Chuck

Chuck

Download Farsi/persian Subtitle

Season 4

Release info

Chuck - 4x16 - Chuck Versus The Masquerade FA
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-25
Downloads: 1
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏خوبه‏

‏- آره، گلبرگ رز؛ حرکت قشنگیه‏ ‏- جدی؟ فکر نمی‌کنی زیادیه؟‏

‏اولین روز ولنتاین من و الکسه‏ ‏نمی‌خوام زیاده‌روی کنم‏

‏نه‏

‏- اون پوست خرسه؟‏ ‏- آره، از بیگ‌لاتس خریدمش‏

‏مجبور شدم عمده بخرم‏

‏اگه کسی رو می‌شناسی‏ ‏که پوست خرس می‌خواد...‏

‏...هشت‌تا دارم‏ ‏- خوبه‏

‏خب، ساعت هشت دقیق؛‏ ‏برنامه رو مرور کنیم‏

‏تو اتاق نشیمن رو می‌گیری‏ ‏تا من و سارا توی اتاق‌مون باشیم‏

‏بعد دقیقاً ساعت نه‌ونیم،‏ ‏من و الکس آروم می‌ریم توی اتاق خودمون...‏

‏...تا تو و سارا وقت کافی داشته باشین‏ ‏«در واقع عشق» رو ببینین‏

‏آره، فیلم محبوب زن‌ها‏ ‏در سراسر دنیا‏

‏- و مردها‏ ‏- هوم‏

‏نگران سوفله‌هات نباش‏ ‏کاری می‌کنم عالی پف کنن‏

‏- الکس؛ باشه‏ ‏- موفق باشی‏

‏تو هم همین‌طور؛ باشه‏ ‏اوه، صبر کن؛ چاک، چاک‏

‏فقط یه چیز دیگه‏

‏روز ولنتاینه‏ ‏هر دومون دوست‌دختر داریم‏

‏- می‌دونم‏ ‏- هه‌هه‏

‏- خب، برو‏ ‏- باشه، باشه؛ برو‏

‏موفق شدیم‏

‏خدا رو شکر؛ سه روزه نخوابیدم‏

‏می‌دونی دیگه چه کاری رو‏ ‏سه روز، یا حتی سه ماهه نکردیم؟‏

‏داری می‌گی وقتشه‏ ‏مامان و بابا...‏

‏...ولنتاین رو جشن بگیرن؟‏

‏می‌شه توی اتاق‌خواب‏ ‏به خودمون نگیم مامان و بابا؟‏

‏- «بابات کیه؟» چطوره؟‏ ‏- بازم نه‏

‏اوه‏

‏بذار کلارا اون‌قدر گریه کنه تا آروم شه‏ ‏برای دنیای واقعی آماده‌اش می‌کنه‏

‏- یا حداقل برای مهدکودک‏ ‏- تو پدر خیلی خوبی هستی‏

‏تو هم مادر خوبی هستی‏

‏- نمی‌تونم‏ ‏- منم نمی‌تونم‏

‏چی لازم داری، کوچولوی من؟‏ ‏بیا اینجا‏

‏هه‌هه؛ اوه‏

‏اون‌قدر خوب باهات رفتار می‌کنم‏ ‏که هیچ‌وقت نذاری برم‏

‏- اشاره به «زن زیبا» بود‏ ‏- اون فیلم دربارهٔ یه روسپی نیست؟‏

‏چرا، ولی جولیا رابرتز‏ ‏خیلی دوست‌داشتنیه، نه؟‏

‏هوم؛ صبر کن‏ ‏بوم! دست‌سازه، عزیزم‏

‏خب، منم زیر این‏ ‏یه سورپرایز برات دارم‏

‏- جدی؟‏ ‏- هوم‏

‏هوم، هوم، هوم...‏

‏اول یه چیز کوچیک برات درست کردم‏ ‏توت‌فرنگی شکلاتی‏

‏توی یخچاله‏

‏- مورگان و الکس اتاق نشیمن رو گرفتن‏ ‏- منظورت از «گرفتن» چیه؟‏

‏مثل دانشگاه که باید‏ ‏یه جوراب به در آویزون می‌کردی...‏

‏- جوراب؟ چرا باید این کار رو بکنی؟‏ ‏- مهم نیست؛ می‌رم بیرون‏

