Chuck

Chuck

Download Farsi/persian Subtitle

Season 4

Release info

Chuck - 4x10 - Chuck Versus The Leftovers FA
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-25
Downloads: 2
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏سلام. چندتا چیز هست که شاید لازم باشه بدونید‏

‏بابام حتماً این رو برای من گذاشته‏

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏وای خدا‏

‏فکر نمی‌کردم بعد از بیست سال‏ ‏ولم‌کردن، بتونی بدترش کنی‏

‏بعدش بهم شلیک کردی‏

‏سارا، مامانم با اون دستگاه یه کاری باهام کرد‏

‏اسم من الکسی ولکافه‏

‏فکر کنم دنبال من می‌گشتید‏

‏سارا، نمی‌تونم فلش بزنم. اینترسکت از بین رفته‏

‏می‌خواستی منو ببینی، الکسی؟‏

‏تازه خبر نگران‌کننده‌ای شنیدم‏

‏مأمور کارمایکل هنوز زنده‌ست‏

‏منم به‌اندازهٔ تو تعجب کردم‏

‏خودم اون‌جا بودم‏

‏بستیم‌شون‏

‏دور تا دورشون مواد منفجره کار گذاشتیم‏

‏ولی بازم زنده موند‏

‏تقصیر من بود‏

‏دست‌کم گرفتمش‏

‏این گندکاری رو جمع کنیم‏

‏این‌ها بهترین آدمکش‌های من در آمریکای شمالی‌ان‏

‏پیر، ویکتور، هرکول‏

‏ازشون استفاده کن‏

‏و فراست؟‏

‏این دفعه مطمئن شو واقعاً مرده‏

‏برای این آماده‌ای؟ من و‏ ‏تو، تمرین مبارزهٔ تن‌به‌تن‏

‏صددرصد. یادت نره شش ماه توی پراگ آموزش دیدم‏

‏اینم چاکِ بدون تجهیزات‏

‏وقتی این‌طوری می‌گی خیلی خفن به نظر میاد‏

‏خوب می‌شه. فقط بیشتر از امروز می‌ترسم‏

‏جمعه‌سیاه؟ ترسناک‌ترین روز خرید سال‏

‏- خیلی از مدیرها امروز از پا افتادن‏ ‏- تو کاملاً از پسش برمیای‏

‏- چند حرکت یاد می‌گیریم و ردش می‌کنی‏ ‏- حسابی آماده‌ام‏

‏بریم تو و حسابی بترکونیم‏

‏خیلی خب، خانم‌ها...‏

‏...یه میله بگیرید و اون‏ ‏باسن رو به حرکت بندازید‏

‏ما رو برای چه کلاس مبارزهٔ‏ ‏تن‌به‌تنی ثبت‌نام کردی؟‏

‏استریپ‌کیک‏

‏دفاع شخصی کراو ماگا رو با تمرین‏ ‏عضلات مرکزیِ رقص با میله ترکیب می‌کنه‏

‏توی تبلیغ تلویزیونی دیدمش‏

‏خیلی خب، خانم‌ها، لگد!‏

‏اوضاع تو و سارا چطوره؟ «ال پروپوزالیتو» چی شد؟‏

‏دارم روی یه نقشهٔ تازه کار می‌کنم. جاخالی!‏

‏هوو! ولی فعلاً محرمانه نگهش می‌دارم‏

‏چی؟ جدی می‌گی؟‏

‏چاک، من یه جاسوس پاره‌وقتم، باشه؟‏

‏خیلی، خیلی خوب بلدم راز نگه دارم‏

‏بپر!‏

‏- کیسی هیچ‌وقت نباید از این باخبر شه‏ ‏- هیچ‌وقت‏

‏تمرین مبارزه چطور پیش می‌ره؟‏

‏سینامون مربی سخت‌گیریه،‏ ‏ولی سریع دارم یاد می‌گیرم‏

‏من فقط خوشحالم که برگشتی‏

‏منم همین‌طور. می‌دونی چیه؟‏ ‏مدت‌ها بود این‌قدر حالم خوب نبود‏

‏خوبه. فکر کردم شاید ناراحت شده باشی...‏

‏...که الی و آسام شام رو کنسل کردند‏

‏چی؟ نه، نه. معلومه که نه. پزشکن، پیش میاد‏

‏تازه، امشب شام سالانهٔ باقی‌مونده‌های غذامونه‏

‏به خوشمزگی شکرگزاری، بدون استرس مراسم بزرگ‏

‏یادتون باشه، فراست می‌خواد‏ ‏از فاصلهٔ نزدیک کشته بشن‏

‏بی‌سروصدا‏

‏فقط یه کم نگران بودم، چون‏ ‏تعطیلات وقت کنار خانواده‌بودنه‏

‏با اتفاق‌هایی که برای مادرت افتاد...‏

‏خب، یه کم دیدم عوض شده‏

‏آماده‌ام گذشته رو پشت سر بذارم‏

‏واقعاً؟‏

‏این‌قدر شکاک نباش، باشه؟‏

