The first 200 lines.
آنچه گذشت...
آلیس
دوست معمولیمه
هیچکس این شکلی به دوستش نگاه نمیکنه
بهم بگو چه حسی داری
هدفمون چیه؟
آتو گیر آوردن از برت
- چیکار کرده؟ - زنتو
یکی لحاف رو دزدیده
ولی بالاخره پسش میگیرم
چی شد به اینجا رسیدیم، بردی؟
خیلی وحشت کرده بودیم
همهچی به سرعت از کنترل خارج شد
باید بنزین بزنیم
با یه جسد توی صندوق عقب ماشین؟
تابحال نشنیدم کسی این شکلی
که توصیف کردی بمیره
نشونم بده
فکر کنم بهتره یه نخ بکشم
هر باغی نیاز داره
یک فصل به حال خودش رها بشه
« چـنـد لـحـظـه بـعـد »
اجازه میدی خاک استراحت کنه
که با فرا رسیدن بهار، قویتر باشه
باغ فقط به این شکل میتونه
از مرگ به زندگی دوباره برسه
کیث!
وای خدا
نبضشو چک کن
کمکم کنین جلوی خونریزیش رو بگیرم
چقدر خون ریخته
کیث!
کیث، بلند شو!
نبضشو پیدا نمیکنم
کیث! یالا، تکون بخور
- نبض نداره - وای خدا!
زخمش... زخمش رو فشار بدین!
دارم فشار میدم، دارم فشار میدم!
کیث، یالا یه جاییت رو تکون بده، هر جایی!
- بچهها - وای خدا!
وای خدا... تو رو خدا... تو رو خدا...
- بچهها - تو رو خدا، تو رو خدا، تو رو خدا
تو رو خدا، خدایا، تو رو خدا. وای، نه
چرا احیا انجام نمیدی؟
دیگه دیره
یا اون چیزه چی...؟
اون دستگاهه که پدال داره؟
اون که خون رو برنمیگردونه توی بدن
- نه، نه، نه - مُرده
- نه! - وای خدا
زنگ بزن اورژانس
- باشه - وایسا، وایسا، وایسا، وایسا
بیاین خوب در موردش فکر کنیم
در مورد چی فکر کنیم؟
که قراره چی بگیم
چی؟
"آمبولانس بفرستین"
منظورم در مورد اتفاقیه که افتاده
اتفاقی اینطوری شد!
به ظاهرش که نمیخوره اتفاقی بوده باشه!
ولی بود
اثر انگشتهامون روی تمام بدنش هست
چون داریم سعی میکنیم نجاتش بدیم
یا چون هلش دادیم
چی؟ ما که هلش ندادیم
اینو به هیئتمنصفه بگو
مگه قراره محاکمه بشیم؟
اگر خوب بهش فکر نکنیم میشیم
آخه کار درست همینه
خیلیخب، بعدش چی؟
با این لحاف و چوب خردکن؟
در بهترین حالت بهمون اتهام قتل غیرعمد میزنن
آخه جدی جدی به قتل رسوندیمش
اتفاقی بود!
با اینحال بازم میفتیم زندان!
آره، میخوای دیگه هیچوقت بچههاتو نبینی؟
اوه
- آلیس - باشه
باشه، زنگ میزنم
نه
آلیس، صبر کن
آلیس. آلیس
صبر کن، صبر کن
به پتی چی گفتی؟
ها؟
برای اینکه بکشونیش اینجا
چه پیامی بهش دادی؟
اول گفتم
"گمشو بیا مرکز باغبانی خیابون مک"
خیلیخب، این چندان ناجور نیست
خب، یهخرده تهاجمیه، ولی...
و ممکنه بعدش گفته باشم
"عزیزترین چیزت رو ازت میگیرم"
وای نه
یا خدا!
منظورم لحاف بود
ولی بهنظر میاد منظورت شوهرش بوده
پشت گوشمونو دیدیم قتل غیرعمدم میبینیم
حالا چیکار کنیم؟
هنوز نخوندشون
وقتی پلیس بیدارش کرد
که بهش بگه شوهرش مرده میخونه
نمیتونیم به کس دیگهای زنگ بزنیم
نمیتونیم. نمیتونیم
آخه اون پدرشوهرمه!
