Grosse Pointe Garden Society

Grosse Pointe Garden Society

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Grosse Pointe Garden Society S01E08 The Frost 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
A Commentary by HosseinEsmaily

Tags

webdl
professional_translation
Published on: 2025-04-26
Downloads: 48
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه گذشت...

‫کاملاً ممکنه به همدیگه برسیم

‫طرف زن داره

‫نمی‌دونه فرزندخونده‌ست، مگه نه؟

‫من مادر بیولوژیکیشم

‫برو عضو تیم بیسبال شو

‫برای درخواست‌های ثبت‌نام دانشگاهت خوبه

‫شرایطش رو فراهم کردم

‫تا بتونی روی رویاهات سرمایه‌گذاری کنی

‫و همچنین روی یه نوه

‫این‌کار عملاً اخاذیه

‫واقعاً برای ملیسا مهمه

‫که همه‌مون با هم کنار بیایم

‫آدمای پولدار زیادی رو می‌شناسم

‫که می‌تونن کمکت کنن ‫کسب‌و‌کار ماشینت رو راه بندازی

‫کانر در موردت درست می‌گفت

‫گفت پول زیادی برام درمیاری

‫بچه‌ها، الان... ‫« شـش مـاه بـعـد »

‫باید اینو از اینجا ببریم

‫ما چیکار کردیم؟

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫همیشه به مشتری‌هام میگم

‫که باغبانی فقط بذر کاشتن نیست

‫طبیعت پر از غافلگیریه

‫یه گل همیشه فقط یه گل نیست

‫یه گل آفتاب‌گردون درواقع

‫از هزاران گل‌های کوچیک تشکیل شده

‫که توسط یک ساقه به همدیگه چسبیدن

‫خاک فقط یه لایه از زمین نیست

‫اوه! اوه!

‫تعداد موجودات زنده ‫در یک قاشق چای‌خوری خاک

‫از تعداد آدم‌های کره‌ی زمین بیشتره

‫و اون گیاه‌های توی باغت

‫بی‌سروصدا ننشستن

‫چیه؟

‫از طریق شبکه‌ای زیرزمینی

‫متشکل از قارچ‌ها و باکتری‌ها ‫مشغول صحبت با همدیگه‌ هستن

‫وایسا ببینم

‫آروم باش

‫پس هرکسی می‌تونه باغبانی کنه

‫چطور ممکنه یخبندون شده باشه؟

‫باورم نمیشه همچین اتفاقی افتاده

‫خیلی برای یخبندان زوده

‫مسابقه یک ماه دیگه‌ست

‫ولی برای زنده نگه داشتن یه باغ

‫باید انتظار غیرمنتظره‌ها رو داشته باشی

‫« انجمن باغبانی گروس پوینت »

‫بذارین رو متوسط، بچه‌ها

‫آروم و پیوسته روشون هوا بگیرین

‫درست میشه

‫از کجا اینقدر مطمئنی؟

‫چون ماری‌جوانام رو می‌ذارم توی فریزر

‫و تازه می‌مونه

‫برای گیاه اینطوری نیست

‫فکر کنین می‌خواین ‫به موها یکم حجم بدین، بچه‌ها

‫نه اینکه صافشون کنین

‫جعفری‌ها چطورن؟

‫- یه پاشون لب گوره ‫- اوه

‫ماریلن هم به همین وضع میفته

‫اگر بهش نگیم نمیفته

‫قطعاً خبردار میشه

‫چطوری؟ رفته فرانکمونث ‫وسایل تزئینی باغ بخره

‫اینطوری می‌فهمه

‫دانا! نبینم بهش بگیا

‫- دانا، گوشی رو قطع کن ‫- قطعش کن!

‫- قطعش کن! ‫- دکمه‌ی پایان تماس رو بزن!

‫- دانا، زود باش! ‫- دانا، گوشی رو قطع کن!

‫زنیکه، قطعش کن!

‫خیلی‌خب، حالا فقط باید...

‫- از یخبندون جون سالم به‌در ببریم ‫- آره

‫مادر طبیعت این دست رو نمی‌بره

‫نه تا وقتی من هستم

‫اوه

‫دانا!

‫برو فیوز رو بزن!

‫چیزی که این باغ رو نکشه ‫فقط قوی‌ترش می‌کنه، دوستان

‫یالا!

