Grosse Pointe Garden Society

Grosse Pointe Garden Society

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 1

Väljalaske info

Grosse Pointe Garden Society S01E13 Bad Seeds 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-06-08
Allalaadimised: 52
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫آنچه گذشت...

‫شاید بهتر باشه یهویی بی‌هوا ‫نپریم توی این قضیه

‫نمی‌فهمم یه‌شبه چی عوض شده

‫تویی که کارآگاه خصوصی فرستادی سراغم

‫که روش چاقو کشیدی

‫درخواست حضانت اضطراری دادم

‫شاید چیز دیگه‌ای ‫بین من و برت باشه

‫اون سلیطه سگ منو کشته

‫- لحافو بده ‫- نه

‫مال "پتی"ـه

‫ولش کن!

‫یه خبر خوب، عزیزم

‫یه راهی برای جور کردن شهریه‌ت پیدا کردم

‫یه لباس مهمونی آبی باکلاس پوشیده بود

‫همراه دوستش بود که لباس قرمز تنش بود

‫زنیکه خیلی متظاهره

‫یکی لحاف رو دزدیده

‫نمی‌خوام پشت میله‌ها ‫بچه‌مونو به‌دنیا بیارم

‫- قرار نیست بره ماهگیری روی یخ ‫- قراره کجا بره؟

‫بره دنبال زندگی جدیدش

‫لطفاً بگین الان نشنیدم

‫قراره جسد رو از خاک دربیارن

‫باید جابه‌جاش کنیم

‫« انـجـمـن بـاغـبـانـی گـروس پـویـنـت »

‫« یـک هـفـتـه بـعـد از مـراسـم »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫خانواده‌ی پترسون ‫کی پنل خورشیدی نصب کردن؟

