Wayward

Wayward

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Wayward S01E06 Mirror 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 Wayward 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-25
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

میدونم، خودمم باورم نمیشه.

وای، عالی بود.

به نیکلاس بگو ممنون بابت غذا.

مزیت میزبان بودن همینه. آخر هر شیفت، غذاهای اضافی رایگان.

آهان، گفت اگه گواهینامه SafeCheck رو بگیرم

اونوقت می‌تونم شیفت‌های گارسونی بردارم.

و بعدش انعام می‌گیرم.

خب، بچه‌ها.

من دیگه رفتم.

مواظب خودتون باشید. مراقب لیلا باش، جس.

و قبل از مدرسه می‌بینمتون.

صبح.

می‌دونی، اولین شغل یه اتفاق مهمیه.

بهت افتخار می‌کنم.

بیا اینجا.

مرسی مامان. آوو.

دوستت دارم. امم، دوستت دارم.

چیزی که واقعاً اتفاق افتاد این نبود.

اتاق آینه فقط وقتی کار می‌کنه که با خودت صادق باشی.

دوباره یادت بیاد.

می‌دونی اولین کار، کار مهمیه، درسته؟

نیکلاس با استخدام کردنت لطف بزرگی در حق ما می‌کنه.

همین الانشم دلم برات تنگ شده.

فکر کنم قولنج کمرم رو شکوندی.

آه، باشه. شب بخیر.

برو بخواب.

امشب می‌خوای بریم بیرون؟

نه. نه، فکر نمی‌کنم که باید...

آره. می‌خوای بری بیرون. نه، فکر نمی‌کنم ایده خوبی باشه!

نه! جس! می‌خوای امشب بری بیرون! آره!

بیا بانوی من.

تو پروانه منی، عزیزم.

بیا بانوی من، بیا، بیا بانوی من.

بفرما.

یه چیز کوچولوی جذاب و خوشگل.

اه. مزه شاش میده.

جس برای مرد مناسب، اهل کمی شاش‌بازی هم هست.

خفه شو! آخ! تو به سینه‌م مشت زدی!

مجبور بودم! متاسفم.

جذابیت جنسی، می‌تونم حسش کنم.

هرچی بیشتر، بازم کمه.

همیشه هستی تا بهم روحیه بدی.

گم شده بودم، حالا پیدا شدم از وقتی که کنارمی.

تو همون دختری هستی که می‌خوام، پس آره، من دارم همه‌شو می‌گم.

بیا بانوی من، بیا، بیا بانوی من.

تو پروانه منی.

اوه. باشه، آره. همینجا بزن کنار.

باشه.

وایستا. چرا اومدیم سر کار من؟

خب، ما می‌خوایم یه شب شاد بیرون باشیم، درسته؟

پس تو می‌خوای به ما کمک کنی تا کمی بیشتر خوش بگذرونیم.

بی‌خیال، لیلا. خیلی خوش می‌گذره.

اگه هر اتفاق بدی افتاد می‌تونی بندازی گردن من.

آره. باشه؟

امم.

آره!

یالا. ووهو!

آره! بزن بریم! بزن بریم!

لیلا، هر خاطره‌ای یه احساسی رو پنهان می‌کنه.

و اون احساس یه زخمی رو پنهان می‌کنه.

نشونم بده اون شبی که جس مُرد چی اتفاق افتاد.

هر کدوم از شما تو شروع کردن شورش دست داشتید.

یا تو متوقف کردنش کوتاهی کردید.

و می‌دونید چی از همه بیشتر ناراحتم می‌کنه، بچه‌ها؟

اینکه اعتراضتون پتانسیل زیادی داشت.

اما به هرج و مرج کشیده شد.

چرا به هرج و مرج کشیده شد؟ سر به راه شید.

به خاطر اینه که به خودتون احترام نمی‌ذارید.

و این تقصیر ماست.

مخصوصاً... رَبیت.

باید یاد بگیری از چی ساخته شدی.

و طبیعت وحشی برای همینه.

کوله‌پشتی هر کدومتون لوازم مورد نیازتون رو داره.

یه بطری آب، یه برزنت، یه سنگ چخماق برای روشن کردن آتشتون.

یه بیلچه برای دفن کردن مدفوعتون و یه نقشه تا گم نشید.

بگیرید. نقشه‌هاتون رو دربیارید.

این رو دو بار توضیح نمی‌دم.

نقشه‌ها!

اینجا... جاییه که ما هستیم.

و اینجا... جاییه که می‌خوایم بهش برسیم.

کوه اوتیس.

و اگه حتی فکر فرار به سرتون بزنه.

اوف. این رو بدونید.

اگه یه بند انگشت پاتون رو خارج از محدوده‌های مشخص شده روی این نقشه بذارید.

به یه تله خرس یا یه کارمند تال پاینز مثل من برمی‌خورید.

کوه اوتیس حدود ۵۰ مایل فاصله داره.

چقدر قراره اینجا بمونیم؟

هر چقدر که طول بکشه. سوال دیگه ای؟ آره. چه بلایی سر لیلا اومد؟

لیلا باید اینجا باشه!

اون اون کس و شر رو شروع کرد و روری یه احمق به تمام معناست که...

خفه شو! دیگه کافیه ناله کردن!

امروز روز مسئولیت‌پذیری شخصیه!

بابا.

یالا.

و بی‌ پاداش هم نیست، بچه‌ها.

اولین نفری که

به کوه اوتیس برسه و اون زنگ رو به صدا دربیاره...

می‌تونه بره.

منظورت چیه، بره؟

دقیقاً همون چیزی که شنیدید. تال پاینز رو ترک کنه.

درسته.

همتون فکر می‌کنین واسه دنیای بزرگ و پر از فرصت آماده‌این.

