Saint-Pierre

Saint-Pierre

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

Saint-Pierre S02E10 WEB Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-28
Downloads: 5
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏پتی به نظرت یکم تند نشده؟‏

‏پتی توی سفر پیش روم‏ ‏به مقر پاریس همراهم میاد.‏

‏می‌خوام به همدیگه کمک کنیم.‏

‏چرا دکتر تئو رو دعوت کردی؟‏

‏چند دهه سابقهٔ درمان داره.‏

‏یه مرد بالغ نمی‌تونه‏

‏توی یه مسافرخونهٔ ارزون زندگی کنه.‏

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏انگار لیوانت الان توی دستت آب می‌شه.‏

‏این لیوان‌ها شاید‏ ‏چندان به چشم نیان،‏

‏ولی مزایای خودشون رو دارن.‏

‏سراپا گوشم.‏

‏اول اینکه مجانی‌ان؛‏

‏هر صبح از هتل‏ ‏یکی تازه می‌گیرم.‏

‏دوم اینکه هر جور مایعی‏ ‏توشون جا می‌شه...‏

‏آب، قهوه، شراب...‏

‏ولی عمر محدودی دارن،‏

‏بعدش از هم می‌پاشن.‏

‏پس مجبوری شرابت رو‏ ‏زود سر بکشی؟‏

‏دقیقاً.‏

‏جالبه.‏

‏فکر کنم من یکم بهترم.‏

‏معلومه که این فکر رو می‌کنی.‏

‏فقط می‌خواستم بگم‏ ‏چقدر ممنونم‏

‏که خواستی همراهت بیام پاریس.‏

‏هردومون می‌دونیم‏ ‏آیندهٔ درخشانی داری، پتی،‏

‏وقتشه آدم‌های مهم هم این رو بفهمن.‏

‏تو برای چیزی بیشتر از‏ ‏کار توی پلیس سن‌پیر ساخته شدی،‏

‏می‌خوام بالادستی‌ها هم‏ ‏همون چیزی رو ببینن که من می‌بینم.‏

‏خوش اومدی.‏ ‏به جمعمون خوش اومدی.‏

‏خب، برنامه چیه؟‏

‏غیر از ارائهٔ گزارش سالانه‌ات.‏

‏سر یه لیوان شاتو پتروس‏ ‏درباره‌ش حرف می‌زنیم‏

‏توی لوآزو بلان.‏ ‏برای غروب میز گرفتیم.‏

‏خوبیِ سفر کاری اینه که...‏

‏همه‌ش کار نیست.‏

‏کابین.‏

‏چی؟‏

‏در رو باز کن!‏

‏ببخشید، من فرماندار دیارم.‏

‏این هم افسرم، مونکلر-ایتو.‏ ‏چی شده؟‏

‏- همین الان یه مرد زنگ زد.‏ ‏- باشه، یه نفس عمیق بکش.‏

‏دقیقاً بگو چی گفت.‏

‏چه خبره؟‏

‏با من بیا.‏

‏یه مرد درست قبل از پرواز زنگ زد‏

‏و گفت توی هواپیما بمب کار گذاشته.‏

‏۱۸ مسافر و خدمهٔ پرواز‏ ‏داخل هواپیما هستن.‏

‏پتی و دیار هم توی همون هواپیما هستن.‏

‏فرودگاه کاملاً قرنطینه شده.‏

‏داریم تخلیه می‌کنیم.‏

‏همه برمی‌گردن اداره.‏

‏مردی که زنگ زده‏

‏تهدید کرده همهٔ راه‌های‏ ‏ورود و خروج هواپیما‏

‏سیم‌کشی و تله‌گذاری شده.‏

‏هرکی بخواد وارد یا خارج بشه...‏

‏بوم.‏

‏- بئاتریس روئل؟‏ ‏شما اینجا مسئولی؟‏

‏- بله.‏ ‏مدیر عملیاتم.‏

‏باشه، خط زمانی کامل‏ ‏این هواپیما رو می‌خوایم.‏

‏کی فرود اومد،‏ ‏از کجا اومد.‏

‏پرواز پی‌جی ۲۳۱۰۹‏ ‏دیشب ساعت ده از پاریس رسید.‏

