The first 200 lines.
لطفا دوتا اسپرسو بديد
اون راويولي هاي خوشگلو نيگا ! رو اون دختر چينيِه
ميدونم . . منم ميخوام يه چندتايي از ! اسرار قديمي چينيو نشونش بدم
بايد اون صورتِشو همين الان بکوبونم تويه اين پيشخون
فقط . . نديد بگيرشون
، اگه اونا بفهمن که تو عربي حرف ميزني . . اونوقت باعثه ايجاده شک و گمان ميشه
بعدشم اونوقت ، مجبوريم که . . بريم و يه قهوه فروشيِ جديد واسه خودمون پيدا کنيم
و ، بايد بگم که قهوه هايِ اينجا هم فوق العاده ست - خيلي خب -
! فکر کنم بلُندِه ازت خوشش اومده
. نه بابا . . قيافه اش همينطوري زُلِه
. زن هاي بلوندِ زيادي هستن که اينطورين
خفه شو ديگه . . والا اين بلُندي که ميبيني ؛ پاميشه و ! قهوه ي داغِشو رو اون راويولي خوشگلت ميريزه
حالا ديگه نميخواد بهت بگم که بعدشم ! اين چوبا رو کجات فرو ميکنم
فکرکنم بايد بريم و يه قهوه فروشيِ جديد پيدا کنيم - ارزششو داشت -
" نا امني . . فصل دوم ؛ قسمت سوم " " نجواهايِ جاسوسي "
ترجمه شده توسطِ -= D & X =-
. . يکي از مهم ترين سياست مدارانِ کشور
دوست دخترشو با خودش مياره که . . اونو به هرجايي که ميخواد بره ، برسونه
زاربايا " همَش تويِ دادنه امتحانه رانندگيش " شکست ميخوره
، هروقت که ميخواد ماشينو پارکه موازي کنه همَش دستپاچه ميشه و نميدونه بايد چيکار کنه
کي اينطوري نميشه ؟
امکان داره که يه کوچولو از اون گيلاس هارو هم بدي اينطرف که منم بخورم ؟
، به عکس گرفتنت ادامه بده اين ناهاره منه
! چقدر ناراحت کننده - ، نه -
ناراحت کننده اينه که برايه صبحونه باقي مونده يِ پاپکُرنه ديشبو که از سينما آورده بودم . . خوردم
اوني که سمته چپش هست کيه ؟
" کولا الکرم " يکي از پشتوانه هايِ ماليِ بالقوه يِ اونه
چي شد ؟ - ! دندونم -
. . خب ، همين امروز چندساعت پيش بود که
انجمن برادريِ جهاد " ، "کولا الکرم"ـو " . . ملاقات کرده
وايسا ببينم ، من . . اصلا يه کلمه از حرفاتو هم متوجه نشدم که چي گفتي
، دندونم شکسته بخاطره هسته يِ گيلاسه
البته ممکنه بخاطره اون دونه هايِ ذرتي هم که خورده بودم يه کمي به دندونم فشار اومده باشه
، خب . . پس برو و دندونتو درست کن ميخوايم که اينجا با تمامه نيروت کار کني
کولا الکرم " اينقدر به اندازه يِ کافي " . . قدرته ماليِ زيادي داره که
بتونه " انجمن برادريِ جهاد " رو . . به چيزه وحشتناک تبديل کنه
فکرميکردم که يه کلمه از حرفامو هم متوجه نشده بودي
فقط داشتم سر به سرِت ميذاشتم
ميدونم که تو منو . . به چشمه يه آدمه بي احساس و خشک
و از اون نوع آدمايي که . . ، فقط پول و اينجور چيزا براش مهمه ميبيني ، اما
بايد بهت بگم که " پيتر مک نيل " جوانب و ابعاده زياديو درونه خودش داره
