The first 200 lines.
آنچه گذشت...
- گمونم زیاد پیشتون نبودم - ولی الان هستی
- چی گیر آوردی؟ - چند تا آتوی درست و حسابی از برت
- چیکار کرده؟ - زنتو
باید اعتراف کنم، پسر خیلی دستکم گرفته بودمت
- چند ماهه حاملهای؟ - لطفاً بهش نگو
دلت نمیخواد الان باهام تنها باشی
وقتی پتی گزارشگر اخبار هواشناسی بود
همکار اسکیپ هاردینگ بود
آزار و اذیت جنسی کار اون بود؟
- بیشتر متقابل بود - تا وقتی تو سگ داری
من هیچوقت نوهدار نمیشم
از شر گیل خلاص شد
شاید از شر مالی هم خلاص شده
هنوزم اسلحه دستته، آره؟
پس فقط کافیه تاکر
به رفقای قدیمیش تو افبیای زنگ بزنه تا آزمایشش کنن
- یا خدا - بس کن!
یارو عاشق زنمه، بابا
« روز مـراسـم »
ماریلن خیلی رو داره
اونقدرام بد نیست
میز 13؟
ما که نمیدونیم میز 13 کجاست
ببین، این اولین باری نیست
که همچین حرکتی زده
یادته توی "لبخندهای کیلومتری" چه میزی بهمون داده بود؟
مجبور بودن برای پر کردن سبد نونمون
تیم جستجو بفرستن
دقیقاً، دقیقاً
میگم، این چطوره؟
رنگش فسفریه
خب آره، ولی الان اینا مد شده
دوران عیاشیهامون تموم شده، خانم
بس کن بابا
ببین، من فقط میگم عروسمون
عضو کمیتهی مراسمه
لیاقتمون بیشتر از میزهای عقبیه
درهرحال که قراره بریم برقصیم
با این کمرت؟
نه، فکر نکنم
هرجا بشینی مهم نیست، عزیزم
مهم اینه که میتونی اونجا باشی
ایکاش همین کافی بود
اینجا گروس پوینته
عه، این چی؟
ببین
داگی از اینا داره
- مدل قدیمیه - آره، ولی عاشقشم
پات کن ببین چطوره
شاید کردم
برم ببینم مدل زنونه هم دارن یا نه
- میشه...؟ - چشم حتماً. الان میام خدمتتون
« انـجـمـن بـاغـبـانـی گـروس پـویـنـت »
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
دوختن یه لحاف مثل باغبانیه
همونطور که گلهای مرده رو از خاک درمیاری
تا جا برای زندگی جدید ایجاد بشه
تکه پارچههای دورریختنی کنار هم جمع میشن
تا چیز زیبایی خلق کنن
ولی چرا باید وقتت رو صرف کاشتن چیزی کنی
که بالاخره میمیره اونم وقتی لحاف تا همیشه موندگاره؟
کاکتوسها رو بردار، دانا
نه، نه، نه، نزدیکتر به بار باشه
ناسلامتی جمعآوری اعانهست
باید مردم رو موقع قمار مست نگه داشت
چنگالهای سالادخوری رو بذارین کنار بقیهشون، لطفاً
ممنون
عه، جت حیوون خونگی دیگه چیه؟
معلومه دیگه، جت شخصی برای حیوون خونگی
شوهر سابقم اهداش کرده
سرمایهگذار مراسمه
مردم واقعاً از این استفاده میکنن؟
خب، نه به اندازهی جت دامپزشکی حیوون خونگی
که باهاش میتونی در مواقع اضطراری حیوون خونگیت رو ببری هرجای دنیا
پیش یه دامپزشک خصوصی
عه، این خیلی منطقیتره
میدونی چیه، سعی کن اینو
برای تولهسگ جدیدت برنده بشی، آلیس
کاشف به عمل اومد صاحبخونهمون اونقدر که فکر میکردیم با سگ میونهی خوبی نداره
یه عزیزدل دیگهتم از دست دادی؟
آخی، بیچاره
این اواخر زیادی غم و غصه کشیدی
آره، برای همین امشب هیچ خبری از غم و غصه نیست
آره، نگرانیهاتون رو
با پالتوهاتون تحویل بدین، سلیطهها
و جوری برقصین که انگار هیچکس نگاهتون نمیکنه
جوری برقصین که انگار همه دارن تماشا میکنن
ایناهاش
- عجب! - عه، ایول
محشره
دانا، برو بخارشوی رو بیار
خب... وضعیت در چه حاله، دکتر؟
دهانهی رحم بهخوبی بستهست
عه، برای سه ماههی اول حاملگی عالیه
میشه سرتو از اونجا بکشی بیرون؟
