The first 200 lines.
قبلاً در «استخراجشده»... ووهو!
12 علاقهمند آماتور به بقا، بدون هیچ آموزشی
و فقط با لباس تنشون
در یک جنگل دورافتاده رها شدند
وقت بازیه!
جایی که دوربینهای نظارتی ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته ازشون فیلم میگیرن
در حالی که کیلومترها دورتر، خانوادههاشون تکتک حرکاتشون رو تماشا میکنن
وای خدای من. اون واقعاً اونجا تنها مونده
وای خدای من. من نمیتونم سرپناهی بسازم
آیا اون اونجا تجربهای داره؟
نه. اصلاً
این آب دریاچهست
امشب نمیتونی به من غلبه کنی، ای طبیعت وحشی
خانوادههاشون جنگیدند تا براشون بفرستن
وسایلی رو که برای بقا نیاز داشتن
برو! جعبه باید بسته شه. اون هیچی گیرش نیومد
اوه. باید یه چیزی رو برداریم
تا پایان روز دوم
چندین خانواده در آستانه بودند
که دکمه خروج رو بزنن
وحشت کردم.
ما اون قدرت رو داریم که بریم اون دکمه رو فشار بدیم.
میخوام خودش به خودش فشار بیاره.
نمیخوام اون دکمه رو فشار بدم.
این خوب نیست.
جا نزن. سرکوبش نکن.
سرکوبش کردم. تقصیر توئه.
من اصلاً نمیفهمم چی داره اتفاق میافته.
دکمه رو فشار بده. الان.
مشکلی ندارم اگه خودش خودش رو نابود کنه.
من نه، چون اونوقت یه میم میشه.
من اون دکمه رو فشار نمیدم.
دکمه رو فشار بده.
از پسرم ناامید شدم.
اون مردی نیست که میخوام باشه.
این پایان روز دوم در این طبیعت وحشی طاقتفرساست.
این خیلی، خیلی سخته.
خیلی سختتر از چیزی که تصورشو میکردم.
چندین خانواده در آستانه حذف شدن هستند.
وودی به خاطر نوشیدن آب دریاچه پر از باکتری بیمار شده.
خدایا، کاش منم اونجا بودم، رفیق
آره، فکر کنم فردا از اینجا خلاص میشیم
اگه چیزی تغییر نکنه
و این داغونم میکنه، رفیق
اشلی ساعتهاست داره تقلا میکنه آتیش روشن کنه
حرومزاده!
داوینا کاملاً کلافه شده
اصلاً دلم نمیخواد بخوابم
دختر، تو یه شب دیگه اون بیرون میخوابی
و شب که میشه
آنتونی هر لحظه بیقرارتر میشه
جریان چیه؟ دیگه صبرم تموم شده
من آمادهام که برم
تمام روزه که دارم التماس میکنم دکمه رو بزنی
خب دکمه رو بزن!
دکمه رو بزن!
واضحه؟ وای، خدایا!
برای من، بدترین قسمتش اینه که این برام غافلگیرکننده نیست
اگه نشنوم که دارن منو بیرون میبرن
تو پنج دقیقه آینده
وقتی دوباره ببینمت، بدجوری کارمون به هم میخوره.
جفتتون. وای خدای من!
تماشاش خیلی سخته.
آنتونی توی محموله تدارکاتیش کلی چیز داشت.
تجهیزات ماهیگیری، غذا. داشت آتیش درست میکرد.
آره، دقیقاً.
میگن الان فقط یه چند تا کبریت براش مونده.
وای خدای من!
خورشید تقریباً غروب کرده پس وقتت صفره.
برای تصمیمگیری. همین الان تصمیمت رو بگیر.
که یعنی دکمه رو فشار بدی چون ازت خواستم.
اگه دکمه رو فشار بدن، پسرشون نجات پیدا میکنه.
ولی خانوادهشون حذف میشه.
از رقابت.
من اون دکمه رو نمیزنم.
اون هرچیزی که لازم داره رو داره.
اگه واقعاً داشت زجر میکشید.
برای بیرون کشیدنش مشکلی نداشتم.
فقط حرصم رو درمیاره، بابا.
همهمون با موانع روبرو میشیم و لزوماً متوقف نمیشیم.
باید یه راهی پیدا کنی
دکمه رو بزن. خیلی خیلی عصبانیم
شایسته نیست
دکمه رو بزن
وقتشه؟ دکمه رو بزن
من این کارو نمیکنم
هرچی لازم داشت رو داشت ولی قدر ندونست
از اینکه مقاوم نیست ازش ناامیدم
سعی کردم بهش بگم اینجا اردو نیست
آسون نخواهد بود. پر از چالش خواهد بود
میره، نه؟ آره
نه. اگه شماها دکمه رو نزنید...
به مشکل برمیخوریم. واقعاً؟
اوه، خدای من. به خدا قسم
اون دکمه لعنتی رو بزن. دیگه تکرار نمیکنم
مطمئنی؟ این افتضاحه
دیدنش داشت سخت میشد. آره، خیلی بیرحمانه بود
خیلی متاسفم
وقتی تو این حال و هواست...
اصلاً شبیه آدم خوبی به نظر نمیرسه
و توی دلش، اون...
میشنوی؟
انگار صدای موتور قایقه.
فکر کنم یکی حذف شد.
