The first 200 lines.
ميتونيم براي ناهار ببريمت بيرون ؟ - . نه -
بعداز کار نوشيدني مهمونت کنيم ؟ - . نه -
موقع کار نوشيدني مهمونت کنيم ؟ - . نه -
. . ميشه آهنگ " تولدت مبارک " رو برات بخونيم
يا ؛ يه آهنگ مخصوص تولد که . . شامل قانون کپي رايت نشه ؟
بابت ابراز احساساتِتون متشکرم ؛ . اما طرفدار جشن تولد گرفتن نيستم
. و ما هم که يه عالمه کار واسه انجام دادن داريم
پيتر " ؛ همراه مامور ويژه ي " سي.آي.اِي " ؛ . تام بيلي " ؛ از " نيويورک " اينجا اومده "
نگراني هايي دراينمورد که " القاعده " داره تشکيلاتي . جديد رو اينجا ؛ در " اوتاوا " ايجاد ميکنه ؛ وجود داره
. " تام " - . " ممنون " الکس -
ما ؛ تماس هاي تلفني رو کنترل ميکرديم . . و به نظر ميرسه که " القاعده " ؛
براي حمله به اهدافي در اينجا و . . . شمالِ آمريکا ؛ داره برنامه ريزي ميکنه
. گوش بديد
. . اولش يه مقدار ثابت و نامشخصه
اما يه کم که بگذره . . . متوجه حرف هاشون ميشيد
. . و اينجا
ميتونين صداي رئيس تشکيلاتشونو بشنوين که ميگه ؛ . . نقشه ها کِشيده شدن
! و حالا ؛ وقتِ لُخت شدنه
. . تام " ؛ داري چه غلطي ميکني ؟ "
. . القاعده " ميگه "
! مرگ بر همه ي مهموني خراب کن ها
. . پيتر " ؛ هفته ي آينده باهام تماس بگير "
تا درمورد تشکيلات پنهاني کُره ي شمالي . باهمديگه صحبت کنيم
. " حتما باهات تماس ميگيرم " تام
. تولدت مبارک - . متشکرم -
! مرتيکه عجب عضله هاي کونِ محکمي داره
تام " ؛ يه مامور واقعيه ؟ "
عمليات " برس پُل " رو يادته ؟
همون تندروهاي ارتشي رو ميگي که خودشونو مردهاي رقصنده ي لُختي از دوبي جازده بودن ؟
. تام " ؛ فرمانده ي اون عمليات بود "
. ازش چندتا حرکت باحال هم ياد گرفتم
. . که يادم انداخت
که يه کادوي تولد خيلي خاصي . . . واست گرفتم
تو که نميخواي شلوارتو دربياري ، هان ؟
چي ؟ يعني من ؛ اداي مامور کون خوشگلو دربيارم ؟
. وايسا گيتارمو بيارم
. يالا . . هديه هاتو باز کن
. اول کارت هاي تبريک رو باز ميکنم . بخاطر اينکه مودبانه تره
اين از طرف کيه ؟
يه کارتِ تبريکِ اسرارآميز ؟ . بياين ببينيم از طرف کيه
کسي که اينو فرستاده ؛ . بدجوري از بالا محکم و مهر و مومش کرده
اون چيه ؟
! هشدار ! هشدار . سطحِ سموم به مرحله ي بالا رسيده
! مرگِ حتمي ! مرگِ حتمي
. فکر کنم بعدا آهنگمو واستون اجرا کنم
ترجمه شده توسطِ -= D & X =-
. ممنون
خبر خوب اينه که سَم ؛ در همين منطقه اي که . شما هستيد مهار شده و راه به جاي ديگه اي نداره
. بقيه ي افرادي که داخل ساختمان هستن در امنيتن - . عاليه -
. آفرين ؛ بچه ها
حالا چه سَمي هست ؟ - . هنوز نوعِشو نميدونيم -
اما واحد ضدِّرخطر وزارت بهداشت . تو راهِ اينجا هستن
. اين وضعيت ؛ برامون اولويت اوليه اس
الکس " ؛ من خودم شروع ميکنم به " . . تجزيه و تحليل اين سَم ؛ در اين بين
توصيه ميکنم همگي ؛ ضربان قلبشونو . . . به سي تا در دقيقه کاهِش بدن
. همينکارو ميکنم
. قبلا همچين وضعيتيو تجربه کردم
به محض اينکه بتونين کهير و . تب و بالا آوردنو فراموش کنين ؛ ديگه مشکلي ندارين
. و البته ؛ بالا آوردن از چشم ها - . ممنون -
ببينيد ؛ کلي کار هست که تا اومدن واحد ضدِّ خطر ؛ . ميتونن اينجا سرمونو گرم کنن
. پس ، بريم سراغ انجام دادنشون
معلوم شد که نوعي از ويروس سياه زخمه . که جهش ژني داده شده
. . نشانه هاي بيماري ؛ شامل
. . خب . . مرگ ؛ مهم ترين علامتِشِه . .
