The first 200 lines.
تو منو یاد خودم میندازی
سرسخت و باهوش. تو برای کارهای بزرگی ساخته شدی
شاید بتونیم بفهمیم ریشه این قضایا کجاست
همگی همونجا که هستید بمونید
کاری نکنیم که نشه جبرانش کرد
نه
ممنون
رنوف
تو
تو واقعاً مفهوم مهمونی با لباس مبدل رو نمیفهمی
آره فیتز، تو بدجوری گیر دادی به
این، اوم، قضایای آلکاپون و دوران ممنوعیت الکل
بچهها، من تاریخ رو دوست دارم؛ فقط از لباس مبدل پوشیدن خوشم نمیاد
کی فکرشو میکرد انقدر ضدحال باشی؟
همهتون... خیلی عالی شدید
بله، واقعاً. خوشحالم میبینم راه افتادی اومدی
اصلاً معلوم نیست که دوران نقاهت رو میگذرونی
حتی سقوط از روی پشتبوم هم
باعث نمیشه محبوبترین شب سالم رو از دست بدم
خب
با اجازه، باید برم به یکی از دوستام سلام بگم
سلام
اوه، چه چرخش جالبی
اوم-هوم. تیپش دقیقاً همونیه که باید باشه
جالبه که درباره مال من نظری ندادی
اوه، خانم فرماندار
خیلی... جذاب شدی
سلام، سلام
خیلی ممنون که همگی تشریف آوردید
و ممنون از شهر سن-پیر
و فرماندارمون
که اجازه داد ساعت کاری رو تا هر وقت دلمون خواست تمدید کنیم
جامهامون رو میبریم بالا... به سلامتی شما
به سلامتی
امشب همهاش درباره جشن گرفتنِ گذشتهیِ
قاچاقِ رامِ سن-پیر هست
ممنون، لوکِ دیسکویی. اوه، میتونی همون لوک صدام کنی
لوک دیسکوش رو باز نگه میداره
برای افترپارتیِ بعد از افترپارتی
اگه میخواید تا بعد از سپیده دم ادامه بدید
خب، یه بارِ مخفی بدون یه "رام" درجه یک چی میشه؟
آه، داره قبل از موعد بازش میکنه
پس تو همراهی نمیکنی، نه؟
باشه
این که خیلی ضدحال بود
اوم، همینجا بمونید
لوک، اوم، میتونی کمکم کنی؟
آره
وِدا، میشناسیش؟
میکل پالمونت
همون... "رامِ پالمونت"؟
خیلی کم میشناختمش
اما پیدا کردن جنازهاش توی بشکه...؟
اصلاً تجربه خوشایندی نیست
میکل تأمینکننده همیشگیت بود؟
نه، رامِ پالمونت خیلی گرونه
ولی با خودم گفتم دیشب یه موقعیت خاصه
این بشکهی به خصوص
مستقیماً از بارِ اونا گرفتی؟
ودا، توی جوابهات صادق باش
باشه، آره
ولی دقیقاً از راهِ... اوم
مجاری قانونی اقدام نکردم
ببین، یه نفر کشته شده
واقعاً برامون مهم نیست که این بشکه رام قاچاقه
تمام اعتبار من روی این توانایی بنا شده که
سر از کار دیگران در نیارم و رازدار باشم
هر دوتاتون میدونید من دهنم خیلی قرصه
از لوک ترمبله گرفتیش
بله
ببینید، لوک آدم خیلی خوبیه. امکان نداره دخالتی داشته باشه
توی این بلایی که سر میکل اومده
حالا معلوم میشه
رنوف، لوک ترمبله رو پیدا کن. باید برای بازجویی بیاریمش
و تو، میتونی بری طبقه بالا و یکم استراحت کنی
بعداً بهت سر میزنم. باشه
قربانیمون توی رام غرق شده؟
راههای بدتری هم برای مردن هست
یا اینکه قبلش مرده بوده؟
اگه اینطوره، پس چرا گذاشتنش توی بشکه؟
یه دریادار نیروی دریایی بریتانیا توی قرن نوزدهم بود
اون توی اسپانیا مرد، ولی اونا باید جنازهاش رو
کل اون راه رو تا انگلیس میبردن
اوه خدای من. پس طرف میمیره، اما
نمیدونن با جنازهاش چیکار کنن
بذار حدس بزنم
چپوندنش توی بشکه رام؟
دقیقاً، برای اینکه توی مسیر طولانی برگشت به خونه، سالم بمونه
پس فکر میکنی قاتل، میکل رو انداخته توی رام
تا توی دریا سالم بمونه؟
برای سالم موندنش، آره. یا برای خلاص شدن از شر جنازه، یا
یا پنهان کردنش تا بعداً به حساب جنازه برسن
ممکنه خیلی وقت پیش کشته شده باشه
خب، برای فهمیدن زمان مرگ
به گزارش پزشکی قانونی نیاز داریم، ولی آره
خب، چه بلایی سر اون دریادارت اومد؟
دریادار هوریشیو نلسون؟ خب
