Marshals

Marshals

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Marshals 2026 S01E03 Episode 3 Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-26
Downloads: 6
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏معدن عناصر کمیاب‏

‏کنار رودخونه‌ی ماست،‏

‏همون‌جایی که نیاکانمون‏ ‏به اسب‌هاشون آب می‌دادن.‏

‏امروز یه معامله‌ی فنتانیل انجام می‌شه.‏

‏جایی به اسم منطقه‌ی مرگ.‏

‏دو باند خشن اونجان، پس‏

‏باید کاملاً متمرکز باشیم.‏

‏اون یه بمبه.‏

‏پوششم بده.‏

‏کیسی کجاست؟‏

‏همه‌ی داتن‌ها‏

‏با غریزه‌ی کشتن به دنیا میان.‏

‏تو قاتل نیستی، کیسی.‏

‏تو محافظی.‏

‏خانم تورک، چه کمکی ازم برمیاد؟‏

‏شانسم ته کشیده، نیت.‏

‏یه سرمایه می‌خوام دوباره راه بیفتم.‏

‏بدهی‌ات نزدیک هشت‌هزار دلاره.‏

‏دو هزار دیگه می‌شه ده‌هزارِ رُند.‏

‏هردوتون می‌دونید پولتون رو می‌دم.‏

‏دو هزار دلار برای خانم تورک.‏

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏اینجا با طوفان شخصی خودت می‌جنگی.‏

