد
اما بهانهی تو چیه؟
با مادر کانر چطور پیش رفت؟
خب، قول داد که از ویل شکایت نکنه
به شرطی که توی صندوق سرمایهگذاری که خودش مدیریت میکنه، سرمایهگذاری کنیم
همیشه دنبال کاسبیه
خب، چطوری بهش گفتی بره به جهنم؟
خب، بهش یادآوری کردم که اون و شوهرش
اجازه دادن یه مشت بچهی زیر سن قانونی
توی ملک اونها یه مهمونی پر از مواد و الکل راه بندازن
خوشحالم که حداقل یکی از ما امشب بهش خوش گذشت
امم
فقط تا یه حدی
دیگه نمیتونم این وضع رو تحمل کنم، ویویان
منظورم اینه که اول اسلحه، حالا هم که کارلتون آسیب دیده
حالا هم که ویدیوی اون دعوا همه جا پخش شده
قطعاً روی کمپین انتخاباتیم تأثیر میذاره
این کمپینِ "ما"ست
همهی ما با هم وارد این بازی شدیم
حق با توئه
و در این مورد، کارلتون هم امشب مقداری مقصره
ولی شاید ویل اصلاً آدمِ "بل-ایر" نباشه
خودت میدونی که الآن نمیتونه برگرده فیلادلفیا
و کس دیگهای هم نیست که سرپرستیش رو قبول کنه
مدرسههای شبانهروزی هست، آکادمیهای نظامی هست
اوه، بیخیال فیل
نمیتونیم همینطوری دستهامون رو به نشونهی تسلیم ببریم بالا
ما ویل رو آوردیم اینجا تا جاش امن باشه
با اینکه میدونستیم سخت خواهد بود
ولی انگار غیرممکنه، ویویان
آخه چرا باید اینقدر برای نجات پسری تلاش کنیم
که خودش نمیخواد نجات پیدا کنه؟
چون بهش مدیونیم
این معنیش این نیست که میتونیم تمام اشتباهات زندگیش رو درست کنیم
اونم به قیمتِ آسیب دیدنِ خانوادهمون
اون خانوادهی ماست
و من با تمام وجودم حس میکنم
که اون یه مهرهی سوخته نیست
شاید اینطور باشه
ولی مطمئن نیستم که ما همون جوابی باشیم که اون لازم داره
پس من باهاش حرف میزنم
ما باهاش حرف میزنیم
و اگه جوری جواب نده
که هر دوی ما متقاعد بشیم
باید بره
ویل؟
خدای من، چی شده؟
مامانم زنگ زد
گفت رفیقم، تِری
تیر خورده
نمیدونن زنده میمونه یا نه
چی؟
آروم باش
همسرایی
اه
باورم نمیشه که باید امروز صبح با این قیافه
توی همایش سخنرانی کنم
میدونم کارلتون. میخوای چیکار کنی؟
چون نونِ تو توی صورتته
به طراحهای تراز اول خبر دادی که
پاییز امسال روی سن نمیری؟
هیلاری، هیچکس فکر نمیکنه تو بامزهای
من فکر میکنم هست
بچهها، به من حمله شده
پسرم، وقتی تو دعوا رو شروع میکنی
دیگه نباید از نتیجهش شاکی باشی
صبح بخیر، ویل
صبح بخیر
هی ویل
دربارهی دوستت شنیدم. حالش خوب میشه؟
آره، خب
مامانم میگه گلوله مستقیم از توی شونهی تِری رد شده
ولی هنوز فرصت نکردم با خودش حرف بزنم
هیلاری، انگار ویل عاشق این دستور پخت جدیدت شده
امم، واقعاً معرکه بود، داداش
ممنون
از ترکیب ادویهی مخصوص خودم استفاده کردم. و میدونی چیه؟
داشتم فکر میکردم از همین دستور پخت
برای تست غذا توی مصاحبهی "هوت کویزین" استفاده کنم
چرا همون ساندویچ میگوی جنوبی رو درست نمیکنی؟
مامان، من که نمیام توی دانشگاهت
بهت بگم چطوری تدریس کن
نمیخوام بهت بگم چیکار کنی
