The first 200 lines.
نودو " دوباره خوابش بُرده "
نميشه يکي ديگه اينکارو بکنه ؟
تو تنها کسي هستي که لِمه اينکارو بلدي
خيلي خب ، همگي بکِشيد کنارو فضارو برام باز کنيد
! " جنيس "
! "نودو "
يه متکا به " جنيس " بدهکاري
، خيلي خب ، بهتره ديگه شروع کنيم کلود " کجاست " ؟ "
، توي ترافيک گير کرده
اينو ميدونم چونکه با موتورم از جلوش رد شدم
اينم يه پيروزيه ديگه براي داشتنه زندگي اي فعالانه و پُرتحرک
من که بويه پيروزي به مشامم نميرسه
متاسفم از اينکه دير کردم
، هِي ، اصلا نميخواد نگران باشي تازه داشتيم جلسه رو شروع ميکرديم
بزرگراه خيلي ترافيک داشت
فکرکنم بطوره مُدرن و امروزي دير کرده باشم
درسته
آندره کِرلاف " ، همينطورم به اسمِ " جوجه تيغي " معروفه "
اون افسره رابط براي سفارت خونه يِ روسيه ست
نه فقط اينکه توي فعاليت هاي جاسوسيه روسيه . . يه حرفه ايه به تمام عياره
، بلکه توي خاورميانه هم همينطوره . . فکرکنم که ميتونيم ازش بعنوانه يه منبع استفاده کنيم
نميدونم ، اين " جوجه تيغي " از اوناست که ، خيلي خاصن
، خيلي دقيق و وسواسي ، پارانويايي
از اون نوع آدماييه که بهشون نگاه ميکني " و پيش خودت ميگي : " اين ديگه چه کوفتيه !؟
آره ، امروز صبح باهاش يه قرار ملاقات دارم
ميخواي باهات بيام ؟ - نه ، نه ، مشکلي نيست -
، کُلي کار داريم که بايد انجامشون بديم پس بهتره که امروزو توي دفتر بمونيم
، منظورم به کُل گروه بود نه به هيچ شخصه خاصي
خيلي خب ، بزنيد بريم
خب ، بريم بيرون و ! يه کمکي به بازرس " او لا لا " بکنيم
اين چي بود که اون پوشيده بود ؟
نميدونم ، اما اميدوارم که اين لباسو واسه يِ عملياته " خوش تيپ بودن " پوشيده باشه
اين آخر هفته رو به " نيويورک " رفته بود - با ماشينه زمان رفته بوده !؟ -
خيلي خب ، بهتره تمرکز کنيم ، داريم درباره يِ ، يکي از بهترين مامورهامون حرف ميزنيم
" ! چه تيکه اي "
اينو خوب اومدي - خيلي خب ، ديگه تمومش ميکنم -
" سلام ، " بِرت
" سلام ، " دنيس
دارم نونه تُست درست ميکنم - مشخصه -
آره ، کاملا مشخصه
ميتوني دوباره تويه خونه يِ من ، تونه تست درست کني
البته اگه ميدوني که منظورم چيه
آره . . معلومه که ميدونم منظورت چيه
ميبينم که واسه خودتون ! توي آشپزخونه مهموني گرفتيد
سلام " جِف " ، کار با بخشه مربوط به دستگاهه دروغ سنج چطوره ؟
، بايد بهت بگم که خيلي باحاله اما اگه اينو بگم دروغ گفتم . . مگه نه ؟
عزيزم ، تو "برت"ـو ميشناسي ؟
آره ، فکرکنم که قبلا همديگه رو ديده باشيم
سلام ، " دنيس " هستم - سلام -
شماها داريد باهمديگه نونه تست درست ميکنيد ؟ - نه -
چرا ، داري درست ميکني ، خودم دارم با چشمام ميبينم
