The first 200 lines.
من چاکم. چندتا چیز هست که باید بدونید
میرم مخفیانه وارد صنایع ولکاف بشم و از بین ببرمشون
هایدرا قلب صنایع ولکافه، ولی یه نقطهضعف داره
- پس سیستم رو نابود کردی؟ - معلومه که نه
فقط همهٔ اطلاعات رو روی یه جای امنتر پشتیبان گرفتم
فقط یه کار ازت میخوام: جان کیسی رو بکش
منو از پنجره بنداز بیرون، پایین یه سکو هست
- اینو بده به چاک - هان؟ FILAMINGO-INTRO
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
دکتر رِش، بخش زایمان
- چی گفت؟ - جان دست آدم مطمئنیه
دکترش از دوستامه؛ فکر میکنه یکی دو روز دیگه به هوش بیاد
ممنون
کیسی هم جزو خانوادهست؛ من و چاک برای خانواده هر کاری میکنیم
- ممنون که اومدی، الی - معلومه که میام
ممنون
هی، اون قویترین مردیه که تا حالا دیدم، باشه؟
از پسش برمیاد
- شنیدید؟ - فکر کنم شنیدم
نمیدونم... شنیدم؟
- یه ناله بود؛ نالهٔ مخصوص کیسی - فکر کنم میخواد یه چیزی بگه
- چی میخوای؟ بگو - شلوار
شلوار... گفت «شلوار»
یعنی...
چرا شلوار؟
این مرد دیگه هیچوقت شلوار نمیپوشه
منظورش شلوار خودشه؛ شاید یه چیزی توش گذاشته
- آره، همینه - آره، خوب فهمیدی. آفرین...
پیداش کردم؛ شبیه... نصف یه چشمه
نصف یه کرهٔ چشمه؛ این دیگه چرا همراهش بوده؟
کیسی، اینو از کجا آوردی؟ این چشم رو از کجا آوردی؟
سارا
سارا
چی گفت؟
گفت سارا
سیستم امنیتی ولکاف از کار افتاده؛ دقیقاً دو دقیقه وقت داریم
امیدوارم بفهمیم شبکهٔ هایدرا رو کجا منتقل کرده
بهتره جواب بدی
سلام، الکسی
فراست، خودمم
آره، میدونم؛ میبینمت
اونجا خیلی تاریکه؛ کجایی؟
داشتم آماده میشدم بخوابم
- اول بپرس روزم چطور بود - روزت چطور بود؟
افتضاح؛ آندره تو بوداپست کارش رو درست انجام نمیداد...
...مجبور شدم از طبقهٔ سیام مرخصش کنم
بیست ثانیه
وای، چه وحشتناک
- خب، دیگه باید برم - خیلی خب
خوابهای خوب ببینی، نخودفرنگی شیرینم
شببهخیر، عزیزم
مکانش رو پیدا کردی؟
انگار ولکاف هایدرا رو به یکی دیگه سپرده
کنتسا
از مأمور واکر پیغام گرفتیم
ظاهراً باید یه مدت دیگه در مأموریت بمونه
فهمیده ولکاف میخواد شبکهٔ هایدرا رو به کنتسا منتقل کنه
اون بخش از هایدرا که روش فلش زدم چی؟
آیماخر چشم یوری رو طراحی کرده؛ احتمالاً برای کنتسا هم کار کرده
ژنرال، حتماً یه راه دیگه هست
سارا کیسی رو از پنجره پرت کرد؛ دیگه بسه. باید برگرده خونه
همونطور که گفتم، رؤسای من سرنخ آیماخر رو پیگیری میکنن...
...همینطور بقیهٔ اطلاعات تکهٔ هایدرا رو
متأسفم، مأمور بارتاوسکی، ولی زیادی درگیر این ماجرایی
- خیلی خب؛ من باید چیکار کنم؟ - صبر کنی
تنها کاریه که ازت برمیاد
باشه... هی، درست میشه رفیق
میریم بیرون یه هوایی میخوریم، بعد هم بوچیا بازی میکنیم
نه
نه، مورگان؛ دیگه نمیتونم
دیدم مادرمون ترکمون کرد و پدرم دنبالش رفت
گذاشتم سارا بره، حالا هم کیسی؛ و تمام این مدت هیچ کاری نکردم
هیچ کاری، وقتی یه نفر همهچیزم رو ازم گرفت
الی راست میگه؛ بارتاوسکیها مراقب خانوادهشونن...
