The first 200 lines.
آنچه در "بلایر" گذشت
رشاد میدونه بلاِری
یه آدمکش فرستاد سراغ تری
و ظاهراً حالا میدونه منم اینجام، پس
خودت رو به زحمت ننداز، ویل
من قضیه رو حل میکنم
شما رو کجا دیدم؟
اوه، اون قبلاً نقاش بود
تو استعداد داری. یعنی داشتی
رید برادریک برگشته لسآنجلس
یه قرار ملاقات ترتیب بدم؟
انگار از زندگی تو اون خونهباغ کنار استخر راضیه
دو سال گذشته هیلاری. اصلاً به چی رسیدی؟
به این رسیدم که تو باورم نداری
ما یکی از بهترین خونههای اینفلوئنسری هستیم
توی کل دنیا
دارم اسبابکشی میکنم. خونه اینفلوئنسری؟
اگه فقط برای یه بار بهم تبریک بگی میمیری؟
مامانم سه سال پیش مُرد. لوپوس داشت
ولی اگه قراره با هم دوست باشیم، این بخشی از زندگی منه
خوشحالم که با هم دوستیم. منم همینطور
شاید بقیه رو خر کرده باشی، ولی من رو نه
ویل، واقعاً واسه تحصیلات بهتر اومدی اینجا؟
پس پلیسهای فاسد لسآنجلس چی؟ آره
بودجه پلیس رو قطع کنید
بودجهشون رو قطع کنید
قطع بودجه پلیس حیاتیه
همگی: آره
تری میتونه تا آخر هفته بیاد اینجا؟
قبوله
هی، داری میای لسآنجلس
یه خبر عالی هم دارم
رشاد مُرد
اوه، لعنتی
پسر، باورم نمیشه اینجایی
داداش، اینجا خیلی خفنه
آره. عجب هوای توپیه اینجا
هی داداش، بیا دیگه. همونطور که یادت دادم ازش بپرس
باشه. هی لکسوس، پلیلیست خفن فیلی من رو پخش کن
چی بهت گفتم؟ بگو: "ممنون لکسوس"
ممنون لکسوس. (هردو)
پسر، این منو یاد تابستون پارسال میندازه
تقاطع خیابون شصتم و مارکت
اوه! راستی حالا که حرف فیلی شد
میدونم «ترک» دلش واسه رفیقش تنگ شده
داداش، وقتی من هنوز اونجام، چرا باید سراغ تو رو بگیرن؟
حالا هر چی. کسی نگران
تو نیست. بیخیال
هنوز با جکی و رفیقهاش
توی پارک میپری؟
نه داداش. دیگه اونورا نمیرم
حتی با اینکه رشاد مرده؟
نه، دیگه حال نمیده
آره داداش، من
متأسفم که اون گندی رو تحمل کردی
ولی الان اینجایی، خب؟
از پسش براومدی و قراره حسابی خوش بگذرونیم
راست میگم
هردومون از پسش براومدیم
باشه بابا، کارتنها رو خیلی سنگین نکن
و یادت نره دورِ تکتکِ بشقابها رو بپیچی
من اصلاً چطوری اینهمه وسیله رو توی اون خونهباغ جا داده بودم؟
خیلی خب. چطوره تو یه کارتن رو جمع کنی
و به بابات نشون بدی دقیقاً چطوری میخوای انجام بشه؟
کارت حرف نداره بابا. دمت گرم
راستش، برنامهریزی این شام
برای همخونههای جدیدم
خیلی سختتر از اون چیزی بود که فکر میکردم
چرا از مامانت کمک نمیگیری؟
اون قدیمها همیشه از این مهمونیها
واسه دوستهای هنرمندش میگرفت
فاز مامان بیشتر تجملاتی و باکلاسه
و اصلاً با چیزی که من میخوام جور نیست
میدونی، تو و مادرت
باید یکم با هم کنار بیاید
فقط خواستم بگم
بابا، من فقط دارم سعی میکنم زندگیم رو بکنم
اون کسیه که همیشه پاپیچم میشه
بخاطر اینه که دوستت داره عسلم
اون فقط... نگرانه
ولی وقتی امشب درخشش تو رو توی محیط خودت ببینه
خیلی چیزها عوض میشه
اینجا دیوانهکنندهست. میدونم پسر
لعنتی، داداش
اوووه! آره خدایی
داداش، اینجا آخرِ خفنیه، نه؟
داداش، عجب جای محشریه
میدونم ول کردنِ اینهمه دم و دستگاه سخته، نه؟
منظورت چیه؟
حالا که رشاد مرده، دیگه مجبور نیستی
اینجا توی لسآنجلس قایم بشی. میتونی برگردی فیلی
آره، آره، حتماً
داداش، این رو نگاه کن
باید این رو ببینی
ایول
پسر
پسر، اینجا خونهست یا موزه هنر؟
داداش، اینهمه اثر هنری رو ببین