‫خب، اصلاً فایده‌ای هم ندارن چون جویس

‫حاضر نیست اون افرای قندی گنده‌ای

‫که جلوی آفتاب رو گرفته رو قطع کنه

‫خب، اگر نگران اثر کربنی خودشه

‫احتمالاً بهتره با کنار گذاشتن ‫جت شخصی‌شون شروع کنه

‫مافین موزی می‌خوری؟

‫تازه از فر درشون آوردم

‫خودت می‌دونی چی می‌خوام

‫می‌تونم از اون کره‌ی ایرلندی ‫که دوست داری هم بذارم روش

‫لحافم رو می‌خوام، ماریلن

‫دانا بهت تحویلش نداد؟

‫نه، بهم گفتی فردای مراسم ‫بیام ازت تحویلش بگیرم

‫همم

‫واقعاً اینو گفتم؟

‫نمی‌دونی کجاست، مگه نه؟

‫در این لحظه نه

‫ولی می‌دونی پولم کجاست

‫بیا یکم خونسرد باشیم

‫تازه خونم داره گرم میشه

‫ته و توی قضیه رو درمیارم

‫به‌نفعته تا کیث از کلبه برنگشته ‫ته و توش رو دربیاری

‫این چه طرز صحبت با یه دوسته؟

‫دوست‌ها سر همدیگه کلاه نمی‌ذارن

‫چرا رابطه‌مون این شکلی شد؟

‫بیخیال، ماریلن

‫خودت خوب می‌دونی چرا

‫و اگر اون لحاف به دستم نرسه

‫خوب می‌دونی بعدش چی میشه

‫ملیسا

‫برت اینجاست؟

‫توی... بیا داخل

‫لازم نبود تخت رو مرتب کنی

‫نمی‌خوام مزاحمتون بشم

‫نه

‫آخه دوباره که قراره نامرتب بشه

‫کسی قهوه می‌خوره؟

‫نه خوردم

‫وضعیت زندگی زناشوییش خوب نیست

‫باشه. به من ربطی نداره

‫من روی مبل می‌خوابم

‫می‌خواستن یه غریبه‌ای رو بفرستن ‫اینو بهت تحویل بده

‫لازم نیست این‌کارو بکنی

‫با خودم گفتم بهتره خودم بیارمش

‫منظورم گرفتن بچه‌ها از منه

‫وکیل داری؟

‫با کدوم پول؟

‫می‌خوام مطمئن بشم ‫توی جلسه‌ی حضانت

‫- فرصت عادلانه‌ای داشته باشی ‫- حالا می‌خوای عادلانه رفتار کنی؟

‫کسی که چاقو گذاشت ‫دم گلوی طرف من نبودم

‫بازم میگم، قیچی بود

‫برو یه وکیل بگیر

‫دیگه بهتره برم

‫لازم نیست بری

‫آره، خب ‫نمی‌تونم تا ابد اینجا مخفی بشم

‫بالاخره باید...

‫باید با کاری که کردیم روبه‌رو بشم

‫باغ آدم فقط می‌تونه ‫در حد بذرهایی که می‌کاره خوب دربیاد

‫ولی تشخیص یه بذر بد، سخته

‫« بـچـه‌ی آیـنـده‌تـون »

‫و هیچوقت نمی‌دونی توی یه بسته چند تا هست ‫« بلیط دیترویت به بلیز »

‫« کـیـث مـوریـس »

‫توی آشپزخونه بیگل داریم

‫نمی‌خورم، ممنون

‫آره، یکی رفته طعم‌های عجیبی مثل

‫بلوبری و سیر انتخاب کرده

‫امر دیگه‌ای داری؟

‫اون دستبنده یادته

‫که از اون فروشنده‌ی ‫پمپ‌بنزین معتاده گرفتیم؟

‫پس در نهایت ‫تمام بذرهایی که کاشته میشن

‫بگیر نگیر دارن

‫چون چیزی که بی‌نقص به‌نظر میاد

‫ممکنه از درون کاملاً فاسد باشه

‫خیلی‌خب، کدوم یکی از اینا داد می‌زنه ‫"منو چاپ کنین روی اتوبوس"؟

‫همه‌شون عین همدیگه‌ن

‫این به‌نظر روراست میاد

‫شبیه قاتل‌هاست

‫خب، این یکی حرفه‌ای به‌نظر میاد

‫آره، مثل یه آدمکش

‫بیخیال عزیزم

‫همه‌شون محشرن

‫همه‌شون شبیه عکس‌های متهم‌هان

‫مامانی، اینو بنداز توی کمپوست

‫همه‌شون سر از یه جا درمیارن، عزیزم

‫ولی توی آشغال‌ها تجزیه نمیشن

‫اوه، آفرین دختر دانشمند خودم

‫خیلی‌خب، برو کوله‌پشتیت رو بیار

‫چه فایده‌ای داره؟

‫خب، آشغال‌های محل دفن پسماندها ‫سی درصد کمتر میشن

‫نه، منظورم همه‌چیزه

‫- ای بابا ‫- چطوری به بچه‌هامون یاد بدم

‫بازیافت کنن و برای سیاره احترام قائل بشن؟

‫چطور می‌تونم تظاهر کنم کسیم

‫که می‌تونی برای ‫فروختن خونه‌ت بهش اعتماد کنی؟

‫چطوری می‌تونم نمایشگاه‌های کتاب

‫و پخش غذای نذری انجمن اولیا ‫و مربیان رو برنامه‌ریزی کنم؟

‫می‌تونی

‫چطوری می‌تونم تظاهر کنم ‫یکی رو نکشتم؟

‫خیلی‌خب، ببین

‫کفش‌هاتو می‌پوشی، میری بیرون

‫و روزت رو شب می‌کنی، باشه؟

‫و هیچکس متوجه تفاوت بین

‫مشاور املاک و آدمکش نمیشه

‫وای خدا. وای خدا. وای خدا

‫- چی؟ ‫- ایش!

