The first 200 lines.
آنچه گذشت در «بل-ایر»
میدونم قراره سخت باشه
که بیخیال این همه دم و دستگاه بشی، نه؟
ویل بهخاطر اون اتهامات اسلحه، حبس طولانیمدتی در پیش داشت
ولی بابای دادستانت مثل آب خوردن اون کثافتکاری رو غیبش کرد
از دعوا خبر دارم. از اسلحه هم همینطور
کارلتون، لطفاً لُو نده
گمشو و دیگه دور و بر لیسا نپلک
خب، یه دوستی دارم که ازش خوشم میاد
این دوستت اسم نداره؟ لوسیا
خواهرزاده فیل، ویل
شما بابای لیسایی
و من آمادهام که برای یه رویکرد جدید بجنگم
حتی اگه باعث بشه پیش شهرداری محبوبیتم رو از دست بدم
یا حتی اداره پلیس لسآنجلس
ما مثلاً با هم رفیق جینگ بودیم
تو باید برای من خوشحال باشی
وقتی یه اتفاق خفن توی زندگیم میافته
تو میخوای بری کارهای بزرگ بکنی و بعدش چی؟
منم باید همینجا لش کنم
و منتظر بمونم که تو برام تعریف کنی؟
نمیدونم دیگه بتونیم با هم رفیق بمونیم یا نه
تو و تِری مسیرتون از هم جدا شد
همون شبی که دستگیر شدی
ای بابا، اصلاً نمیفهمم
چطور ممکنه اون شرکت کترینگ
دقیقهنودی کنسل کنه؟
میگن اشتباهی برای سه جا همزمان رزرو کردن
ولی اشکالی نداره. جفری داره ردیفش میکنه
فقط باید از هیلاری بخوام توی آشپزی کمک کنه
فکر میکنی کمک کنه، نه؟
آره
منظورم اینه که اون در هر صورت میخواست بیاد
و میدونه این موضوع چقدر برات مهمه، پس
اوهوم
امروز ویل رو دیدید؟
آخه توی فضای مجازی دارن حسابی ترورش میکنن
یعنی رفیقای قدیمیش دارن با خاک یکسانش میکنن
این آخرین چیزیه که الان لازم داره
ویل، خوبی؟
فقط میخوام تنها باشم
میدونی که نمیتونی تا ابد خودت رو توی اتاق حبس کنی
میدونی، واقعاً به کمکت نیاز داریم
برای آمادهسازی مراسم
ای بابا. ویل
من میرم پیش جَز
ویل، میتونیم یه لحظه حرف بزنیم؟
حرفی با تو ندارم
ویل
ویل؟
فقط یه دقیقه بهم مهلت بده، باشه؟
ویل
ویل! چی میخوای؟
اوه، امروز نه دیگه
لعنت بهش. همین الان بیا تو دفترم
گندش بزنن
باید خودت رو جمع و جور کنی
فقط میخوام با خودم خلوت کنم
خواسته زیادیه؟
تو توی یه عمارت زندگی میکنی ویل
اینجا تا دلت بخواد جا برای خلوت کردن هست
و نمیتونی انتظار داشته باشی همه دست به عصا راه برن
چون تو و تری با هم به مشکل خوردید
نه، فقط بحث مشکل داشتن نیست. ما دیگه رفیق نیستیم
به درک
ویل
بیا اینجا
بیا اینجا، بیا
طوری نیست
یه لحظه هم فکر نکن که من و خالت
نمیفهمیم ترک کردن خونه چه حسی داره
یا اینکه رفیقای صمیمی از زندگیمون حذف بشن
راحت نیست، ولی باید بفهمی که توی زندگی
هر کسی یه مشکلی داره
همه
ولی تو انتخاب کردی اینجا بمونی و جزئی از این خانواده باشی
که یعنی باید حواست به این باشه که بقیه اعضای این خونه
دارن چه روزایی رو میگذرونن
نه فقط خودت
دارن منو مسخره میکنن، عمو فیل
میدونم
باید بشنوی توی اینترنت درباره من چی میگن
مخصوصاً فاکس نیوز
به جمع ما خوش اومدی، پسرم
حالا، این مراسم خیریه برای این خانواده خیلی مهمه
خالت تازه فهمیده کمکی که برای مراسم لازم داشته
جور نشده
میتونی یه کمکی بهش بکنی؟
آره
آره، حواسم هست
ما هم هوای تو رو داریم
همیشه یادت باشه
آه
ایول، زدیم تو هدف
دیدی گفتم میتونم بزنمش؟
چرا همیشه بهم شک داری؟
اوه، خدای من
خب، شما دو تا واقعاً باید یه فکری به حال این مسخرهبازیاتون بکنید
و برید دنبال زندگیتون
داشتی ضبط میکردی دیگه، نه؟
چون محتوای خیلی خفنی میشه پسر
خدایی نگاه کن
