Frasier

Frasier

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 2

ข้อมูลรุ่น

Frasier S02E21 An Affair to Forget 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
ความคิดเห็นโดย warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 21 Frasier زیرنویس فارسی سریال

แท็ก

bluray
เผยแพร่เมื่อ: 2025-11-25
ดาวน์โหลด: 14
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

166 บรรทัดแรก

شما در KACL با دکتر فریژر کرین هستید. وقت برای یک تماس دیگر داریم.

سلام، گرچن.

گوش می‌کنم.

خب، ببینید، دکتر کرین...

شوهر من مربی شمشیربازی هست.

و این اواخر تمام وقتش رو با اون شاگرد پولدار جدیدش می‌گذرونه.

شب و روز کنارشه.

و می‌ترسم پای "بامسن" وسط باشه.

خب، این فقط یک شک و تردیده یا...؟

مدرکی هم دارید؟ نه، فقط یه حسه.

خب، می‌دونید، در این مسائل راه ساده‌ای برای مطمئن شدن وجود نداره.

چرا، وجود داره!

خب، گرچن، خوش‌شانس هستید.

تصادفاً امروز در استودیو ما...

یکی از پنج کارشناس برجسته "بامسن" در دنیا حضور داره.

اگه می‌خواید بفهمید یه مرد داره خیانت می‌کنه یا نه...

دو تا غذا برای شام بهش پیشنهاد می‌کنید: یکی چاق‌کننده و یکی سبک.

اگه غذای پر کالری رو انتخاب کنه، پس براش مهم نیست که چاق بشه.

یعنی ازدواج موفقی داره و خیال شما راحته.

می‌دونی راز، وقتی چنین نصیحت‌هایی می‌شنوم...

دلم می‌خواد یه قانونی بود که جلوی جمع شدن زن‌ها دور آبسردکن رو می‌گرفت.

خب، گرچن... واقعاً کار می‌کنه، راز؟

اوه، به من اعتماد کن.

حتماً انجامش میدم. ممنون از کمکت، راز.

اوه، و شما هم، دکتر کرین.

خواهش می‌کنم.

خب...

دکتر کرین و دوستان فردا برمی‌گردند.

ممنون که گوش دادید، سیاتل.

می‌دونم، از اینکه تو برنامه‌ات دخالت می‌کنم، بدت میاد.

و با این حال...

وقتی بفهمی دارم برات چیکار می‌کنم، می‌بخشیم.

یه خانمی هست که تو ساختمون ما زندگی می‌کنه...

قشنگ و بانمکه. نه، راز، همین جا وایستا.

من با قرار ملاقات‌های کور نمی‌رم.

تحقیرآمیز و اتلاف وقت وحشتناکی هستن.

نه، ممنون. نه.

برای تو نیست، برای پدرته. چه ساعتی باید بره دنبالش؟

یه لحظه صبر کن. قرار ملاقات کور برای پدرت خوبه ولی برای تو نه؟

بله، این برای بازی‌های توپی، آبجوهای داخلی و...

کامیون‌های غول‌پیکری که از روی بقیه رد میشن هم صدق می‌کنه.

"پس می‌خوای یه کشتی بادبانی سه‌دکله بسازی."

مرحله اول: "قبل از مونتاژ، همه قطعات رو لیست کنید."

لازم نیست همه اینا رو بخونیم.

چرا، لازمه. اینجا، با خط درشت نوشته: "همه دستورالعمل‌ها رو بخونید."

فقط قسمت راست بدنه کشتی رو به من بده.

اون قطعه رو تو مرحله ۱۶ می‌گیری، نه یه لحظه زودتر.

می‌تونیم شروع کنیم؟ باشه، بابا.

"پس می‌خوای یه کشتی بادبانی سه‌دکله بسازی."

اینو بده به من! چشمت رو کور می‌کنی.

اوه! ببین! چه کشتی زیبایی!