‏اگه الان مامانم جلوم ایستاده‏ ‏بود، راستش فکر کنم می‌گفتم:‏

‏«همه‌چی بخشیده شد؛ موفق‏ ‏باشی در نقش آدم‌بدِ شیطانی»‏

‏و خب، حالا که حرف آینده شد...‏

‏چاک، بخواب زمین‏

‏وای، این چیز واقعاً جواب می‌ده‏

‏سارا، بدون اینترسکت از پس این‌ها‏ ‏برنمیام. فقط همون یه حرکت رو بلدم!‏

‏سارا؟‏

‏مامان؟‏

‏اگه می‌خوای زنده بمونی، باهام بیا‏

‏خیلی خب، رسیدیم و امنیم.‏ ‏حالا جواب سؤال‌هام رو بده‏

‏نمی‌تونیم این‌جا بمونیم. ولکاف‏ ‏توی سیا آدم داره. باید جابه‌جا شیم‏

‏باید حرفت رو باور کنیم؟ دفعهٔ قبل‏ ‏اعتمادکردن بهت خیلی خوب جواب داد‏

‏چاک، نمی‌خواستم مجبور شم اون کارها رو بکنم‏

‏بیشتر مادرها مجبور نیستن به‏ ‏بچه‌شون توضیح بدن چرا بهش شلیک کردن‏

‏یا چرا بستنش و خونه‌ش رو منفجر کردن‏

‏- چاره‌ای نداشتم‏ ‏- همیشه یه انتخاب هست‏

‏می‌تونستی انتخاب کنی که بذاری من...‏

‏چاک، می‌شه یه لحظه بریم بیرون؟‏

‏- وقتمون داره...‏ ‏- آه. هیچ‌جا نمی‌رید‏

‏پس اون پشت‌سرگذاشتن گذشته چی شد؟‏

‏می‌خوای بتونی به مادرت اعتماد کنی،‏ ‏نه اینکه نگران باشی به صورتت شلیک کنه‏

‏برای همین باید از این قضیه دور بمونی‏

‏یه چیزی هست که بهمون نمی‌گه‏ ‏و با حضور تو هم بهش نمی‌رسیم‏

‏خودم کاملاً از پس این کار برمیام...‏

‏این یعنی یه جمعه‌سیاه موفق‏

‏انجامش دادی، پسر. بهت افتخار می‌کنم‏

‏یه لحظه اوضاع ترسناک شد، ولی...‏

‏- مثلاً گوشی‌های ⁦7G⁩ تموم شد‏ ‏- ولی یادت موند چی یادت دادم‏

‏گوشی نیست؟ ماساژور سر بفروش.‏ ‏اونم نیست؟ گوشی دست‌دوم بفروش‏

‏- دقیقاً‏ ‏- حالا...‏

‏- ...این رو برات آوردم‏ ‏- واقعاً؟‏

‏فکر کن عشق پدرانهٔ منه...‏

‏...در قالب کوفته‌قلقلی‏ ‏تازه، غرق در سس مارینارا...‏

‏...و پنیر پروولون کش‌دار‏ ‏و خوشمزه که روش آب شده‏

‏وای، استعارهٔ واقعاً افتضاحیه...‏

‏...ولی می‌بخشمت چون بوش فوق‌العاده‌ست‏

‏- حقته‏ ‏- خیلی خب‏

‏من برم. دارم احساساتی می‌شم‏

‏- آره‏ ‏- خیلی خب‏

‏باشه‏

‏ببخشید، می‌تونید کمکم کنید؟‏

‏اوه، ببخشید خانم. تعطیل کردیم‏

‏فقط می‌خوام یکی از اون گوشی‌های ⁦7G⁩ بخرم‏

‏- کاملاً تموم شده‏ ‏- خواهش می‌کنم‏

‏هر کاری می‌کنم‏

‏نه اینکه خوشحال نشده باشم، ولی‏ ‏کی دو تا شست داره و توی رابطه‌ست؟‏

‏این آقا! تعطیلات خوش‏

‏باشه‏

‏این بهترین نقشه‌ایه که تا حالا کشیدیم، جفری‏

‏گوشی هوشمندی که تماس هم‏ ‏می‌گیره و دریافت می‌کنه؟‏

‏مردم برای این گوشی‌های خفن هر کاری می‌کنن‏

‏- با کی حرف زدی؟‏ ‏- این‌قدر بدبین نباش‏

‏یادت باشه، این دزدی نیست‏

‏پیش‌خریده، با پولی که نداریم...‏

‏...و بعد از فروش گوشی‌ها توی‏ ‏ای‌بی، پولش رو پس‌پرداخت می‌کنیم‏

‏و بعدش، رفیق؟‏

‏از سودش برای ساخت دمومون استفاده می‌کنیم‏

‏جفستر!‏

‏آره، آره، آره!‏

‏صبر کن. گوش بده‏

‏می‌رم ببینم راه امنه یا نه،‏ ‏بعد این‌ها رو می‌بریم بیرون‏

‏حتماً‏

‏تق‌تق. هویج آوردم‏

‏سرشار از ویتامین ⁦A⁩، مفید برای رشد شبکیه‏

‏- ممنون. از گرسنگی مردم‏ ‏- معلومه‏

‏بی‌وقفه روی این کار کردی‏

‏- چیزی فهمیدی؟‏ ‏- کم‌وبیش‏

‏بابام یه جور مسئلهٔ حافظه برام گذاشته.‏ ‏از مغز برای ذخیرهٔ داده استفاده می‌کرد‏