من برای تیتر و این چیزا کمکت میکنم
فقط وقتی پستش کردی ما رو تگ کن
ممنون ولی نه. باشه؟ من کارم آشپزیه
باشه؟ دنبال این دیوونهبازیها نیستم
ببین، ما فقط دو تا سیاهپوستیم توی آمریکا
که چیزی رو که مردم میخوان بهشون میدیم
باشه بابا
ویدیو در چه حاله؟
خب، اگه شما اسکلها
وسط کارم نمیپریدید، تا الان نصفش تموم شده بود
پس یعنی خوب پیش نمیره
نه والا
ببین، پیشنهادم اینه که یه کم بجنبی، باشه؟
آره. دوست نداری کایلو بیاد یقه بگیره
اون پسر سفیدپوسته وقتی پای مهلت تحویل وسط باشه، شوخی نداره
هر دو: خدایی راست میگه
باشه، فهمیدم
پس چطوره شماها فقط بزنید به چاک
تا بتونم کارم رو تموم کنم؟
ای بابا
هی! برید دیگه
نه
ای خدا
هی مامان، اوضاع مراسم چطوره؟
آره، راستش در مورد اون
به یه کم کمک نیاز دارم
تونستم با چند جا تماس بگیرم و شش تا پیشخدمت جور کنم
که اگه سلفسرویس باشه، احتمالاً کافیه
اوهوم، آره، خوبه. برای چیدمان چی؟
همون شش نفر الان دارن روش کار میکنن
اگه بگم به کمک بیشتری نیاز نداریم
دروغ گفتم. میفهمی چی میگم؟
سلام. پرنسس بل-ایر برای نجات وارد میشود
وای خدای من، خیلی ممنونم
خواهش میکنم مامان
میدونی که چقدر خاله گِیل رو دوست داشتم
خودتم که میدونی دستپخت کیجن من چطوریه
داشتم به «گامبو» فکر میکردم. میتونیم با برنج وحشی درستش کنیم
با نون ذرت کوچولو و کره عسلی
اوه، به بارمنها هم میگیم
برای همه کوکتل «هاریکین» درست کنن
به نظر میاد یکی داره ردیفش میکنه. باشه
آره، عالی به نظر میاد
ولی منظورم اینه که خیلی دنگ و فنگ داره
یعنی مراسم فقط چند ساعت دیگه شروع میشه
باشه مامان، میشه فقط بهم اعتماد کنی؟
تو کار خودت رو بکن، بذار منم کار خودم رو بکنم
بسپارش به من
خیلی خب
خب خانواده، داره همه چیز ردیف میشه
ویل، میتونی با جفری بری بیرون رو آماده کنی؟
آره، حله خاله
راستش، باید جفری رو بفرستم
تا به یه موضوع انتخاباتی برسه
الان؟ متأسفانه نمیتونه صبر کنه
ولی زیاد طول نمیکشه
خب، پس فکر کنم باید خودم دست به کار بشم
بسیار خب، حالا که همهمون اینجا هستیم
فقط میخوام به همه یادآوری کنم که امروز
برای گرامیداشت یاد گیل هست
باشه؟ فقط همین
همهمون باید به بهترین شکل رفتار کنیم
و هر اختلافی که با بقیه داریم رو کنار بذاریم
باشه، حالا چرا به من نگاه میکنی؟
همینطوری
عزیزم، من هیچ مشکلی با آنجلا ندارم
اوه، آنجلا کیه؟
زنِ جدید فرد ویلکس
کمتر از یه سال بعد از فوت خاله گیل، نامزد کردن
لعنتی. چه سرعتی
خب، این موضوع به کسی ربطی نداره
و حالا که داریم این بحثهای مسالمتآمیز رو میکنیم
امیدوارم معنیش این باشه که تو و فرد
سر مسائل سیاسی با هم کلکل نمیکنید
آهن، آهن رو تیز میکنه و گاهی هم جرقه میزنه
ولی هر دومون میدونیم که امروز مهمتر از سیاسته
اوهوم، سیاست؟
سیاست
ببخشید، سلام؟
هی لیسا
سلام به همگی
همه: سلام لیسا
برای آخرین تمرینمون آمادهای؟
آره، حتماً. بیا بریم
این برای توئه
همه چیز مرتبه؟
این مراسم همیشه براش خیلی سخته
خب، سعی کن تا جایی که میتونی بینقص درشون بیاری
ممنون
سلام
هی هیلاری، نمیدونم الان کجایی
و نمیخوام نگرانت کنم
ولی داری به خط قرمز ۲۴ ساعت بیپستی نزدیک میشی
خروج ۲۴ ساعته دیگه چه صیغهایه؟
خروج ۲۴ ساعته یعنی
اگه یه روز کامل پست نذاری
درصد از فالوورهات رو از دست میدی ۳
میخواستم امروز پست بذارم
No comments yet. Be the first to leave one.