Wayward

Wayward

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Wayward S01E04 Mud 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 Wayward 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-25
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

باشه، "آب بوبی" چیه؟

آب بوتیه. وقتی با آرام‌بخش می‌زنن تو باسنت.

این باید غیرقانونی باشه، درسته؟

نه اگه یه نفر خشن باشه و نیاز به مهار شدن داشته باشه.

بابا، تو دیگه کی هستی؟ مثل پلیس‌ها شدی!

ماشین رابرت کجاست؟

هوا خوبه.

اَبی، من یه سری تحقیق کردم.

و از نظر قانونی مدرسه عملاً سرپرست توئه.

پس اونا قانوناً حق دارن.

چه حقی؟ مغزمونو شکنجه کنن؟ گشنه‌مون بذارن؟

دارن گشنگی بهت میدن؟ پسر، همه غذاها قهوه‌ایه!

و بهتون با تِیتِر تاتس کچاپ نمیدن.

یعنی چی؟ نمیدونم. من نمیتونم خشک خشک بخورمشون.

می‌خوام برم.

نیاز دارم.

اینجا افتضاحه، پسر. و میدونم تو هم حسش کردی.

باشه.

خیله خب. یه دانش‌آموز به اسم رایلی رو میشناسی؟

آره. آره، همه اسمشو شنیدن. پس... پس اون واقعاً فرار کرده؟

آره، کرده. ام...

ولی یه دفترچه از وسایلش گم شده بود.

پس من... فکر می‌کنم شاید چیزی توش بوده.

اون بهم گفت همه چیزو نوشته بود، یه مدرکی از آزار یا آسیب.

آره. پیداش می‌کنم، قسم می‌خورم.

خودتو به خطر ننداز، باشه؟

فقط اگه تصادفی دیدیش.

با کی حرف میزنی؟ سلام.

ام، با... خودم.

حالت چطوره؟

الکس، اون کی بود؟

الو؟

الو؟

باشه، مشکلی نیست.

اوه!

تو نباید از تختت بلند شی.

اوه، ولی باسنم داره گدازه نشت می‌کنه.

رفتش تو فاضلاب؟

یعنی...

یعنی...

چه چندش‌آوره! - کلمه‌شو نمیدونم.

هی، تو، ام، داری فرانسوی یاد می‌گیری؟

کلمه‌شو نمیدونم.

اونجا... اونجا بودی؟ فرانسه؟

بله، خیلی خوب.

نه، من حتی پاسپورت هم ندارم ولی نامزدم اهل پاریسه.

واسه همین می‌خوام عهدهامون رو به فرانسوی بگیم.

چقدر شیرینه، مولی. شرط می‌بندم اون عاشق این کار میشه.

اون (پسره).

شب بخیر.

آه، باشه.

دفعه بعد، اگه اجازه نگرفتی، همون تو شلوارت پی‌پی کن، باشه؟

برگرد سر جات.

گرسنه‌ام.

چمدون جان کجاست؟

من فرانسوی دوست دارم.

چیزی درباره مدرسه هست که بهم نمیگی؟

متاسفم. دارم سعی می‌کنم هضم کنم که تو یواشکی داری با یه دختر نوجوون حرف میزنی...

با واکی‌تاکی، نصف شب.

ولی اون یه بچه بود و به نظر وحشت‌زده میومد.

درست مثل رایلی بود.

من فقط... من گفتم به حرفاش گوش میدم. باهاش حرف میزنم.

تو اونو نمیشناسی. نمیدونی چه درمانی نیاز داره.

الکس، ممکنه دوباره به خاطر این کارت رو از دست بدی.

نمیتونم همین‌جوری چشم‌هامو ببندم چون تو فکر می‌کنی اِولین یه متفکر بزرگ و آینده‌نگره.

منظور من این نیست.

یه راه درست و یه راه غلط برای انجام کارها وجود داره.

و تو اینو از من پنهان کردی چون مشکوکه.

باشه. باشه. متاسفم.

