Frasier

Frasier

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 2

ข้อมูลรุ่น

Frasier S02E06 The Botched Language of the Cranes 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
ความคิดเห็นโดย warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 6 Frasier زیرنویس فارسی سریال

แท็ก

bluray
เผยแพร่เมื่อ: 2025-11-25
ดาวน์โหลด: 10
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

182 บรรทัดแรก

اینو نگاه کن. این چتر به اصطلاح ضد باد من.

ببین. ببین.

با یکی از اون چترهای کاغذی که توی نوشیدنی‌ها می‌ذارن هم همینقدر خوب کارم راه می‌افتاد.

من یه عالمه از اونا دارم.

اونا یادآور شب‌های فوق‌العاده‌ای هستن که یادم نمی‌یاد.

درخواست برای حضور شخصی دارم.

کالج شهر می‌خواد شما سخنرانی کنید.

باشه. فقط تاریخ رو بگو.

خب. بیمارستان سنت بارتولومیو می‌خواد که شما مجری جشن خیریه‌شون باشید.

رد می‌کنم. یه بیمارستان رو رد می‌کنی؟

آره. اینجوری نگام نکن.

من باهاتم. از این بیمارهای نق‌نقو که همیشه یه چیزی می‌خوان متنفرم.

«یه مجله می‌خوام. یه کلیه می‌خوام.»

راز، من هم به همون اندازه که تو به بیماران دلسوزی داری، دلسوزی دارم.

برای همین بود که سال پیش بله گفتم.

یه تاکسیدوی آرمانی خریدم، یه هفته روی سخنرانی‌ام وقت گذاشتم.

یه سفر برای دیدن فردریک رو عقب انداختم.

بعدش بهم گفتن که دیگه به من احتیاج ندارن.

چون انتخاب اولشون وقت آزاد پیدا کرده بود.

کتی لی گیفوردِ غیرقابل مهار.

خدایا! چه کینه‌ای رو نگه داشتی. این ربطی به کینه شخصی نداره.

این درباره‌ی غروره، یه چیز کمیاب و شکننده.

درخواست دیگه‌ای نیست؟

مسابقه دختر شایسته نوجوان سیاتل می‌خواد شما داور باشید.

اوه، اون رو قبول می‌کنم.

واقعاً باکلاسه! یه بورسیه تحصیلی هم توش هست.

خیلی خب. ده ثانیه دیگه آنتن زنده‌ای.

ببین، اسپانسرهای جدید داریم. این متن رو هر چقدر می‌تونی توی برنامه جا بده.

عصر بخیر، سیاتل. دکتر فریزر کرین هستم، از KACL 780.

امروز در شهر زمردی روزی ابری و دلگیره.

امیدوارم بتونیم بعدازظهر شما رو روشن‌تر کنیم.

ما وظیفه خودمون می‌دونیم که غم و غصه‌های روزهای بارونی‌تون رو از بین ببریم.

اما اول، پیامی از یک حامی جدید.

«مرگ اجتناب‌ناپذیره.

اما وقتی جان حیوان خانگی عزیز خانواده‌ای رو می‌گیره، دردناک‌تره.

اگر حیوان خانگی‌ای رو از دست دادید، یا قصد از دست دادن اون رو دارید...

سگ، گربه یا پرنده دوست‌داشتنی‌تون رو...

اجازه بدید پت پارادایس با یک یادبود شیک پلکسی‌گلاس به شما تسکین بده.

که به شکل دوست از دست رفته شماست.

پت پارادایس.

گرچه حیوان شما کوچک باشه، اما داغ شما بزرگه.»

اولین تماس‌گیرنده ما کیه، راز؟

ادنا. اون منشی یه شرکت کنترل آفاته.

و احساس افسردگی می‌کنه.

سلام ادنا. من گوش می‌دم.

سلام دکتر کرین. من ۱۵ ساله توی کار کنترل آفات کار می‌کنم.

هر روز می‌رم سر کار، به همون تماس‌ها جواب می‌دم، همون سوال‌ها رو می‌پرسم.

«چه نوع حشره‌ای هستن؟ فضله‌ای دیدید؟»

بعد می‌رم سراغ نفر بعدی. «چه نوع حشره‌ای هستن؟ دیدید...؟»

ادنا، می‌تونم حدس بزنم به کجا می‌رسیم.

حتی جالب‌ترین زندگی‌ها هم می‌تونه روتین بشه.

باید به زندگی‌تون یه تکونی بدید.

یه دوست‌پسر جدید پیدا کنید، یه شغل جدید، یه شهر جدید.

منظورتون اینه که جابجا بشم؟ - خب...

مسلماً، جاهای راحت‌تری برای شاد شدن هست.

تا این شهر دلگیر و نمناک ما.

