The first 200 lines.
. صبح بخير - . کارت شناسايي ؛ لطفا -
. اي بابا ؛ تو که منو ميشناسي
. هر روز از اينجا رَد ميشم
. سيصد تا کارمند در اين ساختمان کار ميکنن قربان
من تا کارت شناسايي رو نبينم ؛ . کسي رو نميشناسم
. باشه
ميشه لطفا اين نشانو برام برگردوني ؟
. اجازه ندارم بهتون دست بزنم ؛ قربان
. مگر به وسيله ي اسلحه ي شوک دهنده ام
! کوتوله ي فسقلي
. منم بلدم فرانسوي صحبت کنم
. خوبه ! عجب دربونِ تحصيل کرده اي
. کلود " ؛ يه خبر محرمانه اي بهمون رسيده " . روح " درشهر ديده شده "
همون " روحِ معروف " ؛ اونم در " اوتاوا " ؟ - براي گرفتن همکار سابقت آماده اي ؟ -
نفر سوم در ليست تحت تعقيب ترين افراد توسطِ " نيسا " ؛ . درست اينجا ؛ تو شهر خودمونه
اما . . واسه چي بايد بخواد خودشو نشون بده ؟ . نميتونه خودش باشه
فقط بخاطر اينکه تو نتونستي درگذشته بگيريش . به اين معني نيست که ما هم درگرفتنش ناموفق باشيم
. اون استادِ فرار کردنه
. درسته ؛ اما من هم استادِ گيرانداختنم
. . من استادِ . بريم بگيريمش
. بچه ها . . بحثو تموم کنيد
. ميتونم " روح"ـو بگيرم
. " نارنجک هاي گاز اشک آور "
. " دارت هاي بيهوش کننده "
. " گلوله هاي پلاستيکي "
. " اسلحه ي تارعنکبوتي " - . من اسلحه ي تارعنکبوتيو ميخوام -
! تو که نميدوني اسلحه ي عنکبوتي چيه
. من رهبر گروه هستم . اسلحه ي عنکبوتي هم به خودم ميرسه
. تو " بطري آب " رو بردار - . مثل اينکه بيش از حد ؛ واسه يه نفر خودمونو مسلح کرديم -
. وقتي به " روح " ميرسه ؛ اين حرف بي معنيه . نميتوني هيچ ريسکي انجام بدي
اون تنها کسيه که تونسته از زندانِ تادمور . در سوريه و همينطور زندان آلکاتراز فرارکنه
البته درمورد آلکاتراز ؛ با تور مسافرتي . اونجا رفته بود ؛ اما بازم به حساب مياد
. اين آخرين عکسيه که ازش داريم
. اون " جاشوآ کرينِ"ـه
. آره ؛ خودِ " روحِ"ـه
. از قيافه اش معلومه که با استعداده
. خوش تيپِه
. مردم ميگن خيلي به همديگه شباهت داريم
من که همچين بدم نمياد همراهِش . تو زنداني در ترکيه زنداني باشم
. منم همينطور . راه بيفتين
! " مامورهاي " نيسا ! تکون نخور
. " جاشوآ کرين " جاشوآ کرين " کجاس ؟ "
کلود " ؟ "
. . گفتم " جاشوآ کرين " کجاس
جاشوآ " ؟ "
. دوستِ قديمي
. دوباره همديگه رو ديديم
. آره . . مالِ خودت باشه
ترجمه شده توسطِ -= D & X =-
اف.بي.آي " ؛ " سي.آي.اِي " ؛ " اِم.آي.6 " ؛ . خلاصه همه ميخوان از " روح " بازجويي کنن
. اميدوارم به اندازه ي کافي دراختيار داشته باشيمش
. مطمئن باش ازش کم نمياريم . باورکن
وقتي براي دستگير کردنش رفته بودين ؛ تلفات هم داشتيد ؟
. آره ؛ وقتي نشست تو ماشين ؛ تاير ماشين ترکيد اين اواخر ؛ اين يارو رو ديدي ؟
