The first 200 lines.
سلام، ابی
من رَبیت هستم
من مسئول همه دخترای اینجا تو تال پاینز هستم
و اون هم میول هست
میدونم راه اینجا سخته، ولی ارزشش رو داره ابی. قول میدم
ابیِ قدیمی؟ اون گمشده؟
اون دیگه مرده بود
ولی این تویی که جدیدی؟
بیصبرانه منتظرم باهاش آشنا بشی
بلند شو
تخلف، اشیاء برنده
تخلف... جنس ممنوعه
تخلف، لوازم غیرمجاز
من خودم بیشتر طرفدار رولینگ استونز هستم
این خیلی مزخرفه
پرودنس عزیز
نمیخوای بیای بیرون و بازی کنی؟
پرودنس عزیز
به روز جدید خوشآمد بگو
خورشید طلوع کرده
آسمون آبیه
قشنگه
و تو هم همینطور
پرودنس عزیز
نمیخوای بیای بیرون و بازی کنی؟
وقتی وارد اتاق شدم یه اسلحه داشتم
و بعد گذاشتمش زمین چون اون غیرمسلح بود
تا وقتی که لورا وارد اتاق شد. بعد اون چاقو رو برداشت
هیچ حرکتی به سمتش نکردی؟
اون... داد میزد که ما داریم زیر لب حرف میزنیم
هی داد میزد که ما... ما داریم زیر لب حرف میزنیم
باشه. ام، تو یا لورا داشتین زیر لب حرف میزدین؟
بس کن! زیر لب حرف نزن!
نه
ولی اون بیقرار و عصبانی بود، درسته؟
کسی... کسی به پدر و مادرش زنگ زده؟
هی، عالی داری پیش میری. از جون خودت میترسیدی
از جون لورا هم میترسیدی. آره؟
بذارش زمین!
درسته
آره
خب، چیز دیگهای هست که بخوای به ما بگی؟ اون چیز دیگهای نگفت؟
اون یکی از اوناست
نه
متاسفم. نمیتونم
هی
منم همین کار رو میکردم
خیلی خب
میدونم الان این حس رو نداری ولی کار خوبی کردی
باشه، یادت باشه، جون زنت رو و اون بچه تو شکمش رو نجات دادی
پس... فقط یکم بخواب
هوای خودتو داشته باش، باشه؟
هرچیزی لازم داشتی فقط بپرس، باشه؟
ممنون، رئیس. بریم
این آدما کین؟
فقط خدمه نظافتن
اونا به همه چی رسیدگی میکنن، قول میدم
به زودی انگار هیچوقت اتفاق نیفتاده
هی، ابی هستم
اگه به خاطر چیزی غیر از شوخی خالص زنگ زدی، الان قطع کن
عمر کوتاهه
رفیق، من تا الان نزدیک نه بار بهت زنگ زدم
بهم زنگ بزن
اگه ابولا یا هرچی گرفتی، مطمئنم منم گرفتم
پس بهم بگو تا منم پخش کنم به دست آدمای درست
میدونی، برای غربال کردن
بهتره بدون من این امتحان رو نپیچونی. فقط بهم زنگ بزن
هی! آقای جیمز
داری چیکار میکنی؟ اینا وسایل ابیه
اونا گفتن خالیش کنم
کی بهت گفت خالیش کنی؟
خواهش میکنم، آقای جیمز. باهام حرف بزن، رفیق. ما دوستیم
لطفا؟
باهاش چیکار کردی؟
لیلا، صبح بخیر. چطور میتونم کمکتون کنم؟
چه غلطی با بهترین دوست من کردی؟
میفهمم که ناراحتی
باهام مثل بچه رفتار نکن! باهاش چیکار کردی؟!
باشه، خیلی خب
ابی بالاخره از دست تو آزاد شد، لیلا
چی؟
تو یه معتاد سمی جامعهگریز با مشکلات رها شدنی هستی
تو خفهش میکردی چون تنهایی
خیلی خودخواهانهست ولی اصلا ابتکاری نیست
حالا، این به اندازه کافی بزرگسالانه بود برات یا نه؟
چون میتونم ادامه بدم
تو به سوال من جواب ندادی
اون تو تال پاینزه، لیلا
جایی که قراره بازسازیش کنن
تا بقیه زندگیش رو به عنوان حیوون خونگی تو نگذرونه
جای فوقالعادهایه
من خودم در نوجوانی اونجا رفتم
نه. نه، اشتباه کردی
باشه؟ این یه اشتباهه
ابی فقط یه خرخون شیرینه. اون به جایی مثل اون تعلق نداره
باید من میبودم. حق با توئه. باید من میبودم
ولی خب، از محدوده قیمت مادر تو یکم بالاتره
میدونم. میدونم
دوستیها، تو این سن خیلی واقعی به نظر میرسن
وقتی همسن من بشی، حتی یه دوست از بچگیهات هم نخواهی داشت
تو
لیلا. لیلا، وایسا
وایسا
لیلا، اگه اون باغ رو خراب کنی، دیگه راه برگشتی نیست
میفهمی چی میگم؟ کارت تمومه!