‏فقط پنج دقیقه گذشته‏ ‏اتفاق زیادی نمی‌تونسته بیفته‏

‏- شنیدی؟‏ ‏- آره‏

‏انگار روح‌هامون اون‌قدر به هم نزدیکن‏ ‏که دارن می‌لرزن‏

‏- دلیلش همینه‏ ‏- آره‏

‏دقیقاً همینه‏

‏- چه اتفاقی داره می‌افته؟‏ ‏- نمی‌دونم‏

‏سس شکلات رو بریز روم‏ ‏برو تو کارش‏

‏- انجامش بده؛ داره جواب می‌ده‏ ‏- آه، باشه‏

‏دوباره فشارش بده؛ باید هماهنگ باشیم‏

‏- گیر کردم‏ ‏- آه! معنیش چیه؟‏

‏سورپرایز‏

‏موافقم، ژنرال‏

‏بهتره دلیل خیلی خوبی داشته باشن‏ ‏که تلفن رو جواب نمی‌دن‏

‏همین الان می‌رم بیارمشون‏

‏اون چی بود؟‏

‏خدای من‏

‏بابا، سلام؛ اینجا چه‌کار می‌کنی؟‏

‏- خودت اینجا چه‌کار می‌کنی؟‏ ‏- من داشتم...‏

‏سارا این چیزهای شکلاتی رو داشت، خب...‏ ‏منم داشتم...‏

‏بی‌خیال چاک، گفتی اتاق نشیمن‏ ‏نود دقیقه مال منه‏

‏«مال توئه»؟‏

‏منظورت از «مال توئه» چیه؟‏

‏- به معنای کتاب مقدسی، یعنی...‏ ‏- ما داشتیم...‏

‏- نه اون‌جوری؛ به‌صورت روحانی...‏ ‏- بکمن؛ مأموریت؛ همین حالا‏

‏ولنتاین همه مبارک‏

‏فقط داشتیم انرژی منتقل می‌کردیم، باشه؟‏ ‏موضوع جسمی نبود‏

‏- یه تبادل احساسی بود‏ ‏- تمومش کن، گرایمز‏

‏- مهمون داریم؟‏ ‏- هی، این دیگه چیه؟‏

‏این‌ها کی‌ان؟‏

‏اِن‌سی‌اِس؛ دارن یه چیزهایی‏ ‏به کَسل اضافه می‌کنن‏

‏شاید کارت پیشنهادم دربارهٔ‏ ‏حمام بخار اکالیپتوس رو دیدن‏

‏نیروهای عملیات مخفی‌ان، بارتاوسکی‏

‏ربطی به مأموریت شما نداره‏

‏قرار بود امشب یه عملیات مشترک‏ ‏بین سیا، اِن‌اِس‌اِی و اینترپل انجام بشه...‏

‏...برای دستگیری سه نفر از‏ ‏مورداعتمادترین معاون‌های الکسی ولکاف‏

‏ردشون رو زدیم...‏

‏...ولی وقتی پیداشون کردیم‏ ‏همه‌شون کشته شده بودن‏

‏و فکر می‌کنیم قاتل این مرده؛‏ ‏بوریس کامینسکی‏

‏ممکنه بوریس بخواد‏ ‏کنترل صنایع ولکاف رو به دست بگیره...‏

‏...با حذف هرکسی که‏ ‏بتونه ادعای قدرت کنه‏

‏- کسی مونده که چنین ادعایی داشته باشه؟‏ ‏- شاید‏

‏ولکاف دربارهٔ تمام رابط‌های‏ ‏شبکهٔ هایدرا اطلاعات گذاشته...‏

‏...به‌جز زنی‏ ‏به اسم ویوین مک‌آرتور‏

‏- وقتی اونجا بودم اسمش رو نشنیدم‏ ‏- تعجبی نداره‏

‏فکر می‌کنیم ولکاف‏ ‏عمداً مخفیش کرده...‏

‏...چون اون رو جانشین خودش انتخاب کرده‏

‏یعنی هدف بعدی بوریس، ویوینه‏

‏چیزی درباره‌اش می‌دونیم؟‏

‏تنها ارتباطش با ولکاف‏ ‏یه عمارت در سامرست انگلستانه‏

‏امشب اونجا مهمونی برگزار می‌شه‏ ‏زمان مناسبی برای حملهٔ بوریسه‏

‏باید قبل از اون به ویوین برسین‏ ‏و بیارینش کَسل‏

‏یه سؤال سریع، ژنرال بکمن‏