خب ، اون نونه تست ماله اونه ، نه ماله من
! بپا نسوزه درست ميگم ؟
خب ، حواست بهش باشه
موقعه ناهار بهت زنگ ميزنم ، عزيزم
! حسابي مراقب باشيا
تو هنوز باهاش بهم نزدي
، نتونستم اينکارم حسابي داغونش ميکنه
اگه اين رابطه رو ، با " جف " تموم نکني
فکرنکنم که ديگه بتونيم نون تست هاي بيشتريو باهمديگه درست کنيم
موضوع اينه که اون . . اون درحاله حاضر داره اوقاته خيلي سختيو ميگذرونه
: همگي توجه کنيد ! دي جِي جف " برگشته "
وُدکاي سيب زميني توي زمستون تلخ تره
اينجا هم ديگه به درده آدم نميخوره
ببخشيد ، شمارو با يکي ديگه اشتباه گرفتم
پيس ! بيا اينطرف
اينکارا واسه چي بود ديگه ؟
مگه ميخواي گيرت بندازن ؟
خودت گفته بودي که قراره " يه پالتويه بلنده باروني تنِت باشه ، " آندره
آخه تويه اين هوايه سي درجه ، کي همچين چيزي ميپوشه !؟ کسي که دنبالت نکرده ؟
فقط يه يارويه ديوونه بود که ، زيرشلواري تنِش بود
، اما حالا ديگه افتاده دنباله يه سنجاب . . پس
ببينم تويه اين " ميلک شيک " سُسِ سويا داره ؟
اون حرومزاده ها تويه اين فروشگاه هاي غذاي آماده دارن همه يِ سعيشونو ميکنن که برن تويه کله ام
منم قبلا اونجاها غذا خوردم ، بيشتر مجرما ميرن اونجا و سعي ميکنن که بتونن دوباره مستقيم بشن
! آره . . سعي ميکنن
تو کدوم طرفي هستي ؟
شايد نخوام بهت بگم که ما داريم تويه " سوريه " چيکار ميکنيم
خب ، منم کاري ميکنم که ارزششو داشته باشه که دربارش بهم بگي
همه هميشه همينو بهم ميگن
اما . . هميشه يه گيري هست
اونا ميخوان بدونن که ، چطوري ميتونن بهت دسترسي پيدا کنن
اينکه چک رو به اسم چه کسي بايد بنويسن ، اينکه چقدر ميخواي بهت پول بدن
فکرکردي من کيم ؟ يه احمق !؟
خب ، من براي نشون دادنه اعتمادم همين الان بهت اين پوله نقدو ميدم
، خب ، منم اين پولو ازت قبول ميکنم بعنوانه اينکه اونو لازم دارم
قبوله - بهم دست نزن -
، متاسفم ، ديگه اين تکرار نميشه آندره " ، کُتت رو فراموش کردي "
هروقت که تو رفتي ، ميام و برِش ميدارم
فکرميکردم که " جوجه تيغي " يه هدفه دست نيافتنيه
حالا . . ميگم که اِيکاش بهش يه اسمِ رمزه بهتري ميداديم
خب ، همه يِ خوباشو رويه چيزايه ديگه ، گذاشته بوديم
يا بايد اين اسمو روش ميذاشتيم و ! يا "سيفيليس"ـو
، بيا يه چيزه خنده دار واست بگم
کلود " رو ديدي که " امروز تيپه عهده بوق زده ؟
: بر و بچِ واحده تکنولوژي اسمشو گذاشتن
" عملياته خوش تيپ بودن "
خنده دار نيست ؟
راستش . . اين جمله اختراعه خودِ منه
، نه . . اين جمله اختراعه "کنيِ"ـه . . فکرکنم تويه بخشه حمل و نقله
مثل اينکه حسابي داره پيشرفت ميکنه . .
