The first 200 lines.
داشت برات نخ میداد، اونم وقتی که داشتیم
به عکس جنازههای سلاخیشده نگاه میکردیم
امیدوارم از جنسهای باکیفیت خوشتون بیاد
سلام
واو
چی؟
اصلاً بهت نمیآد که برای
هیچچیزی، هیچوقت دیر کنی
میدونم، ببخشید. ساعتم زنگ نخورد
برای توئه. ممنون
قهوهت رو جا گذاشتی
خب، من شخصاً فکر میکنم هیچوقت نمیشه، اوم
زیاد از حد قهوه خورد
مطمئن نیستم این حرف از لحاظ پزشکی درست باشه
ولی خب، دکتر شمایی دیگه
باید بریم
ممنون
خب...؟
چی؟
چیزی هست که بخوای بگی؟
چی باید بگم مثلاً؟
خب، واضحه که میخوای یه چیزی بگی
قهوه چطوره؟
خوبه
هر دوتاشون... هر دوتاشون خوبن
خوبه
چی داری؟
یه خانمی وقتی داشته سگهاش رو میگردونده، اتفاقی بهش خورده
اوم، ما تازه رسیدیم اینجا و صحنه رو بستیم
کسی تا حالا جسد رو معاینه کرده؟
هنوز نه
نه
چی شده؟
اسمش لوکاس گوتیه است
میشناسمش... تو دبیرستان میشناختمش
از لوکاس برامون بگو
اوم، از زمان فارغالتحصیلی دیگه ندیده بودمش
و، اوم، راستش رو بخوای
زیاد ازش خوشم نمیاومد
اوه، پس باید به چشم یه مظنون بهت نگاه کنیم؟
از اون آدمهایی بود که
همیشه با همه بدجنس بود، یه آدم زورگو
بعد از فارغالتحصیلی از اینجا رفت
حتماً برای جشن تجدید دیدار برگشته شهر، بعد از ۳۰ سال
همین آخر هفتهست
نه گوشی همراهش بود نه کیف پول
مامورها به همه طرف اعزام شدن
رنوف، تو تیزبینترین آدم اینجایی
واقعاً به کمکت نیاز دارم
هوم
خب
به نظر میرسه رفیق رنوف دیشب بیشتر از
چندتا پیک زده بوده
آره
زیر چشمش کبوده، جای خراش هم روی بند انگشتهاش هست
شاید، اوم، یه سرقتی بوده که به خشونت کشیده شده
لباسهای گرونقیمت پوشیده، مال این طرفها نیست
لقمهی چپِ ایدهآلی بوده
فکر میکنی چی باعث اینها شده؟
هر چی بوده، تیز و نازک بوده
زخم خیلی ناجوره، انگار چند بار سعی شده چاقو بخوره
کارت شناسایی لوکاس
و، اوم، این
خب، دیشب از کارت اعتباریش استفاده کرده
خب، فکر کنم الان دیگه میدونیم این یارو کجا داشته مینوشیده
آره، با یه گروه بزرگ اینجا بود
اصرار داشت که صورتحساب رو بده، کلی هم شوآف کرد
گرونترین مشروبهامون رو سفارش میداد، کنیاک و شامپاین
اومهوم. دستودلباز بوده. آره
کسی رو شاکی نکرد؟
اوم، خداروشکر زیاد اینجا نموندن
داشت میرفت رو اعصابم
کسی همراهش بود که بشناسی؟
اون خانم داروسازی که پایین خیابونه
اسمش چیه؟
مارسلا مورن. بله
آره، اونم توی کلاس ما بود
خیلی محبوب و مهربون بود، همیشه هم موهای عالیای داشت
خب، وقتی رفت خیلی عصبانی بود
نمیدونم چرا، ولی با عصبانیت از اینجا زد بیرون
آره، من داروخونهش رو میشناسم
اوم، سالها پیش اونجا رو از والدینش تحویل گرفت
بریم ببینیم چی انقدر ناراحتش کرده بود
خبرم کن. فعلاً
لوکاس تازه برای جشن تجدید دیدار با هواپیما اومده بود
باورم نمیشه که اون
اوه
مارسلا، اوم، میدونیم دیشب با لوکاس بیرون بودی
و با چندتا از اون اکیپ قدیمی
آره، فکر کردیم بد نباشه همدیگه رو ببینیم و گپی بزنیم
قبل از اینکه مهمونی رسمی امشب توی مدرسه برگزار بشه
حدس میزنم الان دیگه همهچیز کنسل شده باشه
چندتا عکس گرفتم
آه، بیا، اوم، بذار
بسیار خب، پس این لوکاسه... و اینم تویی؟
قطعاً با همون موهای عالی مثل همیشه
و اینم، اوم
اتیین پیکارد و آوریل روی
و اون... جک دوپوئیه؟
نه
اومهوم
سالها بود همدیگه رو ندیده بودیم
همهمون عوض شدیم، رنوف
یه شاهد ادعا میکنه که تو زود رفتی
که از یه چیزی ناراحت بودی؟
اوه. نه، چیزی نبود
مجبورم داروخونه رو زود باز کنم