اون گندههه چیه؟ اوه، آره آره
اون موردعلاقه منه
اسمش «خیلی روشن» اثر فراری شپارد هست
آره، خیلی داغه نه؟ آره، محشره
لابد خالت همهش ازت درباره اینها بازجویی میکنه
خفه شو
اون یکی چیه؟ هی، اون چیه؟
نه، نه، اون چیه؟ اون چیه؟
این یکی چیه؟
اوه، اون؟ آره
اسم اون هست: "وسیلههات رو جمع کن
و بزن بریم"، احمق
هی کارلتون، تری رفیقم رو یادته؟
تازه از فیلی اومده
چطوری «سی کوچولو»؟
از هشت سالگی به بعد ندیده بودمت
چه خبر؟
تری، به بلایر خوش اومدی. خوش بگذره
باورم نمیشه این سیاهپوستِ ادایی
واقعاً لاکراس بازی میکنه. بیخیال داداش
میدونی، کارلتون پسرِ باحالیه
تیپ و استایل خودش رو داره. عیبی هم نداره
از این طرفه. باشه
بیا تو. خاله ویو
این پسره کلهگنده فیلی رو
بیرون فرودگاه پیدا کردم. باهاش چیکار کنیم؟
به بلایر خوش اومدی. واو
سلام خانم بنکس
اوه، خوش اومدی. حالت چطوره؟
خیلی خوبم، عالیام
واقعاً ممنونم که واسم بلیت گرفتید بیام اینجا
یه چیزی از طرف خودم و خونوادهم براتون آوردم
اوه
نه بابا، زحمت کشیدی! کاری نکردم
کوکیهای شکلاتی خیابون چهارم
شوخی میکنی؟ چقدر خوشمزه به نظر میاد
بذار منم یکی بردارم
چی؟ صبر کن ببینم
اوه، اینطوریه؟ تری اینها رو واسه من آورده
مرسی. اینهمه غذا
توی این خونه هست و تو نمیخوای
حتی این کوکیها رو تقسیم کنی. ای جان، ببین کی مهربون شده
میشه سرسره آبی رو روشن کنید؟
چون تری میخواد بره توی استخر
آره، چون برخلاف خواهرزادهتون
من واقعاً بلدم شنا کنم، خاله ویو
نه بابا، این یارو یه ترم کلاس رفته
فکر کرده مایکل فلپسی چیزیه
الان سرسره رو روشن میکنم
و... مطمئنم شما دوتا خیلی دلتون واسه هم تنگ شده بود، نه؟
نه اونطوری
نه، یکم عجیب بود
که این پسره پیشم نبود، ولی حالا که رشاد رفته
پس بهزودی برمیگردیم و فیلی رو دستمون میگیریم
همینه. ایول
یعنی اگه این چیزیه که تو میخوای
چیزی که من میخوام این کوکیهاست
هی، اوه، نه. هی
پسر، بهتره برگردی
نه بابا، با من کلکل نکن
نکن. دارم اذیتت میکنم
فقط دارم شوخی میکنم، شوخی میکنم
آره، میدونم کجا میخوابی. (هردو)
ممنونم
پسر مهربون
میبینی برادر، اینطوری آمار رو جابهجا میکنن
بین رأیدهندههای احتمالی ۵ درصد رشد داشتی
و بین رأیدهندههای سیاهپوست ۷ درصد
این یعنی برنامه خدمات اجتماعی
داره جواب میده. اوه! بله
و یادمه یه نفر نمیخواست من
خارج از متن حرف بزنم. نه نه نه نه
چیزی که دیدی مدیر کمپینت بود
که داشت بهت یادآوری میکرد ما داریم
به عنوان یه کاندیدای میانهرو فعالیت میکنیم
عمو فیل، میخواستید ما رو ببینید؟
سلام رفقا! آره، بفرمایید تو
این عموم فیل هست
و اینم استیون، مدیر کمپینش
چطوری استیو؟ سلام
خوشوقتم، خوشوقتم
میدونی، ویل خیلی ازت تعریف کرده
میدونم... دوران خیلی سختی رو پشت سر گذاشتی
برای اینکه کم گفته باشم
آره، آره
تیر خوردن واقعاً دوران سختی بود، فکر کنم
چیزی هست که من باید در جریانش باشم؟
نه، اصلاً
برای اینکه جو عوض بشه، بلیت ویآیپی گرفتم
واسه کنسرت «دی اسموک» فردا بعدازظهر
دی اسموک؟ ویآیپی؟ جدی؟
آره. اوه! مرسی عمو
خواهش میکنم. هوات رو دارم
خیلی باحاله. صددرصد
خیلی خفنه. عالی میشه
پس، شما دوتا برید پی کارتون
و سعی کنید خونهم رو نترکونید
سلام. سلام
حالا که اون دوتا پسر فیلی دوباره پیش همن
اوضاع چطوره؟
دختر، عالیان
مگه میشه ندونم؟
No comments yet. Be the first to leave one.