نه ، اين جمله ماله منه ، تويه جلسه بوديم و منم اينو همينطوري واسه مسخره بازي گفتم
خب ، مثل اينکه " کِني " يه رقيب واسه خودش پيدا کرده
، ببينم " چه تيکه اي ! " رو هم . . تو گفته بودي ؟
شايد
! اوه ، پسر
، داريم درباره يِ " کلود " حرف ميزنيم واقعا بايد جنبه يِ زيادي واسه اين شوخيا داشته باشه
خب ، اون موقع تويه اتاق نبود
نه ، درواقع . . ميتونستم ، اينارو رو در رو هم بهش بگم
اون حسابي آدمه پُر جنبه ايه
حتما . . همينطوره
يه چيزي هست که ميخواستم بهت بگم
منم همينطور
ترتيبه يه صندوق پستي رو تويه اداره پست دادم که " جوجه تيغي " چيزايه لازمو برامون به اونجا بفرسته
عاليه
. . الکس " ، حالا که اينجايي "
ميدوني ، درباره يِ اين . . . . کُت و شلواره
. . آره ، منم ميخواستم که
هلن " و من رفته بوديم " . . . . " نيويورک "
و ، اونم مجبورم کرد که . . اينارو يه امتحاني بکنم
من اين لباسارو . . اون زمانايي ميپوشيدم که
خب ، فکرکنم که . . اينا يه کمي دِمُده هستن ، درسته ؟
خب ، آره
اما ، اگه ميخواستم . . باهات روراست باشم
ميگفتم که همچين لباسايي . . هرگز و هيچ وقت دِمُده نشدن و نيستن
خوبه ، خوشحالم از اينکه ازشون خوشت اومده
آره ، آدمو خيلي با کلاس نشون ميدن - آره ، مگه نه ؟ -
امروز صبح با خودم گفتم که ، بهتره اينارو عوض کنم
اما ، شنيدنه اين حرفا . . باعث شد که حسِ خيلي خيلي بهتري در اينباره پيدا کنم
خوبه . . آره
لباست واقعا عاليه
" ممنون ، " الکس
خيلي خب ، ازتون ميخوام همه يِ اطلاعاتي که درباره يِ امور مالي و سرمايه گذاري هايِ سفارت خونه يِ روسيه داريد رو برام جور کنيد
درضمن ، ميخوام از " کلود " بابتِ . . کارِ فوق العاده اش که
اون صندوق پستي رو براي . . جوجه تيغي " فراهم کرده ، تشکر کنم "
خيلي کاره سختي نبود
، نه ، داري شکسته نفسي ميکني ، تو واقعا يه حرفه ايِ به تمام عياري
، و ، از بين همه يِ چيزايي که تاحالا دربارت گفتم اين يکيو با تمامه وجود و از صميمه قلبم دارم ميگم
متشکرم
خيلي خب ، بياييد اين اسمارو دربياريم
هِي ، اينو داشته باشيد
، خيلي خب ، ديگه ترسناک شد چطوري ميشه جلوشو گرفت ؟
جوابشونو ميديم
اينجا چه خبره ؟ - حسابي اوضاع قاطي پاتي شده -
اطلاعات " نيسا " توي " ويکي ليکس " رفته
پس . . شايعات حقيقت دارن
ويکي ليکس " تعدادي از فايل ها و " ايميل هاي " نيسا " رو توي وبسايتش گذاشته
اوضاع چقدر بده ؟ هويتمون لو رفته ؟ ديگه کارِمون تمومه ؟
بايد همه يِ ارتباطاتمو با خانواده ام قطع کنم ؟
چونکه ميتونم . . اصلا هيچ مشکلي نيست
بايد همه يِ پيام هارو بررسي کنيم و ببينيم که چقدر ضرر خورديم
همه يِ ايميل ها مارکه " اِن اس اِف دبليو " دارن
شماها که " جف " از بخش دروغ سنجي رو يادتونه ؟
درحاليکسه ما داريم رخنه ها و شکاف هارو ، بررسي ميکنيم ، اون هم قراره که
يه تحقيق داخلي انجام بده تا بتونه کسيو که مسئوله اين خرابکاري هست رو پيدا کنه
بايد امتحان دروغ سنجي بديم ؟