سخته چون ما هنوز طرفداریم
همه آدمای این اتاق رو، ولی خب، کل این بازی در موردِ
بیرون کردن آدما از بازیه
تا خودمون بتونیم جلوتر بریم.
آنتونی حذف شد.
۱۱ خانواده باقی موندن.
هی، رسیدیم به ۱۱ نفر. آره.
هی آنتونی. خانوادهت حذفت کرده.
ممنونم مامان و بابا! دیگه لازم نیست از دستتون ناراحت باشم!
عصبانیم، ولی اینطور نیست که کلاً از دست رفته باشه.
یعنی من تقریباً هر کاری که میخواستم رو انجام دادم.
فقط امیدوارم پدر و مادرم عصبانی نباشن.
اون ۱۸ سالشه و هنوز فرصت داره که اینو پشت سر بذاره.
مامان.
فقط باید به خودش بیاد.
من تمام روز التماس میکردم که یکی...
آره، ولی رفتارت... ما نمیخواستیم بهش پاداش بدیم.
اون باید از ما عذرخواهی کنه.
و آیا قراره این اتفاق بیفته؟ دل خوش نکن.
من بچه نمیخوام. آره.
با رفتن آنتونی، خانوادهها توی مرکز فرماندهی
دارن با دقت مراقب بازماندههاشون هستن.
این وحشتناکه.
امیدوارم بتونه بخوابه.
آستین، اسکات، امیدوارم فردا بتونم آتشم رو روشن کنم
و یه کم آب بجوشونم.
خب. یه بخشی از وجودم
همین الان فقط میخواد اون کلمات وحشتناک "من تسلیمم" رو بگه.
این میتونه بد باشه. اوهوم.
وودی ما رو با نوشیدن آب دریاچه ترسوند.
و ما قراره
تمام شب حسابی حواسمون بهش باشه.
اگه دیدیم که بالاخره، خب،
داره میخوابه و میتونه تا صبح دووم بیاره،
اون وقت میتونیم ببینیم خب، فردا چی میشه.
امیدوارم این کم کم جالب بشه.
ولی بعضی از بازماندهها اوضاعشون بهتر از بقیهس.
امشب قراره خیلی خوب بخوابم.
حالم خیلی خوبه.
با ما حرف بزن، جیک. قصهات رو برامون بگو.
جیک حریف هر کسی میشه.
ولی رایان دبلیو (W) بزرگترین تهدید ماست
توی کل این رقابت.
ولی داداشت داره محشر عمل میکنه، رفیق.
اون امکاناتی که اونجا ردیف کرده به اضافه پناهگاهش؟
رفیق، داری میترکونی. آره.
همون روز اول، اون یه سرپناه فوقالعاده درست کرده بود.
خانواده جیک؟ اوه آره.
همهشون میگفتن، رفیق، داداش داره میترکونه.
آره. ولی من نگرانم.
چون یه سیبل روشه.
هوا گرمه. نمیدونم امشب چند نفر آتیش روشن کردن.
ما جزو متوسطها نیستیم اونطور که میخواستیم باشیم.
این تختخواب خزه منه. دیوارهای خزهای.
سعی میکنم گرما رو توش نگه دارم.
آدما کم کم میان سراغش.
رایان تمام امروز رو به ساختن یه سرپناه حرارتی گذروند.
برای من دیوونهکنندهس. اون یه تهدید بزرگه.
آره. امشب خوب میخوابه.
روز سومه. ۱۱ خانواده باقی موندن.
صبح بخیر. هی. صبح بخیر.
همه یه قدم به یک چهارم میلیون دلار نزدیکتر.
بیدار شدن؟
اوه، دارن بلند میشن، آره.
مال من هنوز داره خروپف میکنه.
نمیدونم امروز کسی حذف میشه یا نه.
شاید داوینا.
آره، ولی وودی هم حالش تعریفی نداره.
نمیدونم تو یه چالش چطور عمل میکرد.
آره، حق با توئه، چون خیلی نفس نفس میزنه.
توجه. لطفاً به اتاق کنترل اصلی مراجعه کنید.
علاوه بر پخش زنده صدا و تصویر
از بازماندههاتون، اطلاعات بیومتریک عزیزانتون
در حال ردیابی و نظارته.
از طریق یه ساعت هوشمند که هر کدومشون پوشیدن.
دادهها به چهار کد رنگی خلاصه شده.
از سبز پایه که نشاندهنده بیومتریکهای سالمه،
تا زرد متوسط که نشوندهنده علائم افته.
نارنجی هشداردهنده نشون میده
که ممکنه نیاز به مراقبت پزشکی باشه.
و در وضعیت قرمز بحرانی، ممکنه حذف از بازی لازم باشه.
وای.
اوه نه. اوه.
اوه، وینا سبزه؟
اون حتماً دیشب یه کمی خوابیده یا یه همچین چیزی.
دیشب بد نبود.
نمیتونم باور کنم که اون چند روزه توی جنگله.
تازه اونم بدون سرپناه. بدون سرپناه.
یه جورایی شوکه شدم. آره، قطعاً غافلگیر شدم.
وای.
میدونم که دیگه هیچ وقت، هیچ وقت آب رو دست کم نمیگیرم.
وضعیت وودی زرده.
ولی شب رو دووم آورد.
فقط شدیداً به یه چیزی برای نوشیدن نیاز دارم.
شاید یه جایی مجبور بشیم از بازی خارجش کنیم.
ولی هنوز نه.
No comments yet. Be the first to leave one.