Mistari 200 ya kwanza.
ميکرونزيا-آقيانوسِ آرام ِ جنوبي
درست وسطِ دسته بندي 5
!پاتو روي اون نگه دار
!ميخوام بشنوم که اينو ميگي
ايده يِ بدي بود که بريم تويِ !اين جعبه يِ تندر
هي،اگه ميخواي بري دَر همين جاست
.اين ماموريت بايد آسون ميبود
پرواز به يک ملتِ جزيره ايِ زيبا،
به هم زدنِ يک مجلسِ دولتي و گرفتنِ اثباتِ
.به هم خوردنِ يه جور کودتا
!که اينکارو هم کرديم !ماموريت تکميله
!ماموريت تکميل نيست
شماره يک: مدرک پيدا کرديم که نه تنها يکي
بلکه دوتا ژنرال داشتن برنامه ريزي ميکردن .براي براندازيِ دولت
دقيقاً ايده يِ خوبي نبود که با اونا تويِ يه ساختمون حبس بشيم
تا طوفان تموم شه،باشه؟
...و شماره دو
!هي!يه لطفي بهم بکن- چي؟-
شماره يک و شماره دو رو واسه بعدِ اين نگه دار،ميشنوي؟
.خيلي خب،بسه
.انتخابِ بدي بود واسه حرف
قطعاً بد ترين انتخابي بود که تويِ 20 دقيقه يِ
.گذشته کردي
استحکامِ ساختاريِ اينا
درواقع بسيار جامد و سخته بخاطرِ
قالب ريزيِ يک تيکه و پليمرِ .کم وزن
حقايقِ قابلِ حملِ دستشويي؟
واقعاً؟اين آخرين چيزاييه که قراره قبل از اينکه .بميرم بشنوم؟
!ما نميميريم !ما نميميريم
.باشه؟ما خوب ميشيم
فکر نکنم رويِ معناي کلمه يِ"خوب"با هم .هم نظر باشيم
!خيلي خب،باشه،خوبه
!راست ميگي.ايده يِ بدي بود
شايد يکي از بدترين ايده هايي .که تاحالا دادم
ولي منم اجازه دارم که گاهي اشتباه کنم
اجازه ندارم؟
مخالف نيستم،ولي اينبار .شايد آخرين بار باشه
.پس شام عالي پيش ميرفت مَرد
.اون ميخنديد.من ميخنديدم
و بعدش نصفه ـش که گذشت .اسمِ بروس ويلينز اومد وسط
.درست مطمئن نيستم چرا- .ميتونم تصور کنم چرا-
بعدش اون به من با قيافه يِ خشک و بي روح
نگاه کرد و گفت"بروس ويلنز"؟
اون همون يارو پيره تويِ "بي مصرف ها نبود؟
اينطوري گفت؟- اينطوري نگفت-
.ولي اين حرف رو زد- خب تو چي گفتي؟-
"من گفتم.لطفاً صورتحساب- صبر کن،قرارِ دومي نزاشتيد؟-
.اصلا- خيلي خب.نه.وايسا-
.بايد ديگه اينکارو نکني- چه کاري رو؟-
ساختنِ دلايلِ احمقانه براي اينکه .با بقيه قرار نزاري
.اون دليلِ احمقانه اي نبود
.خيلي خب بزار اينطور بگم چندتا قرار تا حالا تويِ سالِ گذشته
داشتي؟- .نميدونم مَرد.من که نميشمارم-
ولي پروفايلِ تيندرِمِ .کاملاً پُر شده
چندتاشون به قرار دوم کشيده؟
.زياد نيستن- ببين-
جفتمون ميدونيم اين موقع پارسال .چي شد
چي؟
.اوه بيخيال مک
.اين هيچ ربطي به اون نداره
واقعا؟
مخالفتِ واضحت که حتي سعي نکردي
يه رابطه يِ با معنا با يه زن داشته باشي
تويِ سال گذشته هيچ ربطي به
اينکه سارا ازدواج کرده نداره که،اتفاقاً،
همون يک سالِ پيش بوده؟- نه-
.سارا با شادي ازدواج کرده مَرد
اوهوم- و تو هنوز به خودت اجازه يِ-
