Chuck

Chuck

Download Farsi/persian Subtitle

Season 4

Release info

Chuck - 4x11 - Chuck Versus The Balcony FA
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-25
Downloads: 5
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏سال خوبی بود‏

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏تراشه اینجا نیست‏

‏- به سلامتی‏ ‏- به سلامتی‏

‏هوم‏

‏چاک، حالت خوبه؟‏

‏خوبم. خوب، عالی. عالیم‏

‏- آره، عالی. چرا می‌پرسی؟‏ ‏- یکم مضطرب به نظر میای‏

‏من مضطربم؟ نه، نیستم‏

‏اصلاً احساس اضطراب نمی‌کنم‏ ‏فکر نکنم‏

‏فقط... این رستوران خیلی...‏ ‏فوق‌العاده رمانتیکه‏

‏- دارم از فضا لذت می‌برم‏ ‏- چاک، می‌تونی باهام حرف بزنی‏

‏- دربارهٔ مامانته؟‏ ‏- نه‏

‏راستش یه چیزی فهمیدم‏ ‏بعد از تمام ماجراهای...‏

‏...مامانم و ولکاف و اینا...‏

‏فهمیدم که، خب‏ ‏واقعاً به خودمون فکر نکردم‏

‏به من و تو‏

‏اون‌قدر درگیر چیزهایی بودم‏ ‏که نمی‌تونستم کنترلشون کنم...‏

‏...که یادم رفت روی چیزهایی تمرکز کنم‏ ‏که از دستم برمیاد‏

‏مثل امشب‏

‏امشب چی؟‏

‏خب...‏

‏خیلی وقته دارم دست‌دست می‌کنم‏ ‏منتظر فرصت مناسب بودم...‏

‏...تا دربارهٔ آینده‌مون‏ ‏و اینکه قراره چی بشه حرف بزنم و...‏

‏چاک، اصلاً نگرانش نباش‏ ‏می‌دونم چقدر سرت شلوغه‏

‏این چند ماه هم کلی اتفاق برات افتاده‏

‏تازه، من خاطرهٔ خیلی بدی‏ ‏از خواستگاری دارم‏

‏نه، نه دربارهٔ خودم‏ ‏خواستگاری پدر و مادرم کابوس بود‏

‏- مطمئنم اون‌قدرها هم بد نبوده‏ ‏- نه، خیلی بد بود‏

‏خانوادهٔ مادرم یه رستوران داشتن‏ ‏شبیه همین‌جا بود و خیلی دوستش داشتن...‏

‏...برای همین بابام می‌خواست‏ ‏همون‌جا خواستگاری کنه‏

‏شامپاین و گل گرفته بود...‏

‏...گروه موسیقی و بادکنک و...‏

‏...یعنی همه‌چی خیلی شلوغ‏ ‏و بیش‌ازحد پرزرق‌وبرق بود...‏

‏...و وسط اون همه هیاهو‏ ‏یکی شمعی رو انداخت...‏

‏...و فرش آتیش گرفت‏

‏خوشبختانه مادرم و خانواده‌اش‏ ‏فقط با سوختگی‌های جزئی بیرون اومدن‏

‏- سوختگی جزئی؟ عجب‏ ‏- آره‏

‏پس عجله نکن، چاک‏ ‏هیچ عجله‌ای نیست‏

‏چه داستان وحشتناکی‏ ‏واقعاً، واقعاً وحشتناک بود‏

‏حتماً روز عروسی‌شون‏ ‏حسابی بهش خندیدن، نه؟‏

‏نه. فکر کردن نشونهٔ بدیه‏ ‏و عروسی رو عقب انداختن‏

‏بابام همیشه می‌گفت‏ ‏اون شروع پایان رابطه‌شون بود‏

‏اون صدا چی بود؟‏

‏صدا؟ کدوم صدا؟ آهان، فکم بود‏ ‏فکم صدا می‌ده‏

