The first 200 lines.
آنچه گذشت...
ظاهراً یکی بانوی عدالت شعلهور رو خریده
هیچکس نقاشیهات رو نمیخره، پسرم
- من که دارم میفروشمشون - به این دو نفر
میدونی چی واقعیه؟
مدیر منطقهای شرکت تابلوسازی بودن
ده سال متوالی هم جام قهرمانی مسابقات باغبانی
جنوبشرقی میشیگان رو بردیم تا اینکه بلومفیلد هیلزیها
با مگنولیاهای تراریختهشون تقلب کردن
پارسال با اینا جام رو بردیم
یهویی پیدات شد، بهم بورسیهای دادی
که لیاقتشو نداشتم
تو یه سرمایهگذاری هستی
فکر کنم بیشتر از این حرفام
فقط میخوام بفهمم جای من توی این قضایا چیه
جایی نداری
نمونه نوشتار که همینطوری بصورت جادویی « شـش مـاه بـعـد »
روی میز سردبیر ظاهر نمیشه
من برات ارسالش کردم
مگه مربی زندگیش هستی، برت؟
لطفاً بس کنین
کی تو رو بهتر میشناسه، آلیس؟
شوهرت یا این دلقک؟
جواب سوالمو بده
اصلاً لازم نیست جواب بده
بگو دیگه
اون یا من؟
جواب سوالمو بده
هیچکدومتون
دیگه خسته شدم از بس همه فکر کردن
میدونن چی به صلاح منه
باید بره نیویورک
نه، باید یه خانواده داشته باشه
میشه لطفاً بریم؟
من جایی نمیرم
- آلیس، میشه لطفاً...؟ - من جایی نمیرم
- بس کن - بس کن دیگه
کدوم مربع کار توئه، عزیزم؟
تمام بهترینهاش
کی قایق بادبانی رو درست کرده؟
ماریلن
همهش برای امر خیره
واقعاً گل کاشتی، ماریلن
حتی شامپاین هم امسال بدون گاز نیست
پسر خوشتیپت چطوره؟
داگ تازه توی شرکت تابلوسازی ترفیع گرفته
چه هیجانانگیز
داره میره برای مدیریت
بهم دست نزن
آروم، آروم، آروم
- بس کنین - بچهها، بچهها
- بکش عقب - بس کنین
- هی، هی - آروم باشین، آروم
از اون زمان که توی دبیرستان
دیوار پمپبنزین رو خط خطی میکرد خیلی پیشرفت کرده
اون بیشتر سوءتفاهم بود
داگی
خب، خوشحالم راهشو پیدا کرد
ما هم خیلی بهش افتخار میکنیم
بالاخره یه گروس پوینتی درست و حسابی ازش میسازیم
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
« انـجـمـن بـاغـبـانـی گـروس پـویـنـت »
داگی، میدونم ناراحتی عزیزم « دو مـاه قـبـل »
ممنون میشم اگر بهم زنگ بزنی
از بازار میوهفروشها مانگو خریدم
نه، اشتهام کور شده
بالاخره دلخوری رو کنار میذاره
تو از کجا میدونی؟
چون مادر معرکهای هستی
میدونم
میدونم
هیچوقت نیت بدی نداری، عزیزم
میدونم
گمونم واقعاً تقصیر من نیست
پس اینقدر به خودت سخت نگیر
و یکم...
مانگو بخور
اگر دهنت رو میبستی
هیچکدوم از این اتفاقات نمیفتاد
تو بودی که نقاشیهای کوفتیش رو خریدی
خب، زنش هم خرید
تو باید عقلت میرسید که اینکار اشتباهه
و توام باید درستش کنی
در هر رابطه یه باغبان داریم و یه باغ
یکی اون یکی رو پرورش میده
نمیخوای دیگه نقاشی بکشی؟
که چی بشه؟
ممنون
برای رشد باغ
باغبان باید به میزان مناسب بهش توجه کنه
خبری از بچهت نشد؟
نوشیدنی چیزی میخوری؟
یکم شراب میخوام
باشه
یه لیوان برای منم بریز
اگر زیادی توجه کنی طرف مقابل ازت فاصله میگیره
خب... هنوز خیلی کار داره
بخصوص اون بخشی که تخمدانهام زنده میشن
و پتی رو میبندن و گروگان میگیرنش
محشره
- واقعاً؟ - بامزهست، هوشمندانهست
خیلی...
