أول 200 سطر.
آنچه در بل ایر گذشت
من همیشه شیفته کارت بودم
مطمئن نیستم آماده باشم
که یکی از آخرین قطعاتم رو نشون بدم
تو اینو انتخاب کردی که هنرت رو کنار بزاری نه من
بخشی از من بخاطرش دلخوره
مردم حتی میگند تو می تونی برای انجمن هنری نیمان
کاندید مناسبی باشی
چی؟ این یک افتخاره
آشپز تشنه ؛ نه؟
مردم عاشق آشپز تشنه هستند
نمی دونم فقط مثل تو نبود
این نیست
من نمی فهمم چرا مهمه که بابام پلیس باشه
اون رییس پلیسه
و اگه مهم نبود چرا بهم نگفتی؟
اینطوری نیست که تو بهم بگی بابات چیکار می کنه
ببخشید من نمی تونم به این سوال جواب بدم
چون من اصلا اون کاکاسیاه رو ندیدم
از وقتی که رفت
ویل این ایده رو مطرح کرد
برای رفتن از فیلی
به تمام فرصت هایی که اون میتونه اینجا داشته باشه فکر کن
انگار سعی میکنی جای من رو بگیری
ویل رو دیدی؟
نه ببخشید پلیس لس آنجلس
باید با صاحب خونه صحبت کنیم
تو دختر رییس ویلکس هستی؟ آره
مهمونی تموم شد
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
به اون مگش نگاه کن عزیزم
آره ؛ یاماکراو تا حالا فهمیده
باشه پسرم بیا
بیا با اعضای مجلس هرناندز تماس بگیریم
میتونیم از وسیله های گلف اون پشت استفاده کنیم؟
اونا تزیینی هستند
راه رفتن برای روحیه من خوبه
و بخشی از تنبیه توئه
....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
خیلی خب بریم بله قربان
دوباره بهم یادآوری کن
چرا ویل مجازات نمیشه؟
مجازات اون به تعویق افتاده چون روز تولدشه
ببین همه چیز داره خراب میشه
خارج از تناسبه
کمترین خسارت به خونه وارد شد
علاوه براین پلیس به ما فقط درباره تخلفات صوتی گفت
خوش شانس بودی که لیزا اونجا بود و با پدرش تماس گرفت
و من تونستم کمیسر پلیس رو متقاعد کنم
تا موضوع جایی درز نکنه
صبر کن ؛ با کمیسر پلیس معامله کردی؟
من فقط به رقیبم در انتخابات اشاره کردم
اون رییس پلیسه
و شاید به نظر برسه که خانواده ما رو هدف قرار دادند
شب مهمونی تو
لعنتی
ممنون بابا؛ منظورم همینه
قابلت رو نداشت اینو یک لطف در نظر میگیرم
من تمام تلاشم رو برای حفظ آینده تو انجام میدم
می فهمی؟
ببین من واقعا از تو و عمو فیل ممنونم
تنبیه منو برای مدت کوتاهی به تعویق انداختند
این بهترین هدیه تولد میشه
خب تو تازه ۱۷ ساله میشی درسته؟
و خب شاید ما نباید درباره وضعیت مهمونی صحبت کنیم
بهم اعتماد کن ؛ من نمیخوام به مادرم استرس وارد کنم
بیشتر از چیزی که الان داره
سلام
اون دختر رو ببین ؛ سلام مامان
تو موفق شدی دوستت دارم عزیزم
پسر ؛ من نمی تونستم تولدت رو از دست بدم
خودتو ببین ؛ دلم برات تنگ شده
دلم برات تنگ شده خیلی دلم برات تنگ شده
سلام خواهر
جدی میگم ویو
واقعا خوبه که می بینمت
و ممنون از تو و فیل که منو به اینجا آوردید
و برای تحمل این یکی
ما فقط کاری رو می کنیم که خانواده ها می کنند
پشت هم هستند
خیلی خب بریم باشه
پسر
پسر ؛ فکر کنم قدت بلندتر شده
نه نه مربی حواسش به کل تیم ما هست
انواع ورزش ها رو انجام میدیم همیشه ما رو تقویت می کنه
و بعدش همه اینا رو با هم تراز می کنیم
یکی از بهترین مدارس کشوره
اونو ببین ؛ اسکمانسی فانتزیه
آره
بهم بگو این فیلم بعدیه
برای کسی که تو رو روی نقشه قرار داده
نه. هنوز نه
باید انتظار ایجاد کرد
و گرنه به سرعت پخش میشه
آره ولی اعداد
با این حال در اون فیلم سرآشپز جذاب
سه میلیون بازدید داشت و در حال افزایشه
