Marshals

Marshals

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Marshals 2026 S01E02 Zone of Death Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-26
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏کیسی، با مارشال‌هام آشنا شو.‏

‏آندریا، مایلز، بِل.‏

‏به مارشال‌های فدرال خوش اومدی.‏

‏یه تیرانداز احتمالی می‌بینم.‏

‏کیف سیاه.‏

‏بمون پیشم.‏

‏بمب‌گذار رو پیدا کن.‏

‏طوری نیست، باشه؟ الان دیگه در امانی.‏

‏داتن‌ها با اختلال خانوادگی‏ ‏توی خونشون به دنیا میان.‏

‏دارم مسیرم رو عوض می‌کنم.‏

‏برای خودم و تیت شروع تازه‌ای پیدا کنم.‏

‏این اسب باید یه کم توی مرتع بدوه و خالی بشه.‏

‏ترجیح می‌دی روزت رو دنبال‏ ‏اون بگذرونی یا ماهیگیری؟‏

‏اولویتم اینه بیشتر از تو قزل‌آلا بگیرم.‏

‏اولویت منم اینه زودتر از تو به رودخونه برسم.‏

‏قبوله.‏

‏گرفتن این‌همه ماهی با دست خالی سخت می‌شه.‏

‏یکی دیگه گرفتم.‏

‏می‌خوای برات یه مگس انتخاب کنم؟‏

‏فقط دارم می‌ترسونمشون بیان سمت تو، پسر.‏

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏خاطره‌ها رو زنده می‌کنه.‏

‏روز خوبی بود.‏

‏فردا چی؟‏

‏آماده‌ای به‌عنوان مارشال در بکوبی؟‏

‏احتمالاً روز آرومیه.‏

‏فقط کاغذبازی و مسخره‌بازی‌های‏ ‏نیروی تازه‌وارده.‏

‏آره.‏

‏مطمئنی برای این تغییر آماده‌ای؟‏

‏یه شروع تازه برای هر دومون خوبه.‏

‏ولی وقتی سر کاری، کی مراقب ایست‌کمپه؟‏

‏ریپ چند تا کارگر پیدا کرده تا‏ ‏من یه راه دائمی‌تر پیدا کنم.‏

‏یعنی فردا شروع تازه‌ی تو هم هست.‏

‏خوبه.‏

‏بااین‌حال، بعد از روزی مثل امروز،‏

‏آدم دلش می‌خواد زمان همون‌جا وایسه.‏

‏داشتم روی یه هدف مهم کار می‌کردم که دابل‌جی‏

‏برگشت توی اتاق،‏

‏لباس همون هیولای طالبان رو پوشیده‏ ‏بود که تازه ناکارش کرده بودیم؛‏

‏کلاه، لباس خواب، همه‌چی.‏

‏هجده دلار برای هر دور.‏

‏چطور یه نیروی سیل رو تشخیص می‌دی؟‏

‏خودش بهت می‌گه.‏

‏اوه.‏

‏حس می‌کنم امشب هیچ‌کدوممون خوابمون نمی‌بره.‏

‏فقط سؤال اینه که خونه‌ی من یا تو؟‏

‏آره، دخترها عاشق حق انتخابن.‏

‏واقعاً؟‏

‏مثلاً این‌که با اسپری بزنمت‏

‏یا...‏

‏چاقوت کنم؟‏

‏امشب اینجا یه کم خصمانه‌ست.‏

‏به‌خصوص بارتندر.‏

‏برای کَل چاقوهاش رو تیز کرده.‏

‏اسمش مَدیه،‏

‏و داری از کونت حرف درمیاری.‏

‏ببخشید، خانم.‏

‏می‌تونم براتون یه نوشیدنی بخرم؟‏

‏جبران دست‌وپاچلفتی‌بازی دوستم؟‏

‏«خانم»؟ مادربزرگم خانمه.‏

‏نه! ممنون.‏

‏کلاه ده‌گالنی‌اش زود خوابید.‏

‏بد نیست یه کم افقت رو بازتر کنی.‏

‏بجنب، یه همدم پیدا کن.‏

‏برای همینه رفیق جنگی‌ات رو آوردی توی تیم؟‏

