InSecurity

InSecurity

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

InSecurity S02E02 The Gift Of Life 720p And BoB
A Commentary by D.X

Tags

720p
720
Published on: 2011-10-28
Downloads: 17
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

" اِچ - آ - پي - 2 - بي - اِف - آر- اي "

اين پلاک چندباري هست که همَش رويه صفحه مياد بالا

" خوشحال از اينکه آزاد باشي " - ببخشيد !؟ -

اين يه پلاکه شخصيه ترکيبيه

، اين فوق العاده ست . . تو از کجا

، من از بازيه کلماته درهم ريخته خوشم مياد و يه کمي هم بگي نگي دچاره خوانِش پريشيم

، خيلي خب ، اين يکي ديگه ست . . " آماده اي ؟ " آر - يو -اِن

حسوديت ميشه " ؟ "

، حتي نذاشتي حرفمو تموم کنم انگار که يه اَبَرقدرتي چيزي داري

، نه ، اين يه نوع ناتواني تويه نوشتن و خوندنه خيلي خوب تونستم از پسِش بربيام

خيلي خب ، اين يکي از اون سختاشه

" دبليو - اِل - کي - ال - 4 - پي - آ "

. . دوبرابرت ميکنيم نه ، وايسا

. . ما دنباله

انگار يکي گيرکرده

. . ميليسيمت . . براي چهارتا حتما بايد اسمه يارو باشه

نه ، نه

. . ما

. . ميکُشيم براي . .

! دربرابره پول آدم ميکُشيم . .

کارِت خوب بود

احتمالا بايد رده اين يارو رو بزنيم

" نا امني . . فصل دوم ؛ قسمت دوم " " هديه يِ زندگي "

ترجمه شده توسطِ -= D & X =-

فکرکردم که ميگيريش

منم فکرکردم که صبرميکني تا سرَمو بيارم بالا

" آنجلا واتسون "

فکرميکنيم که اون نقشه هايه ساختمونو ميدزده و اونارو به چيني ها ميفروشه

، تويه صنايعه " اِرو تسک " کار ميکنه مهندسه پيشرانه ست ؟

، بنظر مياد که اونجا خوب پول درمياره عجيبه که بخواد تکنولوژي رو به کسي بفروشه

شايد پولو برايه بچه اش لازم داره

، قراره بچه دار بشه درضمن . . هيچ خبري هم از پدره بچه نيست

اگه فقط يه شبو بدونه پالتويه باروني بزني ، بيرون . . اونوقت بعدش ميبيني که

واسه بقيه يِ زندگيت ! از سر تا پا خيسه خيسي

خب ، تو ازم ميخواي چيکار کنم ؟

ازت ميخوام که بطوره مخفيانه و ، تحت پوشش بري و دوسته " آنجلا " بشي

اعتمادشو بدست بياري

اينکه کاري نداره - بايد باهاش به جلسه هايه يوگايه پيش از تولده بچه بري -

به همين خاطرم . . بايد وانمود کني که حامله اي

. . ببخشيد مزاحمتون شدم ، اما - آخه براي چي من بايد حامله باشم ؟ -

، بعنوانه يه لطف اينکارو برام انجام بده فقط همين يه بار

، مثله اينکه داريد حرفه خصوصي ميزنيد بعدا برميگردم

بايد برم اين موضوعو براشون روشن کنم

پس ، تو واقعا حامله نيستي ؟

نه ، بهتره بذاريم اين شايعه از همين لحظه به بعد بينمون بميره و به فراموشي سپرده بشه

همه چي درنهايت ميميره و از بين ميره

تو حالت خوبه ، " برت " ؟

آره ، من . . تاحالا خيلي به زمينه اينجا دقت نکرده بودم

بي حفاظ و تيره و تاريکه

تنهاست

منو ببخشيد

جوجو " ، ميشه بري سراغه " برت " و " ببيني حالش چطوره ؟

اگه خواست بغلم کنه ، چي ؟

نودو " ، ميشه تو بري سراغه " برت " ؟ " - باعثه خوشحاليمه -

، " خب ، درمورده قضيه يِ " واتسون

يه برآمدگيه حاملگيه کاملا متقاعد کننده لازم دارم

، يکي برات ميسازم . . از نوع ضده گلولش حسابي برات سفارشي درستش ميکنم

حتي از واقعيش هم واقعي تر درستش ميکنم

. . بهتره که

يه فکري به حاله اون . . ! بخشه لبنياتيت بکني

تو فقط نگرانه اون برآمدگيه حاملگي باش

، " سلام ، " برت اصلا نديدمت که اونجا وايسادي

فقط ، اومده بودم اينجا که يه کمي . . هوايه خنک بخورم

اومدي ببيني حالم چطوره ، درسته ؟

، فقط ميخوام بدوني که اگه چيزي لازم داشتي . . بدون که من اينجا پيشتم

دستي اينجاست که بتوني اونو تويه دستت بگيري . . شونه اي که روش گريه کني

کليه اي هم برايِ پيوند زدن ؟

! اين يکي ديگه زيادي بود

دوستم " آرچي " به همين زوديا يه کليه لازم داره

برت " ، خيلي متاسفم "