‫- به هیچ عنوان ‫- بهش فکر کنین

‫هدف از کمپوست تجزیه کردن چیزهاییه

‫که می‌خوایم از شرشون خلاص بشیم

‫نمی‌تونیم پدرشوهرم رو کمپوست کنیم

‫نمی‌دونم چطور می‌تونم اینو بگم ‫که ناراحت نشین

‫پس نگو

‫فقط در عرض یک ماه ‫جسد انسان تبدیل به کود میشه

‫لطفاً بگو اینو توی گوشیت سرچ نکردی

‫خب، اَدی توی پروژه‌ی علومش حرف از یه مرغ زده بود

‫منم بر اساس همون تخمینی حساب کردم

‫مطمئناً یه جای انسانی‌ترم پیدا میشه

‫خب، هر راه دیگه‌ای دارین بفرمایین

‫فریزر چطوره؟

‫فریزر کی؟

‫خب، مگه توی گاراژتون ‫یه فریزر گنده ندارین؟

‫آره حتماً، می‌ذاریمش کنار

‫بستنی نونی‌های اَدی

‫و وافل‌های یخ‌زده‌ی داکوتا

‫هی، نقطه‌ی مبنا رو بذار اینجا

‫وقتی نقشه‌برداری از اینجا رو تموم کردن

‫شروع به خاک‌برداری می‌کنن

‫باید فوراً کیش رو جابه‌جا کنیم

‫حداقل خاک‌مون رو تغذیه می‌کنه

‫شاید برای بردن جام ‫دقیقاً به کیش نیاز داریم

درکل میگم، اگر باور داشته باشی خدا

‫برای هرکسی برنامه داره...

‫اصلاً با عقل جور درنمیاد

‫اینکه یه معتاد به قرص سابقه‌دار ‫دستبند دزدیده باشه؟

‫به‌نظر من که منطقیه

‫پس چرا اون یارو "پیت" ‫داستانش رو تایید کرد؟

‫پیت؟ پیت... پیت کیه؟

‫یه بی‌خانمانی که ‫توی پمپ‌بنزین در ازای پول‌خرد

‫شیشه تمیز می‌کنه

‫شاهدت اونه؟

‫بهم گفت خانمه چی پوشیده بوده

‫اینم گفت که مخزن‌های خودکار فروش پروپان

‫اجازه نمیدن دولت ‫افکارش رو بخونه؟

‫اونم گفت که دوستش ‫لباس قرمز تنش بوده

‫ببین، بلندپروازیت رو تحسین می‌کنم، دانکن

‫ولی بحث سر دو تا معتاده

‫ولی جفتشون کاملاً دقیق

‫لباس قرمزه رو توصیف کردن

‫خیلی‌خب

‫گفتن مثل تزئینات کریسمس می‌درخشیده

‫به‌نظر میاد نشئه بودن

‫به‌نظر همون لباسی میاد ‫که دوستت پوشیده بوده

‫کی؟

‫می‌دونی، همونی که همون شب اومد دیدنت

‫می‌خوای اسم و رسمی بهم بزنی؟

‫فقط می‌خوام کار درست رو انجام بدم

‫خیلی‌خب

‫ولی اگر بقدر کافی با دم شیرها بازی کنی ‫بالاخره یکیشون گازت می‌گیره‌ها

‫چشم قربان

‫بر اساس سیر زمانی ناقص دانا

‫لحاف حدود ساعت 11 شب ناپدید شده

‫دیگه کی می‌دونه؟

‫فقط تو و دانا اجازه دارین بدونین

‫اجازه داریم؟

‫وقت استراحت که نیست، دانا!

‫توی پرونده‌ی لحاف‌ربایی ‫هر ثانیه ارزش داره

‫اینا دیگه چیه؟

‫داریم تمام مهمون‌های مراسم

‫که کادیلاک مشکی دارن رو ‫با تمام کسایی که

‫برای خرید لحاف پیشنهاد دادن مطابقت میدیم

‫و انتظار دارین کسی اعتراف کنه؟

‫وقتی دانا به اف‌بی‌آی ملحق شد

‫برای تجزیه و تحلیل صوتی آموزش دید

‫وقتی داری دروغ میگی متوجه میشم

‫اگر دیگه پیدا نشه چی؟

Grosse Pointe Garden Society subtitles in other languages

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left