Extracted

Extracted

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Extracted S01E07 Family Vs Family 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 7 Extracted 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-20
Downloads: 22
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه گذشت در «استخراج‌شده»

یوهو!

بازماندگان به شکار رفتند

خیلی برای این چالش هیجان‌زده‌ام

خیلی دلم می‌خواست امشب شام کباب کنم

و گرسنه برگشتم

مردی را می‌دیدی که شکست خورده بود

یه داوطلب لازمه

تصمیمات آستین بعضی از بازماندگان رو گذاشت

حتی بدتر از قبل بشن

هر جوری حساب می‌کنم، دو نفر چیزی گیرشون نمیاد

و به رقابتی دامن زد

آستین وودی، تمام

و خانواده رابین تصمیم سختی گرفتند

امشب تدارکات کمیاب می‌شوند

اینجا واقعاً سخته

برای اولین بار، بازماندگان رو در رو می‌شوند

تا برای تدارکات رقابت کنند

اوه خدای من! واقعاً نمی‌تونم نگاه کنم

و رقابت با یک غافلگیری سرنوشت‌ساز روبرو می‌شود

می‌دونیم که یه اتفاقی داره می‌افته

فقط نمی‌دونیم چی

دارن ولش می‌کنن. چی داره میشه؟

آدرنالینم رفته بالا

قلبم داره می‌کوبه

داداش، چی داره میشه؟

دیشب سردترین شب بود

از وقتی که مسابقه شروع شد

بعضی‌ها روزهاست که بدون تدارکات موندن

تو این هوا نمیشه خوابید، پسر

اونا سرسختن

دارم بهت می‌گم

هوا سرده

همه دارن اذیت می‌شن

خیلی سرده

یعنی، مثلاً نوک انگشتات سرما می‌زنه

اما این دمای یخبندان

تنها چیزی نیست که باعث ناامیدی می‌شه

فکرم پیش غذاست

چون کوچک‌ترین کارها خیلی خیلی سخته

وقتی هیچ غذایی تو شکمت نداری

در آخرین محموله تدارکاتی، آستین نقش حیاتی داشت

و تصمیماتش تأثیر زیادی گذاشته

آستین تصمیم گرفت به وودی یک جعبه خالی بده

می‌دونستم وودی چقدر به شدت دنبال غذا بود

خیلی شاکی شدم

و حالا فقط اینو گوشه ذهنم نگه می‌دارم

فقط باید یه کم غذا تو شکمم باشه

تو روزایی مثل امروز فقط دلم می‌خواد همینجا دراز بکشم

و امیدوار باشم روز زود بگذره

استراتژیم از حالا به بعد اینه که گرم بمونم

و خیس نشم

ژاکوبن برام مثل یه پسره

و اون می‌دونه هر کاری لازم باشه می‌کنم

تا اون زنده بمونه و به چیزی که می‌خواد برسه

ژاکوبن خیلی می‌خوابه. این یه جورایی کلافه‌کننده‌ست برام

می‌خوام بره بیرون، فعال باشه، دنبال غذا بگرده

بدنش رو گرم کنه

اینکه اون همینطور دراز کشیده

می‌دونی، یه جورایی ناامید می‌شم

خانم‌ها، همین الان خوب گوش کنید

اگه می‌خوایم برنده بشیم، من باید یه کیسه خواب داشته باشم

داریم تلاش می‌کنیم

هیلی شدیداً به کیسه خواب نیاز داره

شبا اینقدر سردشه که فقط صدای لرزیدنشو می‌شنوی

اینجا داره یخ می‌زنه، باشه؟

نه تنها داره کالری می‌سوزونه

بلکه نمی‌تونه استراحت لازم رو داشته باشه

می‌خوام تو سونا بشینم و تمام پوستم آب بشه

باشه

اومم

توجه. یه محموله تدارکاتی نزدیکه

اتاق تدارکات پر از منابع حیاتیه

هر خانواده می‌تونه دو قلم جنس انتخاب کنه

تا برای بازماندتون بفرستین

استراتژیک فکر کنید

تصمیم شما می‌تونه بازمانده‌تون رو بسازه یا نابود کنه

در مراحل پایانی این رقابت

خانواده هیلی، لطفاً به اتاق تدارکات مراجعه کنید

خیلی... خیلی ساده‌ست

چه عالی. اون «اما» رو می‌دونی؟

مثلاً میگه: «می‌تونید دو تا از هر کدوم از این چیزا رو بردارید، اما...»

خب

ما صد در صد به کیسه خواب نیاز داریم

همه هیلی رو امروز صبح شنیدیم

خیلی هیجان‌انگیزه چون می‌دونیم

که هیلی قراره کیسه خوابش رو بگیره

آره. ولی اگه اون شدیداً سوءتغذیه داشته باشه

نمی‌تونه عملکرد خوبی داشته باشه. باشه

حالا تنها مسئله اینه که قید و شرطش برای رسوندنش به اون چیه؟

رایان من اصلاً برزنت نداره، و این خیلی براش بد تموم شد

وقتی آخرین طوفان بارانی رو داشتیم

هوا می‌تونه مانع بزرگی براش تو این رقابت باشه

تو آخرین محموله تدارکاتی

آستین براش یه پتو اضطراری فرستاد

و اون انتخاب کرد سعی کنه ازش به عنوان برزنت استفاده کنه

که مطمئن نیستیم عاقلانه‌ترین تصمیم بود

اگه بارون بیاد

اون پتویی که روش کار کرده بود، دووم نمیاره

فکر کردیم یه برزنت برداریم، به این امید که

بعدش اون پتو نجات رو برداره

و داشته باشه

احساس خوبی داشته باشه.