باید زنگ بزنم
درهرصورت، قراره بریم مراسم ختمش
میخوای زندان هم بری؟
فکر نکنم دیگه بخوام باغبانی کنم
« انـجـمـن بـاغـبـانـی گـروس پـویـنـت »
آخه چرا من؟
اگر پلیس نگهمون داره تو اون رفیق مستی هستی
که لازم بوده برسونمش خونه
مطمئنین بهتر نیست بندازیمش تو دریاچه؟
نه، بهتره جایی که جلوی چشم همهست مخفیش کنیم
خواهش میکنم
باغ از همهجا منطقیتره
آره، ما تصمیم میگیریم چی کاشته میشه
و توی چه عمقی
اوه، "اَدی"ـه
جواب نده
اگر مشکل اورژانسی بود چی؟
عزیزدلم، چرا تا دیروقت پای آیپدی؟
بابایی کمدم رو نبست
ادیسون
هیولا میاد منو میخوره
هیولاها توی کمد قایم نمیشن
پس کجان؟
جایی نیستن که بذارم تو بری اونجا
کی میای خونه؟
بهزودی میام، عزیزدلم
الان بیا خونه
بهشرطی که الان بخوابی
باشه مامانی، دوستت دارم
منم خیلی دوستت دارم
خیلیخب
دیگه تماس تصویری ممنوع
کیفهاتون، گوشیهاتون
همهشونو بذارین توی این
وقتشه، رفقای مست من
میدونم ممکنه عجیب بنظر بیاد...
ولی...
سعی کنین مراقبش باشین
هستیم
سلام، لکسی هستم. پیغام بذارین
سلام عزیزم
منم
میدونم گفتی میخوای یه مدت تنهات بذارم
ولی میخواستم بابت فالوورهای جدیدت بهت تبریک بگم
مردم حسابی عاشق عکس و فیلمهای کافهچی بودنت شدن
بعلاوه، اتفاقی متوجه اینم شدم
که یه عالمه فالوور مرد هم داری
ولی خب، شیرزنی هستی واسه خودت
اگر هرکدوم از اون بیشرفا بهت پیام خصوصی دادن
میدونم هوشمندانه برخورد میکنی
بگذریم، بهنظر میاد امشب خبر خاصی نیست
پس اگر حوصلهت سر رفت یا هرچی بهم زنگ بزن
حالا هرچی
خداحافظ
سلام پسر
یه کمکی بهمون میکنی؟
چی میخواین؟
آبجو
آره، من و رفیقم کارتهای شناساییمون رو خونه جا گذاشتیم
نمیدونم والا، ممکنه دستگیر بشم
اذیت نکن دیگه
به توام میدیم
من مشروب نمیخورم
خیلیخب
علف چی؟
به قیافهم میخوره اهل مواد باشم؟
خب...
خب، به قیافهت نمیخوره بهشون جواب رد بدی
بامزه بود
برین پی کارتون، خب؟
همهتون یه مشت عوضی نازپروردهاین
برین
- بیا بریم پسر - باشه پسر
ای خدا!
پسر، خیالاتی شدم
یا یارو بوی خیلی خوبی میداد؟
منم تو همین فکر بودم پسر!
مثل... مثل ادکلن بود ولی از اون گرون قیمتاش
هی، بیا از این اسکل بخوایم
سلام خانم!
پسر، این که مامان قلابیته
دوباره بذارش زیر آجر
این دیگه واقعاً دیوونهبازیه
هر اتفاقی هم افتاد نباید هرگز اون پیام رو بخونه
خیلیخب، کیث اومده بوده پایین برای خودش کیسدیا درست کنه
حتماً یه جایی همین جاهاست
- اوناهاش - عه
تاریخ تولد داگ رو امتحان کن
092591
- خدا لعنتش کنه - فکر کن چی میتونه باشه
شاید... شاید شمارهی خیابون خونهشه
تعداد اعدادش کافی نیست
عزیزم، چیکار داری میکنی؟
نبینم دوباره مشغول غذا خوردن باشیا
آلیس، چی...؟
No comments yet. Be the first to leave one.