، اولش خبرچينم بود اما . . بعدش چيزي بيشتر از اينا برام شد

، باهمديگه بازي هايه ويديويي ميکنيم باهمديگه آهنگ ميخونيم

به فاحشه ها شليک ميکنيم و باهمديگه ماشين ميدزديم

ايني که گفتم هنوز در ادامه يِ همون بخشه بازي هايه ويدئوييمون بود

خوب شد که فهميدم

اگه کسي که گروه خونيش بهش ميخوره رو براش پيدا نکنيم ، اون ميميره

، منفيه " AB " اما منه احمق گروه خونيم مثبته " O " اونم گروه خونيش

تويه ليسته انتظار براي اهداکننده هايه کليه نيست ؟

چرا ، هست . . تقريبا آخرايِ ليسته

خيلي سخته ، چونکه " آرچي " آدمه خيلي با روحيه و پُر انرژي ايه

، فقط بهش يه مُشت ليمو بده اونوقت برات ازشون ليموناد درست ميکنه

متاسفانه ايندفعه ديگه هيچ خبري از ليموناد نيست

، " برت "

اينجا که ليموناد داريم

! اون . . ادراره

واقعا اينجا دوتا يخچال لازم داريم

چيزي پيدا کردي که نشون بده آنجلا واتسون " تويه اين جرم دست داره يا نه ؟ "

نه ، فقط يه بار از کارته ورودش ، اونم نيمه شب استفاده کرده

همه يِ نقشه هايه ساختمونيه فوق سري تويه کامپيوتره خونگيش بودن

اون مامانه بديه

هم فکر و خيالِ حاملگيو داشتن و هم جاسوسه يه سازمانِ جاسوسي بودن . . اصلا باهمديگه جور درنميان

بفرما ، الان رسماً يه حامله يِ هفت ماه و نيمي هستي

چه بامزه ست ، ازش خوشم مياد

، حس رهايي ميکنم حس شُل و وِل بودن ميکنم

حس ميکنم حسابي گرمم شده

آره ، اين دمايه بدنت رو هم تنظيم ميکنه

بيا ببينيم اين کوچولو چطوري لقد ميزنه

! نــــــه

بايد اينو هم تنظيمش کنم

ممنون

اين دورانه خيلي خاصيه

هرطور که تو بگي

اين منو ياده اون دوراني ميندازه که هلن " دخترامونو به دنيا آورد "

دوتا دختره خوشگل

بعدشم دوباره يه دختره ديگه

، بد برداشت نکنيا من همه اشونو دوست دارم

اما ، موضوع اينه که . . خيلي خوب ميشد اگه که يه پسرم داشتيم

ميدوني که . . کارايه پدر و پسري ميکرديم

آره ، من خيلي از اين چيزا سردرنميارم

بابام هميشه سرِ کارش بود

آره ، " اوليسِز مک نيل " واسه بزرگ کردنه پسرش زيادي سرِش شلوغ بود * اوليسز : قهرمان حماسه يِ اوديسه يِ هومر *

! طفلکي - آره -

. . خب ، درهرحال ، آره

برگرديم سرِ کارمون - آره . . باشه -

خوش اومدي ، دوسته من - سلام ، ببخشيد که دير اومدم -

، هيچ جايه نگراني نيست اينجا دير و زود اومدن اصلا مهم نيست

آره . . حتما

ميذارن اينجا غذا و از اين چيز ميزا بخوريم ؟ اين بهترين کلاسيه که تاحالا داشتم

بهترين کلاس اون کلاسيه که من . . درحالي بهش ميرم که

هيچ هيولايه کوچيکي تويه استخون هايه قفسه يِ . . سينه ام عِينه يه آکوردئون درحاله بازي کردن واسه خودش نباشه

من يکي که خيلي درباره يِ اومدن به اين کلاس هيجانزده ام

جايه خيلي خوبي برايه آشنايي با آدمايِ حامله يِ ديگه ست

متخصصه زايمانم مجبورم کرده که به اين کلاس بيام

چه آدمه با ملاحظه ايه - اون يه عوضيه -

اين اولين بارته که داري به اين کلاس ميايي ؟

من هفته هاست که دارم اين کلاسو ميام

دکتر بي ملاحظه " بهم گفته بود که " . . با اينکار ميتونم

از شَرِ اون درده کُشنده اي که تويه مفصله رونم . . دارم ، خلاص بشم ، اما تاحالا که هيچ فرقي نکردم

، اگه اين بچه به همين زوديا نزنه بيرون اونوقته که خودم شروع ميکنم به گرفتن زندگيه بقيه

