The first 200 lines.
« آنـچـه گـذشـت »
بلایی سر سگم آوردی؟
از کی تابحال اسلحه داری؟
بعد از اینکه خونهمون رو دزد زد بابام اینو بهم داد
- حالا مدیونمی - چی میخوای؟
هرموقع چیزی خواستم بهت میگم
- مامان، بابا کجاست؟ - رفت
- کی برمیگرده؟ - هیچوقت
با جوئل دیدمت
- شاید اشتباه برداشت کردی - همهجای شهر
بین شوهرم و پسرم یکی رو انتخاب کن
چرا منو ول کردی و رفتی با همچین آدمی؟
اول تو منو ول کردی
- هدفمون چیه؟ - که از برت آتو گیر بیاریم
یه چیز بهدردبخور برام پیدا کن
چطوری جسد رو ببریم باغ؟ « شـش مـاه بـعـد »
پس با ماشین خودش میبریمش
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
« انجمن باغبانی گروس پوینت تقدیم میکند » « موناکو زیر ستارهها »
به جشن موناکو زیر ستارهها خوش اومدین
روش خط نندازیا
نکتهی اولی که باید بدونی اینه که همهشون بیشعورن
لازم نیست بهم بگی، خودم میدونم
میدونی چیه؟
جاش رو بهم نشون بده خودم میرم پارک میکنم
نگران نباشین، خانم کاملاً مراقب ماشینتون هستیم
- ممنون - خواهش میکنم
شماره پلاک رو روی برگه بنویس و سوئیچ رو بذار توی داشبورد
- اینجا همهچی درهم برهمه - بهنظر ساده میاد
برو اول اونا رو انجام بده
توی این شهر کی کادیلاک مشکی نداره؟
« انـجـمـن بـاغـبـانـی گـروس پـویـنـت »
« یـک مـاه قـبـل »
ممنون که اومدی
راستشو بخوای یهخرده تعجب کردم که پیام دادی
فورد توی دانشگاه قبول شد
- چی؟ - برای ثبتنام زودهنگام
- وای خدا - دانشگاه البیان
- محشره - آره میدونم
خیلیخب، به...
به حسابدارم زنگ میزنم تا کارهای پرداخت رو شروع کنه
برای شهریه، خوابگاه
تو فکر بودم یه حساب
- برای خرج تفریحاتش براش باز کنم - نه، نیازی نیست
محض احیاط، شاید دلش خواست
برای خودش لباسی بابلتیای چیزی بخره
بهش بورسیه دادن
عجب
پس دیگه نیازی به صدقههات نداریم
میشه حداقل بهش تبریک بگم؟
بهش میگم خیلی خوشحال شدی
- منظورم اینه که... - میدونم منظورت چیه
دیگه نیازی نیست توی زندگیهامون باشی
فقط میخوام اینو بدونی که هیچوقت بهش نگفتم فرزندخوندهست
ولی این تاثیری توی صحبتی که در مورد 17 سال اخیر عمرش داشتیم نداشت
مطمئنم خیلی ناراحته
منو که بخشید
جواب...
جواب تماسهای منو که نمیده
خب، تو مامانش نیستی
نوشیدنیت مهمون من
هرچیزی فصلی داره
درست مثل زمستون توی یه باغ
گاهی بهنظر میاد زندگیهامون در زمان منجمد شدن
توام همینطور بعدی تویی. بعدی تویی
ایول همینه
ای وای
عزیزم، عزیزم، عزیزم عزیزم، عزیزم، عزیزم، عزیزم
نمیتونم اجازه بدم روی این مبل بمیری
خیلیخب
باید دوباره یه هدف پیدا کنی
چی مهمتر از جون سالم بهدر بردن
از آخرالزمان زامبیهاست؟
عزیزم، میشه لطفاً...؟
به سرپرستی گرفتن "گیل"
وای خدا
آره
وایسا ببینم، کی اسم سگو میذاره گیل؟
ولی زمستون میتونه زمان رشد هم باشه
حتی اگر دردناک باشه
فقط چون مامانبزرگ و بابابزرگ دارن طلاق میگیرن
دلیل نمیشه دوستتون نداشته باشن
- یعنی دو تا جشن کریسمس گیرمون میاد؟ - آره، چرا که نه
- دو تا حانوکا چی؟ - ما که یهودی نیستیم
چرا نمیتونیم جفتش رو جشن بگیریم؟
فکر کنم یه بندهخدایی میخواد هدایاش رو به حداکثر برسونه
نگران نباش، عزیزم
امسال یهخرده بیشتر لوستون میکنیم
دو تا کریسمس و حانوکا
حالا شد یه چیزی
منظورم اینه که...
