The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
آنچه در مارشالها گذشت...
اون عملیات آخر همهچیز رو عوض کرد
هنوز شبها با فریاد از خواب میپرم
دلم برای چیزی تنگه که تو اینجا داری
یه صندلی بکش، کال؛ مهمون من
بذاریمش برای بعد
بعد از هرچی با هم گذروندیم
نمیتونی بشینی یه نوشیدنی بخوری؟
وقتی دعوتش کردم خبر نداشتم
دخترته
ایزابل تورک، درسته؟
تیمم من رو اسکینر میدونه
دوست دارم همینطور بمونه
دوباره سوار اون اسب میشی؟
نمیدونم آمادهام یا نه
میگی کلگ اینها رو برای تو میکنه
پس روی نجات دریا تمرکز کن
هنوز دربارهٔ اینجا مطمئن نیستم، ولی
تا وقتی هستم، خوشحالم توی تیم توام
صبحبهخیر، کابوی
نمیدونستم هنوز اینجایی
من یواشکی بعد از شبموندن در نمیرم قهوه میخوای؟
خونهٔ خودت بدون
میدونی چیه، کویو؟
اگه توی نیروی دریایی همتیمیهایی مثل آندریا داشتیم
هنوز سیل بودم
اسارت دست کلگها بهاندازهٔ کافی شکنجه نبود؟
کی میدونست نمیتونم جلوی قدرت بالاد کانتری دوام بیارم؟
اگه خرج مهمون امشبت رو میخوای
باید امروز
مرتعهای پایینی رو آماده کنی
میخوای باهام دستهات رو کثیف کنی؟
نمیتونم؛ روانشناس اجازهٔ برگشت به کار داد
بعد از دو هفته؟
چی بگم؟ جونسختم
اگه این اواخر نگفتم، باز هم ممنون که نجاتم دادی
- خوبی؟ - آره
صورت مایلز رو روی اون کیسه تصور میکنی؟
نه
کارهای مدیه که خراب شده
قرار گذاشتن با یه پسر خوب خرابه؟
من رو از زندگیش بیرون نگه میداره
چون نمیخواد گذشته رو ببخشه
حالا هم با یکی از زیردستهای من قرار میذاره؟
آره، معلومه که خرابه
باشه، جلوی وسوسهٔ شخصی کردنش رو بگیر
زمان به نفع توئه
کال، اگه میخوای یه فرصت دیگه بهت بده خودت الگو باش
با مایلز کمی گذشت داشته باش
شاید اون هم با تو همین کار رو بکنه
هی، صبر کن
ادارهٔ زندانها میخواد امروز چند زندانی رو
از زندان ایالتی به فدرال منتقل کنیم
ظاهراً تختهاشون رو لازم دارن
فکر میکنم تو و دریا رو بفرستم، ولی...
نظرت چیه؟
بعد کلگ آمادهٔ میدونه؟
آمادهست؟
اگه نیست، باید بفهمیم
بهتره وقتی آدمبدها زنجیر شدن امتحانش کنیم
آروم، آروم
آروم، آروم
آروم، آروم
پروژههای احیای من رو ببین
این اسب من رو میفهمه
وقتی هزار پوند خشم بهت تکیه کرده
زندگی توی گذشته سخته، نه؟
استالیون بهترین دفاعی بوده که
برای گردبادهای توی سرم پیدا کردم
بالاخره کابویت میکنم؛ استتسون شروع خوبیه
بعد از همهٔ کارهایی که برام کردی
نمیدونم لایق چنین هدیهٔ خوبی هستم یا نه
راستش هدیهٔ دوبارهست
یکی بهم داد و گفت مال خودم زیادی کثیفه
معلومه نمیدونه کلاه برای چیه
وقتی جلوی در خونهات رسیدم
دیگه به آخر خط رسیده بودم
حالا حس میکنم شروع تازهای پیدا کردم
ممنون
امروز اسب نداری؟
اسبسواری توی برنامه نیست
کیسی کمکم رو خواسته
کویو ترجیح میده با تمساح کشتی بگیره
تا اینکه کمک بخواد
حتماً مهمه
آره، فوقمحرمانهست
نمیدونستم مهمون داری
من دالیام؛ توی بار دیدمت
میدونم کی هستی
توی پروژهٔ کیسی کمک میکنی؟
کاش میشد
ولی کال زنگ زد؛ امروز شیفت دارم
مطمئنی آمادهای؟
یا شنا میکنی یا غرق میشی، نه ملوان؟
بعداً توی بولت میبینمت؟
یه میز دونفره
باشه
تنهایی از پس تیمار اسبها برمیای؟
کار راحتیه، کویو
میشه بیرونبرش کنی؟ باید برم اداره
میخوام توی دل رئیسم بمونم
میخوای توی دل من بمونی؟
من رو ببر اجرای فسکیو تویینز در ساوند دیسیژن
میخوای وادارم کنی برقصم؟
اگه خوششانس باشی
میبینیم
مواظب باش
یعنی چی؟
یعنی...
