InSecurity

InSecurity

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

InSecurity S01E09 El Negotiator 2HD And BoB
A Commentary by D.X

Tags

HD
Published on: 2011-04-24
Downloads: 21
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

. " دستِت دردنکنه " سانتوس

! " جوجو "

معرکه نيست ؟ . بالاخره يه شب بيکاريم

. خيلي منتظر همچين شبي بودم

. حتي لباس نو خريدم - اين چيه ؟ -

! " کرنستونتيني "

تو مهموني قبل از تولد بچه ي خواهرم . اختراعش کردم

هرکاري براي به آخر رسوندن . اين مهموني هاي رسمي حکومتي انجام ميدم

. خب . . آماده ام که يه چندتا جيبو بزنم

اين که شد شبيه کار و منم که گفتم . امشب کار ؛ بي کار . اين دستور رئيسه

. من اينطوري استراحت ميکنم

! دي جِي " ديدم "

پس . . من اونجا بودم ؛ . . وسط جنگل هاي باراني " کونگو " ؛

. در حاليکه عزيزترين دستم " لاهوتي " درآغوشم بود

. خون بود که از جراحت قلبش فوران ميکرد

. . و با آخرين نفسي که براش باقي مونده بود

: تو گوشم زمزمه کرد که . . . " بنجامين ؛ تو قهرمانمي "

. يه اتفاق مشابه همين ؛ چندوقت پيش واسم افتاد

تو اداره بودم ؛ . . يه جعبه منگنه دستم بود

. که متوجه شدم به گيره ي کاغذ احتياج دارم

پس بعدش ؛ گيره هاي کاغذو برداشتم . و ازهمديگه جداشون کردم

. ميرم يه نوشيدني بخورم

. منم بهت ملحق ميشم

بي خيال ؛ واقعا اهلِ " کوزومل " هستي ؟

. من زمستونها اونجا ميرم

. يه ميخونه ي فوق العاده اي به اسم " مهموني " دارن

. اونجا ؛ ميخونه ي پسرعموي خودمه

يعني " هکتور " پسرعموتِه ؟ - . بله -

. عاشق اون يارو اَم

. ما باهمديگه گاو و گوسفند دزدي ميکرديم

وزيرو وادار کردم که . نوشيدني " کرنستوتيني " منو امتحان کنه

تو هم يکي ميخواي ؟ - . نه ؛ دستِت دردنکنه -

. . دفعه ي آخري که يکي از اونا بهم دادي

. درحاليکه کله ام توي يه کيکِ پنيري بود بيدار شدم

گفتيد که " وزير " نوشيدني شما رو امتحان کرده ؟ يعني ايشون الان اينجا تشريف دارن ؟

. آره . . اونجاس . مردِ فوق العاده ايه

وزير دادگستري رسيده ؟

. آره ؛ فکر کنم خودش باشه

. قيافه اش با اوني که يادمه فرق داره

. . به محض اينکه سخنرانيشو شروع کنه

. حمله ميکنيم . . .

ترجمه شده توسطِ -= D & X =-

فکر ميکردم داريم به . يه مهموني شيک و باشکوه ميريم

. خب . . به اونجا هم ميرسيم . فقط خواستم اطرافو بهت نشون بدم

. اين جا . . آزمايشگاهِه

جايي که واسه آ دم بدا . سَم درست ميکنم که به خوردشون بديم

اين چيه ؟

. يه چيز کوچيکي واسه آدم خوبا

يه ويسکي 1926 هان ؟ - . من از ويسکي اين مُدلي خوشم نمياد -

. البته که خوشت مياد . دختراي به سن تو عاشق اين نوشيدني هستن

. مهموني فوق العاده ايه

خوش ميگذره ؟ - . آره ؛ اوضاع داره باحال و باحال تر ميشه -

اون زوجو ميبيني که اونجان ؟

. گرِگ " و " مِري " رو ميگي ؛ خيلي خواستنين " . همين الان داشتم باهاشون حرف ميزدم

شوهره داره به زنه خيانت ميکنه و . اون زنه هم يه عالمه مشروب خورده

! نه . اونا يه گلفروشيو باهمديگه اداره ميکنن

چه بد شد ؛ ايميل هاشو . که از توي تلفنش پيدا کردمو داشته باش

. با اون دختره ي لامپ فروش رابطه ي جنسي داره - . و همينطور اون زنيکه ي کود فروش -

و همونطور که اون مردِ " لاهوتي " داشت در آغوشم . . جون ميداد ؛ سرشو بلند کرد و يه نگاهي بهم انداخت

و بعدش بهم گفت ؛ . . . . " برت ؛ تو قهرمانم هستي "

آدم از شنيدنش ديوونه ميشه . . هان ؟

. بعدش مُرد

. همين ؟ دارم ميرم - . نه ؛ نه ؛ نرو -

بخاطر اينکه اون مرد ؛ . فقط به مدت يک دقيقه مُرده بود

من اونو زنده اش کردم ؛ . . به اين صورت که اون گلوله رو

! با دستِ خالي از قلبش خارج کردم . . .