دکتر کرین، حق با شماست. من مجبور نیستم اینجا بمونم.

وقتی آدم فکرش رو می‌کنه، یه دنیای کامل از موجودات موذی اون بیرون هست.

خیلی شیوا بیان کردید، ادنا. متشکرم.

آها. صحبت از موجودات موذی شد... «وقتی اون موش خاص شما...

برای آخرین بار پاش رو بالا می‌ده...

دوستانتون رو در پت پارادایس فراموش نکنید.

پت پارادایس.

وقتی یه جعبه کفش کافی نیست.»

یه صبح درخشان دیگه!

نظرت چیه بابا؟ با ماشین برم سر کار یا یه قایق گوندولا بگیرم؟

من بارون رو دوست دارم.

اون شیشه‌شورهای کنار خیابون رو فراری می‌ده.

حالا، همینجا بمون تا پاهات رو خشک کنم.

بفرمایید. تمومه.

آ، دافنه، اون کلاه رو از سرش بردار. مگه کافی نیست که عقیمش کردیم؟

با این اوضاعی که هست، فکر نکنم من دیگه بچه دار بشم.

بذار حداقل سگ رو لباس بپوشونم.

من هیچوقت سگی رو انقدر احمق ندیده بودم.

نظرت عوض میشه.

وقتی لباسی رو که برای روز سنت پاتریک براش خریدم ببینی.

هی، درک من توی ستونش ازت نوشته.

«داشتم به فریزر کرین گوش می‌دادم چون می‌خواستم چند کیلو وزن کم کنم.»

«صدای اون مثل یه اشتهابند قوی عمل می‌کنه.»

چقدر باهوشه! آره، منم همین فکر رو کردم.

بده به من.

«دیروز شنیدم که به یه زن ناراحت توصیه می‌کرد...

که می‌تونه افسردگی‌اش رو با ترک سیاتل به صورت جادویی درمان کنه.»

«می‌دونم که اگه دکتر کرینِ سیاتل‌گریز خودش...

به نصیحت خودش گوش کنه و هر چه زودتر شهر رو ترک کنه، افسردگی من درمان میشه.»

مضحکه. من هیچوقت چنین چیزی نگفتم. چرا گفتی. من شنیدم.

گفتی سیاتل دلگیره.

و اگه می‌خواست به زندگیش جلا بده، باید شهر رو ترک می‌کرد.

اون یکی از چندتا پیشنهاد بود. اون حرف رو از متن خارج کرده.

قراره عذرخواهی کنی، درسته؟ برای چی؟

برای توهین به سیاتل. مردم به این شهر افتخار می‌کنن.

اونا از یه آدم همه‌چیزدان که بهشون بگه اینجا بارونی و دلگیره خوششون نمیاد.

در صورتی که متوجه نشدی، اینجا یه کم نمناکه.

به خاطر خدا، گل ملی اینجا کپکه!

بذار یه چیزی بهت بگم. شهر مثل یه زنه.

اگه یه شهر رو از خودت عصبانی کنی، مهم نیست که تو حق باهات باشه و اون اشتباه می‌کنه.

به هر حال عذرخواهی می‌کنی، وگرنه تا آخر عمرت تاوانش رو پس می‌دی.

مطمئن نیستم که از این تشبیه خوشم بیاد.

اوه، واقعاً متاسفم. خیلی از حد و مرز خارج شدم.

خیلی خب، بخشیده‌ای.

بابا، برای تو همه چی مثل زنه.

یه ماشین تند مثل زنه. یه آهنگ عاشقانه مثل زنه.

یه رولت گوشت خوب مثل زنه.

یه شهر مثل زن نیست، مثل یه شهره.

و من بابت این عذرخواهی نمی‌کنم.

حتی اگه تو نفهمی، سیاتل می‌فهمه.

و سیاتل عاشق فریژر کرینه.

سلام، پدر مایک. سلام، فریژر.

دکتر کرین سیاتل رو تخریب نمی‌کرد.

اون صادقانه سعی می‌کرد به اون زن کمک کنه.

اسپانسرمون کیه؟ پت پردایس.

باشه. برید و تحریمشون کنید.

ببین چقدر راحته که سگ ژرمن شپرد مرده‌ت رو بندازی تو توالت.

نگو که... اون یه شکایت در مورد این قضیه بارون بود؟

بله. من تمام صبح داشتم تلفنی حرف می‌زدم.

منو ببخشید. به موضوعاتی مثل خودکشی و کنترل بارداری می‌پردازم.

و از چیزای جنجالی مثل آب و هوا دور می‌مونم.

الو؟ هی، دکتر.

به یه مشورت احتیاج دارم.

حس می‌کنم دارم سرما می‌خورم.

به نظرتون باید ویتامین C بخورم یا از سیاتل برم؟

امیدوارم خوشحال باشی.