نظرت راجع به این چیه؟

یا لوبیا رو به این ترجیح میده؟

هر دو رو بگیر. می‌تونی از هر کدوم یه دونه برداری.

جیکوبن گفته یه مقدار غذا نیاز داره.

این حداقل دو سه روز دیگه وقت می‌خره.

و حس می‌کنم برای جیکوبن یه نقطه عطف خوب میشه.

اولین اولویتم برای جیک

۱۰۰٪ موافقم.

داریم کم میاریم، بچه‌ها.

پروپان داره تموم میشه.

اصلاً این اینجا جا میشه؟

اون می‌تونه از اره استفاده کنه تا هیزم جمع کنه

تا برای اون روزهای بارونی که فکر می‌کنیم میان، آماده بشه.

اون در مورد غذا شکایت کرده

هر روز از وقتی اونجاست.

می‌خواهیم غذا رو دو برابر کنیم.

تمام این غذا فقط بهش انرژی بیشتری میده.

امیدوارم بتونیم با دادن دو وعده غذا بهش کمک کنیم.

صد در صد، می‌خوایم غذا بگیریم.

فکر کردیم مشکوکه چون توی یه کیسه ضد آب بود.

پس می‌دونیم که یه چیزی در راهه.

فقط نمی‌دونیم چی.

توجه!

یک چالش بقا در راه است.

از ابتدای این رقابت،

شرکت‌کننده‌های بقا با مادر طبیعت جنگیده‌اند.

اما حالا باید با هم بجنگند.

این هم از این.

و شما انتخاب می‌کنید که اونا با کی روبرو بشن.

اوه!

رقابت رو در رو،

اونا توی آب ۴۸ درجه شنا می‌کنن.

۲۰۰ متر تا یه قایق در مرکز دریاچه

جایی که کیسه‌های آذوقه‌ای که شما بسته‌بندی کردین منتظره.

وای. باشه.

هر کی اول برسه، هر دو کیسه رو برمی‌داره.

چی؟ هر دو؟

بله، هر کی مقابلشون باشه.

وای خدا.

حالا حریف شرکت‌کننده بقای خودتون رو انتخاب کنید.

جیکوبن در مقابل وودی.

هی، چرا با ما نمی‌آیید؟

می‌تونیم کل مدت فقط سر به سرشون بذاریم.

مهم نیست-- اگه دخترا در مقابل دخترا و بعدش

آره، اینجوری باید انجامش داد. دخترا!

همه با جفت شدن هیلی و میگان موافقید؟

آره. خوب میشه.

آره. فکر می‌کنم لذت ببرن

فقط از با هم بودن. آره.

می‌دونی، دیدن همدیگه.

ما خوشحالیم که با میگان جفت شدیم.

مهم نیست پارتنرش کی باشه،

باید حسابی عرق بریزن تا به ما برسن.

چون هیل شناگر خیلی قوی‌ایه

و توی آب راحته.

پس ما از این بابت مطمئنیم.

شما وودی رو می‌خواید؟ جیکوبن در مقابل وودی؟

جالبه. چی می‌خواید بکنید؟

می‌تونیم وود رو انتخاب کنیم. وودی رو انتخاب می‌کنیم.

آره، خوب میشه. باشه.

بزن بریم! نبرد آمادگی جسمانی!

جیکوبن، ۲۵ سالشه.

وزنش تقریباً نصف وودیه.

اما من یادم بود که اون چطور با آب کنار میومد

توی چالش قایق.

موضوع اینه که من نمی‌خوام تا مغز استخون خیس بشم.

می‌تونستم بفهمم یه جورایی ترسیده بود.

و فکر می‌کنم مخصوصاً ربط به آب داشت.

شما اون رو انجام بدید. ما با رایان اچ می‌ریم.

باشه. اوه، ای وای، بچه‌ها.

کار خوبی کردی. این قراره سخت باشه.

هرچی شد، شد. آره. این خوبه.

فکر می‌کنم رقابت خوبی میشه.

جیک پسر سرسختیه.

اون یکی از قوی‌ترین‌هاست اون بیرون.

اما باور دارم رایان کم نمیاره.

اما اون بیشتر از جیک بی غذا بوده.

و اگه این چالش رو ببازه، دوباره بی غذا میشه.

بیا اینجا، بیا اینجا چون من...

آره. این یه جورایی...

از نظر اونا ممکنه ضعیف‌ترین حلقه باشه.

ما فکر می‌کنیم هست؟ نه، ولی وقتی صحبت آب میشه،

اون توی آب سرسختی نشون نمیده.

ولی امیدوارم غافلگیرم کنه.

توجه، شرکت‌کننده‌های بقا!

یک چالش بقا در شرف آغاز است.

و سخت خواهد بود.

شاید یه بازی شطرنج باشه.

فوراً به سمت دریاچه حرکت کنید.

فقط می‌تونم حدس بزنم که قراره چیکار کنیم.

این فرصت منه که خودمو نشون بدم.

الان قشنگ دلم اومده تو دهنم.

یه جورایی استرس دارم چون می‌خوام اینجا خوب عمل کنم

ولی نمی‌خوام خیس بشم.

بعد از هفته‌ها تنهایی در طبیعت وحشی،

این اولین باره...

که هر شش نجات‌یافته باقی‌مانده

Extracted subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left