Wayward

Wayward

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Wayward S01E05 1080p WEB h264-ETHEL
A Commentary by HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Tags

webdl
professional_translation
Published on: 2025-09-25
Downloads: 51
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 197 lines.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫دانش‌آموزان تال پاینز، صبح‌تون بخیر

‫امروز هم بهتون یادآوری می‌کنم ‫که ما برهنه به‌دنیا نمیایم

‫بلکه پوشیده از شکوه عالم بیکران هستیم

‫درون هرکدوم از ما ‫بذری از نبوغ نهفته‌ست

‫بذری از هدف

‫بذرهامون رو فراموش می‌کنیم

‫تولدها و مدل موها ‫و خانواده‌ها حواس‌مون رو پرت می‌کنن

‫بیاین آستین بالا بزنیم ‫و بذرهامون رو به همدیگه نشون بدیم

‫درخور تأمله. روز خوبی داشته باشین

‫اولین می‌خواد ببینتت

‫پس تو سوگلیش هستی، ها؟

‫آره

‫سلام دنیل. صبح امروزت چطور بوده؟

‫چی؟

‫خوب بوده

‫خب، فردا سعی می‌کنیم عالی باشه

‫صبح‌ها روی حس و حال ‫کل روز تاثیر می‌ذارن

‫خب... الان داشتم پای تلفن ‫با مادرت صحبت می‌کردم

‫ظاهراً پدرت باید بخاطر شغلش

‫تا آخر سال بره برلین

‫هیجان و شادی از صدای مادرت می‌بارید

‫فرصتی برای شروع تازه نصیبشون شده

‫از زمان... حادثه ‫خیلی بهشون سخت گذشته

‫فقط می‌خواستم این خبر خوب رو بهت بدم

‫قراره خیلی بیشتر اینجا پیشمون بمونی

‫بلند شو، بیا بریم ‫از روزت لذت ببر، دنیل

‫از روزت لذت ببر

‫بفرما

‫چه آشغالیه این پسر

‫خرگوش، من امروز باید ‫دورهمی انقلاب تابستانی رو اداره کنم

‫پس بنظرم بهتره بدون من ‫صندلی داغ امروز رو اداره کنی

‫چشم حتماً

‫باعث افتخارمه

‫آماده‌ای

‫کمک نمی‌خوام لعنتی

‫یالا!

‫- سلام ‫- چطوری استیس؟

‫دیدی؟ بعد از مراسم گذر کاملاً تغییر کرده

‫یادته بابات فالکور رو عقیم کرد ‫و دیگه خودشو به چیزی نمی‌مالید؟

‫اونم مثل فالکوره

‫کمتر میره رو اعصاب ولی... مثل همیشه نیست

‫خدایا، باورم نمیشه تمام اینا رو ‫به پلیسه گفتی و هنوز هیچ کاری نکرده

‫چرا همه اینقدر بی‌خایه‌ن؟

‫رایلی مُرده

‫چی؟ چطوری؟

‫هیس، هیس، هیس. نمی‌دونم ‫الکس گفت موقع فرار مُرد

‫چرنده. احتمالاً کشتنش

‫قول بده به کسی نمیگی، باشه؟

‫اگر حرفش بپیچه، می‌فهمن داریم با یکی ‫ بیرون از اینجا حرف می‌زنیم

‫قول بده هیچی نمیگی

‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، باشه ‫به هیچکس نمیگم

‫چیز دیگه‌ای نیست که لازم باشه بدونم؟

‫روری می‌خواد موقع فرار باهامون بیاد

‫بنظرم می‌تونه به دردمون بخوره

‫عمراً بابا

‫از این خبرا نیست

‫« حقیقت پشت پرده‌ی تال پاینز »

‫« دروغ‌ها و آزارها » ‫« کودکان مفقود شده »

‫« هانا آیورسون، تاریخ مفقودی » ‫« کثی استوارت، تاریخ مفقودی »

‫« درباره‌ی نویسنده، موریس آیورسون »