شرط می‌بندم از ساختنش لذت می‌بری. البته نه به اندازه خوندن در موردش.

تا حالا بهت گفتم یکی از اجدادم تو HMS Bounty یاغی بوده؟

جدی می‌گی؟

آره، خب، سالم رسید به جزیره پیت‌کرن.

جایی که نسلش رو زیاد کرد.

تا جایی که من می‌دونم، یه دختری شبیه خودم تو دریاهای جنوب زندگی می‌کنه.

که توی موج‌ها بازی می‌کنه، پوست برنزه داره و سینه هاش لخته.

پس می‌خوای یه کشتی بادبانی دو دکله بسازی؟

کشتی بادبانی؟ فکر کردم ناوشکنه.

نه، نه، ناوشکن بادبان اصلی طولی داره.

نه، نه. اون یه بریگانتین هست. خب، ناوشکن چیه؟

اون وقتیه که اصلاً برات مهم نیست.

سلام. سلام.

نایلز، امشب رو پیش ما می‌گذرونی؟

بله. ماریِ من دلتنگمه ولی حس می‌کنه خانواده در اولویته.

اون این مدل رو دید و حس کرد باید با بابا در میونش بذارم.

می‌خواست از خونه بیرون بری؟ مثل یه بوی کهنه.

بابا، یه پیشنهادی برات دارم.

یه خانمی هست تو ساختمون راز که...

می‌خواد باهات قرار بذاره.

راز میگه شخصیت فوق‌العاده‌ای داره.

اوه، حدس می‌زنم این یعنی من اون خوشگله‌ام.

به راز بگو ممنون ولی نه. اشتباه می‌کنی.

امتحان کردن چیزای جدید آدم رو جوون و باطراوت نگه می‌داره.

حق با شماست، دافنه.

ماری برای هفته‌ها تو یه تانک محرومیت حسی شناور بود.

اما حالا شمشیربازی رو شروع کرده و هرگز اینقدر سرزنده‌ ندیدمش.

تا دیروقت شب با مربیش کار می‌کنه.

ماری مربی شمشیربازی داره؟ بله.

گونار سه سال پشت سر هم قهرمان باواریا بود.

اون باواریاییه؟

شما پر از سوالاتی هستید که من قبلاً جواب دادم.

واقعاً؟

اون انگلیسی حرف نمی‌زنه.

پس ماری موقع دفاع و حمله، آلمانی تمرین می‌کنه.

ماری داره آلمانی یاد می‌گیره، ها؟

درست وقتی فکر می‌کردی دیگه از این بغلی‌تر نمیشه.

بابا، اون قسمت عقبِ بدنه رو برداشتی؟ آره، برات چسبوندمش.

آفرین!

نگران نباش. این همیشه برای برادرام اتفاق می‌افتاد.

با لاک‌پاک‌کن میشه درش آورد. بیا با من.

پس برادرهات مدل می‌ساختن؟ نه، حدس می‌زنم فقط چسب بو می‌کردن.

اون می‌تونه باعث آسیب مغزی بشه. خب، پس این تاییدش می‌کنه.

بابا. بابا. باید در مورد نایلز باهات حرف بزنم.

یه تماس داشتم از یه خانم آلمانی که شوهرش مربی شمشیربازی هست.

و اون شک داره که با شاگرد پولدار جدیدش رابطه داره.

خب؟

به نظرت اتهام‌آور نیست؟ نه، یه تصادفه.

سیاتل شهر بزرگیه.