خب، یکی از شما این شانسو پیدا می‌کنه که انجامش بده.

بزن بریم! عجله کنین، جوجه کوچولوها! آره!

شاید باید منابعمون رو تقسیم کنیم.

باشه! ابی، وایسا، وایسا، وایسا. بند کفشم باز شده.

از این طرف می‌ریم؟

تو محشری لعنتی.

آره؟ در ورودی.

فقط ساکت باش.

سلام! می‌بینمت.

چی؟ دیوونه‌ای!

هی، چه خبر؟ هی!

خفن! بار کجاست؟

هی، بچه‌ها.

جس! کی اوزو می‌خواد؟

من! گفتی فقط خودمونیم.

هفته پیش داشتی التماس می‌کردی بریم پارتی. خب، اینم ازش.

باشه.

اوه! یه کمی آهنگ داریم!

چی؟

اینا چین؟ اکستازی.

وانمود کن تو آوردی‌شون.

چیکار می‌کنن؟

دارم بهت فوراً مقام قهرمان می‌دم، باشه؟

همه عاشقت میشن.

قابل نداشت.

اوه لعنتی. بچه‌ها، یه خبر کوچیک.

لیلا ای (اکستازی) آورده.

وای خدای من، لیلا!

چی؟ دمت گرم!

لعنتی، رفیق! لیلا!

باشه! یه کمی بهم بده!

یه کمی از اون به منم بده!

یه کمی بده. بیا اینجا.

باشه، جس کوچولو.

وقتی چیزی ازت می‌خواست، می‌تونست خیلی مهربون باشه.

خب، خواهرا همین کارو می‌کنن.

دیگه ازش محافظت نکن، لیلا.

باید زخمو باز کنی.

اوه، این قطب‌نما خرابه، رفیق.

هی می‌چرخه وای‌نمی‌ایسته.

فکر کنم اون بقیه‌‌یا می‌خوان از این قسمت ناهموار و پردست‌انداز رد بشن.

ولی اگه ما در امتداد این رودخونه به سمت غرب بریم...

قطب‌نما خرابه. ما اصلاً نمی‌دونیم غرب کجاست.

مگه غرب همیشه چپ نیست؟ مثلاً "غربی-چپی"؟ مگه همچین چیزی نیست؟

آبتو بده به من! چی؟ نه. ول کن!

همین حالا! ولم کن!

یا خدا!

هی، رفیق. ما نمی‌تونیم همینجوری همدیگه رو بزنیم. اوه!

من شوخی ندارم!

تو افتضاحی، الکساندرا!

دمت گرم. وای خدای من.

حالت خوبه؟ اوه مرد.

غضروف بینیت نرفت تو مغزت؟ چون ممکنه این اتفاق بیفته.

نه، بیخیال رفیق. ما فقط باید به حرکت ادامه بدیم.

چی؟ چی شده؟ من... اه، هیچی نیست.

فقط، ام...

چیز مهمی نیست ولی من... من، ام، اسپری آسمم رو توی کیف جا گذاشتم.

پس چرا گذاشتی اون ببرش؟ ترسیده بودم.

از ترسیدن خسته شدم.

اوه! لمسش کردم.

رفیق، فکر کنم تپش قلبشو حس کردم.

هی، بچه‌ها. ماهی‌ها قلب ندارن. اون مال پستاندارانه.

بچه‌ها، خواهش می‌کنم! بیخیال!

بیا، ماهی کوچولو، ماهی کوچولو. بچه‌ها، شما دارین مثل احمق‌های لعنتی رفتار می‌کنین.

می‌دونی، به خاطر همینه که هیچ‌کس باهات سکس نمی‌کنه.

ما می‌دونیم چرا تو نمی‌کنی. آره.

حداقل من یه خبری هست. تو چی؟

من تو دوران خشکی‌ام. خودت می‌دونی. برو دیگه.

دوستت دارم، اَش.

قشنگ نبود اگه کل جهان ما فقط یه آکواریوم بود؟

که یکی دیگه مسئولش باشه؟

خواهرت چرند میگه.

می‌دونم اون قرصا مال تو نبودن.

نه. کاملاً مال خودم بودن. ام‌هم.

من تو دنیای مواد مخدر کله‌گنده‌ام. مردم ازم می‌ترسن.

باشه. خیلی خب.

از من می‌شنوی، می‌خوای دندون‌هات رو رو هم بسابی.

پس فقط... فکت رو شل کن.

و زیاد مشروب نخور چون نمی‌تونی ادرار کنی.

ازم نپرس چرا. من علم نمی‌دونم.

بوی آدامس دارچین میدی.

منو تو آلودگی روحی ببین.

روی ماه راه رفتن.

اشلی باهات مهربون بود. حس خوبی داشت.

ولی جس از تو خوشحال نبود، بود؟

لیلا، داری با بهترین دوست من لاس می‌زنی؟

چی؟ نه. شما از هشت سالگی همدیگه رو می‌شناختین.

باشه. بس کن.

می‌خوام یه نوشیدنی بگیرم. تو یکی می‌خوای؟ تو یکی می‌خوای؟

چی؟ دارم ازت محافظت می‌کنم.

اشلی تو رو زنده زنده می‌خورد.

اون مثل... یه زن واقعیه.

و تو تازه سینه درآوردی. دارن عجیب و غریبت می‌کنن.

وقتی مردم بهت توجه می‌کردن، دوست نداشت.

نه. می‌خواست کوچیک نگهت داره.

تو اونو نمی‌شناختی. من عاشقش بودم. می‌خواستم مثل اون باشم.

عمیق‌تر کاوش کن، لیلا. هنوز نرسیدی. دوباره به یاد بیار.

خواهش می‌کنم... خواهش می‌کنم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left