. خفن معرکه اس

بعدشم تونستم با استفاده از . . يه ليمو

. . و قطعات يخ ؛ و همينطور . .

. يه باطري ؛ جلوي خونريزيو بگيرم . . .

. شبِ همگي بخير

خيلي سريع کارم تموم ميشه . و ميتونين سر مهموني برگردين

خيلي خب ؛ اين کارو انجام ميديم ؛ . اما حواستون باشه کسي اون يارو فرانسويَه رو نکُشه

. آخه پسرعمومو ميشناسِه

. خوب همه پسرعموتو ميشناسن

. باشه . . فرانسويَه رو زنده ميذاريم

براي حمله آماده ايم ؟

وزير دادگستري ؛ بليطِ ما . براي آزادي کردن برادرهامونِه

امسال ؛ سال خيلي خوب و پُرباري . . براي وزارت آبزيان بوده

و همينطور شخصا براي خودِ من ؛ . . . که وزير آبزيان هستم

! هيچکي ازجاش تکون نخوره ! اين يه عمليات گروگان گيريه

يه عمليات گروگان گيري ؛ اونم تو شب بيکاري من ؟

! لابد شوخيت گرفته

. ما عضو سازمان آزاديخواه " مکزيک " هستيم

سه سال پيش ؛ " روبرتو گويتيرز " ؛ . . به همراه پنج تن از برادرانمون

به اسم " سازمان آزاديخواه مکزيک " ؛ . . . يه عمليات گروگان گيري انجام دادن

. گروگان گيري خوب پيش نرفت

و شما ؛ وزير دادگستري ؛ . . . اونها رو به زندان انداختيد

. من وزير آبزيان هستم

يعني تو وزير ماهي هستي ؟

نه وزير دادگستري ؟

. نه . ايشون يه خانم سياهپوستِه

. آره . . يه اشتباه کوچيک دوستانه پيش اومده

. حالا همگي ميتونيم سرِ رقصمون برگرديم

اي خدا . . امشب مجبورم کار کنم ؛ مگه نه ؟

. ببخشيد

. سلام چي ؟

چند نفر ؟

مکزيکي ها " ؛ هان ؟ " . الان خودمو ميرسونم

. خب . . با ماشين من ميريم

. تو رانندگي کن

همگي توجه کنيد ؛ کيف هاي زنونه ؛ ! تلفن هاي همراه و کيف هاي پولِتونو تحويل بديد

! همين الان

.سرده ؛ سرده ؛ سرده ؛ سرده ؛ سرده

. خيلي خب . . همگي گوش بديد

: اين وضعيتمونِه . همگي خواهيم مُرد

. همگي خونسرد باشيد . کسي قرار نيست بميره

. ما ؛ ماموراي " نيسا " هستيم

نيسا " ؟ اوه پسر ؛ " . حتما اينجا حمام خون راه ميفته

. يه مشت دست به هفت تيرِ فوقِ خشن

ببين ؛ خودم ميفهمم دارم چي ميگم ؛ . کتاب راهنماي گروگان گيريو خوندم

بعلاوه ؛ متعهدم که . درآخرين لحظه ؛ اين وضعيتو جمع و جور کنم

فقط ميخواستم مُفتي مست کنم ؛ . و حالا قراره بميرم

. چيزي نيست . بهت کمک ميکنم

يه بار ؛ توي يه موقعيت گروگان گيري ؛ . به همراه دوستم " لاهوتي " بودم

تيرخورد ؛ اما با خودم به يه جاي امن رسوندمش ؛ . جايي که يه مدت بعدش ؛ درآغوشم جونشو ازدست داد

خداي من ؛ ! تو اين داستانو از يکي ديگه دزدي ؛ رفيق

درمورد چي داري حرف ميزني ؟

اون مرد ؛ دوست اين آقا بوده و تازه نمُرده هم ؛ . بخاطر اينکه ؛ ايشون آخرش جونِ رفيقشو نجات ميده

مگه اينطور نيست ؛ " برنت " ؟ - . " برت " -

. اما . . بله . . درسته

پس ، تو ؛ جونِ بهترين دوستِت ؛ . . لاهوتي " رو "

اونم وسط جنگل هاي باراني " کونگو " نجات دادي ؟ . . - . شايد اينکارو کرده باشم -

مگه دونفر ؛ نميتونن هردو ؛ بهترين دوستي به اسم " لاهوتي " داشته باشن ؟

! هِي ؛ خفه شو

. مذاکره کننده رسيده

. خوبه . جديمون گرفتن

. منظورم اينه که ؛ البته که بايد جدي بگيرنمون

. سازمان آزاديبخشِ مکزيک " ؛ بايدم جدي گرفته بشه "

توي مطالبي که تو ويکيپديا درمورد برخورد دولت . با گروگان گيرها نوشته بودن ؛ بدجوري اغراق شده بود

اين ماجرا حداکثر 10 دقيقه طول ميکِشه " امبر " ؛ مشکلي نداري ؟

خيلي خب رفيق ؛ " پيتر مک نيل " پشتِ خطه ؛ . سريع حرفتو بزن

اسم من " پالوما ريورا " هست ؛ ! سردسته ي سازمان آزاديبخشِ مکزيک

. نميدونستم دارم با يه خانم صحبت ميکنم

ميشه لطفا با رئيست حرف بزنم ؟

. من خودم رئيسم

و البته صدات پشت تلفن ؛ بدجوري آدمو . درمورد جنسيتِت به شک ميندازه

من خودم يه کم مکزيکي بلدم حرف بزنم ؛ . چند سال پيش که به " کنکون " رفته بودم يادگرفتم

. . شايد راحت تر باشي

. که به زبان مادري خودت مذاکره کني . .