تو همينطور داري ميدرخشي و ميدرخشي

تويه اين عکسا " الکس " انگار که باد کرده ، مگه نه ؟

اون حامله ست

واقعا ؟ - اين حاملگيه تقلبيه ، تازه ضده گلوله ام هست -

خب ، ممکن بود که اين يکيو از قلم بندازي

هنوزم با اينحال . . آدمو به فکرميندازه - درسته . . همينطوره -

، به فکره عشق و عاشقي

از آخره اين بحث اصلا خوشم نمياد

آغازها . . پايان ها - " برت " -

تنهايي . . کليه ها

براي چي هميشه بايد اين بهترين دوسته خبرچينت باشه که براش مشکلي پيش مياد ؟

مثبته " O " گروه خونيه من - چي !؟ داري واسم لاف ميزني ؟ -

دوست دارم که يکي از کليه هامو به " آرچي " بدم

خب . . من دوتا کليه دارم

يعني تو واقعا ميخواي اينکارو براي " آرچي " بکني ؟

نه ، اما اينکارو بخاطره خانمه " باباتونده " ميکنم

، درطيِ جنگ تويه " ليجريه " بود . . من همينطور بيهوش

تويه يه خونه يِ رعيتي که . . منفجر شده بود ، افتاده بودم

ممکن بود که کُشته بشم يا اينکه بخاطره کشف شدنه هويتم يه جاسوسه سوخته به حساب بيام

" مثله فيلمه " بيماره انگليسي - دقيقا -

اما ، خانمه " باباتونده " منو ، از تويه اون خونه يِ رعيتي کِشوند بيرون

درست مثله يه فرشته يِ نگهبان

حتما خيلي قوي بوده

اون يه فرشته يِ نگهبانه خيلي قُلدر بود

اون زندگيمو نجات داد و درمقابلش هيچي ازم نخواست

. . بجز اينکه ، بهم گفت يه روزي

دنيا ازم ميخواد که . . يه لُطفي رو براي کسي انجام بدم

، " تو همون دنيايي ، " برت و کليه يِ من هم همون لطف هست

. . نودو " ، اين "

بذار من خانمه "باباتونده يِ"ـه تو باشم

هنوزم ميتونم بهت بگم " نودو " ديگه ، درسته ؟

البته

مراقبه کليه ها باش - ببخشيد -

اين دراز کِشيدنه فعالانه واقعا هم حسابي حاله آدمو جا مياره ، من يکي که خسته شدم

نبايد نگاش کني

ميخواي بريم يه قهوه بخوريم ؟

من حامله ام

يه قهوه يِ بدونه کافئين يا يه شيره داغ چطوره ؟

، بايد برم خريد اما . . متشکرم

عجيبه ، چونکه منم ميخواستم برايه تختخواب بچه ام برم يه چيزايي بخرم

. . تو هم ميخواي که

يکي خريدم ، از اون ارزوناشه ، يه کمي روش خراش داشت ، منم رنگش کردم . . حالا مثله اولش نو شده

ميتوني کمکم کني که يکي بخرم

، نميخوام دل آزرده ات کنم اما . . بايد برم

پشتم بدجور درد ميکنه ، سينه هام هرکدوم ، وزنشون پنج پوند شده

و به هيچ وجه هم هيچ علاقه اي به اين ندارم که . . بخوام وقتمو

با يه آدمه خارق العاده يِ . . عروسکه باربيه حامله بگذرونم ، البته به خودت نگيريا

، سينه هايِ منم خيلي سنگين شدن ميتونيم درباره اشون حرف بزنيم

آرچي " هميشه زود از خواب بيدار ميشه " - بنظر که خيلي سالم مياد -

و اينو اصلا با نگاه کردن بهش ، نميتوني بفهمي

اما ، اون ورم مفاصل و نرميِ استخون هم داره

" آرچي " - اون "آرچيِ"ـه !؟ -

! " آرچي " ، " آرچ "

تختخواب بالايي رو برايه کلنل نگه دار

" تو عجب رفيقه باحال و خوبي هستي ، " نودو

دکتر ميگه که اين کليه ميتونه کمکم کنه که بيست ماهه ديگه بيشتر زنده بمونم

! بيخيال . . راست ميگي

ميتونيم نمايشه روزِ باشکوهه "مِيسي"ـو " باهمديگه ببينيم ، " برت

" ميتوني روش حساب کني " آرچ

ايندفعه آوردنِ آب ميوه با منه

ميشه دوباره بگي که شماها چندوقته که همديگه رو ميشناسيد ؟

برت " و من . . تقريبا " از ساله 2008 همديگه رو ميشناسيم

اما ، از اون موقع ماجرايِ ما . . مثله ماجرايِ يه آدمه خسيس و سکه يِ ده سِنتيش ميمونه

اون هزارتا از اين گفته هايِ مشهورش داره که اونارو هميشه ميگه

، اين عاليه چه روزِ خوبي

، هوا بنظر مياد که يه کمي تازه تره مگه نه ؟

متاسفم

نميتونم اينکارو بکنم

! نميتونم . . متاسفم

! " نودو " - اون چي گفت ؟ -

باتريِ سمعکم تموم شده بود ، نفهميدم چي گفت - ! " نودو " -

InSecurity subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for InSecurity

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left