Bel-Air

Bel-Air

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Bel Air S01E10 Where To 720p STAN WEB-DL AAC5 1 H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 10 Bel.Air زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-22
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه گذشت در "بل-ار"

خانم بنکس

می‌خوایم بهتون یه بورس تحصیلی پیشنهاد بدیم

ویوین، تو عالی میشی

مردم پیش پات گل رز می‌ریزن

و خیلی وقت بود که لیاقت این گل‌ها رو داشت

فیلیپ

هنوز به پدر و مادرم نگفتم

اما به "کایلو" گفتم بره به درک و از اون خونه اومدم بیرون

اِم. من فعلاً همین‌جا می‌مونم

توی این سوئیتِ این هتل پنج ستاره

شاید بتونیم بریم اونجا و از خدمات اتاق غذا سفارش بدیم

آره

ویل دیگه تقریباً واسه خودش مردی شده

شاید در مورد پدرش بهش بگم

ممکنه ازمون متنفر بشه

چطوری رفیق؟ یه گزارش کامل و مفصل

درباره‌ی پدرت

زنده‌ست؟ بله، کاملاً

نمی‌خوام بشناسمش، چون واقعیت اینه که

تو بیشتر از هر مرد دیگه‌ای

برام پدری کردی

متأسفانه دیگه نمی‌تونم بهت اعتماد کنم

اخراجی

خب، فقط اینجوری بگیم که

یه مشکل خانوادگیِ اضطراری برات پیش اومده بود

درسته

بهم بگو این تو نیستی، ویل

چرا باید دروغ بگی؟

فرد ویلکس از ماجرای دستگیری ویل باخبره

و همین‌طور از پارتی‌بازی‌هایی که کردی تا از دردسر خلاصش کنی

وقتی مبارزات انتخاباتی‌م رو شروع کردم

خانواده‌م رو در کنارم داشتم

امروز، من از رقابت

برای کرسی دادستانی بعدی انصراف میدم

هی، من اینو می‌شناسم

آره. آره، خاله‌ت واقعاً تونسته

بعضی از بهترین ویژگی‌هات رو اینجا به تصویر بکشه

شجاعت. سرسختی

و توانایی‌ت برای سازگاری و درخشیدن

تو همه‌ی این‌ها رو توی این نقاشی می‌بینی؟

آره، می‌بینم

از همه مهم‌تر، همه‌ی این‌ها رو توی خودت می‌بینم

خب، همه‌ش لطف شماست

و خاله ویو

جدی می‌گم

می‌دونی، بزرگ شدن بدون پدر سخت بود

اما تو پای کار وایسادی و یه فرصت دوباره بهم دادی

تو جونم رو نجات دادی

هیچ‌وقت باهات درباره‌ی اتفاقاتی که افتاد حرف نزدم

از وقتی که، می‌دونی، خودت رو کشیدی کنار

اما فقط می‌خواستم بگم که متأسفم

می‌دونی، اگه من

هی. هی

اشکالی نداره، ویل

هر چی قسمت بوده، همون شده

یعنی من همه‌چیز رو خراب نکردم؟

نه

کمک کردن به تو تصمیمی بود که هیچ‌وقت ازش پشیمون نمی‌شم

ممنون، عمو فیل

هی، بیخیال پسر

نگاهش کن

عجیبه که ما بچه‌های غرب فیلادلفیا چیکار می‌تونیم بکنیم

اگه فقط بهمون فرصت داده بشه، نه؟

خیلی زیباست

ببخشید. سلام

وای خدای من! سلام دنیس

دقیقاً مثل قدیم‌ها نیست؟

اوه، این دفعه بهتره

می‌دونی، حتی اون موقع‌ها هم

همه‌مون می‌دونستیم که سرنوشتت اینه که به جاهای بزرگی برسی

فقط موضوع اینه که نمی‌دونم

یه جورایی احساس گناه می‌کنم

آخه معمولاً این بورس‌ها می‌رسه

به هنرمندهای رنگین‌پوستِ جوون و نوظهور

نه کسی که توی یه عمارت زندگی می‌کنه

تو داری دوباره طلوع می‌کنی، ویوین. لیاقتش رو داری

می‌دونم

فقط می‌خوام از جایگاهم برای کشف استعدادهای جدید استفاده کنم

خب، اِم، اون مرد جذاب

با اون چشم‌های روشن قراره کمک کنه؟

"رید"؟ اره

پس کجاست؟

آره، خب یه سر زد و رفت

زیاد نموند

فکر کرد بهتره امشب تمام تمرکزها

روی من و فیل باشه

کاملاً منطقیه

بعد از اون همه ماجرای سن‌دیگو

اوه

خب، رید هنرمندهای جدید پیدا می‌کنه، مگه نه؟

ببخشید. اوه

می‌خواستم بیام بهت تبریک بگم

از دیدن دوباره‌ت خیلی خوشحالم

دنیس، ایشون دوستم "هبرو برنتلی" هستن

باعث افتخاره. منم از آشنایی‌تون خوشحالم

باید بگم که واقعاً بهت افتخار می‌کنم، ویو

ایول. می‌تونیم به افتخار ویو یه نوشیدنی بزنیم؟

به سلامتی ویوین