‫فکر کنم از ماریلن هم ماریلن‌تر باشه

‫اوهوم

‫چرا بهم خبر ندادی؟

‫نمی‌خواستم استرست رو بیشتر کنم

‫- می‌تونستی پیام بدی ‫- گفتی اوضاع وخیمه

‫- این بدتر از یخبندونه ‫- نفس عمیق بکش

‫کِی؟

‫امروز صبح

‫- تا کی؟ ‫- نگفت

‫ای خدا

‫نفس عمیق بکش

‫مامان؟

‫دخترکم

‫دوباره

‫همینطوری بنداز

‫سینه‌ت رو بالای اون زانوی جلویی نگه دار

‫این یارو رو از کجا پیدا کردی؟

‫یکی از پرتاب‌کننده‌های ‫تیم تایگرز رو می‌شناسم

‫داشتن دوست‌های کله‌گنده ‫خوبی‌های خودشو داره

‫راستش، قبلاً دوست‌پسرم بود

‫اونم متاهل بود؟

‫نمی‌دونم منظورت چیه

‫با جوئل دیدمت

‫شاید برات سوءتفاهم شده

‫توی تمام شهر

‫خیلی‌خب، همینطوری پرتش کن ‫اینقدر هدف نگیر

‫ایول

‫یهویی اتفاق افتاد

‫به‌طرز احمقانه‌ای باور کردم ‫که به پسرم اهمیت میدی

‫اهمیت میدم

‫اینطوری نشونش میدی؟

‫با متلاشی کردن خانواده‌ش؟

‫می‌خوای چیکار کنم؟

‫انتخاب کن

‫شوهرم یا پسرم

‫جدی میگی؟

‫خب، وقتی مادر میشی ‫باید انتخاب‌های سختی بکنی

‫اگر نتونم چی؟

‫خودم برات انتخاب می‌کنم

‫اگر بهش بگی، از جفتمون متنفر میشه

‫پس مجبور میشه تصمیم بگیره ‫از کدوم مادر بیشتر متنفره

‫محشر بود

‫سرعت پرتابش تقریباً 144 کیلومتر در ساعته

‫حتی گرم هم نشده بودم

‫برای عضو تیم شدن کافیه؟

‫برای تشخیصش زوده

‫پرتابش دقیق نیست

‫نگران نباش، یادش میدیم

‫یادش میدیم

‫روی پرتاب اسلایدرت بیشتر کار کن

‫یالا، بیا بریم تمرین کنیم

‫خیلی‌خب، این یکی رو خودم حساب می‌کنم

‫نه، نه، نه. امشب مهمون منی

‫ولی داریم موفقیت تو رو جشن می‌گیریم

‫ولی اگر بخاطر تو نبود

‫پول اینا رو نداشتم

‫باشه، ولی بیا روراست باشیم

‫باید به افتخار کسی بخوریم ‫که کامارو رو خرید

‫باورت میشه؟ ‫سر خریدش دعوا شده بود

‫آره بابا، عکسشو دیدم

‫خیلی باحال بود، نه؟

‫خیلی خفن بود، داش

‫خب، با این روندی که اوضاع داره پیش میره

‫استیو میگه باید یه تعمیرگاه باز کنیم

‫اینطوری دلت برای کار کردن

‫پشت دخل مغازه‌ی باغبانی تنگ نمیشه؟

‫بیاین اینجا

‫می‌شناسیشون؟

‫آره. بچه‌های شرکتم هستن

‫چه خبر، دنی‌منی؟

‫بارها بهت گفتم، کانر

‫بگو دنیل

‫اینقدر سخت نگیر بابا

‫خوشت میاد من بهت بگم

‫کان‌چاقال یا همچین چیزی؟

‫مشروب می‌خورین؟

‫اینجا مشروب‌فروشیه دیگه، پس...

‫باشه. آره

‫خیلی‌خب، پس... باشه

‫فردا توی شرکت می‌بینمتون

‫چقدر عوضی بودن

‫نه، پسرای خوبی هستن

‫- واقعاً؟ ‫- آره

‫می‌دونی، فقط یکم ‫نسبت بهم احساس خطر می‌کنن

‫آخه... هیچکس ‫به اندازه‌ی من کار نمی‌کنه

‫- و خودشون اینو می‌دونن ‫- آها، گرفتم

‫بعلاوه، دنی‌منی یکم براش سنگینه ‫که من توی دانشکده‌ی حقوق ییل درس خوندم

‫ولی اون توی "پنسیلوانیا" درس خونده

‫عجب دانشگاه آشغالیه ‫(یکی از بهترین دانشگاه‌های دنیاست)

‫آره، ولی خب... ناراحت که نمیشیم، می‌دونی؟

‫آخه هرچی نباشه

‫مثل برادرها برای همدیگه احترام قائلیم

‫خب...

‫از یه چیز مطمئنم، پسر

‫چی؟

‫برداشتم ازت کاملاً اشتباه بوده

‫اوف!

‫عجب چیزی

‫دو تا دیگه بده لطفاً

‫« سـه مـاه بـعـد »

‫دو روز دیگه یه مراسم رسمی داریم

‫چه باکلاس

‫آره گمونم

‫بگذریم

‫یکم طول کشید ‫تا همه‌چی رو گیر بیارم

‫به‌نظر خسته میای

‫یه نگاهی بهش بنداز ‫مطمئن شو همون چیزیه که لازم داری

‫من که هرشب فقط 4 ساعت می‌خوابم

‫خب، با این شغلی که داری...

‫بقیه‌شو بسپار به من

‫وایسا، وایسا

‫این تنها راهه، درسته؟

‫به عنوان کسی که کارش اینه ‫نظرت چیه؟

‫کسایی مثل کانر ‫هرچی سرشون بیاد حقشونه

‫« سـه مـاه قـبـل »

‫سلام

‫یه لاته وانیل

‫با شیر دو درصد می‌خوام و...

‫یکی از این نقاشی‌های روی دیوار

‫کدوم یکی؟

‫اون یکی چطوره؟ ‫همونی که مجسمه‌ی آزادی و اینا داره

‫منظورت "بانوی عدالت شعله‌ور"ـه؟

‫آره، حالا هرچی

Grosse Pointe Garden Society subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left