The first 200 lines.
. " دستِت دردنکنه " سانتوس
! " جوجو "
معرکه نيست ؟ . بالاخره يه شب بيکاريم
. خيلي منتظر همچين شبي بودم
. حتي لباس نو خريدم - اين چيه ؟ -
! " کرنستونتيني "
تو مهموني قبل از تولد بچه ي خواهرم . اختراعش کردم
هرکاري براي به آخر رسوندن . اين مهموني هاي رسمي حکومتي انجام ميدم
. خب . . آماده ام که يه چندتا جيبو بزنم
اين که شد شبيه کار و منم که گفتم . امشب کار ؛ بي کار . اين دستور رئيسه
. من اينطوري استراحت ميکنم
! دي جِي " ديدم "
پس . . من اونجا بودم ؛ . . وسط جنگل هاي باراني " کونگو " ؛
. در حاليکه عزيزترين دستم " لاهوتي " درآغوشم بود
. خون بود که از جراحت قلبش فوران ميکرد
. . و با آخرين نفسي که براش باقي مونده بود
: تو گوشم زمزمه کرد که . . . " بنجامين ؛ تو قهرمانمي "
. يه اتفاق مشابه همين ؛ چندوقت پيش واسم افتاد
تو اداره بودم ؛ . . يه جعبه منگنه دستم بود
. که متوجه شدم به گيره ي کاغذ احتياج دارم
پس بعدش ؛ گيره هاي کاغذو برداشتم . و ازهمديگه جداشون کردم
. ميرم يه نوشيدني بخورم
. منم بهت ملحق ميشم
بي خيال ؛ واقعا اهلِ " کوزومل " هستي ؟
. من زمستونها اونجا ميرم
. يه ميخونه ي فوق العاده اي به اسم " مهموني " دارن
. اونجا ؛ ميخونه ي پسرعموي خودمه
يعني " هکتور " پسرعموتِه ؟ - . بله -
. عاشق اون يارو اَم
. ما باهمديگه گاو و گوسفند دزدي ميکرديم
وزيرو وادار کردم که . نوشيدني " کرنستوتيني " منو امتحان کنه
تو هم يکي ميخواي ؟ - . نه ؛ دستِت دردنکنه -
. . دفعه ي آخري که يکي از اونا بهم دادي
. درحاليکه کله ام توي يه کيکِ پنيري بود بيدار شدم
گفتيد که " وزير " نوشيدني شما رو امتحان کرده ؟ يعني ايشون الان اينجا تشريف دارن ؟
. آره . . اونجاس . مردِ فوق العاده ايه
وزير دادگستري رسيده ؟
. آره ؛ فکر کنم خودش باشه
. قيافه اش با اوني که يادمه فرق داره
. . به محض اينکه سخنرانيشو شروع کنه
. حمله ميکنيم . . .
ترجمه شده توسطِ -= D & X =-
فکر ميکردم داريم به . يه مهموني شيک و باشکوه ميريم
. خب . . به اونجا هم ميرسيم . فقط خواستم اطرافو بهت نشون بدم
. اين جا . . آزمايشگاهِه
جايي که واسه آ دم بدا . سَم درست ميکنم که به خوردشون بديم
اين چيه ؟
. يه چيز کوچيکي واسه آدم خوبا
يه ويسکي 1926 هان ؟ - . من از ويسکي اين مُدلي خوشم نمياد -
. البته که خوشت مياد . دختراي به سن تو عاشق اين نوشيدني هستن
. مهموني فوق العاده ايه
خوش ميگذره ؟ - . آره ؛ اوضاع داره باحال و باحال تر ميشه -
اون زوجو ميبيني که اونجان ؟
. گرِگ " و " مِري " رو ميگي ؛ خيلي خواستنين " . همين الان داشتم باهاشون حرف ميزدم
شوهره داره به زنه خيانت ميکنه و . اون زنه هم يه عالمه مشروب خورده
! نه . اونا يه گلفروشيو باهمديگه اداره ميکنن
چه بد شد ؛ ايميل هاشو . که از توي تلفنش پيدا کردمو داشته باش
. با اون دختره ي لامپ فروش رابطه ي جنسي داره - . و همينطور اون زنيکه ي کود فروش -
و همونطور که اون مردِ " لاهوتي " داشت در آغوشم . . جون ميداد ؛ سرشو بلند کرد و يه نگاهي بهم انداخت
و بعدش بهم گفت ؛ . . . . " برت ؛ تو قهرمانم هستي "
آدم از شنيدنش ديوونه ميشه . . هان ؟
. بعدش مُرد
. همين ؟ دارم ميرم - . نه ؛ نه ؛ نرو -
بخاطر اينکه اون مرد ؛ . فقط به مدت يک دقيقه مُرده بود
من اونو زنده اش کردم ؛ . . به اين صورت که اون گلوله رو
! با دستِ خالي از قلبش خارج کردم . . .
. خفن معرکه اس
بعدشم تونستم با استفاده از . . يه ليمو
. . و قطعات يخ ؛ و همينطور . .
