The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
قانون لَختیِ سِر آیزاک نیوتن میگه
جسمی که در حرکته، به حرکتش ادامه میده، مگر اینکه
نیروی نامتعادلی بهش وارد بشه
یعنی ممکنه زندگیت توی یه مسیر پیش بره و هر لحظه
اتفاقی بیفته و پرتت کنه توی مسیری تازه
مثلاً شغلت رو بهعنوان یه مأمور مخفیِ کارکشته
توی یه نیروی ویژه دولتی از دست بدی
و آخرش سر از... خب
اینجا دربیاری
«دانستن کافی نیست؛ باید به کار ببندیم
خواستن کافی نیست؛ باید عمل کنیم»
داوینچی این رو گفته
میخواست بهمون بگه تشخیص مشکل
فقط قدم اوله
مهمترین قدم
دستبهکار شدنه
دانستن کافی نیست
پس واقعاً چی لازمه
تا آدم کاری بکنه؟
تا دست از تماشا برداره
و وارد عمل بشه؟
اول باید
بیدار بشی
خوش برگشتی
کلاس تمومه
مایکلسون، یادت نره فصل چهار و پنج رو برای
هفته بعد بخونی
حرکاتت بد نبود، استاد
- تو دیگه کی هستی؟ - آروم باش
فقط میخواستم حرف بزنیم
چرا تعقیبم میکنی؟
اسمم راسه
راس تیلر
از آشناییت خوشوقتم، اَنگِس
راس تیلرِ «عملیات اسپیرهِد»؟
اوه، پس آوازهم زودتر از خودم رسیده
آره، رسیده؛ ولی آوازه خوبی نیست
عملیات با بودجه سیاه، بیثباتکردن دولتها
محافظت از دیکتاتورها... تازه همهش هم برای پول
همینقدر میدونم که هیچ کاری باهات نمیخوام
اون رزومه قدیمیمه؛ الان وارد کار تازهای شدم
چه کاری؟
کار تو
یعنی نه دخترهای دانشجو، منظورم اون
پایاننامههاست
همون کارِ... نجاتدادن دنیا
دیگه کار من نیست؛ داستانش مفصله
نه، راستش خیلی هم مفصل نیست؛ یکی بود، یکی نبود
یه روانیِ سابق افبیآی به بنیاد فینیکس نفوذ کرد
و باعث شد بودجهش رو قطع کنن
و تعطیلش کنن؛ حالا هم کل گروهت
توی برزخِ کاغذبازی اداری و حسرت گیر افتادن
و با نودل فوری سر میکنن
مواظب باش
نزدیک بود تحتتأثیر قرارگرفته به نظر بیای
تا حالا کسی تعقیبم نکرده بود
استعداد رو خوب تشخیص میدم
و تو
توی کارت بهترینِ بهترینی
برو سراغ نفر دوم؛ من اینجا دارم
ذهن نسل جوون رو شکل میدم
تازه، اگه قرار بود برگردم توی میدون
قطعاً با
با شیادی مثل تو کار نمیکردم
خداحافظ
اگه بگم
جون هزاران آدم بیگناه در خطره، چی؟
اوه، خوشم اومد
دکورِ شیکِ فروپاشی عصبیه
کاملاً هم مُد روزه
زیاد مهمون ندارم
از کجا میفهمی؟
ممکنه هرجای اینجا قایم شده باشن
خیلی خب، تا وقتی این رو تموم کنم
وقت داری
ولی از الان بگم
این روزها خیلی زود تمومش میکنم
- هی! - جزئی از نمایشه
فقط جزئی از ارائهست
خب
تخصص تو
بداههکاریه
یه مشکل که جلوت بذارن، یه کم
علم و یه کم زور بازو خرجش میکنی
و همیشه یه راهحل پیدا میکنی
من هم همیشه میتونم
خودِ مشکل رو پیدا کنم
اون تکه گمشده رو
اون چرخ لق رو؛ هر اسمی دوست داری روش بذار
الگوهای دنیا رو تشخیص میدم
چیزی دارم به اسم
پاریدولیا
تشخیص افراطی الگو؛ بین چیزها ربط میبینی
که اصلاً به هم ربطی ندارن؛ یه اختلاله
تو میگی اختلال، من میگم استعداد
باشه، بعضیها به یه
توی نون تُست مریم مقدس رو میبینن
