Frasier

Frasier

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 5

ข้อมูลรุ่น

Frasier S05E15 Room Service 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
ความคิดเห็นโดย warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 15 Frasier زیرنویس فارسی سریال

แท็ก

bluray
เผยแพร่เมื่อ: 2025-11-25
ดาวน์โหลด: 28
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

عصر بخیر، بتسی

گوش می‌کنم

سلام، دکتر کرین

مشکل من اینه که شوهرم برای سالگرد ازدواجمون می‌خواد منو ببره یه سفر دریایی

خب، خیلی جذاب به نظر می‌رسه

بله، اما من همش یه خوابی می‌بینم

که تو یه کابینم و یهو چند قطره آب می‌بینم

که داره نشت می‌کنه و اولش فقط یه نم‌نمه

و بعد یه جویبار می‌شه و بعدش هم سیل‌وار، آب همه جا رو می‌گیره

و هیچ کاری تو دنیا نمی‌تونم بکنم که جلوش رو بگیرم

خب، این تصویر خیلی قدرتمندیه، اینطور نیست، راز؟

راز موافقه

ببخشید، من دنبال فریزر کرین می‌گردم. گفتن اینجاست

لیلیث، منم، راز دویل

آه، بله، تهیه‌کننده خوش‌گذران فریزر

که ظاهراً زیادی غرق خوش‌گذرانی شده

دلم می‌خواد یه جواب دندون‌شکن بهت بدم ولی باید برم دستشویی

وقتمون برای امروز تموم شد

این دکتر فریزر کرین هستم که روز خوبی رو برای شما آرزو می‌کنم و سلامت روانی...

معذرت می‌خوام

یکی الان اومد تو اتاق و منو ترسوند

همسر سابقمه، پس اگه شنونده ثابت هستید

می‌دونید چی می‌گم

دوشنبه می‌بینمتون

اوه

سلام، لیلیث

شگفتانه!

آره، فکر کنم از اون مرحله یکم گذشته، اینطور نیست؟

خب، چی باعث شد بیای سیاتل؟

من برای کنفرانس ملی خودشناسی اینجام

آه. و فردریک چطوره؟

خوبه

ما یه بچه فوق‌العاده داریم. بله، داریم

و برایان؟

خوبه

من یه شوهر فوق‌العاده دارم

بله، بله

خب، سبد هدیه‌ای که برای تعطیلات فرستادم به دستتون رسید؟

چی کارش کردی؟ هیچی. یه سبد هدیه براش فرستادم

میوه و آجیل مخصوص جشن

نه، سبد نیست، احمق

برایانه

ترکم کرد

شاید من باید برم

اوه، نه، همه دیگه می‌دونن

تو هم بد نیست بدونی

برایان دنبال کسی بود که یکم بیشتر... زنانه باشه

و اونو پیدا کرد

اوه، استن جابلونسکی، اون عفریته کوچولو!