. يه باطري ؛ جلوي خونريزيو بگيرم . . .
. شبِ همگي بخير
خيلي سريع کارم تموم ميشه . و ميتونين سر مهموني برگردين
خيلي خب ؛ اين کارو انجام ميديم ؛ . اما حواستون باشه کسي اون يارو فرانسويَه رو نکُشه
. آخه پسرعمومو ميشناسِه
. خوب همه پسرعموتو ميشناسن
. باشه . . فرانسويَه رو زنده ميذاريم
براي حمله آماده ايم ؟
وزير دادگستري ؛ بليطِ ما . براي آزادي کردن برادرهامونِه
امسال ؛ سال خيلي خوب و پُرباري . . براي وزارت آبزيان بوده
و همينطور شخصا براي خودِ من ؛ . . . که وزير آبزيان هستم
! هيچکي ازجاش تکون نخوره ! اين يه عمليات گروگان گيريه
يه عمليات گروگان گيري ؛ اونم تو شب بيکاري من ؟
! لابد شوخيت گرفته
. ما عضو سازمان آزاديخواه " مکزيک " هستيم
سه سال پيش ؛ " روبرتو گويتيرز " ؛ . . به همراه پنج تن از برادرانمون
به اسم " سازمان آزاديخواه مکزيک " ؛ . . . يه عمليات گروگان گيري انجام دادن
. گروگان گيري خوب پيش نرفت
و شما ؛ وزير دادگستري ؛ . . . اونها رو به زندان انداختيد
. من وزير آبزيان هستم
يعني تو وزير ماهي هستي ؟
نه وزير دادگستري ؟
. نه . ايشون يه خانم سياهپوستِه
. آره . . يه اشتباه کوچيک دوستانه پيش اومده
. حالا همگي ميتونيم سرِ رقصمون برگرديم
اي خدا . . امشب مجبورم کار کنم ؛ مگه نه ؟
. ببخشيد
. سلام چي ؟
چند نفر ؟
مکزيکي ها " ؛ هان ؟ " . الان خودمو ميرسونم
. خب . . با ماشين من ميريم
. تو رانندگي کن
همگي توجه کنيد ؛ کيف هاي زنونه ؛ ! تلفن هاي همراه و کيف هاي پولِتونو تحويل بديد
! همين الان
.سرده ؛ سرده ؛ سرده ؛ سرده ؛ سرده
. خيلي خب . . همگي گوش بديد
: اين وضعيتمونِه . همگي خواهيم مُرد
. همگي خونسرد باشيد . کسي قرار نيست بميره
. ما ؛ ماموراي " نيسا " هستيم
نيسا " ؟ اوه پسر ؛ " . حتما اينجا حمام خون راه ميفته
. يه مشت دست به هفت تيرِ فوقِ خشن
ببين ؛ خودم ميفهمم دارم چي ميگم ؛ . کتاب راهنماي گروگان گيريو خوندم
بعلاوه ؛ متعهدم که . درآخرين لحظه ؛ اين وضعيتو جمع و جور کنم
فقط ميخواستم مُفتي مست کنم ؛ . و حالا قراره بميرم
. چيزي نيست . بهت کمک ميکنم
يه بار ؛ توي يه موقعيت گروگان گيري ؛ . به همراه دوستم " لاهوتي " بودم
تيرخورد ؛ اما با خودم به يه جاي امن رسوندمش ؛ . جايي که يه مدت بعدش ؛ درآغوشم جونشو ازدست داد
خداي من ؛ ! تو اين داستانو از يکي ديگه دزدي ؛ رفيق
درمورد چي داري حرف ميزني ؟
اون مرد ؛ دوست اين آقا بوده و تازه نمُرده هم ؛ . بخاطر اينکه ؛ ايشون آخرش جونِ رفيقشو نجات ميده
مگه اينطور نيست ؛ " برنت " ؟ - . " برت " -
. اما . . بله . . درسته
پس ، تو ؛ جونِ بهترين دوستِت ؛ . . لاهوتي " رو "
اونم وسط جنگل هاي باراني " کونگو " نجات دادي ؟ . . - . شايد اينکارو کرده باشم -
مگه دونفر ؛ نميتونن هردو ؛ بهترين دوستي به اسم " لاهوتي " داشته باشن ؟
! هِي ؛ خفه شو
. مذاکره کننده رسيده
. خوبه . جديمون گرفتن
. منظورم اينه که ؛ البته که بايد جدي بگيرنمون
. سازمان آزاديبخشِ مکزيک " ؛ بايدم جدي گرفته بشه "
توي مطالبي که تو ويکيپديا درمورد برخورد دولت . با گروگان گيرها نوشته بودن ؛ بدجوري اغراق شده بود
اين ماجرا حداکثر 10 دقيقه طول ميکِشه " امبر " ؛ مشکلي نداري ؟
خيلي خب رفيق ؛ " پيتر مک نيل " پشتِ خطه ؛ . سريع حرفتو بزن
اسم من " پالوما ريورا " هست ؛ ! سردسته ي سازمان آزاديبخشِ مکزيک
. نميدونستم دارم با يه خانم صحبت ميکنم
ميشه لطفا با رئيست حرف بزنم ؟
. من خودم رئيسم
و البته صدات پشت تلفن ؛ بدجوري آدمو . درمورد جنسيتِت به شک ميندازه
من خودم يه کم مکزيکي بلدم حرف بزنم ؛ . چند سال پيش که به " کنکون " رفته بودم يادگرفتم
. . شايد راحت تر باشي
. که به زبان مادري خودت مذاکره کني . .