کلود " ، ازت ميخوام که " الکس"ـو ببري پيشه يه دندونپزشک"
مطمئن شو که دوباره اون لبخنده گيرا و دلرباش بهش برميگرده
، اون ستاره يِ درخشنده يِ من تويِ کارمونه ميخوام که خوب بشه و دوباره به زمينه بازي برگرده
چيه ؟ فکرنميکني که من لبخنده گيرا و دلربايي داشته باشم !؟
اون از اين تعريف هاي مبالغه آميزش ! يه منظوري داره
، بيخيال ، اون "پيترِ"ـه کاملا بي ضرره
به مَردي که از اين کيف هايِ کوچيک برايه پول خوردهاش استفاده ميکنه . . اعتماد ندارم
تو اينو از کجا ميدوني ؟
خودم ديدمش . . وقتي که داشتم اين مسکن هارو از تويِ دفترش برميداشتم
هِي ، اين قرص ها که آبي هستن
. . و اينم اسمه توئه که - اونارو بده به من -
بيا . . اينو بگير
چه روکشه طلايي خوشگله واسه دندونش درست کردم . .البته اگه تعريف از خود نباشه
، دهنش و من همين الان باهمديگه ارتباط برقرار کرديم هميشه از اين اتفاقا نميفته
خوبه که از کارِت لذت ميبري
، صابونه حمام اون صابونه حمامو بده به من
اثره بيهوشي بايد تقريبا تا نيم ساعته ديگه از بين بره
اون گلبرگ هايِ رز ماله منن ؟
" پيتر "
! " اوه . . " پيتر
اينم يه نسخه برايِ کدئينش - هان ؟ -
" از صدات خوشم مياد ، " پيتر
خيلي ملايم و دلنوازه . . خيلي جذاب و سکسيه
اينا طبيعيه - راستش نه خيلي -
" اسممو نجوا کن ، " پيتر
اسممو نجوا کن
، و فقط محضه اطلاعات گفته باشم که من " پيتر " نيستم
، ساعت 11:32 دقيقه ست ، مورده تحت نظر "وليدِ"ـه اون عضوه احتماليِ " انجمن برادري جهاد " هست
داره بخشه طالع بيني رو ميخونه
نيازي نيست بدونيم که از کدوم بخشه روزنامه خوشش مياد
ممکنه جالب و مفيد باشه که بدونيم اون متولده کدوم برج هست
شايد برايه اون احمقايي که از جادو و جَمبل خوششون مياد . . جالب و مفيد باشه
انگار که يه متولده برجه سنبله رو اينجا داريم
تولده تو کِيِه . . آقايِ " مشکوک " ؟
نميدونم - چي ؟ -
، معمولا ميگم نوزدهم جولايه . . همون روزي که " ليجريه " ، "نروژ"ـو
تويِ يک چهارم نهاييِ جامه جهاني . . شکست داده بود و اونو بُرد
اينکه وحشتناکه - نه ، خيلي هم عالي بود -
کُل شهر برايِ هفته ها مست و پاتيل بودن
نه ، منظورم اين بود که چقدر بده که نميدوني تولدت کِيِه
حتي ميدوني چه سالي به دنيا اومدي ؟
، آره ساله 1970 يا يه چيزي تو همين مايه ها
خيلي گيره اين تاريخ و اينجور چيزا نيستم
اما ، اين تولدته ، بايد يه معنايي برات داشته باشه
، " من تاريخه تولدم با " وُلتِر " ، " هارولد رِيمِس
و " يورک " . . يکيه
و ، اين چيزي نيست که . . فقط باعثه آرامش و راحتيِ خيالم باشه
همينطورم بهم کُلي الهام ميده . .