‏این مهمونی تم خاصی داره‏ ‏که باید مطابقش لباس بپوشیم؟‏

‏سارا، باید بگم‏ ‏مهمونی‌های بالماسکه واقعاً منو می‌ترسونن‏

‏مثل «چشمان کاملاً بسته» می‌مونه،‏ ‏فقط می‌دونی، نه اون‌قدر کسل‌کننده‏

‏بد برداشت نکن‏ ‏من طرفدار دوآتیشهٔ کوبریکم‏

‏- فقط یه مشت آدم پولدار و اشرافی‌ان‏ ‏- آره، ممکنه همین باشه‏

‏یا یه عیاشی جنون‌آمیزه که‏ ‏نمی‌خوان صورت‌هاشون رو ببینی...‏

‏...یا رازهاشون رو بفهمی‏

‏من توی اون جور مهمونی‌ها بودم‏ ‏این شکلی نیستن‏

‏- چی؟ جدی؟‏ ‏- بی‌خیال چاک، مسخره‌بازی درنیار‏

‏باید قبل از بوریس ویوین رو پیدا کنیم‏

‏می‌دونی یعنی چی؟‏ ‏وقتشه قاطی جمع بشیم؛ موفق باشی‏

‏چی؟ نه‏ ‏فکر نمی‌کنی بهتره با هم بمونیم؟‏

‏وای، یه رگه طعم گلابی حس می‌کنم؟‏

‏لیکور گل آقطی‏ ‏با کمی آویشن له‌شده‏

‏بارمن ماهری هستی‏ ‏انگار برای همین کار به دنیا اومدی، نه؟‏

‏- هوم‏ ‏- ممنون بابت نوشیدنی‏

‏راست می‌گه؛ فوق‌العاده‌ست‏ ‏تعجبی هم نداره‏

‏حالا که چاک یه مأمور تمام‌عیاره‏ ‏و خودش و سارا همیشه خط مقدم می‌رن...‏

‏...تو اینجا پشت بار گیر افتادی‏

‏- من بخش جدایی‌ناپذیر این تیمم‏ ‏- ببخشید‏

‏- می‌شه یه برش لیموی اضافه بدین؟‏ ‏- بله، حتماً‏

‏ممنون عزیزم‏

‏ببین کی داره حرف می‌زنه‏ ‏تو توی آپارتمان «چارا» زندگی می‌کنی‏

‏اون آپارتمان ماست، فهمیدی؟‏

‏چاک و سارا هم دوست دارن اونجا باشم‏ ‏بین‌مون یه هماهنگی خاصی هست‏

‏عصر بخیر‏

‏من چارلز کارمایکل هستم‏ ‏از خاندان کارمایکلِ ووستر‏

‏- شما کی باشین؟‏ ‏- من یه دل هستم‏

‏- پیش‌غذا؟‏ ‏- چرا که نه؛ به سلامتی‏

‏- سلام؛ بهتون خوش می‌گذره؟‏ ‏- حالا دیگه آره‏

‏ویوین رو از کجا می‌شناسین؟‏

‏یه دوست مشترک داریم‏

‏بیدار شو‏ ‏با یه زوج نامزد زندگی می‌کنی‏

‏- انگار بچه‌شونی‏ ‏- چی؟ این مسخره‌ست‏

‏آره، زندگی با یه زوج‏ ‏مشکلات خودش رو داره‏

‏ولی اوضاع آپارتمان واقعاً خوبه، پس...‏

‏زیاد همین‌طور نمی‌مونه‏

‏بالاخره یه روز باید بزرگ بشی‏ ‏می‌دونی من چه‌کار می‌کردم؟‏

‏تا اوضاع خوبه کنار می‌کشیدم‏ ‏قبل از اینکه بدتر بشه‏

‏خب بگو ببینم‏ ‏می‌دونی ویوین رو کجا پیدا کنم؟‏

‏راستش حتی نمی‌دونم‏ ‏چه شکلیه‏

‏- اولین مهمونیه که برگزار کرده‏ ‏- جالبه‏

‏آخ! داغه، داغه‏

‏آفرین، آفرین‏ ‏داغه، ولی خوبه؛ خیلی خوبه‏

‏آه؛ یه کم شراب خوبه‏

‏بفرمایین، راحت باشین‏

‏ببخشید؛ یکی دیگه براتون می‌آرم‏

‏اشکالی نداره؛ احتمالاً به‌اندازه کافی خوردم‏

‏آه، نمی‌تونم از فکر‏ ‏«چشمان کاملاً بسته» بیرون بیام‏