اوه، لیلیث، واقعاً متاسفم

نمی‌دونستم به کی رو بیارم ولی می‌دونستم یه جوری تو اینجا پیشم خواهی بود

پس برای کنفرانس نیومدی؟

نه. آه، بله

می‌دونی، امشب واقعاً نباید تنها باشی

نایلز و من داریم می‌ریم یه مهمونی تو کلوپ یونیون

دوست داری به ما ملحق بشی؟

اوه، ممنونم، فریزر

با کمال میل

نمی‌دونم لیاقت این دلسوزی تو رو دارم یا نه

ولی همین که دست‌های قوی و آرامش‌بخش تو رو گرفتم، حالم بهتر شد

اوه

می‌دونی، من همیشه پشتت هستم

آه، می‌تونم تمام روز تو این آغوش بمونم

اوه

بله، خب، باید منو ببخشید

من یه قرار ملاقات دارم

مدیر ایستگاه

خیلی مهمه. نمی‌شه کنسلش کرد

امشب می‌بینمت

خدانگهدار

هی

خیلی سخته، آدمو بخاطر یه مرد دیگه ول کنه

هیچ ایده‌ای داشتی؟ نه، اصلاً

استن پیمانکاری بود که استخدام کرده بودیم تا اتاق خواب اصلیمون رو بزرگ‌تر کنه

طنزآمیزه، مگه نه؟

تا من کمد لباس‌های رویایی‌مو ساختم، شوهرم از توش بیرون اومد

اوه، سلام، نایلز. اوه، فریزر

خب، اون نون خوشمزه به نظر می‌رسه

حالا، حالا، رژیم غذایی‌تو یادت باشه. اوه، آره

حالا که حرف از چیزایی شد که بی‌خیالشون می‌شم، لیلیث برگشته

آه، این توضیح می‌ده چرا امروز صبح از همه شیرهای آبم خون می‌ریخت

خب، باهاش مدارا کن

شوهرش ترکش کرده

و اینو بشنو، برای یه مرد!

لعنتی! من ۵ دلار به بابا بدهکارم

خب، طفلک. یعنی، معلومه که داغون شده

کل دنیاش زیر و رو شده

ولی ببین با کی دارم حرف می‌زنم

هیچ‌کس بهتر از تو نمی‌دونه که یه طلاق شلوغ چطور می‌تونه آدمو...

عجیب ریلکس کنه

نایلز؟

نایلز! بله

دارم خسته‌ت می‌کنم؟

دوباره این کارو کردم؟

متاسفم، فریزر

مثل اینکه دچار حمله خواب‌زدگی شدم

خدای من!

این از کی شروع شد؟

درست بعد از اینکه مراحل طلاق رو شروع کردیم

با دکترم چک کردم. خوبم

این یه واکنش به استرسه.

این راه منه برای فرار از عصبانیتِ این وضع افتضاح.

خیلی متاسفم. لطفاً به حرفتون ادامه بدید.

خب، خب، معلومه که لیلیث آشفته‌اس.

و اومده پیش من تا کمکش کنم این قضیه رو بفهمه.

اما من یه کم برام ناخوشاینده.

چطور؟ خب، ما یه الگوی مخرب داریم.

هر وقت تو بحران میاد پیشم، آسیب‌پذیریش برام خیلی جذاب میشه.

برخلاف عقل سلیمم، آخرش کارمون به رختخواب می‌کشه.

و من با حس پشیمونی تنها می‌مونم.

و امروز هم نسبت بهش همچین حسی داشتی؟

اوه، عزیزم.

خب، هر کاری از دستت برمیاد بکن تا ازش دوری کنی.

خب، نمی‌تونم. امشب قراره تو کلاب یونیون به ما ملحق بشه.

چی؟ اون قراره اونجا باشه؟

بیخیال، نایلز، فقط یه مشت یقه خشک‌ان که دارن حرف می‌زنن.

در مورد سهامشون و پروستاتشون.

دقیقاً! و تو خرابش کردی.

ببخشید.

بله؟

لعنتی!

یکی از وکیلای مریسِ. مم.

اَه، ما در مورد این حرف زده بودیم.

نه، نمی‌تونم.

چطور جرئت می‌کنی!

اون همین الان هم خونه رو داره.

حتی بهم اجازه نمی‌ده برم برکه ماهی کوی.

اوهوم. اوهوم.

نایلز! حتی بهم اجازه نمی‌ده...

...برم برکه ماهی کوی. اوه، بده من!

اون دوباره باهاتون تماس می‌گیره.

ما هم عجب دوتایی هستیم، نه؟

یه آدم حمله‌ی خوابی و یه آدم وسواسی جنسیِ سست‌اراده.

انگار دو تا برادریم که از یه نمایشنامه او'نیل اومدیم بیرون.

بیا، پسر، بیا.

هی، دَف، بیا پایین. یه ترفند جدید بهش یاد دادم.

اوه، من عاشق ترفندهای حیوونا هستم.

داشتم تو یه مجله سینمایی می‌خوندم.