ولی تو اینطوری نیستی، نه؟
من
الگوها رو
در مقیاس جهانی میبینم
مسیرهای کشتیرانی؛ قانونی و غیرقانونی
الگوهای پروازی، اختلافهای سیاسی
جنگسالارهایی که جبهه عوض میکنن، معاملات بازار پول سیاه
ولی تازگیها
یه سیگنال تازه
توی این همه پارازیت پیدا شده
خودت میفهمی حرفهات چه شکلیه؟
یکی داره نقشهای میکشه
یه آدم خیلی گنده، با دستهایی حتی گندهتر
که داره کفه ترازو رو به نفع خودش فشار میده
خب، عالیه
باید این رو ببری پیش نهادهای اطلاعاتی
سیا، آژانس امنیت ملی
پیش کسی که هنوز توی این کاره
منظورت همونهاییان که فینیکس رو تعطیل کردن؟
هان؟ چی؟
تا حالا بهش فکر نکرده بودی؟
این همه کاغذبازی که نمیذاره دوستهات
سمت دولتی بگیرن؟
چی داری میگی؟
هرکی پشت این ماجراست
توی همه سازمانهای بزرگ نفوذ کرده
چه داخل کشور، چه خارج؛ حتی توی شرکت خودم
نمیدونم به کی اعتماد کنم
منم مثل تو بیرون از این حلقهام
خب، راس
دیگه چیزی توی لیوانم نمونده، پس
قراره یه حمله اتفاق بیفته
یه سلاح بیولوژیکی
حاوی نسل جدیدی از سم بوتولینوم
تازگی توی بازار سیاه فروخته شده
و همونطور که خودت میدونی، فقط یک گرمش
میتونه هزاران نفر رو بکشه
هرکی خریدهش، قصد داره ازش استفاده کنه
ولی هیچکدوم از سازمانهای اطلاعاتی
دارن دنبالش نمیگردن
طوری جلوهش میدن که انگار تروریسم داخلیه
ولی نیست
بخشی از یه نقشه بزرگتره
این ماجرا واقعیه
بهترین حالت، فقط ۷۲ ساعت وقت داریم
مکگایور
لازم نیست به من اعتماد کنی
به اطلاعات اعتماد کن
کمکم میکنی جلوش رو بگیریم؟
فقط با گروه خودم میام
روی همین حساب کرده بودم
راضیکردنشون آسون نیست
خب، اَنگِس
پس بهتره زودتر دستبهکار بشی
خیلی خب، جناب
هاردتون خراب شده بود
ولی خبر خوب اینکه تونستم اطلاعاتتون رو نجات بدم
بخشی از مشکل هم
اون ۹۰۰ گیگابایت
محتوایی بود
که توی پوشه «مالیات» نگه داشته بودید
و جفتمون میدونیم هیچ ربطی به مالیات نداشت
همهش رو
ریختم روی این فلش
خوش بگذره
- مک - رایلی
خیلی وقته ندیدمت
آره، افتضاح ارتباطمون رو حفظ کردیم، نه؟
شنیدم حالا درس میدی
حالت خوبه؟
چون من خوب نیستم
اصلاً خوب نیستم
بههیچوجه
ولی ظاهرت خوبه
میدونی، هر کسی
هرکسی با بنفش جور درنمیاد
آره، بعد از تعطیلی فینیکس بهترین کاری بود که گیرم اومد
با این همه کاغذبازی، دیگه نمیتونم به هیچ کار دولتی نزدیک بشم
پس به لباس بنفشم گیر نده
گیر نمیدم
من که در جایگاهی نیستم قضاوتت کنم، قول میدم
اینجا چیکار میکنی، مرد؟
یه مأموریته
اول حرفم رو بشنو
فینیکس نیست
خطرناکه
استعفا میدم
من هستم؛ صددرصد! آره
ببین، تعدیلم کردن
بعد از مدتها برای اولین بار بیکار شدم
پس
تصمیم گرفتم دل رو به دریا بزنم
کارت ویزام رو تا سقف پر کردم، هر لطفی طلب داشتم زنده کردم
و یه فیلم ساختم
نه
یه اثر سینمایی ساختم
«عشق + اسلحه + مرگ»
و حالا
اینجام
چه حسی داره که دنبال رؤیات بری
و آخرش هم موفق بشی؟
خب، مَندی
No comments yet. Be the first to leave one.