The first 200 lines.
میگن به شخصیت آدم بستگی داره...
...ولی از نظر من مارتینی باید با جین باشه، نه ودکا
بعضیها شکلات دوست دارن
من وانیل میخورم
من بیسبال رو به فوتبال ترجیح میدم
و از نظر من بهترین دوست انسان نه پارس میکنه و نه توپ میاره
من شخصاً گربهها رو دوست دارم
با تیم حملهٔ مخفی من آشنا بشید
که بیشتر با اسم تیم کَت شناخته میشن
میو
بهترین تیم جاسوسی در این حرفه بودن
سال ۲۰۰۳
دخترها:
کارینای سنگدل FILAMINGO-INTRO
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
زوندرا، اون عوضی
اِیمی، دختر مهمونی
و...
...مایهٔ افتخارم...
...سارا واکر
برید سراغشون، کَتها
میو
رفیق، هی؛ هنوز با منی؟
آره، نه، فقط...
توصیفت از تیم کَت منو برد توی دنیای خیال
نمیخوام بدونم اونجا چه خبره
طبق پروندهٔ سیا، تیم کَت خیلی خفن بوده
امیدوارم خیلی صمیمی باشن، چون برای پیدا کردن دوستهای سارا...
...برای مهمونی نامزدیمون دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه
واقعاً؟ یه فکر دیوونهوار: از خود سارا بپرس
فکر بدی نیست؛ فقط خیلی تمایلی به کمک نداره
رابطهش با خانوادهش پیچیدهست
با دوستهاش هم قطع ارتباط کرده؛ ولی میدونم دلش میخواد کسی اونجا باشه
پس یهکم هلش میدم و نامزد خوبی میشم؛ دارم سعی میکنم اوضاع رو درست کنم
فهمیدم؛ خوبه
آفرین؛ من کجای کارم؟
کارینا یکی از کَتها بود
همون کارینا؟
- پس اطلاعات تماسش رو میخوام - چاک
کارینا؟ جدی؟
الکس هم اونجاست؛ الکس، کارینا؛ کارینا، الکس
دو تا از معشوقههام توی یه جا؟
ممکنه جهان از درون فرو بپاشه؛ رفیق، اطلاعات رو بده
باشه؛ حتی نمیدونم هنوز دارمش یا نه...
اینم شماره، ایمیل و اسم مستعار فیسبوکش
دوستیم، ولی محدود؛ نه میتونم پست بذارم نه عکسها رو ببینم
باهاش آروم برخورد کن؛ ماجرای الکس رو نرم بهش بگو
کارینا دختر ظریفیه
واکر با لباس سفید؟ بیخیال؛ ولی کَتها...
- جالبه - چی؟
همکار جاسوس قدیمیم داره ازدواج میکنه
نامزدش میخواد تیم قدیمی رو دوباره جمع کنه
خوبه
- الو؟ - ایمی، واکر داره ازدواج میکنه
- وای خدای من - جیغ نزن
زوندرا رو چطور پیدا کنیم؟
سلام، سارا
هی؛ دارید میرید؟
آره، پیش خانوادهٔ همسر
دوون داره ماشین رو بار میزنه؛ یه شب پیش پدربزرگومادربزرگ میمونیم
ولی برای مهمونیتون بهموقع برمیگردیم
فهرست مهمونها چطور پیش میره؟
فکر میکردم تموم شده
به چاک گفتم کسی رو ندارم دعوت کنم...
...ولی حالا یه فکر بزرگ داره که میخواد باهام مطرح کنه
- اوه اوه - آره
برای مهمونی هیجان دارم، ولی کندوکاو در گذشته...
...دوستهای قدیمی و خانواده، یهکم...
...برام پیچیدهست
- و چاک هم بیمحابا شیرجه میزنه - با سر
میتونم باهاش حرف بزنم
نه، احتمالاً باید سعی کنم از این وحشتی که الان حس میکنم...
...عبور کنم
سارا، هر وقت خواستی دربارهٔ وضعیتهای پیچیدهٔ خانوادگی...
...عروسی یا هرچیزی حرف بزنی، میتونی بیای پیش من
ممنون؛ واقعاً کمک میکنه دربارهش حرف بزنم
بههرحال خوش بگذره
بعیده، ولی ممنون
مهمون داریم؟
نه، «ما» نه؛ تو
تیم کَت
تیم کَت
- وای، انتظار این یکی رو نداشتم - فکر کردم سرگرمکننده باشه
یعنی تیم قدیمی خودت
یکیشون میتونه ساقدوش یا ساقدوش اصلی باشه
خیلی وقته ندیدمشون و خیلی عوض شدم
فکر کنم باید قبلش باهم حرف میزدیم
ممکنه جعبهٔ پاندورا رو باز کنه
- واقعاً؟ چطور؟ - اول از همه، کارینا؟
اون آرومترینشون بود
پس قدیمها یهکم وحشی بودی
هی، سارا
میفهمم؛ عصبیای. من هم وقتی رفتم دنبال مادرم وحشت کرده بودم...