یه سگ بدلکار هست که بهش یاد داده بودن سوار موتور بشه، بره تو یه ساختمون در حال سوختن.

یه بچه رو با دندوناش برداره و از پنجره بپره بیرون تا نجاتش بده.

تو چی به ادی یاد دادی؟

قلت زدن.

حتماً خیلی افتخار می‌کنی.

بیخیال، ادی.

اوه، هی نایلز. عصر بخیر، بابا.

دَفنی. سلام، نایلز.

شری؟ فکر کنم قبل از اینکه لیلیث بیاد وقت داریم.

چی؟ هیچ‌وقت نگفتی داره میاد اینجا!

فقط گفتی داری میری شام. هیچ‌وقت نگفتی داره میاد اینجا!

فقط برای یه قرار کوتاهه. کلاً دو دقیقه‌اس.

هیچ‌وقت به من نگفتی! یه ساعته اومدی خونه.

به من که نگفتی! اون به تو چیزی نگفت؟

نه، هیچی. می‌تونستی به ما بگی. می‌تونستیم برنامه‌ریزی کنیم جای دیگه باشیم.

چطور تو نمی‌دونستی؟ تو که معمولاً این چیزا رو می‌دونستی.

تو معمولاً سردرد می‌گرفتی.

خیلی خب، داره میاد!

هر دوتون، جمع و جور کنید خودتونو!

لیلیث یه هفته‌ی واقعاً وحشتناکی رو گذرونده.

شوهرش ترکش کرده.

حداقل کاری که می‌تونید بکنید اینه که یه کم همدردی نشون بدید.

مگر اینکه بخواید برید تو اتاقتون قایم شید.

چون دو دقیقه حرف زدن مؤدبانه با یه زن نیازمند، زیادیه؟

از سر راهم برو کنار!

منم همینطور!

ولش کن!

یادت باشه، فریژر، اگه حس کردی داری ضعیف میشی، من اینجا کنارت هستم.

خوبم.

باور کن، کاملاً اوضاع رو کنترل می‌کنم.

اوه، عزیزم.

ممنون، فریژر. لازم داشتم.

امروز بعدازظهر یه کم برای خودم خرید کردم.

احتمالاً فقط یه تلاش رقت‌انگیز برای جبران کردن.

برای ضربه‌ای که غرورم اخیراً خورده.

خیلی واضح و پیداست، نه؟

نه، ولی اگه تو نور وایسی... فریژر.

نایلز، متاسفم که شنیدم ازدواجت اینقدر آشفته تموم شد.

همچنین.

حالا که تعارفات رو کنار گذاشتیم، اجازه بدید شالتون رو بگیرم.

ممنونم.

به‌به!

اوه، لیلیث، این لباس محشره.

فریژر، می‌تونم تو آشپزخونه ببینمت؟ نه!

از یه خط تولید جدید لباس فاخر به اسم انکورِ.

اوه، خب، احسنت!

تقریباً حس می‌کنم پرده داره بالا میره.

فریژر!

ببخشید، الان برمی‌گردیم.

ادی سرگرمتون می‌کنه.

سلام، ادی.

لعنت به این ظاهر گول‌زنکش!

می‌دونه با این لباس پوشیدن چیکار داره می‌کنه!

این زن منو مثل ساز می‌زنه. خب، فکر کنم تو هم یکی دو چیزی در این مورد می‌دونی.

خدای من، ببین منو، من که مقاومتم مثل یه گوزن شهوتیه.

نایلز، باید کمکم کنی از این وضعیت رد بشم. نایلز؟

نایلز؟

دوباره خوابم برد؟

آره. با گونه‌ات درست چسبیده به سینی یخ خوابت برد.

عجب عجیب! خواب دیدم دارم با مریس تانگو می‌رقصم.

نایلز، من به کمکت نیاز دارم تا جلوی لیلیث مقاومت کنم.

باشه، بذار فکر کنم، بذار فکر کنم.

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left