‏می‌شنوی؟‏ ‏فکر کردم قبلاً بهت گفتم‏

‏مثلاً وقتی همدیگه رو می‌بوسیم؟‏

‏یه لحظه منو ببخش، فقط می‌رم...‏

‏الان برمی‌گردم‏

‏- مورگان، مورگان، لغوش کن‏ ‏- لعنت، می‌دونستم‏

‏- بادکنک‌ها کم بودن؟‏ ‏- کل مغازه رو خریدی. نه‏

‏بادکنکی در کار نیست. خواستگاری لغو شد‏

‏- نمی‌تونیم توی رستوران ایتالیایی انجامش بدیم‏ ‏- رژیم بدون کربوهیدرات گرفته؟‏

‏نه، توی هیچ رستورانی نمی‌شه‏ ‏خواستگاری پدر و مادرش هم این‌جوری بوده‏

‏باید جمعش کنیم‏ ‏همین الان همه‌چی رو جمع کن‏

‏- نمی‌تونم جمعش کنم‏ ‏- چرا؟ چی می‌گی؟‏

‏شامپاین، گروه زهی، کابایِروها‏

‏- کابایوس؟‏ ‏- هرچی، همه‌چی راه افتاده‏

‏دیگه زیادی جلو رفتیم‏

‏ببخشید. سلام‏

‏شامپاین رو لغو کنیم‏

‏بطری رو باز کردیم‏ ‏کی قراره بخورتش؟‏

‏من... این زوج دوست‌داشتنی‏ ‏مهمون من‏

‏- نه، ما لب نمی‌زنیم‏ ‏- کی گفته؟‏

‏چی؟‏

‏- برو بیرون، زود‏ ‏- باشه‏

‏بکمن تماس گرفت‏ ‏مأموریت داریم‏

‏اوه، چه بد شد‏ ‏می‌خواستم...‏

‏ولی وظیفه‌ست دیگه، نه؟‏

‏نه. گم شو‏

‏از خروجی کناری بریم‏ ‏خیلی هم منظرهٔ قشنگی داره‏

‏بادکنک‌هام‏

‏مأمور روزنبام، یکی از بهترین مأمورهامون...‏

‏...امروز وقتی داشت یک نانوتراشه رو‏ ‏منتقل می‌کرد با گلوله کشته شد...‏

‏...تراشه‌ای که موقعیت محرمانه‏ ‏و نقشه‌های...‏

‏...پایگاه‌های سیاه سیا در اروپا روشه‏ ‏این همون تراشه‌ست‏

‏در مواقع خطر می‌شه نانوتراشه رو‏ ‏به بدن مأمور تزریق کرد‏

‏و بعد در لنگلی بیرونش آورد‏

‏هیچ‌کدومش خوشایند به نظر نمیاد‏

‏ببخشید، ژنرال‏

‏یه احمقی با درشکه‏ ‏خیابون وِنتورا رو بند آورده بود‏

‏راحت باش، سرهنگ‏

‏جسد مأمور روزنبام رو تحویل گرفتیم...‏

‏...اما آزمایش‌ها هیچ اثری‏ ‏از نانوتراشه نشون نمی‌ده‏

‏فکر می‌کنیم تراشه جایی داخل این شاتوئه‏

‏نگید این مأموریت توی فرانسه‌ست‏

‏پیر مِلویل، افراطی فرانسوی‌ای‏ ‏که تروریست شده...‏

‏...اون هم دنبال نانوتراشه‌ست‏

‏یکی از افراد ولکافه؟‏

‏هر مجرمی برای الکسی ولکاف کار نمی‌کنه، چاک‏

‏مأمور واکر، بارتاوسکی...‏

‏...فردا در مراسم شراب‌چشی شاتو شرکت می‌کنید‏

‏سرهنگ، شما نقش پیشخدمت شخصی‏ ‏مأمور بارتاوسکی رو بازی می‌کنید‏

‏سرهنگ تفنگداران دریایی‏ ‏شدم پیشخدمت یه خوره‏

‏راستی، بابت شام متأسفم‏

‏نه، فقط یه شام بود‏

‏باید برم ببینم مورگان چطوره‏

‏ژنرال، می‌دونم چرا چاک‏ ‏دربارهٔ ولکاف پرسید‏

‏نگران خانواده‌شه‏