، اصلا هيچ جايه نگراني نيست مگه اينکه يه چيزي واسه مخفي کردن داشته باشي
" ممنون ، " جف - قابلي نداره -
بيشتره اين ايميل ها پيام هايي هستن که ، بين بچه هاي مراقبت رد و بدل شدن و
درباره يِ تصميم گيريشون درباره يِ اينه که براي آبجو خوردن بهتره که کجا برن
من اصلا اين مزخرفاته " ويکي ليکس " بازي رو درک نميکنم
قبلاها اگه ميخواستي که ، يه چيزي رو فاش کني
اونوقت يه فلاپي ديسک رو تويه يکي از سوراخ هاي بدنت مخفي ميکردي
، و . . اين خيلي ناراحت کننده ست ديگه خبري از اين رمانتيک بازيا نيست
، فقط ، اگه اسم رمزه "جوجه تيغي"ـو ديدي بهم بگو
اينو داشته باش - چيه ؟ -
اونا اسمِ قايقِ بادبانيمو دارن
حالا بايد از شرِش خلاص بشم
آدمايه تويه کلوبِ قايق راني باورشون نميشه که ميخوام "مري جين"ـو بفروشم
اسمِ قايقتو اين گذاشتي ؟ - آره -
تو که ميدوني معنيش چيه ، درسته ؟
، مچمو گرفتي من از اون نوع آدمايه ادبياتي نيستم
جوجه تيغي " ديده شده " - خب ، اين اصلا چيزه خوبي نيست -
من کُلي پيشه وزير درباره يِ اينکه قراره اونو بدست بياريم لاف زدم و کُلي کلاس اومدم
اسمش جايي درز نکرده ، اما گفته شده که يه جاسوس تويه سفارت خونه يِ روسيه وجود داره
، ميشه اينو کنترلش کرد اينکه هويتشو فاش نميکنه
آره ، اما " آندره " اينقدر قاطي پاتيه که ، با ديدنه همچين چيزي
يهويي از کشور ميزنه بيرون
حالا از اينکه اينقدر درباره يِ قايقم غرولند ميکردم . . احساسه بدي دارم
مشکل داريم
يه مشکله اساسي داريم
، ميدونم ، هرگز نبايد با ايميلِ کاريم کارايه مربوط به زندگيه عشقيمو انجام ميدادم
نه ، من دارم با دوست دختره اون يارو دروغ سنجه قرار ميذارم
يه اين ميگن يه مشکله اساسي
آره ، آخه چطور ميتونم همينطور تويه همچين ، موقعيته سختي متصل به اون دستگاهش سرِ جام بشينم
. . درحاليکسه اون صاف تويه چشمام زُل زده
و ، منم با اينحال ، بخوام که . . همچين چيزه به اين مهميو ازش مخفي کنم ؟
اون فقط ميخواد سوالايه مربوط به ويکي ليکس"ـو ازت بپرسه"
آره ، اما اون موقع من درحاله . . فکرکردن به
جوابايه مربوط به خوابيدنم با " دنيس " هستم . . - آره ، درسته -
جف " معروفه به اينکه توانايي بالايي " تويه کشف کردنه دروغ هاي بقيه داره
و ، تازه از اون دستگاه هاي دروغ سنج هم داره
اون ميفهمه که من يه چيزي واسه مخفي کردن دارم و بعدش . . بــــــوم ! يهو ميبينم که ، سر از يکي از اتاقايه گوآنتانامو درآوردم
يا هرچيزي که ما ازش بجايه اتاقايه گوآنتانامو استفاده ميکنيم
ما يه جزيره اي خارج از " لابرادور " داريم
مطمئن باش که گوآنتانامورو به اونجا ترجيح ميدي - نه . . اونم نميخوام -
من فقط ميخوام که " دنيس " با . . جف " بهم بزنه "
تا اينکه مجبور نباشم اون قيافه يِ . . احمقانه اشو پيشه خودم تصور کنم
هروقت که " دنيس " و . . من داريم . . خودت ميدوني که ؟
. . چونکه اين موضوع اصلا هيچ کمکي نميکنه به خب ، خودت ميدوني که ؟
No comments yet. Be the first to leave one.