As primeras 200 linias.
آنچه گذشت...
آیا ته دلم میگم ایکاش
با یه گروس پوینتی ازدواج میکرد که فقط دلش میخواست
یه مشت نوهی خیلی ناز بهدنیا بیاره؟
تو الهامبخششی
میخوام کنار تو مثل بزرگسالها زندگی کنم
- چیزی فروش رفته؟ - اونقدر بوده که کرایهمون دربیاد
خسته شدم از بس سنگ صبورت بودم
- رفاقت یعنی همین - این رابطهمون راه به جایی نمیبره
هر آتویی تونستی پیدا کن
برای گرفتن سرپرستی بچهها آتوهای زیادی لازم دارم
یجورایی توافق کرده بودیم
اون هزینهی دانشکدهی حقوقم رو میده
و وقتی من شغل گیر آوردم نوبت اونه
- دیشب خیلی خوش گذشت - یکم بالا گرفت
- از نوع خوبش؟ - از بهترین نوعش
تصمیم گرفتیم بهجاش بنفشه بکاریم
خب، داستانی که اونا تعریف میکنن با جعفریها فرق میکنه، کاترین
ماریلن رو میکشم
پس من روانیم که تصور کردم
داشتیم له له میزدیم با همدیگه بخوابیم؟
اگر باعث شدم برات سوءتفاهم بشه معذرت میخوام
پسرت داره کل زندگیش رو خراب میکنه
و باید یه فکری به حالش بکنیم
همهمون میدونیم توی زندگی زناشوییت چه خبره
همین امشب وسایلت رو از دفترت جمع کن
چطوری جسد رو ببریم باغ؟ « شـش مـاه بـعـد »
من میتونم جسد رو ببرم
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
حواسها جمع!
خوش اومدین، خیلی خوشحالم
امسال دوباره میبینمتون
بفرمایید تو. یه لیوان شامپاین بردارین
به "موناکو در زیر ستارهها" خوش اومدین
لورین، این لباست واقعاً داره کاری که
بابتش دوخته شده بوده رو انجام میده
ممنون
واقعاً محشره، مگه نه؟
تعریف از خود نباشهها
ولی واقعاً جای تعریف داره!
جورج، با این شالکمر اصلاً نشناختمت
هیزل، مشغول ماموریت مخفیای چیزیه؟
چون شبیه جیمز باند توی فیلم اختاپوسی شده
نمیتونم توی اون رستوران نوبت بگیرم
پس نمیدونم باید چیکار کنم یا با کی...
سلام! وای خدا...
بفرمایید شامپاین میل کنین
سلام! خب، ممنون
امیدوارم دستچکت رو آورده باشی، فرد
عه! اومدی
هر مربع بیانگر بخشی از
تاریخچهی گروس پوینته
تا زمان ساخت فورد مدل تی
عه، شروع شد!
آماندا میلز 2500 دلار پیشنهاد داد ممنون آماندا!
کسی سه هزار دلار پیشنهاد میده؟
« هشدار حرکت: اتاق خواب »
سه هزار دلار
خیلیخب، این تازه اولشه دوستان
پس کی میخواد بیشتر پیشنهاد بده؟
هنک؟ هنک؟
چهرهی خانمت داره به همهمون میگه
که شاید تو بخوای
باز!
خدا لعنتت کنه باز!
چطور تونستی همچین کاری باهام بکنی؟
« انجمن باغبانی گروس پوینت »
« پنج ماه قبل »
فقط میخواد بدونه
چرا صدور مجوز سالن ناخنش اینقدر طول کشیده
شهرداری فعلاً مجوزی برای سایهبانهای جدید صادر نمیکنه
ناسلامتی تو شهرداری، باز
وظیفته به مردم شهر کمک کنی
مردم شهر فقط دوستهای خل و چلت نیستن
اوه
آقای فینگرز
صبحونهت رو تموم کردی
ماریلن، میشه نذاری بیاد روی میز؟
خوشم نمیاد جایی که غذا میخورم
خاک گربه بریزه
خب، شاید اونم خوشش نمیاد
که پنجرهها رو باز میذاری
توی خونه هوا خیلی خفه میشه
بیرون پر از گرگ صحراییه، باز
امشب دیر میام
امشب قراره اسوبوکو درست کنم
ما مجبوریم موقع شام هم کار کنیم
- ما یعنی کی؟ - چی؟
گفتی "ما مجبوریم موقع شام هم کار کنیم"
تو و کی؟
تارا، معلومه
ظاهراً وقت زیادی رو با هم میگذرونین
اون تنها عضو تیمه
که حاضره اینقدر وقت بذاره
میتونیم بعداً در موردش صحبت کنیم، باشه؟
میشه فردا اسوبوکو بخوریم؟
هرچی بیشتر توی مواد خوابونده بشه لطیفتر میشه
تو که با من شام میخوری مگه نه آقای فینگرز؟
بیا بغلم
مردم عادت دارن بگن مادر بودن
سختترین شغل دنیاست
بهنظر من پرورش دادن یک باغ سالم هم
همونقدر دشواره
از تجهیزات گرونقیمت گرفته تا آفتکشهای گرون
باغها همیشه رو دست آدم خرج میذارن
این باید برای معلم خصوصی کتابهای کمکدرسی کنکور، خط کش
نقاله، ماشین حساب و هرچیزی که این روزا
برای قبول شدن توی دانشگاه لازمه کافی باشه
هرچقدرم ازت تشکر کنم بازم کمه، خانم بردلی
پول رو به اون نده
همهشو با خرید رمزارز از دست میده
و بعدش هیچکس نمیره دانشگاه
و دقیقاً وقتی که بالاخره میتونی
از زیبایی باغت لذت ببری...
