The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
آنچه در مارشالها گذشت...
یه مظنون احتمالی رو زیر نظر داریم
هرکی قصد ترور داشته
ردش رو پاک کرده؛ تهدید هنوز سر جاشه
معدن شغلهای خوبی میسازه
که بروکن راک سخت نیاز داره
کازینو اون
۲۰ هزار دلاری رو میخواد که بدهکاری
درد شونهم یکی از علائم سرطانه
یه جای خالی توی دفتر واشنگتن باز شده
تا اطلاع ثانوی
از خدمت تعلیق میشی
خیلی دوست دارم ایستکمپ رو
بخشی از کارم کنم
تا هرچی سنگینت کرده کنار نذاری
هیچوقت آزاد نمیشی
معامله چه شکلیه؟
اومدی من رو هم از کارم تعلیق کنی؟
ببین، بخشی از کارم اینه که مایلز رو از دست خودش حفظ کنم
ولی این مرد خودش بزرگترین مانع خودشه
شاید تصمیم درستی گرفتی
چطور... چطور داره تحمل میکنه؟
بین ماجرای سابرینا
و دعوای معدن
خشمش رو روی بروکن راک خالی میکنه
نه، نه. گفتم که
آبجو و برگر رو با میوه و سبزی عوض میکنیم
تنها چیز بیرحمتر از سرطان، رژیم سرطانه
توی سالتلیکسیتی برات وقت گرفتم
پیش بهترین متخصص سرطان منطقه
یه فهرست از سؤالهایی که باید بپرسی هم نوشتم
- چی شده؟ - این همه آزمایش
و سوزن و خوابیدن توی دستگاهها...
فقط... یهکم آدم رو تنها میکنه
یه نفر، یعنی هیچکس
به مدی بگو
داشتن یه نفر کنارت شاید
باعث بشه زمان زودتر بگذره
نمیخوام با عذاب وجدان وارد رابطهش کنم
لعنتی، خودم میاومدم، ولی سفر دونفرهٔ ما
خیلی با مرزهای کاری جور درنمیاد
آره، درسته
ممنون که مثل همیار غواصی کنارمی
فقط... نمیتونم تنهایی حملش کنم
هر وقت نزدیک جعبهآهنگی
کنارت زره میخوام
فقط آندریا ظهر دعوا راه میاندازه
- این به کارت میاد؟ - باشه
فکر کنم دخترمون کاملاً بومی شده
خوشحالم مونتانا رو پذیرفتی
چون سر کار به تمام توانت نیاز دارم
حالا که مایلز نیست، همه باید بیشتر مایه بذارن
روی من حساب کن
متن سخنرانی برای سناتورها
چطور پیش میره؟
دارم تعادل کامل بین التماس
و تعظیمکردن رو پیدا میکنم
شاید عضو شورا، آیرونز، دربارهم درست میگفت
دارم جلوی اربابهامون سر خم میکنم
قلم تو بهاندازهٔ نیزهها
و تیرهای نیاکانمون قدرتمند میشه
و معدن عناصر کمیاب رو از رودخونهمون دور میکنه
شاید با قوانین خودشون شکستشون بدم
کسی من رو درگینگ کانو نمیدونه
چی تو رو اینجا کشونده، مایلز؟
گفتم با هم مرور کنیم
به کمیتهٔ سنا چی بگم
فهمیدم؛ دیگه به درد آرمان نمیخورم
یه مارشال قهرمان فدرال
از رزرویشن احترام میطلبه
یه مارشال تعلیقشده، فقط شک برمیانگیزه
میدونم سربلندمون میکنی، قربان
هی، فردا راه میافتیم
چرا تا فرودگاه باهامون نمیای؟
شاید رئیس شورا نظرش عوض شد
انگشتهام رو حس نمیکنم
روش خداست که میگه سختتر کار کن
یا روش خداست که میگه کارگر مزرعه برای همین کاره
- هی - هی
تیت، برات یه هدیه آوردم
باهاش کلی صید بزرگ گرفتم
یه چوب ماهیگیری بامبو؟
ممنون
بهش میگیم شیرینکننده
میرم آمادهش کنم
این هم جب، سرکارگر مزرعهمونه
زمین زیباییه
ممنون
آقای ویور فکر میکنه میتونه هزار جفت دام اینجا بچرونه
گلهای به این بزرگی فشار زیادی به خاک میاره
زمین بیشتر، گاو بیشتر، سود بیشتر
اشکالی نداره یه دور بزنم؟
بفرمایید
ممنون
پیشنهاد رسمیه؛ فکر میکنم
خیلی سخاوتمندانه ببینیش
میدونم دوست نداری بهت فشار بیارن
ولی پدرم با پولی که جمع کرده عجله داره معامله رو ببنده
یا گسترش بده یا بمیر
این زمین نزدیک ۱۵۰ ساله دست خانوادهٔ ماست
خون و درد و غصهٔ زیادی باهاش بوده
با هرچی اینجا پشت سر گذاشتی
این پیشنهاد میتونه بختت رو برگردونه
دارم خاکستر آتشی رو جمع میکنم که دوستم رو کشت
زیر سایهٔ خونهای ایستادم که همسرم توش مرد
قطعاً ابر سیاهی روی ایستکمپ بوده
ولی بهار که برسه
چمن دوباره سبز میشه
گوسالهها یکییکی به دنیا میان
و این مزرعه دوباره پر از زندگی میشه
چی داری میگی؟
زندگی من با ازدستدادن چیزهایی که دوست دارم تعریف شده
و ایستکمپ تنها چیزیه که میتونم نگهش دارم
نمیگم ناامید نشدم، کیسی
ولی اگه این چیزیه که میخوای
برات خوشحالم
جب!