‏اسب نر این هفته دیوار محوطه‏

‏و دو تا حصار دیگه رو شکسته.‏

‏از همون رگ‌وریشه‌ی صاحبشه.‏

‏بالاخره اسبی هست که تو هم رامش نمی‌کنی.‏

‏وقت نکردم.‏

‏خوشحالم دوباره سرپایی، آقای رئیس.‏

‏آره، به‌اندازه‌ی کافی منو فرستادن چراگاه.‏

‏هنوز اون‌قدر انرژی دارم که با موستانگت‏

‏رقابت کنم.‏

‏جدی؟‏

‏پس یه چکش بردار و به یه دردی بخور.‏

‏ظرف غذام رو توی رزرویشن جا گذاشتم.‏

‏بمب به حس شوخیش صدمه نزده.‏

‏شاید به حافظه‌ات زده باشه.‏

‏کسی که قصد ترورت رو داشت‏

‏ردش رو پاک کرده.‏

‏تهدید هنوز بیرونه.‏

‏درست مثل تهدید معدن برای بروکن راک.‏

‏امروز کلنگ‌زنی می‌کنن.‏

‏انگار دولت فقط وقتی بلد‏ ‏می‌شه کاغذبازی رو کنار بزنه‏

‏که پای ادامه‌دادن بی‌عدالتی وسط باشه.‏

‏یه چیزی می‌گه ضدحمله‌ات رو آماده کردی.‏

‏«پیا ویکونی» با مارشال‌ها چطور پیش می‌ره؟‏

‏راه تازه چند تا دست‌انداز آشنا داره.‏

‏هر روز یه امتحانه.‏

‏آره.‏

‏و باید بریم سراغ امتحان خودمون.‏

‏ـ خوشحال شدم دیدمت.‏ ‏ـ من هم.‏

‏بعداً می‌بینمت.‏

‏به‌به، خودش اومد.‏

‏هی، توی ایست‌کمپ هنوز عملیات‏ ‏نجات حیوانات انجام می‌دی؟‏

‏شرط می‌بندم تمام آخرهفته‏ ‏این رو آماده کرده بودی.‏

‏اگه جواب پیام می‌دادی،‏

‏زودتر هم می‌زدم توی صورتت.‏

‏دامداری وقتِ گوشی رو کم می‌کنه.‏

‏آره، خیلی چیزهای دیگه رو هم کم می‌کنه.‏

‏ـ چیزی می‌خوای بگی؟‏ ‏ـ آره، فقط سخته‏

‏همیشه صددرصد پای کار باشی‏

‏وقتی دائم چند کار رو می‌چرخونی.‏

‏ببخشید هنوز هنر خراب‌کردن‏

‏روابط و تعهداتم رو مثل تو یاد نگرفتم.‏

‏چرا همیشه حس می‌کنم‏

‏با چاقو اومدم به جنگ تفنگت؟‏

‏بد نیست یه کم تلاش کنی‏

‏با هم‌تیمی‌هات صمیمی بشی، کیسی.‏

‏منو آوردی جمجمه خرد کنم، نه دست بگیرم.‏

‏بچه‌ها، بس کنید.‏

‏اینجا چه کوفتی خبره؟‏

‏معاون‌هات دارن محیط کارمون رو‏

‏تبدیل به مهدکودک می‌کنن.‏

‏ماشه رو بکش ببین چی می‌شه.‏

‏ساعت نه.‏

‏نکن.‏

‏این کار رو نکن.‏

‏می‌دونی چیه؟‏

‏تمومش کنید!‏

‏حسابت رسید.‏

‏به تخمم. اگه گاوچران کمکت‏ ‏نمی‌کرد، کامل توی تیررسم بودی.‏

‏کَل، لطفاً یادشون می‌ندازی‏

‏اسباب‌بازی‌هاشون برای بیرونه؟‏

‏ما مارشالیم، پلیسِ تفریح نیستیم.‏

‏ـ چطور بوم رو بردی؟‏ ‏ـ احتمالاً همون‏

‏کلم‌گندیده‌ای که اسمش رو گذاشتی عطر.‏

‏حس ششم کیسی‏

‏توی تیم‌ها افسانه‌ای بود.‏

‏لازم نیست ابرقهرمان باشی تا بفهمی‏

‏مایلز داشت کشته می‌شد.‏

‏باشه، تو چطور اتاق رو پاک‌سازی می‌کردی؟‏

‏یه‌طوری که آخرش نمیرم.‏

‏فضا رو بگیر و نگه دار.‏

‏با توجه به این‌که از وقتی کیسی اومده‏

‏دو بار نزدیک بوده کشته بشم،‏

‏تمرین نبرد نزدیک بد نیست.‏

‏تکامل پیدا کن یا بمیر، درسته؟‏

‏آره، فرصت خوبیه‏

‏چند تا تاکتیک قورباغه‌مردها رو یادشون بدیم.‏

‏راه رو نشونشون بده، رئیس.‏

‏نه، ایمیل و کاغذبازی زیادی دارم، پس...‏

‏ـ اوه.‏ ‏ـ...میدون دست توئه.‏

‏با تیم‌ات خوش بگذرون.‏

‏جاده رو خالی کنید!‏

‏امروز باید خاک جابه‌جا کنم.‏

‏باید برید کنار.‏

‏توی ملک رزرویشن هستید،‏

‏پس حق ندارید به ما بگید چه‌کار کنیم.‏

‏بزرگراه منفجر شده. مسیرمون رو عوض کردن.‏

‏این تنها راه دیگه به محل معدنه.‏

‏تنها جایی که این جاده می‌برتتون...‏

‏اتهام ورود غیرمجاز به ملکه.‏

‏بهتره از همون راهی که اومدید‏

‏برگردید، رفیق.‏

‏محاله این سگ‌های آهنی اینجا بتونن دور بزنن.‏

‏پس از حالا کامیون‌های خودمونن.‏

‏باشه، با تو. بریم.‏

‏ـ حرکت.‏ ‏ـ برو.‏