داشتن احساسات شدید در مورد این قضیه عادیه
ولی هیچی عوض نمیشه
جز اینکه داریم خونه رو میفروشیم
وایسا ببینم، چی؟
میخوایم تو مشاور املاکمون باشی
هورا، مامانی
- هورا - ایول
میگما مامانبزرگ میشه خونهی جدیدت استخر داشته باشه؟
بابابزرگ...
آره، تب جفت بچهها خیلی بالاست
چی میگه؟
پس مدام بهشون مایعات و سوپ و اینا بدم
- مریضیشون چیه؟ - هیس
باشه، متوجه شدم خیلی ممنون، دکتر کوهن
- سرخجهست؟ - نه
روزئولاست؟
نه، از این چیزا نیست
- عفونت تنفسی سادهست - یا خدا
حالشون خوب میشه
من چی؟
شوخیت گرفته؟
این هفته چند تا از موکلهام از سیاتل میان
خب که چی؟
خب نمیتونم بیفتم زیر دستگاه تنفسی
پس همون کاری که توش ماهری رو انجام بده و از بچهها دوری کن
منظورت از این حرف چیه؟
جفتمون میدونیم که همیشه خودتو در اولویت قرار میدی
توی بزرگسالهای مسنتر میتونه باعث ایجاد عوارض بشه
- اونقدرام مسن نیستی - دقیقاً
حتی اونقدر سن ندارم که بخوام واکسنش رو بزنم
پس برو توی هتلی جایی اتاق بگیر
چرا نمیشه اونا برن خونهی برت؟
شوخیت گرفته؟
- اون باباشونه - این هفته نوبت اون نیست
کل خونه رو آلوده میکنن
باورم نمیشه داری این حرفا رو میزنی
مل، صبر کن
بهشون بگو دوستشون دارم
این دیگه چه کوفتیه؟
اوه
- مزهش خیلی خفنه - مزهش شبیه همبرگره
این کروک موسیوهای کوچولو که خوشمزهن
ساندویچ همبرگر و پنیره
از بوی اینا دارم حالت تهوع میگیرم
این رولادهای مرغ کوچولو چی؟
مزهی ناگت میدن، برت
سرآشپزه ستارهی میشلن داره
توی چی؟ ناهار درست کردن برای بچههام؟
این سومین مسئول پذیراییه که ماریلن پیدا کرده
خیلیخب، کسی 500 دلار بابت اومدن به جشن ما نمیده
که بعدش ماهی لقمهای بخوره
- الانه که بالا بیارم - سرم داره گیج میره
- فشار زیادی روته - نه بابا، حالم خوبه
فروختن خونهی والدینت کار آسونی نیست
شوخی میکنی؟
خدا تومن کمیسیون گیرم میاد
کل دوران بچگیت رو اونجا بودی
خب، حالا دیگه بزرگ شدم
بعلاوه، هیچوقت نمیشه برگشت به گذشته
بگذریم...
ماریلن قراره یه برندهی جایزهی جیمز بیرد رو
از شیکاگو بیاره
نمیدونم این که گفتی چیه ولی همیشه گرسنهم
سینی مزه چهارشنبه آماده میشه
- حالا من داره سرم گیج میره - اوه
آره، چند تا بچهی مریض دارن میان خونهم
- و منم یه تولهسگ جدید گرفتم - بیخیال
باید هر دو ساعت بره بیرون
و این مدت خواب درست و حسابی نداشتیم
نمیتونین پرستار شبی چیزی بگیرین؟
برای سگ؟
شاید بهتر بود بچهدار میشدی
نه، اون خیلی بدتر میشد
ولی اونطوری همه میخواستن بهتون کمک کنن
هیچکدوم اینا بهدرد نمیخورن
همهچی رو برام تعریف کن
خب، داگ هنوز نیومده
نه، نمیتونم صبر کنم نمیتونم صبر کنم
خیلیخب
میخواستیم با همدیگه بهت بگیم
خبرت چیه، آلیس؟
براش برنامه نداشتیم
بس کن تورو خدا
خانوادهمون داره بزرگتر میشه
ایول. ایول
اومد
کی اومد؟
گیل، بچهی جدیدمون
گیل؟
دیدی گفتم از نظرش بامزه نیست؟
یه عالمه کمک نیاز داریم
- مرکز نگهداری سگ چی؟ - خیلی گرونه
اونا غریبهن
آره، و خیلی ترجیح میدیم پیش یه عضو خانوادهمون بمونه
آره
تمرین خوبی برای روزیه که قراره مامانبزرگ بشی
آخی
باید برگردم سر کار
- باشه. روز خوبی داشته باشی - ممنون عزیزم
ازت خوشش میاد
میدونم نقشهت چیه
اگر اینکارو بکنی خیلی برای پسرت باارزشه
همچین کاری نمیکنم
تازه راضیش کردم ببخشتت
اینکارت اخاذیه
تو مدیونمی
سلام
به خونه خوش اومدین
وای خدا. داخلش از بیرون هم خوشگلتره
No comments yet. Be the first to leave one.