‏نه، ببین، کیسی رو به همون دلیلی آوردم‏

‏که شما دوتا رو آوردم، باشه؟‏

‏تا نوک نیزه رو تیزتر کنم.‏

‏نیزه همین حالا هم خیلی کشنده‌ست.‏

‏وقتی می‌رم توی نبرد،‏

‏هم‌تیمی‌هایی می‌خوام که اهل جنگیدن باشن.‏

‏چه شکارچی سرسخت آدم از برانکس،‏

‏چه پلیس سابق رزرویشن با آتیش توی دلش.‏

‏فقط می‌خوایم مطمئن شیم گذشته‌ی مشترکتون‏

‏توی زمان حال مزاحم کار ما نمی‌شه.‏

‏تیم تازه، مناسبات تازه.‏

‏به سلامتی همین.‏

‏امروز حسابی گردوخاک می‌کنی.‏

‏ـ توش جا می‌مونی.‏ ‏ـ هوم. ببین.‏

‏لعنتی.‏

‏حرکت جسورانه‌ایه که روز‏ ‏اول رئیس رو ضایع کنی.‏

‏دوبرابر یا هیچ؟‏

‏عمراً.‏

‏هنوز دارم قرض‌هایی رو پس می‌دم‏

‏که در افغانستان ازم بردی.‏

‏این یه جور آزمون وروده؟‏

‏نه، فقط می‌خوام ببینم گرگ تنها‏

‏با گله‌ی تازه چه حسی داری.‏

‏جورشدن با بقیه هیچ‌وقت نقطه‌قوتم نبوده.‏

‏می‌دونم جلو رفتن آسون نیست،‏

‏ولی برگشتن وسط آتیش حالت رو جا میاره.‏

‏پس به ناراحت‌بودن عادت می‌کنم.‏

‏باشه.‏

‏روز آموزشت شروع بشه.‏

‏خشاب‌پرکردن،‏

‏موجودی زرادخانه، تمیزکردن تجهیزات.‏

‏شما چطور منو تازه‌وارد کردید؟‏

‏بجنب، باید حال این‏ ‏تازه‌وارد لعنتی رو بگیریم.‏

‏چرا فقط به‌عنوان یکی از‏ ‏خودمون به کیسی خوشامد نمی‌گیم؟‏

‏یعنی اگه شکار اون بمب‌گذارها‏

‏عضوش نکرده، دیگه چی می‌کنه؟‏

‏شما غیربومی‌ها هیچ احترامی برای سنت ندارید.‏

‏هی.‏

‏حالا که همه‌مون کنار هم تیر خوردیم،‏

‏بیاید تشریفات رو بی‌خیال شیم.‏

‏خب...‏

‏خوشحالم به این گروه ملحق شدم.‏

‏ببینیم بعد از سیلاب امروز‏

‏سیرابت کردن هم همین رو می‌گی یا نه.‏

‏آره، آروم برو، مایلز.‏

‏کیسی تا وقتی منطقیه که دیگه نباشه.‏

‏کم‌کم راهش می‌اندازم. باید با هری حرف بزنم.‏

‏خب، تور خیلی ساده‌ست.‏

‏دستشویی‌ها اونجاست.‏

‏مشترکه؛ خیلی صمیمیه.‏

‏کَل این تیم رو از روی واحد سیل خودش ساخت،‏

‏ولی بعضی تفاوت‌ها رو حساب نکرد،‏

‏مثلاً هم‌تیمی‌هایی با دو کروموزوم ایکس.‏

‏توی واحد ما درِ توالت پایین می‌مونه.‏

‏بِل سختگیرانه می‌گردونه.‏

‏ممنون از اطلاعات.‏

‏این‌ها قفس‌هاست.‏

‏منتظری اسباب‌کشی کنی؟‏

‏وقتی فقط رهگذرم، تزئین‌کردن فایده‌ای نداره.‏

‏این خشاب‌ها باید پر بشن.‏

‏پس هم‌زمان با ادامه‌ی تورت انجامش می‌دم.‏

‏روز راحتی داری.‏

‏حس می‌کنم این هم یکی دیگه از اون جلسه‌هاست‏

‏که می‌شد ایمیلش کرد، مارشال گیفورد.‏

‏معاون‌کردن داتن یه چیزه،‏

‏عضو تیم‌کردنش یه چیز دیگه.‏

‏کیسی ما رو تبدیل می‌کنه به همون واحد نخبه‌ای‏

‏که موقع راه‌اندازی تیم تصورش رو داشتی.‏

‏ولی سراغ آدم اشتباهی رفتی.‏

‏ستاره‌ی مارشالی روی سینه‌ی‏ ‏یه داتن درست به نظر نمیاد.‏