...و حالا وقتشه خانوادهم رو دوباره کنار هم جمع کنم
این مأموریت پدرم بود؛ باید تمومش کنم. ولکاف رو از پا درمیاریم
«ما»؟ جدی؟ تا الان که همهش اولشخص حرف میزدی
معمولاً هم منو به مأموریتهای حساس آخر کار دعوت نمیکنید؛ ولی این بار هستم
- خب، کدوم اسلحهها رو برداریم؟ - هیچکدوم
- پس چی لازم داریم؟ - لوازم اداری؟
نه، مورگان؛ یه نقشه لازم داریم
- جواب میده - آره، میده
- معلومه که میده؛ نقشهٔ خوبیه - ممنون
این مدت خیلی یوگا کار کردم، حس میکنم از نظر جسمی و ذهنی در اوجم...
...پس از اون بابت مشکلی نیست
فکر میکنی این همون چیزیه که بهش میگن مأموریت انتحاری؟
چی؟ نه، معلومه که نه
قدم اول اینه که طراح هایدرا، رونی آیماخر رو پیدا کنیم
و مورگان، این نقشه جواب میده
قول میدم
معلومه
وای، کمک لازم داریم
یکی رو فوراً بفرستید بالا؛ یه مشکلی با...
اینجا چه خبره؟
کار کیه؟
خدای من
هنوز زندهست
آرماند
یه مشکل داریم
به شکل استیون بارتاوسکی
اوریون به دست رینگ کشته شد
پس یهجوری یه مرده دیشب وارد سیستم کامپیوتری من شده
چیزی رو میخواد که خیلی برام عزیزه
فراست رو به جای امنتری میبرم
تو هم بفهم اوریون تمام این سالها کجا قایم شده بوده
- کجا پیدات کنم؟ - میرم دیدن یه دوست قدیمی
کنتسا
- هی - هی
ممنون که اومدی؛ واقعاً لطف کردی. یه لحظه صبر کن
بیرون... و تمام
میکس مخصوص زایمان الی؛ درست همون چیزی که دکتر تجویز کرده
ممنون داداش؛ میدونم سرت شلوغه، فقط الی از موسیقی من بدش میاد
ولی «راستد روت» محشره، نه؟
آره، خیلی خفنه؛ عالیه
- خوشحالم کمک کردم - نقشه آمادهست
دیگه هیچ وحشت عمیقی نمیتونه از درون بخوردم
وحشت عمیق؟
- گفتم «وحشت عمیق»؟ - آره، گفتی
هان
باید برم؛ باید یکی رو پیدا کنم جفت الی رو تبدیل به قرص ویتامین کنه
اَه! باید اینو از ذهنم پاک کنم؛ چطوری نشنیدهش بگیرم؟
نمیدونم چطوری... ام...
یه چیز دیگه، خیلی سریع
یه مدت نیستم، برای همین خودم ترتیب دادم...
...سیا از تو و الی محافظت کنه
- محافظت؟ - فقط برای احتیاط
قول بده اگه چیزی پیش اومد، به اون شماره زنگ بزنی...
...یه تیم مخفی میاد و هرجا لازم باشه میبرتتون
- ممنون بابت همهچی، چاک - آره
ببخشید، جف
شرط میبندم بارتاوسکی یه مشت آشغال ایندی ریخته تو این میکس
انگار میگه: «فهمیدیم، خیلی باحالی»
هیچ احترامی برای جنین قائل نیست
اولین صداهایی که یه بچه میشنوه نباید از روی دیسک صوتی باشه
- این مردم چهشونه؟ - باید خام، بیفیلتر و زنده باشه
این بچه یه اجرای زنده میخواد؛ در حد اتاق زایمان
این بچه نیاز داره به...