باید همهش رو در بیاری و فصل بعد از نو شروع کنی
از کی تابحال یوگا کار میکنی؟
آمادهای واقعاً انگشت به دهن بمونی؟
داری آبمیوه میخوری؟
باید برای بچهها جوون بمونم
بهم گفتن باید چاکراهام رو تنظیم کنم
- ایش! - آره، حال بهمزنه
نه
- زیر اندازی نمونده - خودم یکی برات پیدا میکنم
- چطوری؟ - اینجا پارتی دارم
چطوری؟
هی، عزیزم...
میشه یه زیر انداز دیگه بهم بدی؟
همم
متنفرم از وقتایی که فکر میکنی در لیوان بستهست، ولی نیست
و میپاشه همهجا
هی، هی. آروم، آروم، آروم، آروم!
- آروم بیا - مگه چیه؟ یکی دیگه بهم دادن
خیلیخب، بشین نفس عمیق بکش
- حالت خوبه؟ - تو حالت خوبه؟
آره، خوبم خل و چل. چطور مگه؟
دهنتو باز کن
چون الان شنیدم قراره با مامانم ناهار بری بیرون
خب، سالهاست ازم خواسته باهاش برم
آره، و تو گفتی مگر اینکه از روی نعشت رد بشه
خب، اون مال قبل از این بود که بتونیم یه راهی
برای اینجا زندگی کردن پیدا کنیم
تو راهشو پیدا کردی
بس کن
دارن رو هوا فروش میرن
آخه...
- چند تاشون رو فروختی؟ - همهشون
هرچی میکشم بازم کمه
خیلیخب، پس تو همینطوری بکش
و من با پتی ساندویچ کلاب نوش جان میکنم
اول با سالاد وج شروع میکنین
یهخرده برای ناهار سنگینه، ولی پایهم
آره؟ برای بحث یکساعته سر اینکه
باید دسر بخوره یا نه هم پایهای؟
به شرطی که بخوره
هیچوقت نمیخوره
- اوه - آره
شرمنده
از کی تابحال تولد بچهها اینقدر تجملاتی شده؟
ما که برای تولد "اَدی" باغوحش دیترویت رو اجاره کردیم
- کل باغوحشو؟ - فقط اینطوری میتونی
فیلها رو از نزدیک تجربه کنی
یادتونه یه زمانی تولدها فقط تفنگهای اسباببازی و پیتزا
توی حیاط پشتی بودن؟
مگه با این میشه توی تیکتاک اسمی در کرد؟
هر سال تولدها گنده و گندهتر میشن
تم جشن تولد امسال "زک" چیه؟
فضا
پس میخواین آسماننما رو اجاره کنین؟
خب، با شناختی که از ملیسا و کانر دارم
با موشک یه میلیاردر صنعت فناوری
بچهها رو میفرستن مدار زمین
آیزاک دوست داکوتا قراره برای بار میتصواش اینکارو بکنه
چی؟
- آره - مبارکش باشه
انگار تنها دلیلی که اونجام
اینه که از خودم ناامید بشم
تنها دلیل که نیست
خودشون یکی رو استخدام کردن که قلعهی بادی رو نصب کنه
منظورمون پسرته، خنگول
آها
کسی ابزار علفکش داره؟
بیا، مال منو بگیر
مگه بقدر کافی ازت نگرفتم؟
همیشه حاضرم بهت کمک کنم، آلیس
نمیخواد. بهجاش هرس میکنم
نه
نمیتونم یه ماه دیگه این وضع رو تحمل کنم
حداقل مثل دو تا آدم بالغ رفتار میکنن
خانمها!
کمتر گپ بزنین بیشتر هرس کنین!
- آزالیاها که خودشون هرس نمیشن - باشه، ماریلن
این شکلی!
آخ
خب، آدم فقط به اونایی که دوستشون داره صدمه میزنه
« پـنـج مـاه بـعـد »
« پـنـج مـاه قـبـل »
خیلیخب، حالا بزن
هی!
ممنون
خامهی اون خیلی بیشتر از منه
No comments yet. Be the first to leave one.