‏منطقه رو می‌شناسه، مردم رو می‌شناسه،‏

‏می‌دونه جنازه‌ها کجا دفن شدن، و تازه،‏

‏توان اجرای هر عملیاتی رو که‏ ‏این تیم باهاش روبه‌رو بشه داره.‏

‏به‌نظرت عجیب نیست‏

‏که داره برمی‌گرده به پلیس،‏

‏وقتی دو پرونده‌ی راکد بزرگ ایالت‏

‏مرگ پدرش و ناپدیدشدن برادرشه؟‏

‏فقط یه تصادفه.‏

‏درباره‌ی داتن‌ها‏

‏تصادفی در کار نیست.‏

‏ببخشید.‏

‏معاون مارشال کالوین، یه چیزی داریم.‏

‏بفرمایید.‏

‏عملیات و تحقیقات از اینجا اداره می‌شه.‏

‏ـ سرتون حسابی شلوغ بوده.‏ ‏ـ آره،‏

‏شکار آشغال‌ها نون و آبمونه.‏

‏از اینجا به مرکز هم‌جوشی اطلاعات وصل می‌شیم.‏

‏حفظ جریان دوطرفه‌ی اطلاعات و داده‏

‏برای مأموریتمون حیاتیه.‏

‏ـ فهمیدم.‏ ‏ـ نگران نباش،‏

‏تو اینجایی که هفت‌تیرکش باشی، نه کاغذباز.‏

‏این‌ها تکنسین‌ها و تحلیل‌گرهامونن،‏

‏همراه رابط‌هایی که با نیروهای محلی،‏

‏ایالتی و فدرال کار می‌کنن.‏

‏کمبود زیرساخت مجبورمون می‌کنه چندکاره باشیم.‏

‏به‌خصوص حالا که یه آهن‌ربای دردسر هم آوردیم.‏

‏شومینه خیلی نامحسوسه.‏

‏این مجموعه قبلاً آسیاب قدیمی بوده.‏

‏کَل کوره‌ی ذوب رو نگه داشت تا یادآوری کنه‏

‏این واحد توی آتیش ساخته شده.‏

‏باشه، همه گوش کنید.‏

‏خبرچین جای رائول گارزای فراری رو داده.‏

‏عضو گروه ۴۰۶ رویالزه و حکم فدرال داره.‏

‏ـ کجاست؟‏ ‏ـ پارک تریلر بلگراد.‏

‏آدم‌های اونجا چیزی برای ازدست‌دادن ندارن.‏

‏معمولاً هم از همه بیشتر مقاومت می‌کنن.‏

‏همیشه ما رو به بهترین جاها می‌کشونه.‏

‏تجهیزات رو ببندید.‏

‏پس از راه‌انداختن آروم خبری نیست.‏

‏خبرچین می‌گه ماشین گارزا‏ ‏از دیشب تکون نخورده.‏

‏اینجا چه‌کار می‌کنه؟ این قلمرو رویالز نیست.‏

‏رویالز ماه پیش انبار مافیای خیابان ۱۸ رو زد.‏

‏شاید قلمروشون رو گسترش می‌دن.‏

‏یا شاید گارزا فقط اومده‏ ‏جنس محلی رو امتحان کنه.‏

‏چون شیشه اینجا بیداد می‌کنه.‏

‏چند مظنون داخل هدفن؟‏

‏معلوم نیست، ولی امیدوارم هنوز خواب باشن‏

‏یا بعد از نشئگی سنگین از حال رفتن.‏

‏ـ با درزدن وارد شیم؟‏ ‏ـ نه.‏

‏گارزا رو پیش از بازکردن چشم‌هاش می‌گیریم.‏

‏سریع و سنگین.‏

‏من هم توی ستون ورود باشم؟‏

‏هنوز چرخ کمکی داری.‏

‏تو مراقب فراری‌ها باش.‏

‏مایلز، آندریا، با من.‏

‏بِل، تو با کیسی بیرون می‌مونی.‏

‏ترجیح می‌دم با تیم وارد شم.‏

‏بعد از اون گلوله آروم برو، باشه؟‏

‏نمی‌دونی چه باری همراهته.‏

‏برای همینه باید یه مشت بخورم‏

‏تا بفهمم.‏

‏ـ بجنب.‏ ‏ـ می‌تونیم عوض کنیم.‏

‏من مراقب داتن می‌مونم.‏

‏آره، باشه.‏

‏حرکت کنیم.‏

More Farsi/persian subtitles for Marshals

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left