طرف میمیره، میذارنش توی بشکه رام
میدونی، و راه میافتن
سفر هم که میدونی خیلی طولانیه
واسه همین آخرش الکلِ ملوانها تموم میشه
یعنی رامی که جنازه توش بود رو خوردن؟
بهش میگفتن "خون نلسون"
این واقعاً... تهوعآوره
میدونی دیگه چی تهوعآوره؟
که دیشب نزدیک بود ما هم همون رو بخوریم
آره؟
باشه، فهمیدم
خبر دادن به خونوادهاش باید منتظر بمونه
لوک ترمبله توی اداره پلیسه
چرا انقدر عصبی هستی لوک؟
بازجویی شدن توسط شما
چیزی نیست که من بهش بگم یه فعالیت بدون استرس
خب، نظرت درباره این یکی استرس چیه؟
میکل پالمونت رو میشناختی؟
اوه خدایا. اوم
گذرمون به هم خورده بود
رامی که پیش ودا بود رو از کجا آوردی؟
ودا سعی کرد ازت حمایت کنه
ولی ما خیلی زود حساب کار دستمون اومد
از بارِ میکل دزدیدیش؟
نه. نه، من
چند تا از کارگرهای اسکله رو میشناسم
هر از گاهی سبیلشون رو چرب میکنم
تا یه بشکه این وسط غیب بشه
به مردم رشوه میدی تا برات دزدی کنن؟
بارداری سخته
باید یه فرقی با بقیه داشته باشم
نمیگم به کی، ولی این اتفاق همیشه توی سن-پیر
میافته
کسی هم صدمه نمیبینه
منظورم رو که میفهمید
آره، خب
تو قراره همه اسامی و جزئیات
اونایی که سبیلشون رو چرب میکردی رو بنویسی
پتی داره درباره اون کارگرهای اسکله که لوک گفت تحقیق میکنه
سلام. دنبال کریستوف پالمونت میگردیم
درباره میکله؟
راسته؟
اون مرده؟
خیلی متاسفم، بله
معلومه که براتون سخته
اوم، ببخشید، شما کی هستید؟
من لوئیز هستم
برای خونواده پالمونت کار میکنم
مدیر داخلی هستم
میکل رئیسم بود
اون... آدم خوبی بود
آخرین بار کی دیدینش؟
دو شب پیش
یادتون هست حدوداً چه ساعتی بود؟
۱۰ حدود ساعت
من... میکل رو تنها گذاشتم تا درها رو قفل کنه
معمولاً وظیفه منه، ولی من برنامه داشتم و
اون خودش پیشنهاد داد
وقتی دیروز نیومد سر کار، فهمیدم یه مشکلی هست
چرا؟
دیشب اینجا جشنِ دوران ممنوعیت رو داشتیم
برنامهریزی همهاش با میکل بود
خب... ممنون از وقتی که گذاشتید
خانواده میکل، داخل هستن؟
آره
شنیدم جنازه برادرم
توی یه بشکه رام پیدا شده
ما هنوز داریم سعی میکنیم جزئیات رو مشخص کنیم
فهمیدید چه اتفاقی برای میکل افتاده؟
ایشون همسرم سابین هستن
دقیقاً داریم روی همین موضوع کار میکنیم
به بچههامون چی بگیم؟
وقتی برگشتیم خونه بهش فکر میکنیم، باشه؟
بچههامون عاشق عموشون بودن
آخرین بار کی دیدینش؟
ما دو شب پیش از مارتینیک پرواز کردیم اومدیم اینجا
قرار بود میکل بیاد فرودگاه دنبالمون، ولی
نیومد
فکر کردم باز رفته پیِ خوشگذرونی و مستبازی
خدای من
پدربزرگم، ادموند پالمونت
سال پیش این شرکت رو راه انداخت ۷۰
اون رو برای من و میکل به ارث گذاشت
همیشه میگفت: "مراقب ارثیهات باش
و مراقب برادرت."
تسلیت میگیم
اگه چیزی به ذهنتون رسید، لطفاً حتماً باهامون تماس بگیرید
ممنون. منتظر خبرهاتون هستیم
امپراتوری رامِ مارتینیکِ میکل و کریستوف پالمونت
اخیراً توی سن-پیر گسترش پیدا کرده بود
اوم، فکر نکنم حالا حالاها هوس کوکتل "دارک اند استورمی" کنم
آره، خودمم دیگه اشتهام رو به رام از دست دادم
لوئیز لافلور
اون برای پالمونتها توی بار کار میکنه
ادعا میکنه آخرین بار میکل رو
دو شب پیش حدود ساعت ۱۰ دیده
پس از اون موقع طرف کشته شده
و توی یه بشکه الکل گیر افتاده؟
میدونیم چرا؟
این سوالی نبود که هیچوقت فکر کنم ازم بپرسن
لوک ترمبله رام رو به ودا فروخته
ادعا میکنه غیرقانونی از چند تا کارگر اسکله گرفته
لیست اسمهایی که لوک بهمون داد به کجا رسید؟
No comments yet. Be the first to leave one.