‏- دقیقاً، نه؟‏ ‏- ایدهٔ مهمونی تم‌دار رو دوست دارم...‏

‏...ولی وقتی این آدم‌ها رو‏ ‏پشت ماسک می‌ذاری، یه‌کم...‏

‏- ترسناک می‌شه؟‏ ‏- آره‏

‏- و یک‌کم جنسی‏ ‏- آره‏

‏راستی ویوین، اتفاقی می‌دونی کجاست؟‏

‏هنوز فرصت نکردم بهش سلام کنم‏

‏متأسفم، نمی‌دونم‏

‏ولی اگه پیداش کردین‏ ‏حتماً به من هم خبر بدین‏

‏دوست دارم بابت این مهمونی باشکوه‏ ‏ازش تشکر کنم‏

‏خب، تو چطور...؟‏ ‏ویوین رو از کجا می‌شناسی؟‏

‏فکر نکنم کسی واقعاً بشناسدش‏

‏اگه این تلاشش برای آشنا شدن‏ ‏با همسایه‌ها بوده...‏

‏...به‌طرز افتضاحی شکست خورده‏

‏حداقل بار مجانیه‏ ‏همین یه کار رو درست انجام داده‏

‏می‌دونی از کجا می‌تونم...؟‏

‏هی؛ بوریس رو پیدا کردم‏ ‏کیسی، بوریس اینجاست‏

‏- ماسک سبز زده‏ ‏- حواس‌مون بهش هست‏

‏- باید ویوین رو پیدا کنیم‏ ‏- شاید همین الان دیدمش‏

‏سلام خوشگله‏

‏پسر خوب؛ هیس‏

‏- ویوین‏ ‏- ویوین مک‌آرتور؟‏

‏اینجا چه‌کار می‌کنی؟‏

‏وایسا، چه خبره؟‏

‏می‌دونیم با الکسی ولکاف‏ ‏ارتباط داری‏

‏الکسی ولکاف؟‏ ‏دارین دربارهٔ چی حرف می‌زنین؟‏

‏- ما سیا هستیم؛ اومدیم ازت محافظت کنیم‏ ‏- در برابر چی؟‏

‏- برو توی اصطبل‏ ‏- وایسا؛ تکون نخور‏

‏زنده بگیرینش‏ ‏بقیه رو بکشین‏

‏باید این‌ها رو از سرمون باز کنیم‏

‏- بهترین راه خروج کدومه؟‏ ‏- نمی‌دونم‏

‏ام... خونه از اون طرفه‏

‏کیسی، توی یکی از اصطبل‌های عقب‏ ‏گیر افتادیم‏

‏گرفتم؛ داریم می‌آیم‏

‏بعضی چیزها هیچ‌وقت عوض نمی‌شن‏ ‏بیا گرایمز، بریم‏

‏بزن بریم‏

‏اون دیگه چه کوفتی بود؟‏

‏همین الان می‌تونی تمومش کنی‏ ‏فقط کلید رو بده، ویوین‏

‏- دربارهٔ چی حرف می‌زنه؟ چه کلیدی؟‏ ‏- نمی‌دونم‏

‏من هیچ ربطی به الکسی ندارم‏ ‏سال‌هاست ندیدمش‏

‏پس چرا هزینهٔ عمارتی رو‏ ‏که توش زندگی می‌کنی می‌ده؟‏

‏چون پدرمه‏

‏ویوین، اگه می‌خوای زنده بمونی‏ ‏کلید رو بده‏

‏می‌شه لطفاً یکی بهم بگه‏ ‏اصلاً چه خبره؟‏

‏پدرت دلال اسلحه، قاتل‏ ‏و در کل آدم خیلی بدیه، باشه؟‏

‏- نه، پدر من مدیر یه شرکت نفتیه‏ ‏- بعداً توضیح می‌دیم‏

‏یه فکری دارم‏ ‏چاک، آمادهٔ فلش زدن باش‏

‏توی اصطبل‌های عقب گیر افتادن‏ ‏بجنبین‏

‏- چه‌کار می‌کنی؟‏ ‏- نجاتت می‌دم‏

‏نه، ما داریم تو رو نجات می‌دیم‏ ‏سوار شو‏

‏شما محشرین؛ بهترین جاسوس‌های دنیایین‏ ‏خیلی خفن بود‏

‏خدای بزرگ؛ چه بلایی سرتون اومده؟‏

More Farsi/persian subtitles for Chuck

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left