Marshals

Marshals

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Marshals 2026 S01E01 Piya Wiconi Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-26
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏بقیه‌ی تیم کجان؟‏

‏اون مسلسلِ رونره که داره غرش می‌کنه.‏

‏بکشیمش بیرون و بزنیم به چاک.‏

‏بجنبید. پشت سر من، بریم.‏

‏مونیکا‏

‏مونیکا؟‏

‏مونیکا، کجایی؟‏

‏مونیکا؟ مونیکا!‏

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏بهتره راه بیفتی...‏

‏وگرنه بی‌رحمی زندگی رو می‌بینی.‏

‏بازم دیرم شده.‏

‏آغل باید ایمن‌سازی بشه.‏

‏بعد از مدرسه بهش برس.‏

‏آغل باید صبر کنه.‏

‏بعد از جلسه‌ی رزرویشن، خونه‌ی دیبو می‌خوابم.‏

‏چه جلسه‌ای؟‏

‏برای اعتراض‏

‏به معدنی که قراره سمومش‏ ‏رو روی بروکن راک خالی کنه.‏

‏مبارزه‌مون اداره‌ی همین مزرعه‌ست.‏

‏باید برم.‏

‏صبحونه‌ات چی؟‏

‏تیت، صبر کن.‏

‏می‌دونم مادرت توی این کارها از من بهتر بود.‏

‏می‌دونی اینجا زمین رزرویشنه.‏

‏از نظر قانونی،‏

‏مارشال اینجا اختیاری نداره.‏

‏چه بهتر،‏

‏کاری که برات می‌کنم‏

‏از بیخ‌وبن غیرقانونیه.‏

‏به‌خاطرت تیر خوردم، ترکش خوردم‏

‏و نزدیک بود دادگاه نظامی بشم.‏

‏حسابمون صاف.‏

‏می‌ذاری با‏

‏فرمانده‌اش این‌طور بگه، تیت؟‏

‏این مرد با بالادستی مشکل داره.‏

‏یه حالی بهش بده، کَل. لازم داره.‏

‏دو غواص رزمی با اون‌همه مواد‏

‏که می‌تونه راکیز رو با خاک یکسان کنه؟‏

‏حتی پیرمردت هم نمی‌تونه این کیف رو خراب کنه.‏

‏انگار زندگی حسابی لهت کرده.‏

‏یه کم استراحت کن، مرد.‏

‏مزرعه تعطیلی نداره.‏

‏از شکستن درها رسیدی به بسته‌بندی علوفه.‏

‏پس «تکامل پیدا کن یا بمیر» چی شد؟‏

‏باورکردنی نیست نتونستی‏

‏هیچ ازدواجی رو نگه داری.‏

‏هنوزم مستقیم می‌زنی به رگ گردن.‏

‏وادارم نکن سر جات بنشونمت، ملوان.‏

‏برای این‌ها چقدر بدهکارم؟‏

‏هدیه‌ی اون شیشه‌ایه که ازش گرفتمشون.‏

‏ولی نمی‌گی می‌خوای چی رو بفرستی هوا؟‏

‏اومدی حالم رو بپرسی؟‏

‏با این‌همه ترکشی که خوردی،‏

‏بیشتر شبیه عملیات «هیچ‌کس‏ ‏پشت‌سر نمی‌مونه» است.‏

‏حالا که اصرار داری مثل‏ ‏هم‌شنای نیروی دریایی ولم نکنی،‏

‏بهت کار می‌دم.‏

‏سه ماه پیش اومدم اینجا‏ ‏تا این تیم رو راه بندازم،‏

‏ولی هنوز این سبک زندگی رو نمی‌فهمم.‏

‏واقعاً تمام روز اینجا چه‌کار می‌کنی؟‏

‏به زمین می‌رسم، گله رو می‌گردونم.‏

‏دامداری توی خونمه.‏

‏تمام اون سال‌هایی که در می‌شکستیم،‏

‏یه بار هم نگفتی راکفلرِ مونتانا هستی.‏

‏بهترین بخش سیل‌بودن همین بود.‏