مطمئنم اساتید شمشیربازی آلمانی ده‌ها دانش‌آموز دارن

ولی آیا دانش‌آموزهای ثروتمندی هستن؟ نه

دارن با یه فویل و یه رویا خودشونو از محله فقیرنشین بالا می‌کشن

توی اون انبوه از کنایه شاید یه ذره حقیقت هم باشه

فکر کنم دارم می‌ذارم تخیلم هرجا که دلش می‌خواد بره

فقط به من اعتماد کن. ولش کن. کمک کن این ماکت رو سر هم کنیم

اوه خدای من. می‌دونی چیه؟

یادمه نایلز چقدر عاشق این ماکت‌ها بود

اون کریسمسی که مامان براش گرفت یادت میاد؟

"مرد و زن قابل مشاهده"؟ مجبور بود اعضای داخلی رو بچسبونه

یادمه شما دو تا همیشه دعوا می‌کردین

نایلز داشت رو اعصابم راه می‌رفت برای همین تخمدان‌هاشو دزدیدم

این مکالمه‌ای بود که خوشحالم اولشو از دست دادم

ببخشید دیر کردم، راز. از بابات در مورد قرار پرسیدی؟

علاقه‌ای نداره. اوه، لعنتی.

امیدوارش کردم. فکر می‌کنی باهاش قرار بذاری؟

متاسفم. من سهمیه‌م رو از قرارهای دلسوزی پر کردم

ولی این بار تو اون کسی نیستی که بهش دلسوزی بشه

اوه، گوش کن، یه تماس عالی داریم برای شروع برنامه

پسری که روی خط سه هست فهمیده دوست‌دخترش خواهرشه

واو!

اوه آره. اون زن آلمانیه زنگ زد. گرچن؟

آره

من اول اونو می‌خوام

به پسری که با خواهرش قرار می‌ذاره چی بگم؟

بگو منتظر بمونه. همه ما اونجا بودیم.

سلام سیاتل. دکتر فریزر کرین از KACL هستم

بریم سراغ تماس‌ها. راز؟

گرچن دوباره در مورد خیانت شوهرش زنگ زده

فکر می‌کنه شواهد بیشتری داره. سلام گرچن. من گوش می‌کنم

اوه، دکتر کرین.

من نصیحت راز رو گوش کردم

و دو انتخاب برای شام به شوهرم دادم

و اون بشقاب رژیمی رو انتخاب کرد!

این که دلیلی بر خیانتش نیست

ولی گونار اشتهای خوبی داره. - نه، نه، نه. مدرک...

صورتحساب‌های تلفن، رسیدهای کارت اعتباری. گونار چطور؟

من یه نامه عاشقانه هم پیدا کردم

تا کی می‌خواستی اینو مخفی نگه داری؟ با من همکاری کن

توش چی نوشته؟

ببخشید. من آلمانی صحبت نمی‌کنم

یعنی "کوفته جگر کوچولوی من."

قبلاً اسم مستعارش برای من بود. - خب، شاید داره برای تو می‌نویسه

نمی‌تونه من باشم

میگه عاشق بدن زیبا و کوچولوشه

به لاغری شمشیرش و به سفیدی سوسیس برات‌وُرست

و اینکه اون "nicht eine menschliche Frau"شه

این چیه؟

نمی‌دونم کلمه انگلیسی برای اون وجود داره یا نه

نزدیک‌ترین ترجمه‌ش اینه که...

زن نه کاملاً انسانی

خدای من. خودشه.

چیکار کنم؟ - نمی‌دونم. به زمان نیاز دارم که فکر کنم

بریم آگهی بازرگانی

سلام. برگشتیم

گرچن، من به مشکلت فکر کردم

تو باید با شوهرت روبرو بشی و اصرار کنی که به این رابطه پایان بده

اگه قبول نکنه چی؟

ولی باید قبول کنه! افراد بی‌گناه دارن آسیب می‌بینن

بهش بگو چقدر برات مهمه. بچه دارین؟

نه. - لعنتی!

با این حال، باید یه قطع رابطه کامل باشه. اون دیگه هرگز نباید این زنو ببینه

ما هیچ‌وقت این مشکلات رو تو خونه‌مون نداشتیم

خب، شاید باید برگردی به دامان گرم باواریا

شما از کجا می‌دونستین ما اهل باواریا هستیم؟

خب، من استاد گویش‌ها هستم

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left