گوه بخور، ترنر
نه! نه، نه، نه، نه!
لیلا!
لیلا!
کایل، رفیق یه ماشین میخوام. بیا دنبالم
قلعهی باوزر رو بعداً هم میتونی ببری، رفیق. الان بهت نیاز دارم!
برو کنار! حرکت کن!
باشه
شب خوش، حقیقت فاش شد
که همه محتاجن
دندونای سفید
یوهو!
چطوری دختر؟
خب، اگه میای باید رو سابووفر بشینی
صندلیها رو درآوردم تا جا باز شه. خودم هم پیچش کردم، پس محکمه
آه
هی!
حالا خوشحالی؟
دیگه هیچکس نمیتونه ضایعت کنه. تبریک میگم، کلر
کاری که داری برنامهشو میریزی، عملی نمیشه. گورت رو گم کن!
تو هیچ ایدهای نداری که من چقدر توانایی دارم. اگه ورشکست بشی، عملی نمیشه!
وقتی به دستش بیاری میخوای چیکار کنی؟ تو یه درخت توخالی زندگی کنی؟
به پول نیاز داری. بفرمایید
پول نگهداری از بچهم رو بردار
چطوری میخوای پول عمل سینهتو جور کنی؟ یه راهی پیدا میکنم
من فقط میخوام اون برگرده
آخ!
پس نمیای؟
یالا. برو کایل!
صبح بخیر، دانشآموزان
ترس شما کجا زندگی میکند؟
در خاطرات شما زندگی میکند
در الگوهایی که برای خودتان میسازید
الگوهایی که در متوقف کردنشان احساس درماندگی میکنید
روز خوبی داشته باشید
صبح بخیر!
من استیسی هستم، هماتاقیت
تو حتماً ابی هستی. هی
دست میدادم، ولی اجازه نداریم همدیگه رو لمس کنیم
آییننامه عمومی رفتار، بند سه، ماده دو. اینجا واقعاً ممنوعیت بزرگیه
صبر کن، این اولین موسسهته؟
ها؟
هیچوقت تو بخش روانی، مدرسه بیابونی، مرکز ترک اعتیاد، یا کانون اصلاح و تربیت نبودی؟
اوه. نه. این اولین باره
خب، من یه جنگجوی قدیمیام
تمام عمرم بین خانههای سرپرستی و موسسات در رفت و آمد بودم
اما این اولین بارمه که در "تول پاینز" هستم
واسه همین خیلی امیدوارم که کارساز باشه
دفترچه راهنمات همونجاست
باهاش مثل انجیل رفتار کن
چون اگه ذرهای مثل من باشی
یه سری قوانین واضح و ساده میخوای که موفقیتت رو تضمین کنه
م... من نارساخوانم
اوه
خب، به هر حال... بیا. همونطور که دورام رو میزنم، اینجا رو بهت نشون میدم
دنبال کسی هستی؟
من کبوترم. وقتی ارتقا پیدا میکنی، یه نقش اجتماعی بهت اختصاص داده میشه
نقش کبوتر اینه که مطمئن بشه همه کد بهداشت رو رعایت میکنن
همهش تو دفترچه راهنماته
لعنت به من!
اون خرگوشه. نفر دوم بعد از خانم وید
اون گفت که من از قبل مرده بودم. میدونم. درخشان نیست؟
تا حالا کسی رو دیدی که دقیقا بدونه کیه؟
اون نمونهی کامل سلامتیه
و بوی پودینگ موز میده
بازرسی کبوتر!
استیسی، خواهش میکنم نه. مم
دسر ام رو بهت میدم
دنیل!
کارهای امروزت رو من انجام میدم
لطفا
استیسی!
م... ما هر دو میدونیم این یعنی چی، دنیل
یه خراش
سومی تو این هفته
که یعنی تنزل رتبه خودکار بدون شانس اعتراض
ما همگی انتظار بیشتری از تو داریم، دنیل
خیلی خوشحالم که دیدی واقعاً کار بیمزد و منتیه
خب، این محیط (milieu) هستش
اینجا اوقات فراغت برنامهریزیشده خواهید داشت
جلسات افشاگری، و وقت آزاد عصرگاهی
وقتی به مرحله "ساخت" برسید، به بازیهای رومیزی دسترسی پیدا میکنید
اما یه بچه واقعاً تاسهای مونوپولی رو قورت داد
پس... خودتو اذیت نکن
مرحله "ساخت"؟ مرحله "شکستن"؟
اوه. اونا نقاط عطف رشدی هستن تا بدونی چقدر داریم سالمتر میشیم
با مرحله "لانه" شروع میشه، بعد "شکستن"، "ساختن"
و در نهایت... مرحله "صعود"
اون دستبند قهوهای یعنی تو مرحله "لانه" هستی
من مرحله "صعود" هستم. اون بالای هرم غذاییه
اما باید بگم، مراقبت از افرادی مثل شما مسئولیت بزرگیه
بیماران
لطفا به فعالیت صبحگاهی ب بروید
وقت فراغت برنامهریزیشده در فضای باز است. فعالیت صبحگاهی ب
بگذار خون سرازیر شود
No comments yet. Be the first to leave one.