. آره

. نظرم عوض شد

چطوره برگرديم سرِ همون زبون انگليسي ؟

. مدت زيادي از اون تعطيلات بهاره ميگذره

من تلفنمو نگه داشتم ؛ تو حواس " سانتوس " رو . پرت کن تا من يه پيامک واسه " پيتر " بفرستم

. الان ترتيبشو ميدم

. " اوه ؛ " سانتوس

. يه پيک ويسکي هوس کردم

. از اين يارو خوشم مياد . . خيلي بي خياله

هِي ؛ داري چيکار ميکني ؟ ! آهاي . . باتوئم

! اون تلفنو بدش به من ! " پالوما "

. " نه ؛ نه ، نه ؛ صبر کن ؛ صبر کن " سانتوس

. اين دخترم " الکسِ"ـه

. . ميدونم نبايد تلفن داشته باشه

اما ؛ مادرش ؛ يعني همسر من ؛ . خيلي ناخوشِه

درسته ؛ يه مدتي ميشه که . . شوک عصبي بهش دست داده ؛ اوم

. بريده مجله و عکس و اينا جمع ميکنه - . حتما -

و ؛ ماهم تاحالا ديگه بايد . . خونه بوديم ؛ پس

پس ؛ داشتم بهش زنگ ميزدم که بهش بگم . ما حالمون خوبه

اون نگرانمون ميشه و اگه حتي يک دقيقه هم . . دير به خونه برسيم

نتيجه اش اين ميشه که موهاشو ميکنه و . گوشه هاي همه چيو تزئين ميکنه

نبايد اينکارو بکنم ؛ . . اما بخاطر گل روت

و بخاطر اينکه مادر خودم هم ؛ از طرفدارهاي . . پروپاقرص جمع کردن تيکه مجله اس

اجازه ميدم که دخترت . . . اون تماس تلفني رو بگيره

. اما بايد اينجا باشم

. متشکرم

الو ؟ الکس " ؟ "

مامان ؛ فقط خواستم بهت بگم که . من و بابا حالمون خوبه

مامان ؟ . آهان . . گرفتم منظورتو

وضعيت چيه ؟ چندتا تروريست داخل ساختمون هستن ؟

. فکر کنم تا ساعت 5 صبح خونه باشيم

نه ؛ تا اون موقع ! ديگه از اونجا خارجتون کرديم

حالا . . بايد بدونم که !! چندتا تروريست داخل ساختمون هستن ؟

. اين خيلي مهمه - . ميفهمم -

اگه گرسنه ات شد ؛ . . پنج تا ظرف

. از پنير رنده شده ؛ داخل يخچال هست . .

. آهان . . داري از کُد استفاده ميکني ؛ خيلي هوشمندانه اس پس ، يخچال . . هان ؟

خيلي خب بچه ها ؛ پنج تا تروريست ! کنار يخچال هستن

حالا چندنفرشون کنار يخچال نيستن ؟ - ! يخچالو بي خيال -

. حواست باشه گل ها رو آب بدي

يکيشون کنار بارِه ؛ ! دوتاشون هم کنار ستون

دوتاي ديگه اشون هم . نزديک توالت مردونه ان

. آها . . متوجه منظورت نميشم

يادت بمونه که تنها راهِ ورد ؛ . از طريق پشت بامِه

قبل از اينکه بري بخوابي . بيا بيرون يه قدمي بزن

! اسمِ سگمونِه

گذاشتي از تلفنش زنگ بزنه ؟

ببينم ؛ تو هيچي از آخرين گروگان گيري ناموفقمون يادنگرفتي ؟

. من يه مشکل واقعي اينجا دارم

. اجازه نميدم 45 کيلو خرچنگ هدر بره

. خيلي خب ؛ نقشه اينه

با شماره ي سه ؛ . من با مشت ميکوبم به صورت اين يارو

. بعدش " کارل " اون يکيو ميزنه

. و " تاد " هم اين مردو ميزنه

جناب وزير ؛ شماهم بقيه رو بزنيد ؛

. و بعدش کارمون به آخر ميرسه و آزاد ميشيم

پس . . کي قراره مشت بخوره ؟

. " خيلي خب ؛ " پالوما

تونستم يکيو بيارم اينجا که . زبان ديوونه کننده اتو بلد باشه

. به " خورخه " سلام کن

InSecurity subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for InSecurity

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left