من احساس می‌کنم هر کاری از دستم برمیاد دارم اینجا انجام میدم تا کارها درست پیش بره...

و تو داری همه‌شو به خطر میندازی.

متاسفم.

آره. اینو گفتی. من میرم بخوابم.

تو کاج‌ها، تو کاج‌ها

اونجایی که خورشید هرگز نمی‌تابه.

جایی که بادهای سرد می‌وزن و به لرزه می‌اندازن.

تو کاج‌ها، تو کاج‌ها.

صبح بخیر، لیلا.

می‌بینم که نتونستی درو باز کنی.

دختر کوچولو.

دلم می‌خواد ببینم تو بازش کنی.

دیشب کجا موندی؟ بیا با من.

هیچی.

از این لحظه به بعد، هر دوتاتون تو لجنید.

این جاییه که وقتی هدفمونو فراموش می‌کنیم، بهش برمی‌گردیم.

تو و اِلو این سنگ‌ها رو جابه‌جا می‌کنید.

از این سمت حیاط به اون سمت حیاط.

اون اینجا چیکار می‌کنه؟ کاری نکرده.

اِلو هم‌اتاقته. شما مسئول همدیگه هستید.

موفقیت‌های تو مال اونه ولی شکست‌هات هم همینطور.

این سخت‌ترین درسی بود که وقتی دانش‌آموز بودم، باید یاد می‌گرفتم.

اِولین چیکار کرده که تو رو کرده نوکرش، رَبیت؟

و اسمت واقعاً چیه؟

روبرتا؟

ریتا؟

شاید اون روثه.

این نمایش مسخره‌ای که راه انداختی، تو رو ناامید نشون میده.

آره، میدونی چیه؟ شاید منم باید مثل تو بی‌خیال شم.

شاید منم بتونم یه لقب باحال مثل گوفِر، یا هزارپا یا موش بگیرم.

باشه، ام... اوه...

شماها مجبور نیستید این کارو بکنید. من چیزی پنهون نمی‌کنم.

به‌جز... به‌جز عمق روح سرکش من!

چرا اتاقتو زیر و رو کردن؟

اوم... چرا می‌پرسی؟

خب، شاید دنبال یه چیزی بودن.

مثلاً دفترچه یادداشت رایلی؟

من نمی‌دونم دفترچه کجاست.

همه‌شو خالی کن. من...

ولی اگه کسی بدونه کجا باید دنبالش گشت، اون منم.

اونجا رو گشت؟

رایلی بهترین دوست من بود.

و یه جا هست که ممکنه اونجا باشه.

ولی رسیدن به اونجا خیلی سخته.

فکر کنم باید... با هم کار کنیم یا یه همچین چیزی.

من تنها کار می‌کنم.

تنها، ولی خب، مثل چسب چسبیده به لیلا.

اگه با من بازی دربیاری، تنها کسی رو از دست میدی...

که بهت اجازه میده در مورد دراگون بال زد حرف بزنی.

من در مورد رایلی دروغ نمی‌گم.

شریکیم؟

شریکیم.

باشه، پس، رایلی یه آدم واقعاً... اهل خوش‌گذرونی بود.

این چه ربطی به دفترچه داره؟

رایلی تو آشپزخونه کار می‌کرد، پس اگه دفترچه تو خوابگاه ما نیست...

حتماً اونجاست.

برای اینکه بری تو، باید ظرف بشوری، درسته؟

مُل آشپزخونه رو مدیریت می‌کنه. اون فقط با آدمای مورد علاقه‌اش کار می‌کنه.

کندال بیش از یه ساله داره درخواست میده.

مشکلی نیست. من کانادایی‌ام.

واقعاً بابت دیشب متاسفم. مشکلی نیست.

این خوب میشه.

می‌خوام تو جامعه جا بیفتم. من درستش می‌کنم. خودم انجامش میدم.

من انجامش میدم. نه. نه، خودم انجامش میدم. لطفاً.

من انجامش میدم. نه، خواهش می‌کنم.

فکر کنم یه ترفندی داره.

