The first 200 lines.
شان گالاگر پدرته.
مخبرشونه.
هی!
بهتره دعا کنی دیگه هیچوقت نبینمت.
آرچ خوشحاله.
تو قاتل انتزاعی هستی؟
فکر میکنی دیوونهام...
چطور گذاشتم این اتفاق بیفته؟
هی... من کنارتم.
FILAMINGO-INTRO
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
واقعاً بلدی وقت تلف کنی، هان؟
خب، اسب من مشخصه که سنش بیشتره.
و کندتره.
داری دربارهٔ اسبت حرف میزنی؟
ای بابا.
چقدر دلم برای جوابهای نیشدارت تنگ شده بود.
برگشتن سر کار، خب...
حواسپرتی خوبه،
ولی چیزی که از سر گذروندی...
بالاخره یواشکی برمیگرده سراغت، همکار.
- آره. - وقتی برگشت
از اون پل رد میشم، همکار.
ظاهراً تئو داره یهسری ارزیابی روانی میشه
تا ببینن صلاحیت محاکمه داره یا نه.
- خوبه. - ولی دیگه به من ربطی نداره.
یعنی پیازهای تو نیست؟
دیگه مشکل من نیست.
نمیخوام دیگه اسم تئو فوشار رو بشنوم.
جدی میگم، فیتز.
بیش از حد برای اون مرد انرژی گذاشتم.
- تا اصطبل مسابقه؟ - باشه.
وایسا، چی شده؟
بجنب میک، داری من رو ضایع میکنی.
رفیق... خواهشاً.
سلام.
چطور حتی از من هم کندتر لباس پوشیدی؟
لایههای زیادی لباس دارم.
سلام.
هم پیام دادم، هم زنگ زدم.
- چی شده، پتی؟ - میتونید زودتر شروع کنید؟
ظاهراً نشونهای از ورود اجباری نیست.
ولی قطعاً نشونهٔ جنازه هست.
اسم قربانی بیلی وانیهست.
محلیه؟
آدرسش که اینجاست، آره.
دکتر کاترینا بورژوا. این مطب کایروپراکتیک اونه.
گفت چه اتفاقی افتاده؟
دکتر بورژوا گفت موقع درمان قربانی زنگ در مدام صدا میکرده.
رفته جواب بده
و یکی بیهوشش کرده.
وقتی به هوش اومده، وانیه رو مرده دیده؟
این چیزیه که میگه.
از مهاجم توصیفی داد؟
حسابی شوکه بود.
دارن جراحت سرش رو درمان میکنن.
وقتی امدادگرها مرخصش کردن،
مستقیم بیاد اداره، باشه؟
اینجا چی داریم؟
فعلاً باید سرقت رو کنار بذاریم.
کسی وانیه رو نمیکشه و ده هزار دلار رو جا نمیذاره.
انگار اصلاً از فرم نیفتادی.
آره. فقط احساس خطر میکنی.
حالا که برگشتم، دیگه رئیس گله نیستی.
بگذریم.
جنازه توی مطب کایروپراکتیک پیدا شده.
درمان خراب شده؟
شاید کایروپراکتیک میخواد ردش رو پاک کنه.
اینها استخونها رو جوری صدا میدن که...
اصلاً باهاش راحت نیستم.
تو ترس مسخرهای از کایروپراکتیک داری.
بالاخره میگی حالت چطوره؟
و دست از پیچوندن سؤالهام دربارهٔ مردیت و بچه برمیداری؟
تو رانندگی کن.
رئیس گله.
خودشه! سلام!
خوش اومدی، معاون رئیس ژنویو آرشامبو.
همین چند وقت هرکدومتون رو بارها دیدم.
خواهشاً تمومش کنید.
خب، بریم سر کار.
دربارهٔ بیلی وانیه چی میدونیم؟
نه سابقهٔ کیفری داره، نه مشکلی با پلیس.
جوان هم بوده؛ ۲۹ ساله.
مجرد بوده و تمام عمرش همینجا زندگی کرده.
مالک «لینی وِرت»، یه مزرعهٔ هیدروپونیک بوده.
به تمام سنپیر محصول میرسونن.
این ون تحویل هم
جلوی مطب پارک بوده.
خوشمزهترین انواع کاهو رو دارن.
حیفه اگه این ماجرا تعطیلشون کنه.
چرا یه کشاورز هیدروپونیک تخصصی
باید این همه پول نقد همراهش باشه؟
واضحترین جواب، کار مواد مخدره.
اگه مرگش قتل تشخیص داده بشه،
قاتلش میتونه رقیب موادفروش باشه
یا یه مشتری عصبانی.
باید گلخانه و ملک رو بگردیم
تا ببینیم اونجا چی هست.
ون تحویل دوربین داشبورد داشته.
کارت هر ۳۶ ساعت دوباره ضبط میکنه،
دارم تصاویرش رو بازیابی میکنم.