خیلی خاصه، آلیس
اگر بهقدر کافی بهش توجه نکنی
رابطهت پژمرده میشه و میمیره
هرکی هم فردا برنده بشه
برندههای واقعی باغهای اجتماع ما هستن
زیادی با رقیبمون مهربون نباش
باید شهردار باشم، ماریلن
- نه فقط شوهر تو - جناب شهردار، تشریف میارین؟
بخش سختش اینه که بفهمی
تو باغبانی یا باغ
خانم رئیس
سلام تئودور
از پشت خیلی لاغر بهنظر میای
بوی ادکلن جدیدت به مشامم میرسه؟
یا دارین توی باغتون از نفتالین استفاده میکنین
تا راکونها رو فراری بدین؟
از ادرار گوزن استفاده میکنیم
پس بوی همینه
امسال از همیشه خوشگلتره، مگه نه؟
توی قفسهی جوایزمون خیرهکننده میشه
یهخرده جلو جلو خیالبافی نمیکنی؟
نه وقتی داور ببینه چی تو چنته داریم
داور جدیده
ریکو
فامیلی نداره
جوری میگی انگار خودم نمیدونم
اسطورهی منظرسازیه
عمارت اپرا رو خودش طراحی کرده
اونم فامیلی نداره
جوری میگی انگار خودم نمیدونم
توی دردسر افتادی، تدی
نکنه توی هومدیپو مجسمههای کوتوله رو حراج کرده بودن؟
آلالههای کیوشو گیرمون اومده
چه بامزه
از نظرت دورگههای فوکوئوکایی بامزهن؟
خیلی نازن
شلوار صورتیت رو خیس میکنی
شاید، ولی رنگ شلوارم گلبهیه
و ما بلومفیلد هیلزیها هم یه سورپرایز کوچولو داریم
چی؟
نمیخوام روزت رو خراب کنم
خب، قیافهی شخمیت خرابش کرد
ببخشید چی؟
بگو
خیلیخب. میشه دوباره بگی کارت کولز چقدر بود؟
هر سال همین کارت رو در ازای پنجاه دلار بهم میده
چرا هیچوقت ازش استفاده نمیکنی؟
من فقط گوچی میپوشم
خیلیخب پس
اندازهی کارت کولز و آوتبک
لیننز اَن تینگز و دانکین دوناتت میذارم وسط
و با کارت سفورا 200 دلارم میذارم روش
اوه
داری با کادوی تولدم شرط میبندی؟
یادم رفت بهت بدمش
خیلیخب
ببینیم چی تو دستت داری، خانم بردلی
حدس بزنین کی قرار نیست امسال بره خرید کریسمس؟
این کارت سفورا مال منه
باشه
یه دست دیگه بازی کنیم؟
باید برگردیم سر کار، برای همین...
باشه
پس، فردا بازی میکنیم
باشه؟
بهت پیام میدیم
یه سر میرم فروشگاه توریبرچ و یه عالمه کارت هدیه میخرم
اوه
یه ساقی استخدام کنیم؟
قرار نیست بازی کنیم، خانم
این که خیلی خوش گذشت
متوجه هدف همچین دورهمیای نیستی
هدفش چیه؟
حرف زدن پشت سر رئیسهامون
تو که اینکارو جلوی روم انجام میدی
ولی بقیهی دخترا نمیتونن
برای بعضی از دوستهات کار میکنن
اون زنها دیگه دوستهام نیستن
خب، همیشه میتونی آنلاین بازی کنی
تمام شد
فکر کنم بهترین باغمون تا این لحظهست
خب حالا چیکار کنیم؟
دعا میکنیم
تو کی مذهبی شدی؟
فقط...
فقط نیاز به یه پیروزی دارم
جام قهرمانی کسبوکار ماشینت رو زنده نمیکنه
چه ببریم چه ببازیم، مهم مسیریه که طی کردیم
عزیزم، این چیزیه که بازندهها میگن
پس... فردا دیگه تموم میشه؟
خب، فصل بعد که هست
آره، ولی تا اونموقع با همدیگه مراوده داریم
یا تا بهار فقط پستهای اینستاگرام همدیگه رو لایک میکنیم؟
من اینستاگرام ندارم
کاترین
قراره ببازیم
منظورت چیه؟
یه سلاح مخفی دارن
No comments yet. Be the first to leave one.