از هشت سال پيش که اين يارو به " نيسا " خيانت کرد . تا حالا ؛ کسي نديده بودش
کلوچه ي تخم مرغي ؟ قهوه ؟
من يکي از اون شيريني هايي که . حسابي آدمو چاق ميکنن دارم
الکس " ؟ يکي ميخوري ؟ " - . آره . . متشکرم -
و ؛ تبريک ميگم " کلود " ؛ اين يارو . داشت " نيسا " رو خيلي بد جلوه ميداد
تا حالا هشت بار از دستِت فرارکرده بود ؟ - . نخير . . دوبار -
. آره ؛ خيلي بدشد
. خب . . ايندفعه " کلود " دستگيرش کرده
ميخواي همکار سابقتو بشکني و ازش اعتراف بگيري ؟
. دفعه ي دوم که فرار کرد تقصير من نبود . آخه يه بچه به طرفم پرتاب کرد
. مدت زيادي طول نميکشه که ازاينجا فرارکنم
. راستي اين ها خوشمزه ان
. هِي ؛ ببين . ما دوقلوييم
هان ؟
. باشه . . باشه . بيا ببينم
تصويري که ازش گرفتم . روي صفحه ي مونيتور جا نميشه
ميتوني يه کُپي ازش برام بفرستي ؟
بي خيال ديگه ؛ هنوزم اين يارو به نظرت جذابه ؟
. يه چيزي درموردش وجود داره . هوش و ذکاوتِش ؛ مهارت هاش
. فهميدم
خودشو از هيچي محروم نميکنه ؛ . . درحاليکه من
دارم اين ماستِ توت فرنگيِ . . . ارگانيکِ بدون چربي رو به زور ميخورم
کي واقعا اينجا زنده اس ؟ کي ؟
. نميخوام باهمديگه دشمن باشيم
. . نظرت چيه يه سر تا کافه تريا بريم
و مثل قديما ؛ . . يه هات داگ باهمديگه بخوريم ؟
. فکر نکنم بخوام
. بايد بيشتر از اينا راه بري - پياده روي کنم ؟ -
يه نگاه به خودت بنداز " جاشوآ " ؛ . بدجوري چاق شدي ؛ اونم يه عالمه
چه اتفاقي برات افتاده ؟ - . زندگي کردم -
هرکدوم از اين لايه هاي چربي ؛ . مثل حلقه هاي رُشد درخت ميمونن
. اين ؛ واسه زمستونيه که در " مونت کارلو " گذروندم
. اين ؛ واسه يک سال در " آروبا " س
. " من يه شهروند جهانيم " کلود
. اما همينطور ؛ خيلي هم گرسنه هستم
. منم همينطور
. پاشو
. بعد از تو - . مرسي -
! هِي
اونوقتا نميتونستي منو بگيري ؛ ! و حالا هم همچنان نميتوني
! قوزکِ پام
. اي بابا
. پاشو ببينم . يالا
. " نودو "
حالت خوبه ؟
. ممنون ؛ همکار قديمي
. " تمومش کن " جاشوآ
. خجالت آوره
. اون يکي قوزکِ پام
. خب . . خب . . خب کي اينجاس ؟
. الکس کرانستون " ؛ رئيس واحد
رئيسِ واحد و البته يه رئيس خيلي قوي و ترسناک ؛ . شکي بهش ندارم
کي ميتونه دربرابر . . همچين ترکيبِ مرگباري
از هوش و زيبايي ؛ مقاومت کنه ؟ . . .
. بهتره انرژيتو واسه جواب دادن به سئوال ها ذخيره کني
. بابت نصيحتِت متشکرم
. " منو با اين زن تنها نذار " کلود
. . همه ميدونن وقتي اسير دستان زني زيبا ميشم
. کاملا ناتوان و عاجز ميشم . . .
. . انباري که داخلش بودي
متوجه شديم بين اونجا و رهبر سابق ببرهاي سومالي . ارتباط وجود داره
. بهت ميگم چيکار ميکنم . . چطوره يه خودکار بهم بدي
. . تا اسامي همه ي اونا رو واست بنويسم . .
. البته دربرابر يه بوسه . . .