یه پیچ یا یه همچین چیزی، ولی... تو فقط...

من نگهش میدارم. عالیه. بازش کن و برگردونش.

باشه، پس من نگه می‌دارم. مثلاً... و بَرگَ...

نه، نه.

الکس! الکس!

می‌دونم. از پایین برمی‌گردونیش.

اوه، باشه. بفرمایید.

آره، واقعاً... این خیلی آسون‌تر از اونی بود که فکر می‌کردم.

خواهش می‌کنم.

یه کم استرس دارم.

سال‌هاست این همه آدم رو ندیدم.

واقعاً با سر و صدا رسیدیم به شهر.

عالی میشه.

من تو... تاثیرگذاری اولیه دوباره، خیلی خوبم.

و تو کارهای کوچیک عالی‌ام.

اوه، واقعاً؟ دیگه چی؟

اوم، من کیش بلدم درست کنم. اوه!

تمام شعر آهنگ تیتراژ فرِش پرینس رو حفظم.

اوم، من تو عشق‌ورزی خیلی دست و دلبازم. آمم.

اوم.

امروز می‌خوام حسابی تلاش کنم.

می‌خوام با مردم صحبت کنم و واقعاً لارا...

فرانسیس! وای خدای من. داشتم فکر می‌کردم کی می‌بینمت.

باورم نمیشه برگشتی. میتونم بغلت کنم؟

پروتکل بغل کردن آدمای باردار چیه؟ آره! آره!

اوه خدای من. نگاه کن چقدر عوض شدی.

به خودت نگاه کن. اوه، فرانسیس، الکس رو ملاقات کن.

سلام. چطوری؟ سلام. آها. بیا اینجا.

منتظرم تا داستان‌های خجالت‌آور از همسرت برات تعریف کنم.

اوه، خواهش می‌کنم، آره، بگو.

من و فرانسیس تو تال پاینز هم‌دوره بودیم.

با هم واقعاً دردسر درست‌کن بودیم. اوه!

دردسرساز؟ واقعاً؟ خب، تو برای چی اونجا بودی؟

آه، پدر و مادرم میگفتن چون من معتاد بودم.

ولی اونا فقط امیدوار بودن که هوای تازه منو سر به راه کنه.

پس، اِولین سعی کرد همجنس‌گراییت رو درمان کنه؟

نه.

اون کمکم کرد خودم باشم، کمکم کرد آدماي مثل خودمو پیدا کنم.

کمکم کرد از الگوهای قدیمی پدر و مادرم بیرون بیام.

این یعنی چی که مردم میگن میتونم ازت به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده کنم؟

خیلی دوست دارم ولی باید به هم‌اتاقی‌هام کمک کنم.

با غرفه مربای فلفلشون اون سر.

اوم، اگه سرت شلوغ نشد، باید بیای.

باشه. خداحافظ.

می‌خوای دنبالش بری؟

شاید بتونی یه ردیاب تو مربای فلفلش بذاری.

اوم، من داشتم عادی رفتار می‌کردم.

فکر کنم بودم.

بونژور، مُل.

خوابیده.

اوه، بونژور.

من ابی هستم. اسمت چیه؟

داری فرانسوی صحبت می‌کنی؟

آره، من... من کانادایی‌ام، رفیق. خب که چی؟

خب... خب، منظورم اینه که همه کانادایی‌ها فرانسه رو روان صحبت می‌کنن.

یه سریال تلویزیونی هست که توش یه آناناس درباره هالووین آهنگ می‌خونه.

اون میگه، "تِلِفِـ"-- بیخیال.

میتونم کمکت کنم برای عروسیت آماده شی.

میتونم کمکت کنم.

واقعاً کمکم می‌کنی؟

آره.

باشه. خب، چه چیزی عایدت میشه؟

فقط هیجان به اشتراک گذاشتن دانش در جهت دنبال کردن عشق.

و... و... یه چیز دیگه هم هست.

واقعاً همه کانادایی‌ها فرانسه رو روان صحبت می‌کنن؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left