راحتي نميدي- هي-
من خيليم خوب دارم احساسِ راحتي ميکنم.تو نگران اين
نباش،باشه؟
اين تقصيرِ من نيست که بيشترِ زنهايي که
اخيراً ديدم اون چيزِ خاص .رو نداشتن
من اونقدارم مشکل پسند نيستم.همه چيزي .که طرفا بايد باشه باهوش و زيبا بودنه
و اينکه يکم کراو مگا بلد باشه
و اينکه بتونه از پسِ خودش تويِ .يه تيراندازي بربياد
.ميدوني،اين صفتِ واقعيه
هيچکس ديگه سارا نميشه
ولي اينکه همه رو تويِ دنيا با اون مقايسه کني
واسه اونا غيرعادلانه ـست و مهمتر از اون واسه خودتم
.غيرمنصفانه ـست
اصلاً من يه دوست دختر ميخوام چيکار،مَرد؟
.تو که يکي هم نداري
.ولي بخاطرِ سعي نکردن نيست- .و بوزر هم نداره-
.ما کاري رو که ميخوايم ،هرموقع که بخوايم انجام ميديم
مجرَد ها مجبور نيستن به هيچکس .جواب پس بدن مَرد،اين عاليه
!هي،چه خبر؟بم
.اوه.مامان انگار عصبيه
ببخشيد؟- خب،يني فقط ميگم،تو همونطور مثل هميشه-
.سرحال به نظر نميرسي
خيلي خب،الان خوش دارم که تو صداتو .بندازي تو دلت
.خيلي خب- .جدي بودم جک-
خيلي خب،چه خبره؟
آره،بخاطر مرداکه؟
کاش بود،ولي از بدشانسي
اين بخاطرِ يه شخصيتِ بدنام ِ ديگه .از گذشته هستش
کي؟- يکي که من فکر ميکردم يک دهه پيش-
.دفنش کردم
.دوک جکوبي
.اوه امکان نداره
اين اصلاً چطور ممکنه؟
صبرکن.منم بايد بدونم که اين يارو کيه يا....؟
آره.اون چيه؟يه فروشنده مواد؟ يه معامله گرِ اسلحه؟يه مزدور؟
.بستگي به روزِ هفته داره
امم،چرا اين
دوک جکوبي قيافه يِ جک رو داره؟
اين.يکي از پوشش هايِ قديميِ سي آي ايِ منه بوزر
بعد از هارکين کاترينا
نيواورلينز اساساً غربِ وحشي بوده
پس وقتي که مجريانِ قوانين
...مشغولِ برقرار سازيِ دوبارهِ نظم تويِ خيابون ها بود
دوک فرستاده شد تا چشمش به همه يِ فعاليت هاي شومي که
داخل و اطرافِ وروديِ نيواورلينز در جريان .هستن باشه
با کمکِ دوک،آژانس
تونست جلويِ بيش از 100 مجرم . توطئه يِ تروريستي رو بگيره
آره.منظورم اينه که اون يکي از بهترين
.پوشش هايِ سي آي اِي بود،تاحالا
اون همچنين يکي از گران قيمت ترين پوشش هايِ سي آي اي هم بوده-
تاحالا- اره-
اونقدر که افسرِ ارشد قتلِ اون رو هم
.در نظر ميگرفت
"اسمشو گذاشتن"عملياتِ بريدنِ نشان
خب،از اونجا تقريباً ميگفتم کاش .کشته بودنش
.من از اينکه اون باشم بدم ميومد
خيلي خب،ولي اگه جک همون دوکه .و جک اينجاست
پس دوک دقيقآً چطور دوباره تويِ نيواورلينز پيداش شده؟
آره- من نميدونم بوزر-
ولي دوروز پيش يکي شروع به ...فعالسازيِ دوباره يِ
...جايِ پايِ ديجيتالِ دوک تويِ نولا کرده
حساب هاي بانکيِ جديد بازکرده
کارت هايِ اعتباريِ قديمي رو آزاد کرده .به پرنده هايِ دي ام ويِ اون دسترسي پيدا کرده