واسه همین تا دیروقت بیرون موندن دیگه با برنامهم جور درنمیآد
اونا فقط داشتن... بهخاطر رفتنم اذیتم میکردن
اونا؟ چی، لوکاس داشت اذیتت میکرد؟
لوکاس بود دیگه، همون لوکاس همیشگی
رو اعصاب همه میرفت، از جمله خودِ من
ولی جذابیتهای خودش رو هم داشت
مطمئن نیستم باهات موافق باشم، ولی خب تو بهش نزدیکتر بودی
میدونی لوکاس کجا اقامت داشت؟
به نظر نمیآد توی هیچ هتلی اسمش ثبت شده باشه
اوه، آره. خونهی پدر و مادر اتیین بود
اتیین و لوکاس توی دبیرستان خیلی با هم جیمفنگ بودن
من شمارهم رو وارد میکنم که بتونی
این عکس رو برام بفرستی، باشه؟
البته
و هر کاری از دستمون بربیاد میکنیم تا بفهمیم چه اتفاقی افتاده
باشه
خونهی اتیین پاتوق مهمونیهای خفن بود
توی دوران دبیرستان
اوه، رنوف، تو هم از اون بچهخفنها بودی؟
اوم، بذار اینطوری بگم که این اولین باره
که داخل این خونه رو میبینم
خب، محض اطلاع بگم که منم از دبیرستان متنفر بودم
اوه، اینجا یه ماشین هست
ممکنه اتیین توی دردسر افتاده باشه
در رو چک کن
کسی هست؟
پلیس
اتیین؟
شبیه... مهمونیهای دوران دبیرستانه
کسی هست؟
رنوف؟
تو اینجا چه غلطی میکنی؟
متاسفم، من... میدونیم با هم صمیمی بودید
آره، منظورم اینه که توی این سالها زیاد با هم در ارتباط نبودیم
ولی... آره
لوکاس اینجا پیش تو میموند؟
باید وسایلش رو بگردیم
آره، اتاقش دقیقاً انتهای راهروئه
پس اینجا خونهی پدر و مادرته
پدر و مادرم بیشتر سال رو اینجا نیستن
منم برگشتم خونه چون به یه شروع مجدد نیاز داشتم
چه بلایی سر بازوت اومده؟
اوه، این؟ اوم
نمیدونم
فکر کنم زیاد نوشیده بودم
و کل دیشب برام یه جورایی... گنگ و تاره
چمدونهای لوکاس حتی باز هم نشدن
گوشیش رو ندیدی؟
نه. بچهها، من فقط دارم سعی میکنم این اتفاق رو هضم کنم
مرحلهبهمرحله برامون بگو دیروز چه اتفاقی افتاد
و دیشب چطوری گذشت
حتماً. من... من
لوکاس رو از فرودگاه آوردم
برگشتیم اینجا و وسایلش رو گذاشتیم
و بعدش چندتا پیک زدیم
بعدش بقیه رو دیدیم و، اوم
لوکاس میخواست مهمونی رو ادامه بده
واسه همین برگشتیم اینجا و فکر کنم من از هوش رفتم
لوکاس عادت داشت بره رو اعصاب بقیه
دیشب با کسی تنش یا درگیری نداشت؟
آره، لوکاس و آوریل حسابی از خجالت هم دراومدن
انگار برگشته بودیم به گذشته
من... نشنیدم داشتن در مورد چی بحث میکردن، ولی... آره
خودت که میدونی
اوم، لوکاس و آوریل توی دبیرستان با هم رفیق بودن
و بهخاطر دعواهای حماسیشون معروف بودن
سالنامهی ما. من مالم رو سالها پیش گم کردم
اشکالی نداره این رو یه مدتی قرض بگیریم؟
آره
متوجه شدم که با مقتول هممدرسهای بودید؟
یه عمر پیش بود
آمارش رو درآوردم
لوکاس بعد از فارغالتحصیلی رفت نیویورک
اونجا مشاور مالی بود
مجرد، بدون بچه
جسد جلوی مجسمه پیدا شده
اینجا
و نمیدونیم جسد رو اونجا رها کردن
یا اینکه یارو خودش تا اونجا رفته
ایدهای در مورد آلت قتل داری؟ هنوز نه
منظورم اینه که بهش چاقو خورده. زخمش عمیق بود
روی بند انگشتهاش خراش داشت، صورتش هم کبود بود
گوشی لوکاس غیب شده، هیچ سیگنالی هم نداره
ولی یه هشدار تنظیم کردم که اگه تغییری کرد خبرم کنه
تا جایی که من میتونم بگم
لوکاس از زمان فارغالتحصیلی دیگه برنگشته بود
پدر و مادرش توی شهر نیستن
بیشترِ سال رو جنوب سپری میکنن
خانوادهی دیگهای اینجا نداره
پس مقتول رابطهی خاصی براش باقی نمونده
توی سن-پیر؟
بهجز آدمهایی که دیشب باهاشون بوده
اوم، مارسلا مورن، داروساز محلی
No comments yet. Be the first to leave one.