اما ؛ قبل از مرگ ؛ با علائمي مثل ؛ . . کهير ؛ قرمزي چشم ها ؛ ريختن موها
. و سرفه ي شديد همراهِه . . .
چرا " برت " هيچ نشونه اي رو بروز نميده ؟
. امکانش هست که مصونيت طبيعي داشته باشه
جدي ميگي ؟ - ! معرکه اس -
. از هر ده هزار نفر ؛ يک نفر مصونيت طبيعي داره - . اونم اين آدم ؛ از بينِ همه -
منظورت چيه ؟ - . هيچي -
. ميدونم منظورت چي بود - . بچه ها -
نه ؛ نه ؛ . ميدونم بهترين و عالي ترين مامور دنيا نيستم
و متاسفم اگه همگي فکر ميکنيد که . من توي اين گروه جايي ندارم
. . ميدونم ميخواين يه چيزي بگين
اما احتمالا . . . داريد نيروتونو ذخيره ميکنيد
. يه نمونه از خونت ميخوام - . ديدن سوزن ؛ باعث ميشه حالت تهوع بهم دست بده -
. ملاحظه شد . از " چاقو " استفاده ميکنيم
. راستش ؛ چاقو بدتر از سوزنه
. حالا فکر نکني همچين کمکي هم بهمون ميکنه ها
ميشه سعي کني يه کم مثبت تر باشي ؟
اگه امروز بميري ؛ معنيش اين ميشه که ديگه جشنِ تولد ؛ بي جشنِ تولد ؟
اينم از جاي خوبِ اين وضعيتِ بدي که . توش گير کرديم
. يه آپديتِ کوچولو از آخرين خبرها
بسته هاي پُستي اي درست مثل همين بسته ؛ . . که داخلشون همين پودرِ سَمي بوده
به پنج تا از . . . . سازمانهاي حکومتي فرستاده شدن
. و همينطور به محل اقامت نخست وزير . . .
حالش خوبه ؟ - . آره بابا -
راستش ؛ براي تطيلات و . موج سواري ؛ به " کاستاريکا " رفته
اما نميخواد سگ هاي قطبيش . در خطر مرگ قرار بگيرن
پس ، واحد ضد خطر . اول به اونجا فرستاده شده
اما نگرانش نباشيد ؛ . درست بعداز اونجا ؛ اينجا ميان
چقدر طول ميکِشه ؟ - . نميدونم -
. سعي کن نگرانش نباشي . باعث ميشه مغزت زودتر نابود بشه
. باشه
پس ، اگه " برت " مصونيت داره ؛ . . نميتونيم از آنتي بادي هايِ بدنش
براي ساخت پادزهر استفاده کنيم ؟ . . .
با توجه به سطح بالاي سَم ؛ . . ما ؛ فقط براي
ساختن يک دوز از پادزهر ؛ . . . به تمام خونِ " برت " احتياج داريم
. که همچين کاري هم ؛ ميکُشدش
اما ميتونيم انجامش بديم ؛ درسته ؟
خب ؛ بياين اينو ؛ به عنوان . نقشه ي جايگزين ؛ فعلا نگهش داريم
منظورت از نقشه ي جايگزين چيه ؟ ! نميخوام نقشه ي جايگزين باشم
ما فقط داريم با توجه به نوع تخصصمون ؛ نظر ميديم . پس ؛ بدون که هيچ جواب اشتباهي اينجا نداريم
اينو روي تخته وايتبورد بنويسم ؟
بچه ها ؛ تيم ضدِ خطر ؛ داره . . پيشرفت فوق العاده اي
. در خونه ي نخست وزير ميکنه . . .
. . اينجا ؛ دفتريه که
. بيشتر وقتتونو داخلش ميگذرونين . . .