وقتی توی اخبار میگن مارشالها
با کلگها درگیر شدن
میدونم خودت بودی
با اینکه طی دو هفتهٔ گذشته
حتی یه بار هم بهش اشاره نکردی
مجوز امنیتی لازم رو داری؟
علاقه به سلامت مردی
که باهاش قرار میذارم حساب میشه؟
سر کارم
وقتی میرقصیم میتونی ببوسیم
هی، هی!
- بفرما! - خوش برگشتی
میشه این رو بزرگش نکنیم؟
حالا دیگه جلوی ما خجالتی نشو، دختر
باشه، دارید خجالتزدهاش میکنید
برگردید سر کار
آمادهای برگردی میدون، دریا؟
دو هفته ارزیابی روانی داشت دیوونهام میکرد
دلم برای شکار لک زده
خب، نظرت دربارهٔ مراقبت از اتوبوس چیه؟
تو و بل پنج زندانی پیش از محاکمه رو
از اتکینز به رکسبورگ منتقل میکنید
همراهمون یه اختلاسگر
یه دکتر متجاوز و چند قاتل هستن
حداقل از کلگها یه پله بالاترن
انتقال سادهٔ زندانیه، باشه؟
برای برگشتن به کار شروع نرم و خوبیه
گفتم توی آشپزخونه مثل بابام نیستم، ولی
اینکه برای تولد گرت شام میدی شیرینه
خیلی درگیر گذشتهاش بوده
میخوام قدر زمان حال رو بدونه
چند نفر باید کیک وارونهٔ خانوادهٔ ویور رو بخورن؟
فقط تیمه، پس
شش یا هفت نفر؛ بستگی داره کال بیاد یا نه
پنج مارشال و گرت میشن شش نفر
فکر کردی ازت میخوام کیک بپزی و دعوتت نمیکنم؟
بعد از رفتاری که شام قبلی داشتم
حق داشتی دعوتم نکنی
گرت!
گرت، گرت
خبری هست؟
دکترها هنوز دارن کار میکنن
دود زیادی تنفس کردی
شاید بهتره خودت هم معاینه شی
خوبم
کسی هست برای گرت بهش زنگ بزنیم؟
دریا، آخرین فرصته که کنار بکشی
مادر بالگردی بودن بهت نمیاد
کاملاً آمادهام
میشه گفت حسابی سرحاله
هی کیسی، چی شده؟
بخاری انبار اتصال کرد
و آتشسوزی شد
من بیمارستانم؛ پیش گرت
چی؟ چقدر حالش بده؟
بد؛ سوختگی درجهدو به نظر میرسید
حتی نمیخوام به ریههاش فکر کنم
بیام اونجا؟ چیکار میتونم بکنم؟
کاری جز صبر کردن نداریم
اگه اهلشی دعا کن؛ خبرت میکنم
- چی؟ - چه اتفاقی افتاد؟
گرت توی بیمارستانه
- چی؟ - توی مزرعهٔ کیسی آتشسوزی شد
سوخته
دود هم وارد ریههاش شده؟
نگران ریههاش هستن یا...
کیسی خودت رو هم خبر میکنه
اگه میخوای بری بیمارستان
من انتقال رو تنهایی انجام میدم
کیسی گفت کاری جز صبر از دستمون برنمیاد
نمیخوام گیفورد فکر کنه آماده نیستم
کار حواسم رو پرت میکنه
باشه، مایلز، اینجا رو نگه دار
میدونم کارت زیاده، اگه لازم شد بری...
نمیذارم تنهایی با این روبهرو شی
خبر تازه؟
سکوت رادیویی
هوم، انگار این روزها مُد شده
با دابلجی آبجو نخوردی
فکر کردم کنار تختش هم نمیمونی
چه اتفاقی افتاد؟
انبار آتش گرفت
گرت برای نجات اسبها رفت داخل؛ خیلی قهرمانانه
داشتن دابلجی اینجا
پیچیدهتر از چیزیه که میدونی
خودم وارد تیم براوو کردمش
همیار شنایش شدم
برای یه عمر کار تیمی تربیتش کردم
نشانش رو گرفتی، همهچی رو گرفتم
آقای گاروی رفته ریکاوری؛ میتونید ببینیدش
No comments yet. Be the first to leave one.