وليد " يه بسته پُر از اين " دستگاه هاي تصفيه کننده هوارو داره با خودش ميبره
ميشه گفت تعدادش براي مَردي که به تنهايي زندگي ، ميکنه و هيچ حيوون خونگي اي هم نداره بيش از اندازه زياده
شايد بخواي درباره اش تويِ گزارشمون يه چيزي بنويسي
، اينو پيشه خودت محرمانه نگهش دار ميدوني که چي منظورم چيه ؟
کلود " ، وقتي بيهوش بودم چيزي گفتم ؟ "
، چي !؟ نه ، نه ، نه نه ، آخه براي چي ؟
، آخه من هميشه توي خوابم حرف ميزنم . . وقتي دندونه عقلمو کنده بودم
مثل اينکه همينطور فرياد کِشيده بودم و . . با صداي بلند ميگفتم که سينه هاي خواهرم تقلبيَن
، اين . . نه ، نه اصلا همچين چيزي نگفتي
، پس يه چيزي گفتم اسم هايِ رمز بود ؟ جزئياته پرونده امون بود ؟
بهتره بگيم که همون موضوعه سينه هايِ خواهرت بوده
مجبورم نکن که اون دستگاهه دروغ سنجو بکِشم بيرون
درباره يِ " پيتر " حرف زدي - بهش گفتم يه عوضيه ؟ -
چيزي بدتر از " عوضي " بهش گفتم ؟
نه ، نه ، تو . . درباره يِ صداش حرف ميزدي
منظورت چيه ؟ - گفتي که صداش خيلي دلنواز و سکسي و جذابه -
فکرکنم که اشتباهي حرفامو متوجه شدي
نه ، نه ، نه
: نه ، بعدشم گفتي " اسممو نجوا کن . . پيتر "
" اسممو نجوا کن "
و بعدشم . . حرفات يه کمي کثيف شد
آره ، همينجاست
خوبه
نودو " ، همگي . . بياييد اينجا "
، براي آخرين بار دارم بهتون ميگم
من اون مرغو تويه اتاقه تمريناته ورزشي وِل نکرده بودم که واسه خودش راه بره
نه . . ميخواستم بگم که شناسنامه اتو برات پيدا کردم
آره ، با چندتايي از دوستام که . . تويِ بخش
اسناد و سوابق هستن ، صحبت کردم و . . ازشون خواستم که اينو برام پيدا کنن
تاريخه تولده واقعيم . . بيست و نهم اکتبره
دقيقا همون روزيِ که گردنه "سِر والتر رالي"ـو بخاطره خيانتش بُريدن
من تقويمه روميزيِ سربُريدن هاي مشهورو دارم
بخاطرش بهتره بابانوئله مرموزمو سرزنش کنيد
نميدونستم که تو درواقع چي ميخواي - ، صبر کنيد ببينم -
اينجا نوشته که من متولده ساله 1954 هستم
امکان نداره
يعني . . من پنجاه و هفت سالمه ؟
خيلي خب ، امکان نداره تو پنجاه و هفت سالت باشه
تو از پدره منم بزرگتري
يکي از اين گاري هايِ دوچرخه ايِ گلف و نظريه هاي خشمگينانه به اين مَرد بده
هِي ، " نودو " ، ساعته 8:30 تويِ بخشه ورزش هايِ آبي ميبينمت
همين الان بيست سال از زندگيو از دست دادم
نودو " ، خيلي بهش اهميت نده "
مردم چيزايِ زيادي ميگن که هيچکدوم واقعيت ندارن
رابطم بهم اطمينان داد که اين مدارک کاملا قانوني هستن
کُل زندگيم تو يه چشم بهم زدن ناپديد شد
هِي ، " جوجو " ، امکان داره که . . آدما وقتي که تحت داروي بيهوشي هستن
چيزاييو بگن که . . کاملا تصادفي باشن و همينطوري گفته باشنشون ؟
نه ، در اين مواقع هميشه آدما اون حقيقتيو که تويه ناخود آگاهشون هستو به زبون ميارن
حالا کي بوده که تحت بيهوشي رازشو فاش کرده ؟
، نه . . موضوع اين نيست . . يه دوستي دارم
. . که . .