نگران نباشيد ؛ اين ديوارهاي شيشه اي . معمولا اينجا نيستن
برت " ؛ ميزت کدومه ؟ "
. پس ؛ تو قراره اونجا بشيني
داري چيکار ميکني ؟
. يه لحظه . . بچه ها
. ببخشيد . رويه ي کاره ديگه
ميدونم تو و گروهت . اين ماجرا رو پشت سر ميذارين
اونا ؛ جايگزين هاي ماها هستن ؟ - ! آخه من که نميميرم -
. دقيقا . اين کار ؛ فقط شيوه ي استانداردِ اداريه
که اگه بخاطر اين شرايط احتياج شد ؛ . من يه گروهِ پشتيبان جايگزين داشته باشم
. جايگزيني شماها با اونا . . اتفاق نميفته
. و ؛ بعلاوه ؛ " دانا " ؛ هنوز آماده نيست
دانا " ؟ " - . هِي -
. سلام
نگران نباش ؛ اين کارو فقط بخاطر . راضي نگه داشتن افسر ارشد انجام دادم
حالا بگو ببينم ؛ اگه بهت بگن مسئوليت هاي اصليت در چه زمينه هايي هستن ؛ چي جواب ميدي ؟
. دانا " ؛ بيا اينجا ؛ بايد اينو بشنوي "
. خبراي خوب
من به اندازه ي کافي ترکيبات اينجا دارم که باهاشون . پادزهري بسازم که ما رو از اينجا سالم بيرون ببره
ممنون " جوجو " ؛ واقعا داري اين وضع سخت و دشوارو . به بهترين شکل ممکن پشت سر ميذاري
. همينطور به با ظرفيت 110 درصد کارکردنت ادامه بده
خداي من ؛ بايد جلوي خودمو بگيرم . که ديگه تو مراکز ورزشي خوابم نبره
الو ؟
. يه لحظه
. همسرته
. آره ؛ همه چي روبراهه
اوضاع و احوالت به چه وضعه ؟
آره ؛ آره ؛ . از کيک خوشش اومد . نگران نباش
هلن " ؛ ممکنه يه کم دير کنم ؛ "
پس ؛ اگه خونه اومدنم از ساعت 6 گذشت خودم بهت زنگ ميزنم ؛ باشه ؟
. آره
چي ؟
. همون مرغو درست کن بخوريم بهتره
. تو هم همينطور . . خدانگهدار ؛ عاشقتم
. از طرز برخوردت خوشم مياد
. . چيزي نگفتي که " هلن"ـو ناراحت کنه
. بخاطر اينه قراره همگي جون سالم بدر ببريم - . نه -
جمله ي " همون مرغو درست کن بخوريم " ؛ . رمزمون براي گفتن " بزودي ميميرمِ"ـه
و ؛ اگه واقعا بخواي مرغ بخوري چي ميگي ؟
. درسته . . گيج کننده اس
. ما اساسا بيشتر وقتا گوشت خوک ميخوريم
اون چيه ؟
" توشه ي روزقيامت "
. با وسايل مورد علاقه ام پُرش کردم
يه نسخه ي امضا شده از کتاب ؛ . " جاسوسي که از سرما آمد "
يه بطري درجه يک مشروب ؛ . . از مارک " روماني کونتي " ؛ 1983 ؛
. و سيگاري که " کاسترو " دستپيچِش کرده
تو با " فيدل " ملاقات کردي ؟ - . نه بابا ؛ " پِپِ کاسترو " رو ميگم -
. تو سيگار فروشي کار ميکنه
انگشت شست نداره ؛ . اما سيگارهاي درجه يکي درست ميکنه
. حالا خودت ميبيني
. يه دقيقه
. . يک ؛ دو
. سه . .
. بهرحال
اين جعبه ؛ طوري تنظيم شده که فقط . در صورت احتمال مرگِ حتمي باز بشه
. " سلام ؛ " جينت
. سلام ؛ " بنجامين نودو " هستم
سه سال پيش ؛ يه قرار سريع داشتيم ؛ يادت مياد ؟
. هردو گربه ها رو دوست داريم
. ميخواستم يه لطفي بهم بکني . لطفا باهام تماس بگير
چه نوع لطفي احتياج داري ؟ . شايد بتونم کمکت کنم
. فکر نکنم کمکي ازت ساخته باشه
. بگو ديگه . اينجام که کمکت کنم
بايد به وسيله ي اسپرم هاي فريز شده ام ؛ . . يکيو حامله کنم
تا بعداز اينکه امروز مُردم ؛ . . . اسمِ " نودو " همچنان زنده بمونه
. خيلي خب ؛ بذار يه امتحاني بکنم
منظورم اين نبود که حامله بشم ؛ منظورم اين بود . که کمکت کنم يکيو پيدا کني
الکس " ؛ يه لحظه وقت داري ؟ " - . اونم قراره مثل خودم بميره -
. آره . . بي خيالش . به نکته ي خوبي اشاره کردي
حالا بگو ببينم ؛ نودو کوچيکِه ها " رو کجا نگه ميداري ؟ "
. داخل فريزرِ آزمايشگاه . پشتِ جعبه ي يخ ها
چي . . منظورت همون هاييه که کنار بستني يخي هاي وانيلين ؟
! اونا که بستني يخي وانيلي نيستن
. اينجا - ديدي ؟ چي بهت گفتم ؟ -
! خداروشکر که کوچولوهام سالمن
يه حرف عاقلانه بهت بگم که . بايد روشون برچسب بزني
الو ؟ - . سلام ؛ آبجي -
! " سلـــــــــــــــــــــام ؛ " الکس
. . درمورد امشب
زنگ نزدي که اومدنتو کنسل کني ؛ هان ؟ - . نه -
واسه چي بايد بخوام همچين کاري بکنم ؟
. آخه تو عادته که اومدنتو کنسل ميکني
. نه ؛ همچين عادتي ندارم
جدي ؟ اون ماجراي گروگانگيريو يادته ؟
کدوم گروگانگيري ؟
هموني که موقع جشن سالگرد ازدواج . مامان و بابا اتفاق افتاد
. آهان . . اون گروگانگيريو ميگي
يا اون دفعه اي که نمايش مدرسه ي . . اميلي " رو ازدست دادي "
بخاطر اينکه . . ! داخل يه تانکِ " روسي " گير افتاده بودي
. خوشبختانه ؛ دي.وي.ديشو برام فرستادي
No comments yet. Be the first to leave one.