The first 200 lines.
آنچه گذشت...
من و دوستهام یکی رو کشتیم
ماشینش رو چیکار کنیم؟
ببین، اگر قراره رابطهت رو با داگ درست کنی
شاید اینقدر با من گشتن چندان مفید نباشه
اینو درک نمیکنه
که اصلاً جذابیتی برای همدیگه نداریم
- بیخیال، عمراً چیزی بینمون پیش نمیاد - آره. درسته
میخوای یه لیوان قهوه برام بخری؟
این چرا هنوز اینجاست؟ حالا با همدیگه دوست شدین؟
- ممکنه اوضاع ناجور بشه - آره
نگفتم ناجور کیف نمیده
- تموم شده؟ - آره، معلومه
- میبخشمت - چطور میتونی همچین کاری بکنی؟
چون تا پای مرگ کنارتم
- گری اینجاست؟ - وای خدا، نه، تموم شد
تمومش کردم
هی!
نگرانم نکنه اتفاق بدی افتاده باشه
گری اینجاست؟
چندین روزه خبری ازش نشنیدم
نگرانم نکنه اتفاق بدی افتاده باشه
اون خانوادهای که توی رویال اوک بود یادته؟
که شب کریسمس خوابیدن و دیگه بیدار نشدن؟
اوهوم
خب، اگر بابانوئل
یکی از اینا براشون میاورد همچین بلایی سرشون نمیومد
اوهوم
حالت خوبه؟
آره
هنوزم حسشو داری؟
آره
اوه. ای وای!
شرمنده. نوار سفیدکننده زدم
- اوه - خیلیخب
اوه، صبر کن...
توی سالاد پر از پیاز قرمز بود
آره
- ممکنه گری مرده باشه - شقم خوابید
زنش چندین روزه خبری ازش نشنیده
احتمالاً یه جا قایم شده تا آبها از آسیاب بیفته
اگر به خودش صدمه زده باشه چی؟
به احتمال بیشتر
یه بلیط فرست کلاس به مقصد یه جزیره خریده
و الان دم ساحل نشسته و داره لیوان لیوان مایتای میخوره
آخه حس میکنم تمام اینا تقصیر منه
میدونی، هرچی بیشتر در مورد این قضیه صحبت میکنی، جذابتر میشه
شرمنده
ببین، میخوام رابطهمون رو درست کنیم
ولی باید این یارو رو از تختخوابمون بندازیم بیرون
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
خب، ظاهراً نمیتونم همینطوری یه مشت پول به فورد بدم
باید از این قضیهی موقوفه و اینا بگذره
که شوهر سابقم ترتیب داده
کی فکرشو میکرد برای درک کردن بورسیهی دانشگاهی
مدرک دانشگاهی لازم داری؟
من که هیچی ازش نمیفهمم
من که توی دانشگاه کالامازو فقط فوتبال بازی کردم
چطوری از اون رسیدی به پلیس شدن؟
خب، شونهم مصدوم شد و سعی کردم وارد افبیآی بشم
ولی توی آزمایش دروغسنجم دروغ گفتم
اوه
در مورد چی؟
نه، هنوز اونقدر صمیمی نشدیم
- بگو دیگه، کی رو کشتی؟ - نچ
آتیش راه انداختی از چشمات مشخصه
عاشق سوزوندنی
فقط به شرطی میگم که در مورد شوهر سابقت بهم بگی
باشه. کدوم یکی؟
- مگه چند تا هستن؟ - بذار ببینم
اولی ادی بود که تو کار هوافضا بود
دوست داشت گازشو بگیره و بره تو آسمونا
زندگی خوبی داشتیم تا اینکه سکته کرد
اوه. بخاطر هیجان زیاد؟
- و کوکائین - همم. صحیح
خب، بعدی کیه؟
مارسل یه مرفه بیدرد واقعی بود
چند تا تاکستان حومهی "کاله" داشت
همه عاشقش بودن
بجز کسایی که سرشون کلاه گذاشت
تا هتلهایی که صاحبشون نبود رو بخرن
آره، همهشون بنظر آدمای باثباتی میان
شاید من...
تقدیرم اینه که تنها باشم
آره
ولی میدونی چیه حتی وقتی با کسی هستی
هنوزم ممکنه تنها باشی
فکر کنم...
زندگی با من سخت باشه
یا مرد درستی رو پیدا نکردی که بتونه باهات کنار بیاد
اونقدر صمیمی شدیم که در مورد
آزمایش دروغسنجت بگی؟
داریم نزدیکتر میشیم
گردهافشانی بخشی حیاتی
در تمام باغهای سالمه
زنبورهای عسل مدام و مدام
برمیگردن سراغ همون گلهای همیشگی...