‏تمیزش کردن و برای پرواز بعدی‏ ‏سوخت زدن.‏

‏بعدش تمام شب بی‌نگهبان بود؟‏

‏درسته.‏

‏تهدید بمب‌گذاری ساعت ۸:۴۰ رسید،‏

‏مستقیم به تلفن داخل هواپیما.‏

‏پیام رو به برج مراقبت منتقل کردن.‏

‏به‌محض دریافتش،‏ ‏پروتکل ایمنی رو اجرا کردیم.‏

‏همهٔ پروازها رو خوابوندیم‏

‏و مسیر بقیه رو عوض کردیم.‏

‏بمب‌گذار مستقیم به‏ ‏تلفن هواپیما زنگ زده؟‏

‏خب، عملاً مثل تلفن ثابت کار می‌کنه‏

‏وقتی هواپیما روی زمینه.‏

‏می‌شه تماس رو ردیابی کرد؟‏

‏شاید.‏ ‏فهرست مسافرها دستمه،‏

‏هم مسافرهای این پرواز،‏ ‏هم پرواز ورودی.‏

‏فهرست همهٔ کسانی رو هم می‌خوایم‏

‏که به هواپیما دسترسی داشتن.‏ ‏هیچ‌کس جا نمونه، باشه؟‏

‏حتماً.‏

‏مارکوس...‏

‏تا حالا درخواستی داشته؟‏

‏هنوز نه.‏

‏از دور دارن هواپیما رو اسکن می‌کنن‏

‏تا ببینن تهدید واقعیه یا نه.‏

‏معلومه که فعلاً باید‏

‏تهدید رو واقعی فرض کنیم.‏

‏کسی به پتی یا دیار زنگ زده؟‏

‏- منفی.‏ ‏استفاده از موبایل‏

‏و وسایل بی‌سیم توی فرودگاه ممنوعه.‏

‏فرکانس‌های دیگه ممکنه‏ ‏روی چاشنی اثر بذارن.‏

‏- آهان.‏ ‏- تصمیم درستی بود.‏

‏فعلاً هیچی نمی‌دونیم،‏

‏ولی دو نفر از خودمون‏ ‏توی اون هواپیما هستن،‏

‏پس هیچ ریسکی نمی‌کنم.‏

‏لازم نیست ریسک کنیم.‏

‏تلفن داخل اون هواپیما‏ ‏مثل تلفن ثابته.‏

‏وضع خدمهٔ پرواز چطوره؟‏

‏در کابین خلبان گیر کرده.‏

‏بمب‌گذار حتماً قفل خودکارش رو‏ ‏دست‌کاری کرده.‏

‏ارتباطات کابین هم قطع شده.‏

‏ فکر نکردیم باز کردن اجباریش‏ ‏کار امنی باشه. ‏

‏مهماندار انگار تازه‌کاره.‏

‏از حالا من فرمانده‌ام.‏

‏دیار، رک بپرسم،‏

‏دشمنی داری که لازم باشه‏ ‏درباره‌ش بدونیم؟‏

‏فهرستش خیلی طولانی می‌شه.‏

‏منظورتون چیه، بازرس؟‏

‏می‌گه شاید انگیزهٔ سیاسی داشته باشه.‏

‏با گالاگر و اینترپل‏ ‏معامله کردی،‏

‏خدا می‌دونه با چه کس دیگه‌ای.‏

‏باید همهٔ احتمال‌ها رو بررسی کنیم.‏

‏برای چی داری می‌ری پاریس؟‏

‏بهتون اطمینان می‌دم‏ ‏برنامهٔ سفرم‏

‏هیچ جنجالی در خودش نداره.‏

‏کسی رو دارید که...‏

‏بتونه چنین بمبی رو خنثی کنه؟‏

‏- بله، خانم.‏ ‏- کارشناس بمب توی راهه.‏

‏باور کنید سالم از اون هواپیما‏ ‏بیرونتون میاریم.‏

‏این خط رو باز نگه دارید.‏

‏به مسافرها بگیم چه خبره؟‏

‏نه، بهتره فعلاً پنهانش کنیم.‏

‏بگیم «بمب»، وحشت می‌کنن.‏ ‏شروع می‌کنن به زنگ و پیام.‏

‏بعدش شورش راه می‌افته.‏

‏باید اوضاع رو مهار کنیم.‏

‏لطفاً توجه کنید.‏

‏من فرماندار شارلوت دیارم.‏

‏تازه خبر دادن هواپیما‏ ‏یه مشکل فنی داره.‏

‏برای رعایت ایمنی،‏