طبق گفته بتسی اپراتور، ما بیش از 50 تماس عصبانی ثبت کردیم.

پنجاه تا؟ لعنتی، رکورد منو شکستی.

بیشترین تعداد که من گرفتم 35 تا بود، وقتی اون برنامه رو داشتم.

"داوران زن: بالاخره سینه‌ای که ارزش محافظت کردن داره."

فریژر، باید به عذرخواهی فکر کنی.

اگه حرف اشتباهی زده بودم، عذرخواهی می‌کردم، اما نزدم.

من کلی تماس رو هم تلنبار شده دارم و همه‌شون میگن تو اشتباه کردی.

از اون آدما پیغام بگیر. نمی‌خوام باهاشون حرف بزنم.

نمی‌دونم چطور اینو بهت بگم ولی اینجا یه برنامه تلفنیه!

نمی‌دونم چطور می‌تونی بگی سیاتل افسرده‌کننده‌ست.

من 40 سال تو این شهر رو گذروندم.

شیفت شب تو یه کارخونه کنسرو ماهی سالمون کار کردم.

و بذار یه چیزی بهت بگم، تو کله‌پوک احمق!

من شادترین آدمی‌ام که تا حالا ملاقات خواهی کرد!

مطمئناً شادترین آدمی که امروز ملاقات کردم.

افسوس که وقتمون تموم شد.

می‌خوام بگم، همونطور که سه ساعته دارم میگم،

که قصد من نبود باعث رنجش کسی بشم.

از اونجایی که ظاهراً این کارو کردم، می‌خوام اینو بگم: عذرخواهی می‌کنم.

من سیاتل رو افسرده‌کننده نمی‌بینم.

بیشتر از ابرها لازم داره تا زیبایی منظره‌ش رو پنهان کنه.

و بیشتر از نم‌نم بارون تا گرمی و رفاقت رو دلسرد کنه.

که سیاتل رو تنها جای این دنیای کهنه و بد می‌کنه.

که دلم می‌خواد خونه صداش کنم.

تا دوشنبه. این دکتر فریژر کرینه که خداحافظی می‌کنه.

وای خدا! تا حالا یه مشت غرغروی شهرستان‌زده‌ی بچه ننه رو شنیده بودی؟

این شهر کلاً عقل بارون‌زده‌ی کوچیکش رو از دست داده!

اِ، دکتر کرین، ما هنوز رو آنتنیم.

ممنون، راز.

حالا آف شدیم.

فکر کنم این اینجا میره و اون اونجا وصل میشه.

دکتر کرین، مطمئنی نمی‌خوای من امتحان کنم؟

نه، این کار تو نیست. ممکنه ناخنت بشکنه یا کوتیکولت آسیب ببینه.

آخ. بفرما. چیزی می‌گیریم؟

عصبانیت حساب میشه؟

اوه، ساکت شو. اگه با عصات خوردش نکرده بودی...

چون تیم سیهاوکس عزیزت باخت...

به یه ست جدید نیاز نداشتیم.

دفترچه راهنما نداره؟

بله، ولی متاسفانه استیون هاوکینگ اینجا نیست که توضیحش بده.

فکر کردم بادها آروم شده. آروم شده‌ن.

چترت چی شد؟ یه شنونده منو تو خیابون شناخت.

اونو از میون یه فنس توری کشید.

باور نمی‌کنی چه خصومتی وجود داشت، حتی تو کافه نروزا، پناهگاه من.

فکر کردم دارن یه دستگاه کاپوچینوساز جدید رو امتحان می‌کنن.

برگشتم و دیدم سه تا میز دارن بهم فیش‌فیش می‌کنن.

اون رو جواب نده. من نمی‌تونم یه تلفن زنگ‌خور رو تحمل کنم.

حتماً یه مزاحم دیگه است که داره از فریژر شکایت می‌کنه.

اونا تمام روز دارن زنگ می‌زنن.

اوه، نه. اونا شماره خونه منو دارن؟

بله، فقط به خاطر اینکه تلفن زنگ می‌زنه، معنی‌اش این نیست که باید جوابش بدیم.

با اینکه ممکنه فردریک باشه که زنگ زده بگه دوستت داره.

یا مادربزرگ مون زنگ زده بگه لگنش در رفته.

با این حال، ما نمی‌تونیم برده یه زنگ کوچیک باشیم.

فقط به خاطر اینکه داره "زنگ، زنگ، زنگ" می‌زنه.

یا، در مورد یه تلفن بریتانیایی "رینگی‌رینگی، رینگی‌رینگی"

رینگی‌رینگی، رینگی‌رینگی."

فقط جواب بده! ممنون.

منزل کرین.

متاسفانه ایشون نمی‌تونن پای تلفن بیان. می‌تونم پیامی بگیرم؟

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left