‏و می‌خوام یه چیز رو کاملاً روشن کنم‏

‏برای برگردوندن مادر چاک‏ ‏هر کاری لازم باشه می‌کنم...‏

‏...و ولکاف و سازمانش رو نابود می‌کنم‏

‏تعهدت رو درک می‌کنم، مأمور واکر‏ ‏و تحسینش می‌کنم‏

‏اما باید منتظر فرصت مناسب بمونیم‏

‏فقط یه شام بود‏

‏خواستگاری از یه ابرجاسوس‏ ‏به‌اندازهٔ کافی سخته...‏

‏...حالا باید از ابرجاسوسی خواستگاری کنم‏ ‏که با خواستگاری مشکل داره‏

‏رفیق، دوباره جمعش می‌کنیم‏ ‏داشتم فکر می‌کردم...‏

‏نه، دیگه دوباره‌ای در کار نیست‏

‏اتفاقی که برای پدر و مادر سارا افتاد‏ ‏براش نماد همه‌چیز شده‏

‏یه خواستگاری بی‌نقص لازم دارم‏ ‏و البته مأموریت جدید هم داریم‏

‏داری می‌ری یه شاتو وسط روستاهای فرانسه‏

‏خندق و شراب‏ ‏و زن رؤیاهات‏

‏- چی پیشنهاد می‌کنی؟‏ ‏- من چی پیشنهاد...؟‏

‏بیا اینجا. مأموریت فرعی‏

‏خواستگاری از سارا واکر‏ ‏در درهٔ لوآر‏

‏بهش می‌گن باغ فرانسه‏ ‏می‌دونستی؟‏

‏بهترین بخشش اینه‏ ‏که خرجش با سیا‌ست‏

‏باید حواسم به تیم‏ ‏و هدف مأموریت باشه‏

‏تازه من اصلاً نمی‌تونم‏ ‏چند کار رو با هم انجام بدم‏

‏- مأموریت فرعی نداریم‏ ‏- بهش احترام می‌ذارم‏

‏و با احترام مخالفم‏

‏همهٔ گزینه‌های خواستگاری‏ ‏در بربنک رو امتحان کردیم‏

‏به یه معجزهٔ ازدواجی نیاز داریم‏ ‏و فکر می‌کنم همین باشه‏

‏چرا همه این‌قدر گیر ازدواج دادن؟‏

‏نمی‌خوام درباره‌ش حرف بزنم‏

‏- باید بهش رسیدگی کنی‏ ‏- من؟‏

‏نه، نه. واسه همین کارچاق‌کن خودمو دارم. مایکل؟‏

‏بگو ببینم چی شده، پاتل‏

‏از همیشه عصبانی‌تر و ناراحت‌تری‏ ‏که خودش هنر می‌خواد‏

‏یه فسقلی بدخلق و غرغرویی‏

‏فقط می‌خوام آزاد باشم، مایکلِ‏ ‏بزرگ. ولی پدر و مادر کنترل‌گرم...‏

‏...برام ازدواج ترتیب دادن‏

‏گرفتاری‌های نسل اول‏ ‏سخته‏

‏هنوز توی رسم‌ورسوم کشور قدیم گیر کردن‏ ‏سنت‌های ازمدافتاده...‏

‏...محدودیت‌های غذایی منسوخ‏ ‏مدام بهشون می‌گم...‏

‏...من دیگه توی ایالات‏ ‏متحدهٔ آمریکا زندگی می‌کنم‏

‏دیگه کانادا نیستم‏

‏منظورت هنده، نه؟‏

‏چی؟ نه‏

‏نه، من اهل ساسکاچوانم؛ هین‌جیوهای ساسکاچوان‏

‏بعضی‌ها فکر می‌کنن‏ ‏یه جور فرقه بودیم‏

‏- فهمیدم‏ ‏- به‌هرحال، اونا درکم نمی‌کنن‏

‏من آمریکا و سنت‌های بزرگش رو پذیرفتم...‏

‏...مثل دوست‌یابی آنلاین‏

‏جهت اطلاع...‏

‏...دارم می‌ترکونم‏

‏آره، خودم اون مرحله رو گذروندم‏

‏فقط امروز سه تا قرار داشتم‏

‏- وسط ساعت کاری؟‏ ‏- خودشون میان سراغم‏