‏توی تیم‌ها، فامیلی داتن هیچ اهمیتی نداشت.‏

‏الان بهتر از زمان‏ ‏هم‌تیمی‌بودنمون تیر می‌زنی.‏

‏مجبورم بهتر باشم.‏

‏تیم مارشال‌ها یه چاقوی سوئیسی تاکتیکیه.‏

‏ـ جدی؟‏ ‏ـ آره.‏

‏ـ جمجمه‌ی زیادی خرد می‌کنید؟‏ ‏ـ تا دلت بخواد؛ باندها،‏

‏کارتل‌ها، نژادپرست‌های مسلح.‏

‏شاید ظاهرش سرزمین خدا باشه،‏

‏ولی شیطان اینجا آزاد می‌چرخه.‏

‏برای همینه توی این مزرعه آرامش دارم.‏

‏غواص رزمیِ آرام؟ چه تصور عجیبی.‏

‏فقط بگو روح نمی‌بینی.‏

‏فکر کنم روزگار من بعد از تیم‌ها‏

‏به نرمی روزگار تو نگذشت، نه؟‏

‏قرص خرد می‌کردم و مشت می‌زدم.‏

‏بعد از نیروی دریایی رسماً‏ ‏به سیم آخر زدم، ولی...‏

‏مارشال‌ها نجاتم دادن.‏

‏حدس می‌زنم تو هم شیاطین‏ ‏خودت رو برای شکست‌دادن داری،‏

‏و من هم بدجوری به یه درشکن دیگه نیاز دارم.‏

‏زندگی‌م زیادی طولانی «بکش‏ ‏یا کشته شو» بوده، مرد.‏

‏باشه. حرف حساب.‏

‏ولی یه لطفی ازت می‌خوام.‏

‏دو تا فراری توی تپه‌ها سنگر گرفتن،‏

‏کمی شرق مزرعه‌ی قدیمی‏ ‏خانواده‌تون. پیداشون نمی‌کنم.‏

‏احتمالاً توی کلبه‌ای قایم شدن،‏

‏جایی که با برادرهام قوچ رد می‌زدیم.‏

‏اما حیوانات وحشی و زمینش‏

‏برای تازه‌کارها ممنوعه.‏

‏توی مونتانا راه برای مردن کم نیست.‏

‏خیلی چیزها رو روشن می‌کنه.‏

‏ولی خیلی می‌چسبید‏

‏این دو نفر رو شکار کنیم.‏

‏زن‌های رزرویشن رو طعمه می‌کنن.‏

‏من رانندگی می‌کنم.‏

‏آقای رئیس،‏

‏اعلام رسمی معدن برای فردا تنظیم شده.‏

‏وزیر کشور ساعت ۹:۳۰ فرود میاد،‏

‏در محل معدن سخنرانی می‌کنه،‏

‏و ساعت ۱۱ برمی‌گرده واشنگتن.‏

‏خب، غارت‏

‏و چپاول از قدیم خیلی بهینه‌تر شده.‏

‏دولت آهن‌ربای موبایل گیرش میاد،‏

‏بروکن راک هم نرخ سرطان بالاتری.‏

‏معدن عناصر کمیاب روی زمین ما نیست.‏

‏ـ راهی نداریم.‏ ‏ـ ولی رودخونه‌ی ماست؛‏

‏همون‌جایی که نیاکانمون‏ ‏به اسب‌هاشون آب می‌دادن.‏

‏سیاست‌های آمریکا سال‌هاست‏

‏پیوسته روی مردم ما سم می‌ریزه.‏

‏این بار رودخونه رو به کار گرفتن، پس‏

‏قوه‌ی تخیلشون‏

‏زودتر از بی‌رحمی‌شون ته کشیده.‏

‏عمراً! سوار اون هیولا نمی‌شم، کَل.‏

‏یه سلطان مواد سینالوآ رو زمین زدی،‏

‏اون‌وقت از اسب می‌ترسی؟‏

‏این دیگه دیدن داره.‏

‏اومدم جمجمه خرد کنم، نه رودئو بازی، رئیس.‏

‏تنها راه عبور از این زمین‏

‏اسب‌سواریه. کیسی،‏

‏با مارشال‌هام آشنا شو.‏

‏آندریا، مایلز، بِل.‏

‏حالا خوب گوش کنید.‏

‏حکم‌های فدرال برای جان کینگ و تایلر وایته،‏

‏و مسیرمون پر از خرس گریزلی،‏

‏مار زنگی و ریزش سنگه،‏

‏پس فرماندهی با کیسیه.‏