فقط میگم "هوت کویزین"
دنبال یه چیز باکلاستر و شیکتره
خوبه، ولی اون سبکِ برندِ من نیست
برند تو دقیقاً چیه هیلاری؟
برند من غذاهاییه که میشه درست کرد
بدون اینکه نیاز به فر دوبل یا کشوی تخمیر نون باشه
متمایز بودن کار هوشمندانهایه
چرا دایرهی مخاطبهاشون رو وسیعتر نکنن؟
بابا درک میکنه
منظورم اینه که چطوری میتونم ستاره بشم
اگه بخوام همون کاری رو بکنم که بقیه میکنن؟
درسته، ایول هیلاری
اگه همش بخوای ادای سفیدپوستها رو دربیاری، به جایی نمیرسی
دقیقاً
یعنی فقط چون کلمات رو شمرده و درست میگم، خودفروختهم؟
تمومش کنید، هر دوتون
شما دوتا باید اتفاقات دیشب رو فراموش کنید
شیرفهم شد؟
بله قربان. من مشکلی ندارم، عمو فیل
ایول، صلح و صفا
چیزی که هر خونهای بهش نیاز داره
من باید برای مصاحبهی رادیوییم با "بیگ بوی" آماده بشم
قصد جسارت ندارم بابا، ولی مگه اون با آدمهای خفن مصاحبه نمیکنه؟
دقیقاً
برای همین هم قاضی رابرتسون برام ردیفش کرد
چه مهربون
کنجکاوم بدونم در عوضش چی میخواد
فقط میخواد مطمئن بشه که کاندیداش رأیِ طرفدارهای پروپاقرص رو داره
اما نگران نباش. همه چیز ردیفه عزیزم
من رفتم. دوستتون دارم
روز خوبی داشته باشید همگی. بوس
ویل، اولین روز مدرسهت خوش بگذره
خداحافظ بابا. خداحافظ بابا
بقیه شما هم بهتره دیگه راه بیفتید
امروز یه روز جدیده
نهایت استفاده رو ازش ببرید
پسر، کارلتون، میتونیم یه لحظه حرف بزنیم؟
باید کلیدهام رو پیدا کنم تا بتونیم بزنیم بیرون
ببین، اتفاقات دیشب
اصلاً خوب نبود. آره، معلومه که نبود
پدر و مادرم دارن به خاطرش منو تنبیه و ممنوعالخروج میکنن
جدی؟
ببین پسر، فکر میکنم از یه سری خط قرمزها رد شدی
ببین، بیا مستقیماً بریم سراغ اون قسمتی
که تو عذرخواهی میکنی و میگی متأسفی
برای چی؟ تو اول به من دستدرازی کردی
اونجایی که من ازش میام، این یعنی اجازه دارم
طرف رو تیکهپاره کنم
میدونی، جالبه که چطوری اون کلمهی تحقیرآمیزِ سیاه پوست
هر وقت میخوای در مورد خشونت با یه سیاهپوست حرف بزنی
یهو ظاهر میشه
با این حال فکر میکنی از کانر بهتری
ببینیم قوانین محلهتون توی مدرسهی من چقدر خریدار داره
تازه اگه بتونی پات رو به اونجا برسونی
خب، پس ماشینت برای رفتن به مدرسه چی شد؟
کارلتون اصلاً نمیخواد ریخت منو ببینه
عذرخواهی کردی؟
آهان، که اینطور
توقع داشتی بعد از اون کتکی که خورد، راحت ازش بگذره؟
ببین، سعی کردم براش توضیح بدم
که کاری که اون و دوستش کردن اعصابم رو خرد کرد
و منم کاری رو کردم که مجبور بودم انجام بدم
مثل وقتی که روی یه موادفروش اسلحه کشیدی؟
ویل
اینو نگفتم که ناراحتت کنم
گفتم که بهت یادآوری کنم چه اتفاقی میافته
وقتی قبل از فکر کردن، عمل میکنی
تو یه شاگرد ممتاز بودی
که بورسیهی بسکتبال داشت میاومد سراغت
تمام اون سالهای تلاش سخت
No comments yet. Be the first to leave one.