...ولی ببین آخرش چقدر خوب شد
فقط... واقعاً نمیدونی از این تیم چه انتظاری داشته باشی
یوهو، سارا واکر
- وای نه - «وای نه» یعنی چی؟
چه خبره؟
«برخورد نزدیک»ه؟ واقعاً داره اتفاق میافته؟
دختر خودمون اینجاست
- دوستدختر سابقمه - شنیدیم داری ازدواج میکنی
- میدونی یعنی چی - شب دخترونه
- راستی من چاکم - کمربندت رو ببند دختر؛ میریم گردش
تا دوازده برش میگردونیم
نیمهشب خیلی منطقیه
فردا ظهر، عاشقپیشه؛ شاید هم نه
سلام، کارینا؛ خوب به نظر میای
مورگان؛ یادت هست... مورگان؟
یه چیزی در تو فرق کرده
یه ادکلن جدید امتحان میکنم
شاید بهخاطر اونه...
بریم
فکر کنم یادش اومد من کیام
سارا راست میگفت
واقعاً انتظار اینو نداشتم
سارا؟
سرم درد میکنه
برای خواب خیلی شیک پوشیدی
آره؛ رفتیم یه کلاب توی هالیوود...
...بعد یکی دیگه توی وگاس...
...بعد هم یه جای شبانهروزی توی میامی
کی فکرش رو میکرد میخائیل گورباچف اینقدر خوب برقصه؟
پس دوباره ارتباط گرفتن فکر بدی نبود، نه؟
- بد نبود - بد نبود؟
خب، «بد نبود» خوبه؛ یه شروعه
- سکوی پرتابه - چاک
دوستهات رو دیدی و خوش گذروندی
- گروه دوباره جمع شده - نه، گروه جمع نشده
- چرا؟ - بعضیهامون به هم اعتماد نداریم
شاید باید یه قهوهٔ آروم بخورید و حرف بزنید
نه، ببین
یه مأموریت طولانیمدت داشتیم...
...و هدف همیشه حرکت بعدیمون رو پیشبینی میکرد
یه جای کار تیم میلنگید؛ تجهیزاتمون رو برای شنود بررسی کردم...
...و توی پاشنهٔ چکمهٔ زوندرا یه فرستندهٔ مخفی پیدا کردم
گفت مال اون نیست و از تست دروغسنجی هم رد شد...
...باهم دست دادیم و گفتیم فراموشش کنیم، ولی کلی حس بد باقی موند
عزیزم، اگه سیا زوندرا رو تبرئه کرده...
...حتماً یه سوءتفاهم بوده
زمان میتونه حلش کنه، نه؟
مارگاریتا هم بد نیست
دارم یه دستور جدید برای مهمونی امتحان میکنم
مهمونی نامزدی خیلی باب طبع تیم نیست
وقتی بیدار بشن میرن
- تیم کَت؟ اینجان؟ - آره
خیلی خسته بودن که اتاق هتل پیدا کنن
سارا، کارینا کجاست؟
سلام؛ صبحبهخیر
اینجا چیکار میکنی؟
جای دیگهای نبود؛ جز کف زمین
- البته کف زمین هم میتونه جالب باشه - چی؟ نه، بس کن
این خیلی اغواگرانه بود؛ همین الان اغواگر شدی
و آیا تو... آیا تو...
- داری مخم رو میزنی؟ - یه چیزی در تو فرق کرده
اعتمادبهنفس، کمر صاف
باورکردنی نیست، ولی رفتارت مثل کسیه که مرتب رابطهٔ جنسی داره
مارتین، برگرد توی این تخت
نه؛ تمام اون دفعاتی که بهت ایمیل زدم...
...نامه فرستادم، پیام دادم، شبها صدات کردم؛ هیچی
کاملاً نادیدهم گرفتی؛ حالا هم دیگه در دسترس نیستم
پس میخوام بری
کلی کار دارم...
چاک! چاک
اون زن یه حیوونه، باشه؟ وقتی رفت برمیگردم
این مسخرهست
چه لباس شیکی
هی، سلام؛ چی شد اومدی اینجا؟
صبحانه
- یادت رفت - ماجرا اینه
داشتم به چاک کمک میکردم سارا رو غافلگیر کنه
دوستهای کاری قدیمیش برای مهمونی نامزدی اومدن
یه مشت مرغ پیرن؛ من هم درگیر کمک کردن شدم...
...و خواستم دوست خوبی باشم؛ ببخشید - یه وقت دیگه میریم
نه؛ دو ثانیه، این لباس رو درمیارم...
...و آماده میشم؛ میبینمت...
تو فرنچتست رو شروع میکنی؟ چاک گفت درست میکنی
هیچکدوممون آشپزی بلد نیستیم
اوه، سلام؛ من کارینام
باشه؛ کارینا، این الکسه، دوستدخترم
دوستدختر زیبام؛ و این هم یکی از...
- مرغهای پیر سارا - درسته
انگار تو رو برای آشپزی به خدمت گرفتن
آره، همین الان؛ از گرسنگی مردیم
باشه، ببخشید... آروم؛ تو برگرد داخل
باد سرد نابودت میکنه
وای
ببخشید؛ خیلی خوشگل شدی و من حس میکنم عوضیام
فردا ناهار، باشه؟
- باشه - عالیه
و نگران نباش؛ مورگان، بهت اعتماد دارم
ممنون؛ من هم پدرت رو میشناسم
و بهت اعتماد دارم
درسته
این بیشتر شبیه تهدید بود
شرط میبندم از دوران تیم کَت کلی داستان عجیب دارید
- فوقمحرمانهان - واقعاً؟
میتونیم دربارهٔ مأموریت ریکیاویک حرف بزنیم؛ حمامهای گوگردی؟
- ماساژهای شناور - دلتون براش تنگ نشده؟
اینطرف و اونطرف دویدن کنار هم؟
- شاید - گاهی
No comments yet. Be the first to leave one.