‫- سلام ‫- سلام

‫روی مبل خوابیدی؟

‫اصلاً نخوابیدم

‫باید حواسم به در می‌بود

‫که یهویی دوباره با لباس خواب ‫سر از برکه درنیاری

‫یه اتفاق عجیبی داره برام میفته

‫آره. می‌دونم

‫باید در مورد روان‌درمانی ‫که "اولین" انجام میده ازت بپرسم

‫همونی که در موردش بهم گفتی

‫خب، می‌دونم فقط روی ‫بعضی از دانش‌آموزها انجامش میده

‫برای توام انجامش داد؟

‫خیلی‌خب، دقیقاً چیه؟

‫می‌دونم راهی برای ‫کنار اومدن با زخم‌های روحیته

‫یه چیزی تو مایه‌های هیپنودرمانی

‫و یادمه خیلی خوشحال شدم ‫که منو انتخاب کرده، ولی...

‫هیچ‌چیز دیگه‌ای یادم نمیاد ‫و نمی‌دونم چرا

‫یجور کنترلی روت داره

‫مثل همیشه نیستی

‫و تمام اینا وقتی شروع شد ‫که اجازه دادی اولین برگرده تو زندگیت

‫اون دلیل تمام این اتفاقاته

‫ازش می‌خوام امشب نیاد جشن سیسمونی

‫جشن سیسمونی؟

‫خیلی‌خب

‫واقعاً فکر می‌کنی شرایطمون اونقدر مناسبه ‫که امشب با همدیگه میزبان جشن باشیم؟

‫یعنی میگی جشن سیسمونی رو لغو کنیم؟

‫یعنی می‌خوای خودمو توی این خونه حبس کنم

‫و هر شب منتظر بمونم برگردی خونه؟

‫توی بازار کشاورزان برای یه لحظه ‫دوباره یادم اومد کی هستم

‫حس... حس کردم هدف خاص خودمو دارم

‫مردمی دورم رو گرفته بودن ‫که برام خوشحال بودن

‫حس کردم دیگران پشتم هستن

‫و واقعاً مشتاق بودن ‫امشب دوباره حسش کنم

‫باشه. باید آماده بشم برم سر کار

‫« سـرکـش »