اين يارو چطور تونسته اين همه اطلاعات از پوشش هايِ سي آي اِي گير بياره؟
و نقششون اينه که باهاش چيکار کنن؟
خب،اين دقيقاً همون چيزيه که من دارم مک و جک رو بخاطرش
.ميفرستم نيواورلينز تا بفهمن
تو با ما مياي؟
.اين مسئله اينقدر جديه
.خيلي خب
رايلي،ميخوام تو همينجا باشي
شبکه هايِ فينکس و سي آي اِي رو شخم
بزني
پيدا کن که آيا کسي تونسته اونا رو .هک کنه و اطلاعاتِ دوک رو بدزده
خيلي خب.حتماً واست يکم دوناتِ بيگنت از اونجا ميارم رايلي
درواقع بوزر تو همينجا ميموني تا رويِ ماموريتِ
ديگه اي کار کني
.بعدش به رايلي تويِ اتاقِ مبارزه کمک ميکني
!اوممم- ...پس-
.حدس ميزنم که بتوني يه چندتا دوناتِ معمولي واسمون بگيري
خيلي خب بچه ها،يکم کار واسه .انجام داريم،مک،جک،
.تويِ 20 دقيقه جمع و جور کنيد
آره- باشه خانوم-
بيگ ايزي
وقتايِ خوب اومدن
.مَرد اينکه برگرديم اينجا عجيبه
واقعاً اميدوار بودم که دوک از اينجا واسه هميشه
.خداحافظي کنه
تو از همون وقتي که رسيديم اينجا همش
داري پشت سرتو چک ميکني من فکر ميکنم
.که دوک يه سري دشمن هم داشته- اون دفتر تلفنِ قديميِ-
سفيدي که تويِ خونم داشتم رو يادته؟
آره.هموني که بهت گفتم از شرش خلاص شي چون
.خيلي بي مصرفه- آره همون-
خب،دوک به اندازه اي دشمن درست کرد که دوتا از اون رو پر کنه
حتي نشون دادنِ صورتم اين اطراف .يه ريسکِ واقعيه
خيلي خب،بخوايم منصف باشيم دالتون نشون دادنِ قيافه يِ تو
.هرجايي يه ريسکه- .همينطوري گفتم-
خيلي خب،حالا داري کجا ميبريمون؟
.دارم درست ميبرمتون به منبع
من ارواحِ اون دنيا رو صدا ميزنم و
ميخوام که
به من قدرتِ بصيرت
!رو بدن
.ميتوني اين حرکت رو ترک کني ويلي
.هيچکس رو خر نميکني
.بجز شايد اين اوسکل ها
چي؟
.نمايش تمومه،همه بيرون
تو خيلي جرئت داري که اومدي اينجا .جکوبي
.هنوزم با يه چاقو از تو سريع تر کار ميکنم پيرمرد
هي،تو سگِ
پيرِ با نمک- چطوري دوک؟-
.من خوبم.از ديدنت خوشحالم
.بچه ها،اين ويليه
اون پادشاهِ زيرزمينِ بيگ ايزي هستش.هيچ اتفاقي تويِ اين شهر نميوفته
مگر اينکه اون ازش باخبرباشه
خيلي بعضي وقتا
اون يه دستي هم تو کار داره درسته؟
.خب،آدم بايد يه چيزي بخوره دوک
.راست ميگي
امم،ميتونم کمکي بهتون بکنم؟
ببخشيد،فقط داشتم سعي ميکردم ببينم که چطور اون شعله رو اونقدر بزرگ کردي
ولي الآن اون فندک هايِ بوتان رو ميبينم
و اون خاکسترِ رو واسه يه حرکت ناگهاني،ها؟
زيرِ آستينت.اين کاريه که منم ميکردم
امم،اين ديگه چه خريه دوک؟
خب اين دوتا
.شريک هايِ من هستن دوک
خيلي وقت ميخواي تو شهر باشي مَرد؟
فقط اونقدري که بفهمم که کي تويِ شهر ميچرخه و وانمود ميکنه
.که منه
No comments yet. Be the first to leave one.