‏از دید یه مهندس بهش نگاه می‌کرد‏

‏حافظهٔ انسان فرق داره‏

‏پس با چندتا تنظیم و سی‌وشش ساعت ام‌آر‌آی...‏

‏...بفرما‏

‏یعنی داری می‌گی مسئله‌ای رو‏ ‏که بابات گذاشته بود حل کردی؟‏

‏نه، بیست دقیقه پیش حلش کردم...‏

‏...ولی بعدش ناگهان کامپیوترش قفل شد. ببین‏

‏«یک یا یازده؟»‏

‏یعنی چی؟‏

‏هر دو عدد رو وارد کردم.‏ ‏یه معمای دیگه، هدیهٔ بابام‏

‏چرا باید این رو برای من بذاره؟‏

‏اسکن مغز؟ معلومه که به جاسوسی ربط داره‏

‏باید با چاک حرف بزنیم‏

‏نه. نمی‌خوام هیچ دلیلی بهش‏ ‏بدم که برگرده توی اون زندگی‏

‏می‌خوای چی کار کنی؟‏

‏نمی‌دونم‏

‏می‌دونیم این مردها از‏ ‏آدمکش‌های رده‌بالای ولکاف بودن‏

‏پس نقشه‌ت چیه؟‏

‏دستور داشتم از اون سه نفر‏ ‏برای کشتن چاک استفاده کنم‏

‏مجبور شدم بهشون شلیک کنم‏ ‏تا جون چاک رو نجات بدم‏

‏محافظت از چاک همیشه اولویت اولم بوده‏

‏- الو؟‏ ‏- ازش بپرس ازکارانداختن اینترسکت...‏

‏- ...چه ربطی به محافظت از من داشت‏ ‏- الان واقعاً می‌خوایم این بحث رو بکنیم؟‏

‏فقط می‌گم. بگو توضیح بده‏

‏باشه‏

‏ازکارانداختن اینترسکت چطور‏ ‏قرار بود از چاک محافظت کنه؟‏

‏قرار بود جلوی تعقیب‌کردن من رو بگیره‏

‏- بله؟‏ ‏- من بدون محافظ رفتم مأموریت‏

‏منو آسیب‌پذیرتر کرد‏

‏- فکر نکنم این کمکی بکنه‏ ‏- خودشه؟‏

‏- بذار باهاش حرف بزنم‏ ‏- بفرما‏

‏برای همین نمی‌خواستیم توی بازجویی باشی‏

‏- بذار بزرگ‌ترها کارشون رو بکنن‏ ‏- باشه، الان قطع می‌کنم‏

‏- خوبه، خوشحالم‏ ‏- من خوشحال‌ترم‏

‏- خب، کجا بودیم؟‏ ‏- بگو واقعاً دنبال چی هستی‏

‏ولکاف می‌فهمه مردن، یعنی‏ ‏برای پیدا کردن من میاد این‌جا‏

‏این‌جا امن نیستیم‏

‏سارا؟ سارا، تلفن رو بردار‏

‏تونستم چیزی رو که می‌خواستی گیر بیارم‏

‏عالیه‏

‏گفتی برای به‌دست‌آوردنش هر کاری می‌کنی‏

‏اول...‏

‏...باید پشت منو بتراشی‏

‏وسطش دستم نمی‌رسه‏

‏توماس جفرسون بارنز‏

‏هی، جفری...‏

‏- ...داری چی کار می‌کنی؟‏ ‏- چیزی رو می‌گیرم که حقمه‏

‏چیزی که حقته... واقعاً؟‏

‏ببخشید، به من گوش کن‏

‏نباید بذاریم غریبه‌ها پشتت رو بتراشن، جفری‏

‏نه الان که این‌قدر به رؤیاهامون نزدیکیم‏

‏خیلی خوشگلی‏

‏من...‏

‏و حالا امن شد‏

‏بجنبید، بچه‌ها. همین‌جا، اون‌طرف‏

‏- بیاریدش داخل‏ ‏- حرکت کنید‏

‏آره‏

‏خوب بود‏

‏حالا بریم چیزی رو که براش اومدیم برداریم‏

‏کنار هم ردیف‌شون کنید‏

‏از این طرف‏

‏یه چیزی هست که بهمون نمی‌گه‏

‏با این زنگ‌زدن‌ها به خودت کمکی نمی‌کنی‏

‏ببخشید. اگه می‌خوای برگردی داخل،‏ ‏قول می‌دم دیگه سراغ تلفن نرم‏

More Farsi/persian subtitles for Chuck

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left