دختر، این مهمونی، یا هر چی که اسمش رو می‌ذاری، معرکه‌ست

می‌دونستم پولداری

اما فکر نمی‌کردم با چنین آدم‌های خفنی بپری

اوه، پس خیلی باحاله. آره آبجی، خیلی باحاله

اوکی

خیلی از کارهایی که می‌کنم از این جمع الهام می‌گیرم

و اگه بهش فکر کنی، کاری که ما می‌کنیم هم خودش یه جور هنره

و باید با کمال میل قبولش کنی

مخصوصاً اگه می‌خوای

از اون رابطه‌ی پیچیده با کایلو خلاص بشی

دختر، هیچ‌کس با اون پسره‌ی سفیدپوست رابطه‌ای نداره

من گیر افتادم، فهمیدی؟

اما گوش کن، بیا زیاد درباره‌ی اون وضعیت حرف نزنیم

به هیچ‌کس در موردش چیزی نگفتم

اوه، به کسی در مورد چی چیزی نگفتی؟

در مورد زندگیِ عشقیم، مامان. لطفاً حریم خصوصی رو رعایت کن

اوه

عصر بخیر، خانم‌ها

اوه، سلام جاز. چطوری؟

حالت چطوره؟ خوبم. تو چطوری؟

ببخشید. خانم بنکس؟

میشه چند لحظه وقتتون رو بگیریم برای چندتا عکس؟

اوه. بعداً باهاتون حرف می‌زنم. فعلاً

خداحافظ

خب چه خبر؟

از این شب‌نشینی کوچیک لذت می‌برین؟

نگو شب‌نشینی. چی فکر کردی، فکر کردی خیلی باکلاسی؟

هی، یه برادرِ اهلِ

کامپتون رو دست‌کم نگیر، باشه؟ اوکی

اوه، ببخشید، ایشون جاز هستن، دوستِ پسرخاله‌م

جاز، ایشون هم آیوی هستن. آیوی، جاز

آیوی. از آشنایی‌ت خوشبختم

قرار نیست مسمومم کنی، مگه نه؟

نمی‌دونم، شاید

حسودیت شد؟

چی؟ اوه. نه

نه. اصلاً و ابداً

می‌دونی، من واقعاً از این کلاه تاج‌مانند سر در نمیارم

به نظرت معنیش چیه؟

یعنی یکی باید حواسش رو به تاج و تختش

بیشتر جمع می‌کرد

شاید یه ذره

فیل؟ اِم

هی. کشیش لامونت. هنری

یاماکرا. رفیق

می‌دونی، حس کردم

یه انرژیِ قدرتمندی وارد جمع شد

می‌دونی که ما این رو از دست نمی‌دیم، برادر

چند سالی هست که میرم نمایشگاه‌های هنری

زنم می‌گه دارم "باکلاس" میشم

باکلاس، هان؟ حالا که حرفش شد

حالا که از رقابت دادستانی کشیدی کنار

برنامه‌ی بعدی‌ت چیه، یاماکرا؟

برمی‌گردی به وکالت خصوصی؟

می‌دونی، هنوز نمی‌دونم

اما فعلاً برنامه اینه که وقت بیشتری رو با خانواده‌م بگذرونم

خدا دعاهات رو مستجاب کنه

اوه، همین الانش هم مستجاب کرده، کشیش

آره

از دیدنتون خوشحال شدم آقایون. بسیار خب

از شب‌تون لذت ببرین. باشه برادر

بسیار خب. بیا یه دست بدیم

اوه. همینه. آره

هی. می‌خوای ازشون بپرسم

می‌تونن برات یه چیزاستیک فیلادلفیا یا یه چیزی شبیه اون درست کنن؟

نه، ممنون

من به‌خاطر خاله‌ت اینجام نه تو، اوکی؟

ببین لیسا، می‌تونیم... فقط از اول شروع کنیم؟

چیزی برای شروع دوباره وجود نداره، ویل

تو به من دروغ گفتی

و من بهت یه فرصت دادم

تا همه‌چیز رو بدون هیچ قضاوتی بهم بگی

و تو توی چشم‌های من نگاه کردی و بهم دروغ گفتی

و بعدش هم با هم خوابیدیم

لیسا، من چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

ببین، کاری که عموم برام کرد

می‌تونست اون رو توی دردسر بزرگی بندازه

و هنوز هم می‌تونه

توقع داشتی چیکار کنم؟

تو اصلاً نمی‌فهمی

لیسا. لیسا

هنوز عصبانیه، نه؟

ببین، دارم سعی می‌کنم ازش معذرت‌خواهی کنم، پسر

اما انگار فایده نداره

شاید "ببخشید" اون کلمه‌ی جادویی نباشه

تا حالا سعی کردی فقط حست رو بهش بگی؟

نه

داداش، خب به هر حال بهش بگو

اگه ضایع شدی هم شدی، فدای سرت

من که همیشه ضایع می‌شم

اما حداقل می‌دونی که تلاشت رو کردی

اوه، این‌ها صدف اسکالوپ دارن؟ من تا حالا صدف نخوردم

گوش کن، باید حرفم رو بزنم

و بعد دیگه مزاحمت نمی‌شم

چرا نمی‌تونی قبول کنی که همه‌چیز تموم شده؟

چون دوستت دارم

دوستت دارم

واسه همین

و نمی‌تونم بذارم بری بدون اینکه اینو بدونی

فقط داری اینو می‌گی که منو برگردونی

نه، نمی‌گم. قول می‌دم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left