‏اوه... مسیر سختی داریم.‏

‏بزرگ‌ترین خطر اینه که اسبت رم کنه.‏

‏ممکنه پرتَم کنه؟‏

‏اگه گوش داشته باشه، حتماً.‏

‏برای ایستادن افسار رو بکش،‏

‏برای رفتن به شکمش پاشنه بزن.‏

‏کمک می‌خوای بری بالا؟‏

‏آخرین کاری می‌شه که می‌کنی.‏

‏کَل نگفته بود با کیسی داتن رفیقه.‏

‏چه ویژگی خاصی داره؟‏

‏عزیزم، درباره‌ی شهر جدیدت هیچ تحقیقی کردی؟‏

‏مونتانا یه توقفگاهه، نه خونه.‏

‏داتن‌ها نسل‌ها‏

‏بزرگ‌ترین مزرعه مالشون بود.‏

‏کیسی پارسال فروختش به قبیله‌ی من.‏

‏پدرش همون فرمانداری بود که کشته شد،‏

‏برادرش جیمی هم دادستان کل بود که ناپدید شد.‏

‏هیچ‌کدوم برات آشنا نیست؟‏

‏نه،‏

‏ولی از کلاهش خوشم میاد.‏

‏کلبه درست پشت اون خط‌الرأسه.‏

‏خب، انگشت ماشه‌ات خارش گرفته؟‏

‏روزهای دویدن توی آتیش برای من تموم شده.‏

‏خب بچه‌ها، بریم لونه‌شون رو تکون بدیم.‏

‏فراری!‏

‏مارشال‌های فدرال!‏

‏هی!‏

‏باید ازش جلو بزنیم.‏

‏مجبورم می‌کنی با تیمت بیام بیرون،‏

‏بعد می‌کشونیم این‌جور جایی.‏

‏کَل فقط اینجا رو انتخاب کرده‏

‏چون بازار دام مشروب سرو نمی‌کنه.‏

‏سلیقه‌ی بِل بیشتر‏

‏پنج‌ستاره‌تر از بار داغونه.‏

‏پوست از تن اون اسب کندی.‏

‏اهل همین دوروبری؟ رفتارت آشناست.‏

‏زیاد این رو می‌شنوم.‏

‏بِل قبلاً ای‌تی‌اف بود.‏

‏دو ماه پیش به ما ملحق شد.‏

‏متخصص عملیات مخفیه،‏

‏برای همین دستش رو رو نمی‌کنه.‏

‏من خوبم.‏

‏پدرم می‌گفت: «پلیسی که‏

‏باهات ننوشه، باور نکن.»‏

‏درباره‌ی گاوچران‌ها هم صدق می‌کنه.‏

‏پدرت پلیسه؟‏

‏مارشال شدی تحت‌تأثیرش بذاری یا حرصش بدی؟‏

‏انتقامش رو بگیرم. ممنون که یه نگاه‏

‏به پرونده‌ی روانی‌م انداختی.‏

‏مهارت‌های عملیاتی‌مون برای‏ ‏دزدیدن دستگاه پخش نیست.‏

‏هر روز روشن‌تر می‌شه‏

‏چرا از واحدت در واشنگتن پرتت کردن بیرون.‏

‏عزیزم، توی مونتانا سه کار رو نمی‌کنی:‏

‏گاومیش رو نوازش نمی‌کنی،‏

‏با کانادایی‌ها مسابقه‌ی مشروب نمی‌دی،‏

‏و به موسیقی گاوچران‌ها دست نمی‌زنی.‏

‏فکر کنم وقت رفتنمه.‏

‏نه، همه‌مون باید بریم،‏

‏چون تجمع معدن فردا ممکنه بشکه‌ی باروت بشه.‏

‏بروکن راک با تمام قوا میاد.‏

‏محلی‌ها هم میان؛ شاید خشن بشه.‏

‏پسر من هم اونجاست.‏

‏لازم باشه، می‌تونم چشم و گوشتون باشم.‏

‏فقط همین یه بار.‏

‏موقتاً معاونت می‌کنم.‏

‏بگیر.‏

‏به‏

‏مارشال‌های فدرال خوش اومدی.‏

‏از مأموریت جلال‌آباد به بعد‏

‏این‌قدر کم‌نفر نبودیم.‏

More Farsi/persian subtitles for Marshals

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left