ايني که ميخواي بگي يه صحبته شخصيه ؟
حق باتوئه ، نبايد با گفتنه اين چيزا سرِتو به درد بيارم و مزاحمت بشم
نه ، اشکالي نداره
بيا يه امتحاني بکنيم
الان اون مرحله يِ شرم آورانه رو گذرونديم - خيلي خب -
مثل اينکه به دندونپزشکم گفتم که . . بنظرم صداي " پيتر " سکسي و جذابه
و اينکه ميخوام . . . . درحاليکه تويِ يه وانِ حمامه پُر از
گلبرگ هاي رز هستم ، اسممو . . تويِ گوشم نجوا کنه
هنوزم تويه مرحله يِ شرم آورانه هستيم - متاسفم ، نبايد اينارو بهت ميگفتم -
نه ، اشکالي نداره
درهرحال ، ديگه واسه معذرت خواهي کردن خيلي ديره
من که ميگم به قلبت گوش بده ، يا به هربخشي از بدنت که الان داره باهاش تصميم گيري ميکني
" برو دنباله " پيتر - نه ، اينطوريا که ميگي نيست -
لابد به آهنگه صداش يا يه چيزي تو همين مايه هاست که جذب شدم
نميشه گفت يه چيزي تو مايه هايِ فروموني که از راهه گوش منتقل ميشه . . برام پيش اومده باشه ؟
يه چيزي داره برات اتفاق ميفته و بدون که اون . . دانش نيست
به صدايِ " پيتر " بعنوانه يه گلوله يِ جنسي فکرکن
حالا بگو . . کيه که ميخواد ماشه اشو بکِشه ؟
! هيچي هيچ گلوله يِ جنسي اي وجود نداره
اين همون چيزي نيست که به دندونپزشکت گفته بودي
، نه . . اين خيلي اتفاقي بود ديگه بايد برم
درضمن ، بايد بگم که تو يه زنِ رازداره خيلي وحشتناکي هستي
خب ، خبرايِ بد اينه که . . چندين منبع بهم اطمينان دادن و
تاييد کردن که . . تو قطعا پنج و هفت ساله هستي
اما ، خبرايِ خوب اينه که . . دِبي " تويِ بخش مدارک و سوابق "
خيلي دلش برات ميسوزه . .
، مثل اينکه اين خبره خيلي خوبي برات نبود درسته ؟
وقتي پدرم پنجاه و هفت سالش بود ، اون . . تونسته بود هر سه تايِ بچه هاشو
، به دانشگاه بفرسته . . . . خونه يِ روياييشو بسازه
و ، دوتا ستمگرو هم بکُشه . .
گرچه . . اون کچل بود ، درسته ؟ اما ، تو مو داري
باورم نميشه تنها چيزي که درطوله . . اين زندگيِ پنجاه و هفت ساله يِ ناقصم انجام دادم
اين بود که کُل زندگيو . . . . به پايِ کار کردن هدر بدم و
بخاطره کارَم يه مدتي رو هم . . تويِ زندان بگذرونم
، بيخيال تو که اندامه خيلي خوبي داري و سرپا هستي
فکرشو بکن که چقدر برايِ اين دوره يِ . . مَردِ آهنينيِ خودت . . مناسبي
و درجه يِ ثابته قلبت هم نسبت به مَردي که تقريبا نزديکه شصت سال هست ، خيلي فوق العاده ست
تو حتي از لحاظه اندامي و وضعيته بدنيت از منم بهتري و تازه من نصفه تو سِن دارم
، اوه ، خداي من من نصفه تو سِن دارم
خواهش ميکنم ، مُچِ دستمو وِل کن
بايد شروع کني به تهيه کردنه يه ليست از کارايي که ميخواي قبل از مُردنت انجام بدي
نميخواد به حرفايِ " کلود " گوش بدي
فقط به اين خاطر که تو ازش يه سال بزرگتري . . بهت حسودي ميکنه
" کلود " . . " جوجو "
" الکس " - " پيتر " -
خوب با بقيه دست ميدي
ارتباط چشميِ خيلي خوبي هم برقرار ميکني
خيلي خب . . باشه
چه خبرايِ جديدي درباره يِ " انجمن برادري جهاد " داريد ؟
خب ، از جنبه يِ حرفه اي و کاري بخوايم ، صحبت کنيم و نه چيزي بيشتر از اون
جوجو " يه آناليزه شيميايي انجام داده "
. . بنا به دلايلي معتقديم که يه گازه عصب قراره که
درست و پخش بشه . .
بنظر مياد که احتمالا الهام و ايده يِ اين کارِشونو از حمله يِ 1994ـي که تويِ توکيو اتفاق افتاده بوده ، گرفتن
اوه ، ببخشيد
هيچ اشکالي نداره که ، دوتا همکار همينطور اتفاقي به همديگه برخورد کنن
نتيجه گيري درواقع يه عذرخواهيِ صادقانه ست
فقط اينو بدونيد که اجازه يِ کامل داريد و . . دستِتون هم کاملا در استفاده از تماميِ منابعه لازم
براي تحت نظر گرفتنه اونا ، بازه . . - ، راستش -
No comments yet. Be the first to leave one.