نمیخواستم امیدش رو بالا ببرم
امید تو رو هم همینطور
وقتی پای داتنهاست، امیدم هیچوقت
به ایستکمپ مربوط نبود
همه چطورن؟
گیج شدیم که خودت شروع به حرفزدن کردی
چی اینقدر
سرحالت کرده، کابوی؟
فکر کنم ذهنم آروم شده
یعنی ایستکمپ رو نگه میداری؟
آره
باورم نمیشه؛ بالاخره میتونی من رو ببری سواری
احتمالاً سواری خیلی زیاد میشه
میخوام بخشی از مزرعه رو
مرکز اسبدرمانی برای کهنهسربازها کنم
اوه
وقتگذروندن با اسبها به گرت کمک میکرد
اسم اون رو روش میذارم
راه بهتری برای زنده نگهداشتن یادش نیست
حالا که حرف از فرصت دوباره شد
من و تو هم یکی داریم
رودی کارپنتر
همون فراری که بالای کوه جا گذاشتین؟
انگار بوی پروندهٔ بزرگ رو میکشه
تا افتخارش رو بدزده
چی تو رو این طرفها کشونده، هری؟
خب...
چند رزومه باید بررسی کنیم
تا جای خالی تیم رو پر کنیم
مایلز فقط موقتاً تعلیق شده
- بالاخره برمیگرده - منظورم مایلز نیست
با برگشتن آندریا به واشنگتن، باید جای بزرگی رو پر کنیم
داری ترکمون میکنی؟
متأسفم، من...
نمیدونستم چطور بهتون بگم
آره، فردا راهی میشه
اوه
ممنون، هری
خب
به چیزی که میخواستی رسیدی
تبریک میگم
کشش خونه
سخت میشه در برابرش مقاومت کرد
حتماً راهی هست که نابودکردن
کارتل بروکن راک رو به نفعمون جلوه بدیم
نیت من پاک بود
توی واشنگتن، ظاهر از نیت مهمتره
از دستور سرپیچی کردی و از نشانت سوءاستفاده کردی
بعضی وقتها مردهای خوب مجبور میشن کارهای بد بکنن
مثل کیسی داتن حرف میزنی
نمیدونم باید افتخار کنم یا بترسم
برای بروکن راک خوب کار کردی، مایلز
مواظب باش!
اسلحه!
گرگها برگشتن
انگار برازندهست آخرین کارم جمعکردن
گندی که با جاگذاشتن رودی زدین
بالای اون کوه زدین
یا دنبالش میرفتیم یا ویور رو نجات میدادیم
فکر میکنی ویور بعد از اینکه
پای معامله ولش کردی؛ جبران میکنه؟
اگه واقعاً مزرعهدار باشه، میفهمه چرا نمیفروشم
نمیدونم
دعوای داتنها و ویورها به تو و دالی
حالوهوای رومئو و ژولیت داده
خب، دلم برای این یکی تنگ نمیشه
تصمیم آسونی نبود
کاش تجدیدنظر میکردی
ولی بهتر از این میدونم که بخوام شهرنشینها رو سر عقل بیارم
هی، مو
صبر کن، چی؟
- الان میام - چی شده؟
ماشین رینواتر توی راه فرودگاه
- تیر خورد - باز حمله؟
- زنده مونده؟ - باید برم
بیارمش خونه، دور از تیررس
مزرعه ساکته
ممکنه تعقیبتون کرده باشن؟
سه بار مسیر رو دور زدم تا مطمئن شم دنبالمون نیستن
کی میدونه اومدین اینجا؟
فقط کامرون استندینگ بر
افسر قبیلهای خیلی خوبیه