باهوشانهست.
- همون کایروپراکتیکه. - امدادگرها اجازهٔ حرف زدن دادن.
خب، میدونیم چی کار کنیم.
آرچ، برو یاد همه بنداز
چرا توی کارت اینقدر خوبی.
قبل از بازجویی از کایروپراکتیک هم
چند دقیقه بیا دفترم.
میخوام باهات حرف بزنم.
واقعاً خوبه که برگشتی.
یه «ولی» توی حرفت حس میکنم.
خلاصهش اینه که
حالا که دیار کنار رفته، بالادستیهای پاریس
ازم خواستن سمت فرماندار رو بگیرم.
این خیلی بزرگه.
حل کردن پروندهٔ قاتل انتزاعی توسط شما دوتا
جایگاه من رو حسابی بالا برد.
خودت هم زیر نظرشونی.
دقیقاً یعنی چی؟
اگه اون سمت رو بگیرم و دیگه رئیس نباشم،
منطقیه که...
معاونش رهبری
پلیس سنپیر رو به عهده بگیره.
راستش حتی یک بار هم بهش فکر نکرده بودم.
فرصت خیلی خوبیه.
ولی بعداً دربارهش حرف میزنیم.
فعلاً ازم خواستن انتقال لو رو
به مقر اینترپل در لیون انجام بدم.
همون که توی عملیات ماشینهای دزدی گرفتیمش؟
دقیقاً. به قاچاق بینالمللی خودرو
متهم شده.
از الان نقش فرماندار رو بازی میکنی؟
سرِ تاجدار سنگینه.
چه حسی داری؟
خطرناک به نظر میاد.
اینجا... امنم؟
- تقریباً بیآزاره. - چیزی نمیشه.
برای کایروپراکتیک شدن چه مدرکی لازمه؟
خب، من گواهی هیئت تخصصی دارم،
یعنی توی اروپا و کانادا صلاحیت دارم.
شنیدم بعضیها به بیمارهاشون آسیب میزنن.
یا نزدیکه بکشنشون.
ببخشید؟
شش ساله دارم کار میکنم.
هیچکس توی درمانهای من آسیب ندیده.
مهاجمت رو دیدی؟
میتونی توصیفش کنی؟
اِم...
آره، یه مرد بود.
سفیدپوست، قدبلند.
ولی همهچیز خیلی سریع اتفاق افتاد،
هنوز حس میکنم توی شوکم.
شاید اگه استراحت کنم، بیشتر یادم بیاد.
مطمئن میشیم سالم به خونه برسی.
اگه ذهنت روشنتر شد،
حتماً باهامون تماس بگیر.
باشه. من هم میخوام کمکتون کنم
بفهمید چه بلایی سر بیلی اومده.
باشه.
عالیه.
هی... من کاملاً راضیم
همینجا توی سنپیر محاکمه بشم.
قبل از بینالمللی کردن کارت
باید فکرش رو میکردی، لو.
سالهاست با شان گالاگر مشکل داری.
همه میدونن.
شاید یه چیزهایی بدونم. شاید بتونم کمک کنم.
شاید اطلاعات مفیدی داشته باشم.
توی راه فرودگاه همهش رو میشنوم.
بعضی کایروپراکتیکها برای تنظیم مهرههای گردن
از ضربهٔ سریع استفاده میکنن.
مواردی از تشکیل لخته،
فلج، سکته و حتی مرگ گزارش شده.
اینجا هم همین اتفاق افتاده؟
- نه. اون نقطههای قرمز ریز رو میبینید؟
نشونهٔ خونریزی پتشیاله.
یه نقطهٔ فشاری توی گردنش مسدود شده و...
اکسیژن به مغزش نرسیده.
پس رسماً بیلی دچار مرگ مغزی شده؟
سریع و تمیز.
احتمالاً اصلاً نفهمیده چی بهش زده.
قاتلش دقیقاً میدونسته چی کار میکنه.
یه کایروپراکتیک دربارهٔ نقاط فشاری
و این چیزها اطلاع داره؟
قطعاً.
خیلی خب. ممنون.
دیدنت همیشه باعث خوشحالیه، آرچ.
دلت برای تخصص پزشکیم تنگ شده بود؟
من چنین چیزی نگفتم.
فقط من بودم یا تو هم از اون خانم کایروپراکتیک
حس عجیبی گرفتی؟
دکتر بورژوا؟
ضربهٔ محکمی به سرش خورده، پس...
میخواستم بگم تعجب نمیکنم
مارکوس بخواد تو جانشینش بشی
اگه خودش سمت بالاتر رو بگیره.
آره. باعث افتخاره،
ولی برای ترفیع گرفتن نیومدم سنپیر.
درسته. ولی بعضی وقتها
کسانی که دنبال ریاست نیستن
No comments yet. Be the first to leave one.