میخوای بزنیم به سیم آخر؟
درحالیکه پروانهها حواسشون به راحتی
توسط گلبرگهای روشن و ساقههای بلند پرت میشه
میشه... میشه... میشه یه چیز دیگه نگاه کنیم؟
خیلی جذابه
- کجاییم؟ - بزودی میبینی
- مراقب جلوی پات باش، مراقب باش - باشه
میشه حالا چشمامو باز کنم؟
الان باز کن
وای خدا!
سلام!
وایسا ببینم، چی؟ چطوری؟
رئیسم تابلوهاشون رو مجانی درست میکنه
میگما، لولهبازکن داری؟
برای یکی از دوستام میخوام
میدونم آماده نیستی ولی هرموقع بودی...
ولی در نهایت
واقعاً مهم نیست کی داره کی رو گردهافشانی میکنه
راز داشتن یک باغ فوق العاده
سکس عالیه
پایینتر؟
بالاتر
نه، پایینتر
اصلاً چرا داریم تلهی پرنده آویزون میکنیم؟
اینا دانخوری پرندهن
قاضیها بابت یک سری موجودات زنده امتیازهای بیشتر میدن
مثلاً این برای مرغ انجیرخوار و سهره عالیه
آها، این خیلی منطقیتره
- و گرگهای صحرایی - ایش!
مگر اینکه دلت بخواد پرندهها رو بخورن
پس گوشیت کار میکنه
میدونم، پیامت به دستم رسید. یادم رفت
میخواستم بدونم
قراره فردا بازی تایگرز رو تماشا کنیم یا نه
این برنامهها دیوونهم کردن
آره، یکی باید یه راه خیلی بهتر
برای سکس با غریبهها اختراع کنه
- آره - اصلاً چرا توی این برنامهها حساب داری؟
منظورت چیه؟
آخه هیچوقت دنبال اینجور چیزها نبودی
برعکس چیزی که ممکنه فکر کنین، منم مَردم
آره، معلومه که هستی
عجب مردی هم هستی
منظورم از بعد از طلاقت بود
- آره، دیگه وقتشه - حرف نداره
هیولات رو آزاد کن
هرکسی که تاحدودی عادیه
و تاحدودی قدرمو میدونه رو قبول میکنم
همچین برنامهای قطعاً وجود نداره
خب قراره بازی رو تماشا کنیم یا نه؟
آره. آره، خوب میشه
قراره اوسالیوان توی کافه باغشون پخشش کنه
باشه، بهت پیام میدم
خب، میخوایم توی چه ارتفاعی باشه که گرگها نتونن بخورنشون؟
میخوام در مورد قضیهی دانشگاه صحبت کنیم
خب، دانشگاه خاصی رو بررسی کردی؟
نه چندان
با اون خانم مشاور تحصیلیه صحبت کردی؟
نچ
خب، تو چه فکری هستی؟
تو فکر اینم که شاید نرفتم
اگر نری پوله گیرت نمیاد
نمیشه بدیش به یکی دیگه؟
ترجیح میدم بدمش به تو
آره، خب...
آخه فعلاً خانوادهم توان تحمل همچین چیزی رو نداره
منظورت چیه؟
نمیدونم
رابطهی مامان بابام عجیب شده، خب؟
خیلیخب
فعلاً تحمل استرس
ارسال درخواستها و بازدید از دانشگاهها رو ندارن
شاید بتونم شرایط رو برای والدینت آسونتر کنم
بقدر کافی زحمت کشیدی
اگر نظرت عوض شد...
فقط...
دست از سرم بردار
گری؟
گری
یهویی کجا رفتی؟
وای خدا
ظاهرش بدتر از دردشه
دندونت افتاده؟
فقط نزدیکم نشو، باشه؟
صبر کن!
و در مورد این قضیه به شوهرت چیزی نگو
بچهها، میدونم وحشتناکه « شش ماه بعد »
و هرچقدرم بریم پیش روانشناس مثل سابق نمیشیم
ولی فعلاً باید اینو از اینجا ببریم
ما چیکار کردیم؟
الان این سوال دردی ازمون دوا نمیکنه
میشه اینقدر بهش گیر ندی؟
خیلیخب
سوال اصلی اینه که چطوری باید جسد رو تا باغ ببریم؟
وانتت چی؟
- نمیتونم خودم تنهایی جابهجاش کنم - میتونیم با هم جابهجاش کنیم
میخوای به یه جسد دست بزنم؟
خیلیخب، برو ماشینو بیار دم محل بارگیری
نه، نمیتونیم از وانت استفاده کنیم پشتش کاملاً بازه
عالی شد
پس اگر کسی نگاه کرد میگه
"هی قاتلا، این جسد شماست که این پشته؟"
پس از ماشین خودش استفاده میکنیم
No comments yet. Be the first to leave one.