‏باید پردهٔ پنجره‌ها رو پایین بکشیم.‏

‏خلبان هم می‌گه موبایل‌ها‏

‏و وسایل الکترونیکی شخصی‏ ‏ممکنه توی سیستم ناوبری‏

‏اختلال ایجاد کنن.‏

‏بله، لطفاً.‏

‏افسر مونکلر-ایتو همه‌شون رو‏ ‏جمع می‌کنه،‏

‏حتی ساعت‌های هوشمند.‏

‏- ممنون.‏ ‏مرسی.‏

‏آقا.‏ ‏آقا.‏

‏الان وقت خوبی نیست که‏ ‏دستور خاموش کردن گوشی رو‏

‏نادیده بگیرید.‏

‏باید به زنم بگم دیر می‌رسم.‏

‏متأسفم آقا، نمی‌تونم اجازه بدم.‏

‏این دیگه زیادیه.‏

‏همه فقط برای احتیاط‏ ‏این کار رو می‌کنیم،‏

‏حتی خود فرماندار.‏

‏البته.‏

‏ممنون.‏

‏داریم تک‌تک آدم‌های فرودگاه رو‏ ‏بررسی می‌کنیم.‏

‏همهٔ نیروهای آزاد رو فراخواندیم‏

‏تا حرف هرکسی رو راستی‌آزمایی کنن.‏

‏تا ابد طول می‌کشه.‏

‏آره.‏ ‏خوشبختانه یه سلاح مخفی داریم.‏

‏تونستی مبدأ تماس رو پیدا کنی؟‏

‏- نه.‏ ‏- هرکی زنگ زده‏

‏بلد بوده ردش رو پاک کنه.‏

‏مارکوس زنگ زد و اوضاع رو گفت.‏

‏خوبه که خبرت کرد.‏

‏باشه، این...‏ ‏این داره دیوونه‌م می‌کنه.‏

‏یه جا می‌خوام که تمرکز کنم.‏

‏تو، بیرون!‏

‏تو، داخل.‏

‏وقتی کسی توی هواپیما بمب می‌ذاره،‏

‏بد نیست احتمال بدیم که...‏

‏عقل درست‌وحسابی نداره؟‏

‏باید آمادهٔ یه میزان‏ ‏بی‌ثباتی روانی باشیم.‏

‏سیمون رو پیدا کردیم.‏

‏الان داره میاد فرودگاه.‏

‏گروه رسمی خنثی‌سازی بمب نداریم،‏

‏برای همین از یه متخصص انفجار‏ ‏محلی استفاده می‌کنیم.‏

‏- درخواستی کرده؟‏ ‏- هنوز نه.‏

‏هنوز نمی‌دونیم هدفش کیه،‏

‏اصلاً هدف مشخصی داره یا نه.‏

‏بمب‌گذارها تخصص من نیستن،‏

‏ولی آدم‌های پشت این پرونده‌ها‏ ‏معمولاً‏

‏ویژگی‌های مشترکی دارن.‏

‏مثلاً؟‏

‏احتمالاً مرد، ۲۵ تا ۵۰ ساله،‏

‏با آموزش فنی یا سابقهٔ نظامی.‏

‏بمب‌گذاری تصمیم خیلی افراطیه.‏

‏دقیقاً. پس مظنون احتمالاً‏

‏تمایل به تفکر خشک و انعطاف‌ناپذیر داره.‏

‏شاید از کسی کینه به دل داره؟‏

‏شاید؛ یا سابقهٔ شکایت و دلخوری،‏

‏انزوای اجتماعی و حس طردشدگی.‏

‏اغلب خشم و کینهٔ زیادی‏

‏نسبت به قدرت یا نهادها دارن.‏

‏مثل فرودگاه یا شرکت هواپیمایی؟‏

‏یا پلیس.‏

‏انگیزهٔ بمب‌گذارها معمولاً‏ ‏افراط‌گراییه‏

‏یا انتقام.‏

‏اینکه هدف مشخصی نگفته‏

‏و هیچ درخواستی هم نکرده...‏

‏نشون می‌ده شاید اصل ماجرا‏

‏همین تهدید به مرگه.‏

‏می‌خواد مردم بترسن.‏

‏پس می‌تونیم فرض کنیم طرف‏

‏احتمالاً هنوز توی سن‌پیره.‏

‏می‌خواد آن‌قدر نزدیک باشه‏

‏که وحشت رو توی هوا حس کنه.‏

More Farsi/persian subtitles for Saint-Pierre

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left