و این آموزش های معمولی قدیمی تو
یکم از اون بازدیدها رو دریافت کن
نمی خوام شتابت رو از دست بدی
منم نمیخوام
خیلی خب
خب پس چرا متوقف شدی؟
من به پدر و مادرم گفتم که این چیزیه که
باید اونا رو بیشتر براش آماده کنم
پدر و مادرت؟
چیه ؛ تو میخوای از اونا رضایت نامه بگیری؟
کایلو، چاقوهایی در دسترس من هست
واقعا میخوای بری اونجا؟
نه ؛ این تقصیر منه
دارم بازی می کنم
اما من از دیدن یک فرصت متنفرم
که داره از دستت میره
نمیدونی که قراره
بزاری بالاترین رتبه سیاسی برنده بشه؟
خب من هیچوقت شکست خوردن رو یاد نگرفتم
چرا ما کادی ها رو نمیزاریم؟
درحالی که ما جلوتر میریم پاهاشون رو دراز می کنند؟
اگه تو بگی میشه
ما می بینیم این حفره چطور عمل می کنه ؛ خیلی خب؟
تو واقعا احساس خوبی داری
پس، نماینده مجلس هرناندز
میتونم روی تایید تو حساب کنم
من دوستت دارم فیل ؛ اما در رقابت تنگاتنگی هستی
و به نظر نمیرسه خانواده خودت رو جمع و جور کرده باشی
خانواده من در صندوق رای نیستند
اما اونا در ذهن رای دهنده ها هستند
تا جایی که من شنیدم ؛ همسرت
از مسیر کمپین خارج شده
از زمان خارج شدن اون از مراسم خیریه
دختر تو داره فیلم های تحریک کننده آشپزی میزاره
و مهمونی های پسرت
که توسط پلیس توقیف میشه
همه اینا بی ربطه چون من الان به تایید شورا اصلی رسیدم
هیچ لکه ننگی روی من نیست
اینا واقعیت هاست
اگه میخوای برنده بشی خانواده خودت رو مرتب کن
چون بهت میگم فکشون خوب بود
اما چیزی در استیک پنیر نیست
از یک فروشگاه خوب پاپی
چی؟ بجنب دیگه
من اونقدر دور نمیرم
میدونم ؛ باشه؟
اما ببین ؛ من کیفت رو میبرم بالا
راحت میشی
مامان ؛ ما اینجا خیلی خوش میگذرونیم
باشه
این دایانه
میدونی، کوچکترین دخترش
تازه در هاروارد بورسیه تنیس گرفته
خوبه ؛ خوش به حالش
من بیست ساله که دایان رو ندیدم
از آخرین باری که اینجا بودی چقدر میگذره؟
بیست سال؟ تو عروسی بود
و اون زمان نمی تونستی برام هواپیمای شخصی بفرستی
ما همه ورشکسته بودیم
دختر ؛ یادم میاد ته مونده غذا رو میخوردیم
هرچی از پذیرایی مونده بود دو هفته از اونا میخوردیم
آره
خب دیگه این مشکل رو نداری
حق با توئه
خیلی چیزها تغییر کرده
خب اولا بچه های ما اصرار دارند که بزرگ بشند
ویل تقریباً یک مرده
و من فکر می کنم ممکنه
شاید بهتره در مورد پدرش بهش بگم
بهش چی بگی؟
خب همه چیز
کل داستان
صبر کن ؛ تو طولانی و سخت فکر کردی
درباره اینکه چه تاثیری ممکنه روی ویل بزاره؟
...میفهمم اما ممکنه بهش آسیب برسونه
و ممکنه ناراحت بشه
اما اگه دلایل خودم رو توضیح بدم
دلایل؟ ممکنه از ما متنفر بشه
تو براش آماده ای؟
چیه؟ خیلی دلم میخواد این کار رو بکنم
نباید ادامه بدیم ؛ چون مامانم همین الان اومده
از روزی که با هم آشنا شدیم ندیده بودم اینطوری لبخند بزنی
منظورم اینه من پسر مامانی هستم
و نمی ترسم که بهش اعتراف کنم
این خیلی خوبه مطمئنم مامانت عالیه
درسته
خودت باید بری ببینیش
اون تازه رسیده
تو فکر می کنی اون خوشش میاد یک دختر تصادفی
با پسرش بگرده؟
پرچم اون بازی رو ببین
تو یک دختر تصادفی نیستی ؛ باشه؟
اما حق با توئه ؛حق با توئه
شاید فردا بتونی ببینیش
در شام تولدم
باشه
میتونم یواشکی از کنار پدرت رد بشم
اما تو باید کارلتون رو کنترل کنی
از وقتی که متوجه ما شده
داره حالم رو میگیره
باشه من با کارلتون کنار میام
No comments yet. Be the first to leave one.