‏تک‌تک‌شون تعریفی نبودن‏ ‏ولی هر کدوم یه چهار حساب می‌شن‏

‏سه تا چهار می‌شه دوازده‏

‏دقیقاً. هیچ عروس ساسکاچوانی‏ ‏نمی‌تونه حریفش بشه‏

‏بدترین بخشش اینه‏ ‏که پدر و مادرم دارن می‌فرستنش اینجا‏

‏من چه غلطی بکنم؟‏

‏نظرت دربارهٔ حقیقت چیه، پسر؟‏ ‏حقیقت آزادت می‌کنه‏

‏عالیه. ولی آروم بهش بگو‏

‏حقیقت می‌تونه تلخ باشه‏ ‏بیاید مهربون باشیم‏

‏دمت گرم‏

‏نانوتراشه سیگنال رمزگذاری‌شده‌ای می‌فرسته‏ ‏که فقط ردیاب‌های سیا می‌گیرنش‏

‏باید اون‌قدر نزدیک بشیم‏ ‏که سیگنال رو بگیریم...‏

‏...و قبل از پیر و افرادش تراشه رو پیدا کنیم‏

‏- فهمیدم. بریم‏ ‏- آره‏

‏هی، هی، کجا می‌ری؟‏

‏وقت مأموریت اصلیه‏ ‏یعنی مأموریت فرعی‏

‏نه، مورگان‏ ‏در این باره حرف زدیم‏

‏گوش کن. همه‌چی برای یه خواستگاری‏ ‏بی‌نقص آماده‌ست، خب؟‏

‏چند جای احتمالی برای خواستگاری پیدا کردم‏

‏اینجا، بالکن مشرف به دشت...‏

‏...باغ رز، پل سنگی نقلی‏

‏وقتی دنبال اون نانوهرچی می‌گردید‏ ‏هر کدوم رو خواستی انتخاب کن‏

‏برام مهم نیست، فقط سارا رو نگاه کن‏ ‏خودش نشونت می‌ده کجا‏

‏و یه چیز یادت باشه‏ ‏از پسش برمیای‏

‏مورگان، گفتم مأموریت فرعی نداریم‏

‏حداقل ذهنت رو باز نگه داشتی، پس...‏

‏هنوز خبری از پیر نیست‏

‏چشم‌هاتون رو باز نگه دارید‏

‏باشه، حواسم هست‏

‏این‌جا محشره یا نه؟‏ ‏یه حس خیلی...‏

‏- رمانتیک داره‏ ‏- آره‏

‏می‌دونم‏

‏- چاک‏ ‏- مورگان‏

‏- کاملاً حق با تو بود. این‌جا جادوییه‏ ‏- می‌دونستم، می‌دونستم‏

‏گوش کن، از پسش برمیای‏ ‏حلقه رو گذاشتم توی جیب راست...‏

‏...هندزفری توی جیب چپ‏ ‏و قرص نعنا هم توی هر دو جیب‏

‏ضمناً من اینجا توی پایگاه می‌مونم...‏

‏...و قدم‌به‌قدم هدایتت می‌کنم‏ ‏پس همه‌چی روبه‌راهه، داداش‏

‏- این دیوونگیه‏ ‏- ولی انجامش می‌دی، نه؟‏

‏حواستون جمع باشه‏ ‏این نانوتراشه خودش پیدا نمی‌شه‏

‏می‌خوام تا فردا ظهر‏ ‏از این جهنم فرانسوی برگشته باشم آمریکا‏

‏این قورباغه‌های پرادعا‏

‏بی‌خیال. با حضور کیسی‏ ‏نمی‌تونم هیچ کاری بکنم...‏

‏...وقتی این‌قدر کیسیه‏

‏چاک، بوبِله، بی‌خیال‏ ‏کیسی پیشخدمت شخصیته‏

‏بذار خدمتت رو بکنه‏

‏هی، تو. جاناتان‏

‏چمدون‌های خانم رو باز کردی؟‏

‏- یه بار دیگه جاناتان صدام کن، پات رو می‌شکنم‏ ‏- پوشش‏

‏پوششت رو یادت باشه‏

More Farsi/persian subtitles for Chuck

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left