‏همینه.‏

‏ـ این بار کشته نشدی.‏ ‏ـ دقیقاً.‏

‏فضا رو می‌گیری و نگهش می‌داری.‏

‏خوب بود.‏

‏آره، و کسی هم تیر نخورد. امیدوارکننده‌ست.‏

‏گاوچران شدت کار رو بالا برد.‏

‏باید همین شدت رو حفظ کنید،‏

‏چون توی رزرویشن یه مشکلی داریم.‏

‏کمک مارشال‌ها رو می‌خواد؟‏

‏بین مردم رزرویشن و کامیون‌دارهایی‏

‏که راهی معدنن، بن‌بست شده.‏

‏ـ امروز کلنگ‌زنیه.‏ ‏ـ قرار بود باشه.‏

‏دیشب توی جاده‌ی ۱۹۱ اتفاقی افتاد.‏

‏ـ چه اتفاقی؟‏ ‏ـ از اون اتفاق‌هایی که‏

‏بزرگراه رو سوراخ می‌کنه؛ حالا‏ ‏کامیون‌ها و ماشین‌آلات خاک‌برداری‏

‏رو فرستادن به یه جاده‌ی دسترسی‏

‏که از بروکن راک رد می‌شه و رزرویشن می‌گه‏

‏دارن غیرقانونی وارد ملک می‌شن.‏

‏این هم یه راه برای کندکردن پیشرفته.‏

‏از طرفی ترافیک، دامدارها رو هم گیر انداخته‏

‏که امروز دام‌هاشون رو می‌برن حراج، پس...‏

‏این پول و غذای سفره‌شونه.‏

‏شرط می‌بندم آماده‌ی درگیری‌ان.‏

‏برای همین از ما خواستن‏

‏مردم رو از صحنه دور کنیم.‏

‏بخشی از وظیفه‌مونه، بچه‌ها.‏

‏بجنبید. مارشال‌های فدرال مقابل اوباش ایستادن‏

‏تا از مسافران آزادی و‏ ‏ادغام مدارس محافظت کنن.‏

‏بعد هم رفتن ووندد نی و‏

‏نیم‌میلیون گلوله به فعالان بومی زدن،‏

‏از جمله زن‌ها، بچه‌ها و سالمندان.‏

‏من برای اون اینجا نیستم.‏

‏دستورمون خالی‌کردن محلی‌هاست، مایلز.‏

‏فکر می‌کردم خوشحال می‌شی‏ ‏از رزرویشن حمایت می‌کنیم.‏

‏وقتی پا می‌ذاری وسط‏

‏یه درگیری پانصدساله، چیزی برای خوشحالی نیست.‏

‏وقتی محلی‌ها ببینن دولت‏ ‏فدرال طرف بروکن راک رو گرفته،‏

‏داریم روی آتیش بنزین می‌ریزیم.‏

‏زره سنگین رو ببندید، بچه‌ها.‏

‏چون داریم می‌ریم وسط نبرد.‏

‏روبه‌روشدن با همسایه‌هامون‏

‏ترسناک‌تر از باندها یا شبه‌نظامی‌هاست.‏

‏وقتی به دوست‌هات گاز اشک‌آور بزنی،‏

‏باشگاه برات عجیب نمی‌شه؟‏

‏امیدوار باشیم همین زره نمایش قدرت کافی باشه.‏

‏وگرنه تجهیزات کم‌کشنده رو درمیاریم.‏

‏به حرف کَل اعتماد کنیم که‏ ‏سمت قبیله‌ی من نمی‌گیریمش؟‏

‏همین رو گفت.‏

‏بروکن راک قول‌های شکسته‌ی زیادی دیده.‏

‏پس کی این جاده رو منفجر کرده؟‏

‏یکی از رزرویشن؟ رفیقت رئیس؟‏

‏توی طبیعت اتفاق‌های غیرطبیعی زیادی می‌افته.‏

‏آره، ولی رین‌واتر که واقعاً انتظار نداره‏

‏همه‌ی اون تجهیزات رو نگه داره.‏

‏فقط ابزار چانه‌زنی‌ان.‏

‏اولین بن‌بست این‌چنینی‏ ‏رئیس نیست. درسته، کیسی؟‏

‏اون یکی سر چی بود؟‏

‏گاو. یه جورهایی.‏

‏مثل این‌که این یکی یه‏ ‏جورهایی سر کامیون‌ها و معدنه.‏

‏اون یکی چطور تموم شد؟‏

‏دردناک.‏

‏صد و پنجاه هزار کیلومتر مربع هیچ‌وپوچ‏

‏و مردم باز هم ترافیک می‌سازن.‏

‏آره، سیرک از چیزی که فکر می‌کردیم بزرگ‌تره.‏

‏ما سیرک‌گردانیم یا نمایش بعدی؟‏

‏مایلز، یه نگاه به اون مانع جلو بنداز،‏

‏ببین بازیگرها کی‌ان.‏

‏زائرهایی در سرزمینی غریب.‏

‏ظاهراً حالا من آدم کارم.‏

‏کیسی داتن.‏

‏خدا رو شکر رسیدی تا این‏ ‏گره رو با طنابت باز کنی.‏

‏کیسی یه مأمور دامداری معرکه بود.‏

‏این وضعیت رو صاف‌وسامون می‌ده،‏

‏درست مثل پدرش.‏

‏اگه برای کنارکشیدن این‏ ‏موانع نیروی بیشتری خواستید،‏

‏خبرمون کنید.‏ ‏ـ باشه، ممنون.‏

‏گوشه‌نشین محبوبی هستی.‏

‏یه دقیقه صبر کن.‏

‏اوه، چند نفر رو می‌بینم‏

‏که انگار علیه‌مون شدن.‏

‏رندال کلگ.‏

‏بدجوری زل زده بهمون.‏

More Farsi/persian subtitles for Marshals

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left