من که قبلاً هم دیدمش
سرت این بالا باشه، جناب
نگران نباش، پدر خان
میتونی از خیلی راههای دیگه مشارکت داشته باشی
بابای بچه اون نیست
ببخشید، کار فوریه
سلام پم
میخواستم بدونم
اگر هتل باشگاه نداره
چرا دارم یه مربی با خودم میبرم؟
پس... کی قراره برای بچه کمکت کنه؟
خدمتکار خونهم
خدمتکارت شبکاره؟
به معنای واقعی کلمه حاضره در ازای پول هرکاری انجام بده
و میخوای کجا زایمان کنی؟
خب، دفعهی اول توی رختکن بانوان زایمان کردم
پس حاضرم هر گزینهای رو در نظر بگیرم
خب... چی شد که به اینجا رسیدیم، بردی؟
خیلیخب، وقتایی هست که داری با عجله میری ناهار
و سوار ماشینت میشی و یهویی متوجه میشی
عینک آفتابیت رو فراموش کردی
و بعد با خودت میگی برگردم داخل و دیر برسم
یا تا آخر روز بخاطر آفتاب اخم کنم
و خطر چند تا چروک بیشتر رو به جون بخرم؟
اوهوم؟
حالا تصور کن عینک آفتابی
قرص ضدحاملگی منه
آها
چقدر واقعی بنظر میاد
واقعیتر از این دیگه نمیشه
میدونم فشار این قضیه خیلی زیاده
ولی اگر چیزی نیاز داشتی من هستم
دکتر اوانز؟
باید چیکار کنم؟
توی این مورد نمیتونم کمکت کنم
نباید اینقدر پیشغذاهای دریایی انتخاب میکردم
عزیزم، مطمئنم عالی پیش میره حرص نخور
به دانا میگم چند تا اپیپن بخره (آمپول اضطراری ضد حساسیت)
اوه، نه، نه، نه!
نگو که وسایل تزئینی باجهی عکس یادشون رفته
جولی باید تا قبل از ساعت 10 بره
خیلیخب، نفس عمیق بکش
خودم بچهها رو از پرستاربچه تحویل میگیرم
آخه...
میخوام امشب بینقص باشه
چیه؟
چیزی که ممکنه
بینقص بودن شبت رو یکم خدشهدار کنه
نتیجهی آزمایش سگ دوستته
اگر خبر خوبی باشه چی؟
اگر خبر بدی بود چی؟
شاید گلوله با اسلحه مطابقت نداره
یا شایدم داره
- حالا چیکار کنم؟ - بیا بازش نکنیم
ولی... دلم میخواد بازش کنم
شخصاً ترجیح میدم بهجاش سر میز رولت قمار کنم
باید اعتراف کنم، پسر
خیلی دستکم گرفته بودمت
امروز اخراج شدم
وقتی کارت تموم شد کلنگ رو برگردون
چیه؟
فکر کنم جفتمون میدونیم قضیه چیه
ببخشید
مغازه هنوزم بازه؟
ببخشید، امشب بخاطر جشن باغ تعطیلیم
فردا برمیگردم
خب چی میخوای؟ عذرخواهی؟
منو جلوی کل شرکت تحقیر کردی
تو سعی کردی منو بفرستی زندان
حالا داری زنمم ازم میگیری؟
خب که چی؟ میخوای منو بکشی؟
نه، بچههاتو ازت میگیرم
کادیلاک مشکیه ماشین ماست ماشین دومی از جلو
شب خوبی داشته باشین
« مـونـاکـو در زیـر سـتـارههـا »
- اوه، شامپاین میخوری؟ - آره لطفاً
- ممنون - اوه، ممنون
- چطورین؟ - سلام، خوشحالم میبینمتون
چطوری ملانی دالتون سر میز 9 نشسته؟
شوهرش تولیدکنندهی تمام کفپوشهای سه شرکت خودروسازی بزرگ کشوره
لباسشم از همون جنس دوخته؟
بس کن، بدجنس نباش
خب، رسیدیم
چندان بدک نیست
ما که سر میز 13 هستیم
دیگه نیستیم
هیچکس حق نداره پتی رو بندازه یه گوشه
خب، حالا دیگه شب بهیادموندنیای میشه
برت
عه، سلام
یکم پیش بهت زنگ زدم
که ببینم کی میای
آره، آره، خیلی درگیر
سازماندهی اقلام مزایده بودم
سه جلسه با یک مربی زندگی دارای مجوز
آره، گمونم برای سر و سامون دادن زندگیت
همین کافیه، ها؟
من شاید چند جلسهی بیشتر لازم داشته باشم
خوشگل شدی
خودتم زیر تمام این خاک و خل چندان بدک نیستی
خب، هنوزم بلد نیستم پاپیون بزنم
حالا دخترکش شدی
همم
ملیسا...
No comments yet. Be the first to leave one.