. آره
. نظرم عوض شد
چطوره برگرديم سرِ همون زبون انگليسي ؟
. مدت زيادي از اون تعطيلات بهاره ميگذره
من تلفنمو نگه داشتم ؛ تو حواس " سانتوس " رو . پرت کن تا من يه پيامک واسه " پيتر " بفرستم
. الان ترتيبشو ميدم
. " اوه ؛ " سانتوس
. يه پيک ويسکي هوس کردم
. از اين يارو خوشم مياد . . خيلي بي خياله
هِي ؛ داري چيکار ميکني ؟ ! آهاي . . باتوئم
! اون تلفنو بدش به من ! " پالوما "
. " نه ؛ نه ، نه ؛ صبر کن ؛ صبر کن " سانتوس
. اين دخترم " الکسِ"ـه
. . ميدونم نبايد تلفن داشته باشه
اما ؛ مادرش ؛ يعني همسر من ؛ . خيلي ناخوشِه
درسته ؛ يه مدتي ميشه که . . شوک عصبي بهش دست داده ؛ اوم
. بريده مجله و عکس و اينا جمع ميکنه - . حتما -
و ؛ ماهم تاحالا ديگه بايد . . خونه بوديم ؛ پس
پس ؛ داشتم بهش زنگ ميزدم که بهش بگم . ما حالمون خوبه
اون نگرانمون ميشه و اگه حتي يک دقيقه هم . . دير به خونه برسيم
نتيجه اش اين ميشه که موهاشو ميکنه و . گوشه هاي همه چيو تزئين ميکنه
نبايد اينکارو بکنم ؛ . . اما بخاطر گل روت
و بخاطر اينکه مادر خودم هم ؛ از طرفدارهاي . . پروپاقرص جمع کردن تيکه مجله اس
اجازه ميدم که دخترت . . . اون تماس تلفني رو بگيره
. اما بايد اينجا باشم
. متشکرم
الو ؟ الکس " ؟ "
مامان ؛ فقط خواستم بهت بگم که . من و بابا حالمون خوبه
مامان ؟ . آهان . . گرفتم منظورتو
وضعيت چيه ؟ چندتا تروريست داخل ساختمون هستن ؟
. فکر کنم تا ساعت 5 صبح خونه باشيم
نه ؛ تا اون موقع ! ديگه از اونجا خارجتون کرديم
حالا . . بايد بدونم که !! چندتا تروريست داخل ساختمون هستن ؟
. اين خيلي مهمه - . ميفهمم -
اگه گرسنه ات شد ؛ . . پنج تا ظرف
. از پنير رنده شده ؛ داخل يخچال هست . .
. آهان . . داري از کُد استفاده ميکني ؛ خيلي هوشمندانه اس پس ، يخچال . . هان ؟
خيلي خب بچه ها ؛ پنج تا تروريست ! کنار يخچال هستن
حالا چندنفرشون کنار يخچال نيستن ؟ - ! يخچالو بي خيال -
. حواست باشه گل ها رو آب بدي
يکيشون کنار بارِه ؛ ! دوتاشون هم کنار ستون
دوتاي ديگه اشون هم . نزديک توالت مردونه ان
. آها . . متوجه منظورت نميشم
يادت بمونه که تنها راهِ ورد ؛ . از طريق پشت بامِه
قبل از اينکه بري بخوابي . بيا بيرون يه قدمي بزن
! اسمِ سگمونِه
گذاشتي از تلفنش زنگ بزنه ؟
ببينم ؛ تو هيچي از آخرين گروگان گيري ناموفقمون يادنگرفتي ؟
. من يه مشکل واقعي اينجا دارم
. اجازه نميدم 45 کيلو خرچنگ هدر بره
. خيلي خب ؛ نقشه اينه
با شماره ي سه ؛ . من با مشت ميکوبم به صورت اين يارو
. بعدش " کارل " اون يکيو ميزنه
. و " تاد " هم اين مردو ميزنه
جناب وزير ؛ شماهم بقيه رو بزنيد ؛
. و بعدش کارمون به آخر ميرسه و آزاد ميشيم
پس . . کي قراره مشت بخوره ؟
. " خيلي خب ؛ " پالوما
تونستم يکيو بيارم اينجا که . زبان ديوونه کننده اتو بلد باشه
. به " خورخه " سلام کن
No comments yet. Be the first to leave one.