. باشه ؛ باشه - . يه خودکار بهم بده -
چي ؟
. هيچکي نميتونه جلوي " روح " رو بگيره ؛ عزيزم
. . بگيرش . . تو
. به اميد ديدار . . بيچاره
فقط دارم ميگم که اون ميتونه بلحاظ بدني . واست خطرناک باشه
. ميتونم يه فکري بحالش بکنم و بکارش بندازم
! " به اميدِ ديدار ؛ احمق هاي " نيسا
آخه کِي ميخواين بفهمين ؟ ! هرگز نميتونيد " روح " رو زنداني کنيد
! مراقب باش
. " بي خيال ديگه " جاشوآ
. راه بيفت بريم
. يک . . دو . . سه
. مصونيت ميخوام
. بذار با رئيس حرف بزنم
چي ؟
. ديگه نميتونم اينکارو ادامه بدم
. حق با شماها بود . ديگه تموم شده
همه ي اسامي اي که دنبالش هستينو . بهتون ميدم
اون " سوماليايي " ها که دنبالشون هستيد ؛ ." ساباد آمبولا " ؛ " نديف سوخار "
داري اينا رو يادداشت ميکني ؟
! " جوجو "
تمام اسامي اي که دنبالشون هستينو . دربرابر يه معامله ي درست و حسابي بهتون ميدم
. " و . . . " تافي
چي ؟
وقتي منو به اينجا منتقل کردن . تافي " هايي که همراهم بودو توقيف کردن "
و ؛ من از " تافي " ؛ براي . از بين بردن اشتهام استفاده ميکنم
. حالا ببينيم چيکارش ميشه کرد
. و يه قايق بزرگ هم ميخوام
. بهت قايق نميديم
باشه . . پس به جاش ؛ يه سفر دريايي ؛ . با شام و ناهار و البته نمايش زنده ي باحال
. ما يه آژانس حکومتي هستيم
. . و يه دختر موطلايي که ؛ دريازده يا
. رستوران زده نشه . . .
. با همون " تافي " شروع ميکنيم
. ترتيب دادن يه معامله با همچين آدمي آسون نيست
. روح " ؛ دشمن هاي زيادي داره "
چيزي از " سوماليايي " ها پيدا کردي ؟
اون اسامي ؛ در ديتابيسِ ما . . وجود ندارن
. اما احتمالا ؛ بايد تو پرونده هاي فوق سري باشن
خب ؛ اسامي اونها رو ؛ با دِيتابيسِ . وزارت خارجه چک کن
. من سطح دسترسي لازم براي اينکارو ندارم - . از مالِ خودت استفاده کن -
حتما . . . خب ؛ درواقع ؛ منم . سطح دسترسي لازمو ندارم
پس شماها چيزي درمورد استخري که تو طبقه ي سطحِ دسترس 6 هست نميدونين ؟
کدوم استخر ؟
. وانمود کنيد من چيزي نگفتم . بيشتر شبيه يه جور چشمه ي آب معدني ميمونه
. حتما - ميشه رمزتو وارد کني ؟ -
. " پيتر مک نيل "
. " خوش آمديد ؛ " پيترمک نيل . اثر انگشت لازم ميباشد
. تاييد شد
ديدي ؟ . خيلي باحال بود
. تازه اونجا شير ميوه هاي معرکه اي هم دارن
. سياتيکَم
. اون چيزي بود که کُندم کرده بود
سياتيک " ؟ " - . درسته -
. اشتباه " کلود " رو تکرار نکيند
يه زندگي ؛ بيرون از ديوارهاي . نيسا " براتون وجود داره "
. من با " هوگو چاوز " غواصي لُختي کردم
از روي کمر يه فاحشه ي اهل " شانگهاي " ؛ . مک اسکوييد " خوردم "
ميخواي از اين حرفات به کجا برسي ؟
. شماها رو هم شريکِ قرارم با اينا ميکنم - . نه . من از همينجا خوشم مياد -
اما من ؛ دوست دارم يه مقدار بيشتر . در مورد اين " مک اسکوييد " بشنوم
روح " ؛ ميخواي معامله کني ؟ " . حالا فرصتيه که براي انجامش داري
. هرچي تو بگي ؛ خوشگله
جاشوآ " ؟ " - ! بله -
و شما کي باشين ؟
. " پيتر مک نيل " - . باعث افتخاره ؛ قربان -
. اما گفتم که ميخوام با رئيس حرف بزنم
من رئيسم . اگه ميخواي معامله کني ؛ . بايد با من حرف بزني
. خنده داره ؛ معمولا همه رو ميشناسم و ميدونم کي به کيه
. اما تا حالا هرگز ؛ چيزي از تو نشنيدم
. . پُل چي چي بودي ؟
. " پيتر " . " پيتر مک نيل "
خوشتيپِ شماره ي 3 ؛ در مجله ي " جاسوسي "؛ . در بين چهل جاسوسِ زير چهل سال
اون ماجرا مگه مالِ پنج سال پيش نبود ؟
. هنوزم برقراره
باشه ؛ اگه ميگي رئيسي ؛ . خب رئيسي ديگه
. بزن قدِش ؛ همکار
. ببخشيد
. " تافي "
نتونستم هيچ اطلاعاتي ولو اندک ؛ : از اين اسامي " سوماليايي " پيدا کنم
. . آيدِ آنجرا " ؛ " ساباد آمبولا " ؛ " . .
No comments yet. Be the first to leave one.