‫پشیزی برای مامانت ارزش نداری ‫درست مثل ماها

‫تو یه هرزه‌ای و اَبی سگ دست‌آموزته

‫بابت نظراتتون ممنون

‫اَبی، ساکتی

‫می‌خوای چیزی بگی؟

‫آره، گاهی اوقات وقتی می‌خوابی ‫شبیه استیو بوشمی میشی

‫ای خدا. با همدیگه جق می‌زنین؟

‫یا فقط اَبی رو نگاه می‌کنی و جق می‌زنی ‫هرزه‌ی همجنس‌باز؟

‫نه، راستش هرزه‌ی دوجنس‌گرام ‫خیلی ممنون، الکساندرا

‫نه، فقط معتادی

‫هرجور بتونی مصرف می‌کنی

‫همه‌مون می‌دونیم معتاد موادی

‫می‌دونی چیه؟ بعضی موادها ‫دواهایی هستن که از طبیعت خدا به‌دست میان

‫- اگر از زمین به‌دست میاد، ضرری نداره ‫- ...به‌دست میاد، ضرری نداره

‫آها، که اینطور

‫کوکائینی که وقتی اومدی تال پاینز ‫ازت پیدا کردیم چی؟

‫کوکائین هم ضرری نداره؟

‫خیلی جالبه

‫اَبی نمی‌دونست

‫راست میگه، اَبی؟

‫نمی‌دونستی لایلا کوکائین می‌کشه؟

‫- نه ‫- عجب

‫برام سواله دیگه چیا رو ازت مخفی کرده

‫سلام

‫ممنون که حاضر شدی بیای دیدنم

‫فقط قهوه می‌خورم، ممنون

‫موریس، وبلاگت تنها چیزیه ‫که توی اینترنت در مورد

‫بچه‌های مفقود شده‌ی تال پاینز پیدا کردم

‫میشه دوباره بگی کجا کار می‌کنی؟

‫بوستون هرالد

‫الان دیگه آزاد کار می‌کنم ‫تازگی با زنم اسباب‌کشی کردم اومدم اینجا

‫پس، بعد از 8 سال ایمیل زدن‌هام ‫و فکس فرستادن‌هام و زنگ زدن‌هام

‫و نامه نوشتن‌هام ‫به تمام رسانه‌های خبری بزرگ

‫قراره بالاخره تو کاری کنی ‫سرشونو از زیر برف بیارن بیرون و گوش کنن؟

‫دیر رسیدن به هدف ‫بهتر از هرگز نرسیدنه، مگه نه؟

‫در مورد کایل، دوست‌پسر لایلا می‌دونستی؟

‫آره، در موردش می‌دونستم

‫ولی اَبی، طرف 26 سالش بوده

‫راضی هستی یه مرد بالغ ‫از بهترین دوستت سوءاستفاده کنه؟

‫ازش خوشش میومد. من چه می‌دونم ‫توی یه گروه موسیقی بود. زندگی خودشه

‫می‌دونستی اگر یه مرد سنش اینقدر ازت ‫بیشتر باشه تجاوز حساب میشه، مگه نه؟

‫- اصلاً سعی کردی جلوش رو بگیری؟ ‫- معلومه که سعی نکرد

‫هیچ‌کدوم از کارهای لایلا رو زیر سوال ‫نمی‌بره وگرنه لایلا دیگه ازش خوشش نمیاد

‫- هی، من روی صندلی داغ نشستم ‫- نه، نه، ادامه بدین. استیسی نظر تو چیه؟

‫به‌نظرم اَبی همیشه می‌دونسته ‫که لایلا بالاخره می‌میره

‫آره، اینطوری دیگه مجبور نیستی ‫مراقبش باشی، مگه نه؟

‫اون‌موقع می‌تونی خودی نشون بدی

‫پس هرچی کوکائین و بچه‌باز بیشتر بهتر، ها؟

‫- خفه‌شو! مسئولیت من گردن اَبی نیست ‫- بگیر بشین! حقیقت رو بپذیر

‫حقیقت؟!

‫واقعاً؟ حقیقت رو می‌خوای؟

‫اون پسره، رایلی؟

‫لایلا، نگو

‫مُرده

‫بهمون گفتن فرار کرده. ولی فرار نکرده

‫موقع فرار از اینجا مُرد

‫اینجا اونو به کشتن داد

‫و بعدش نوبت ماهاست

‫حالا کی دروغگوئه لعنتی؟

‫راست میگه؟

‫مُرده؟

‫رایلی...

‫همون موقع که اومد اینجا مُرده بود

‫درست مثل شماها

‫یا خدا!

‫- قاتل! ‫- وضعیت خنثی

‫قاتل!

‫- نه، نه، نه! ‫- نگهش دارین!

‫اگر بلایی سرش بیارین، می‌کشمتون!

‫ولم کنین!

‫بهش دست نزنین!

‫کمک!

‫ولم کنین!

‫- کمک! ‫- ساکت باش!

‫هیس

‫بیاین از این خراب‌شده ‫ بزنیم به چاک دیگه! یالا!

‫بیاین دیگه! بجنبین!

‫گندش بزنن! گندش بزنن! گندش بزنن! ‫گندش بزنن! گندش بزنن! گندش بزنن!

‫برید!

‫برید!

‫یا خدا!

‫یا خدا!

‫وضعیت خنثی!

‫- مشکل پیش اومده! نیروی کمکی لازم داریم! ‫- روری، تنر!

‫- برگردین توی اتاق‌هاتون! ‫- عجب وضعی!

‫گندش بزنن!

‫- برید! ‫- دنیل، بهش تزریق کن دیگه!

‫کلیدو پیدا کردم! ‫کلیدو پیدا کردم! بیاین! بیاین!

‫- برید! ‫- یالا! زود باشین!

‫- یالا! ‫- بیاین بریم! برید!

‫فرار کنین!

‫وایسین وایسین!

‫- برگردین! برگردین! برگردین! ‫- گندش بزنن! برین!

‫برگردین! برگردین!

‫برگردین داخل! برگردین! برگردین!

‫برید! برید!

‫بدویین! بدویین! بدویین!

‫یالا! برگردین داخل!

‫یالا! بجنبین!

‫درو بگیرین! ببندینش!

‫- جفت درها رو بگیرین! ‫- خدا لعنتش کنه!

‫خیکی فسقلی!

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left