جفستر
از طریق لیگ آنلاین «مهاجران کاتان» رد آیماخر رو زدم
- اوه - آره
معلوم شد استاد مهندسی دانشگاه کالیفرنیا، ارواینه
عالیه؛ آسونه
هزار بار از این مأموریتها رفتم؛ یه ربایش سریع و تمیز
میخوای کجا ببریش؟ که نمیتونیم ببریمش کَسل
بکمن گفت کنار بکشیم
فکر نکنم اصلاً به کَسل نیاز داشته باشیم
خدای من، کجام؟
- اینجا دستشوییه؟ - نه، اینجا جهنمه
گوش کن، قراره بهمون بگی کنتسا کیه
کنتسا؟ اصلاً نمیدونم دربارهٔ کی حرف میزنید
با ما بازی نکن، رونی آیماخر
رونی آیماخر؟ اسم من بری گرینفیلده
بری گرین... اوه
آقای گرینفیلد، اگه اجازه بدید یه لحظه تنها باشیم
این رونی آیماخر نیست
میدونم رونی آیماخر نیست...
...ولی قبول کن خیلی شبیهشه
باشه، خیلی خب؛ حالا چیکار کنیم؟
با تیر بیهوشی میزنمش و برش میگردونیم سر جاش
عالیه؛ یه لحظه، چاک، اون نصف صورتهامون رو دیده
- یعنی باید... خِفتش کنیم؟ - دیوونه شدی؟
فقط باید آیماخر واقعی رو پیدا کنیم؛ این بار عکس رو هم با خودمون میبریم
لطفاً آسیبم نزنید، من فقط مهندسم؛ صبر کنید
- من توی دستشوییام؟ - چی؟ نه، بابا
نه، اینجا جهنمه؛ کاملاً معلومه جهنمه، نه؟
اینهمه زحمت کشیدیم... جهنمه
تو اون چشم شیشهای رو طراحی کردی...
...که الکسی ولکاف شبکهٔ هایدرا رو روش ذخیره کرد
تو دردسر افتادی؛ ولکاف منو دزدید و مجبورم کرد دستگاه هایدرا رو بسازم
گفت اگه نسازم، همهٔ آشناهام رو میکشه
- چی گفت؟ - پس هیچوقت کنتسا رو ندیدی؟
کنتسا؟ نه، اسم جاییه که منو برد تا هایدرا رو طراحی کنم
یعنی چی؟
کنتسا آدم نیست؛ یه...
به کنتسا خوش اومدید؛ نظرتون چیه؟
- زیباست - آره، عاشقشم
سالها پیش این خانم پیر رو از کریگزلیست دبی خریدم
موشک ضدهوایی داره، فناوری پنهانکاری سونار...
...و یه بستنیفروشی به سبک قدیم
دوست دارم بهش بگم دژ شناورِ خوشگذرونیم
کاپیتان، خوشحالم میبینمت
شبکهٔ هایدرا باید یه جایی توی این کشتی باشه؛ این فرصتمونه
ولی ولکاف چون از یه چیزی نگران شده ما رو آورده اینجا
میخواد مدام در حرکت باشه؛ باید امشب بریم سراغ هایدرا
و هیچچیز نباید جلومون رو بگیره
بریم انجامش بدیم
گفتم بالهها رو دربیاری
وارد شدیم
باشه
باید بریم عرشههای پایین
آیماخر گفت سرور اونجاست
هی رفیق، چی شده؟ باید بریم
نگفتی زیر لباس غواصی یه چیزی میپوشی
مورگان، زیرش هیچ لباسی نپوشیدی؟
شورت پوشیدم؛ شورت تنمه
اصلاً چیز دیگهای چطور توش جا میشه؟ کجا باید بره؟
مهم نیست؛ با همین راحتم
شبیه فُکم؛ یه فُک یوگاکار
- آره - فُک یوگاکار
- خیلی خب، فقط جیغ نکش - باشه
No comments yet. Be the first to leave one.