MacGyver

MacGyver

Download Farsi/persian Subtitle

Season 4

Release info

MacGyver 2016 S04 All Episodes WEB Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-08-01
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏انگس.‏

‏من خاله گوئن هستم.‏

‏جیمز، درباره پرونده ۴۷‏

‏به پسرت گفتی؟‏

‏پرونده ۴۷ یک طرح فرضیه‏

‏برای راه‌انداختن زنجیره‌ای از بلایای طبیعی‏

‏که دنیا رو به آشوب می‌کشونه.‏

‏این یک دکمه بازنشانیه.‏

‏دکمه بازنشانی. بابا.‏

‏یکی باید سرعتشون رو کم کنه.‏

‏خودم انفجار رو دستی فعال می‌کنم.‏

‏سلام.‏

‏چند نفر آدم کاملاً غریبه رو دعوت کردم.‏

‏امیدوارم اشکالی نداشته باشه.‏

‏سلام بچه‌ها.‏

‏تازه یک سگ رو نجات داده بودم،‏

‏و به پدرت گفتم دنبال اسم براش می‌گردم.‏

‏فکر نمی‌کردم حتی حرفم رو شنیده باشه،‏

‏ولی ساعت دو صبح زنگ زد و گفت:‏

‏«متی، باید اسم سگ رو گاس بذاری.‏

‏تحقیقات نشون می‌ده سگ‌ها‏

‏به صامت‌های محکم واکنش بهتری دارن، چون‏

‏انرژی رو در بسامدهای بیشتری پخش می‌کنن.»‏

‏بعد هم قطع کرد.‏

‏پس اسمش رو گاس گذاشتی؟‏

‏نه. گذاشتم جیم.‏

‏به سلامتی نظارت. به سلامتی جیمز مک‌گایور.‏

‏به سلامتی جیمز مک‌گایور.‏

‏صبر کنین، داستان بوزر‏

‏و دستشویی نظارت رو شنیدین، نه؟ چی؟‏

‏رایلی، هیچ‌کس دلش نمی‌خواد اون رو بشنوه.‏

‏اشتباهه. من شدیداً دلم می‌خواد بشنوم.‏

‏سلام.‏

‏در ویتنام،‏

‏وقتی کسی می‌میره می‌گیم «چیا بون»،‏

‏یعنی «غم‌ات رو تقسیم می‌کنم».‏

‏پس شاید بذاری من هم بخشی از غمت رو به دوش بکشم؟‏

‏ممنون، ولی‏

‏واقعاً وقت ناراحت‌بودن ندارم. مک،‏

‏باید به خودت فرصت بدی... کُدکس هنوز آزاده.‏

‏نگران پرونده ۴۷ی.‏

‏مادرم باور داشت تنها راه نجات زمین‏

‏نابودکردن یک‌چهارم جمعیت دنیاست، و حالا‏

‏خاله‌م،‏

‏آخرین عضو خانواده‌م،‏

‏می‌خواد اون نقشه رو اجرا کنه.‏

‏حتماً راهی هست. راهی برای چی؟‏

‏برای نجات همه.‏

‏اوه، مک.‏

‏احتمالاً یکی از آزمایش‌های مکه.‏

‏مک، این دفعه چی‌کار کردی؟‏

‏این بار کار من نبود، قسم می‌خورم.‏

‏لس‌آنجلس قبض برقش رو نداده؟‏

‏شبکه برق شهر هک شده.‏

‏پس نوبت منه.‏

‏باشه. بوزر، تو با من. بقیه‌تون‏

‏رایلی رو برسونین مرکز شهر.‏

‏باشه.‏

‏لئونارد هاکس، فرمانده مدیریت بحران.‏

‏همه اینجان.‏

‏آب‌وبرق، پلیس، آتش‌نشانی، حمل‌ونقل،‏

‏حتی اون نابغه‌های شهرداری.‏

‏به دل جهنم خوش اومدین.‏

‏قطعی چقدر گسترده‌ست؟‏

‏از سانتامونیکا تا پالم‌دیل می‌تونی رانندگی کنی‏

‏بی‌اینکه به چراغ روشن برسی.‏

‏کل شهرستان؟‏

‏بیمارستان‌ها و مراکز ضروری روی ژنراتور پشتیبانن،‏

‏اما اون هم همیشگی نیست.‏

‏فقط چهل‌وپنج دقیقه برق قطع شده‏

‏و همین حالا غارت، تصادف،‏

‏آتش‌سوزی و هر بلایی که فکرش رو بکنی داریم؛ تازه این هم هست.‏

‏باج‌افزار.‏

‏شبکه برق شهر رو گروگان گرفتن.‏

‏عاملش دوازده میلیون دلار بیت‌کوین می‌خواد‏

‏تا همه‌چیز رو آزاد کنه.‏

‏ممکنه شهرداری پول رو بده؟ قطعاً نه.‏

‏پرداخت باج فقط حملات بعدی رو تشویق می‌کنه.‏

‏درسته. خوشبختانه کسی رو داریم‏

‏که می‌تونه باج‌افزار رو متوقف کنه.‏

‏متی وبر همین رو گفت.‏

‏خب، کدومتون مجرم سابقه‌داره؟‏

‏محکوم‌شده. صبر کن،‏

‏تو هکری؟ بله، قربان.‏

‏زندان هم رفتی؟ بله، قربان.‏

‏تو که... می‌دونی چیه؟‏

‏همین‌جا جلوت رو می‌گیرم.‏

‏توی مدتی که این سؤال‌های احمقانه رو پرسیدی،‏

‏حدود پنج تصادف دیگه اتفاق افتاد.‏

‏برق رو می‌خوای یا نه؟‏

‏این دیگه چی بود؟‏

‏متخصص‌هام ساعت‌هاست نتونستن از اون صفحه رد بشن.‏

‏بدافزار انگار داره به‏

‏یک سرور فرماندهی ناشناس وصل می‌شه،‏

‏پس بهترین شانس بعدی ما اینه که...‏

‏نه، امکان نداره.‏

‏محاله.‏

‏نِمسیس چیه؟ اون چیه؟‏

‏اسم یک کد بدنامه.‏

‏با اون شبکه رو از کار انداختن.‏

‏صبر کن، قبلاً دیدیش؟‏

‏آره.‏

‏خودم نوشتمش.‏

‏می‌دونی چیه؟ به نظرم خیلی بامزه‌ان.‏

‏نه. درست مثل وانتونه.‏

‏نمی‌خوام بهش فکر کنم.‏

‏باید فکر کنی. نمی‌خوام...‏

‏خانم‌ها.‏

‏بخورش. عجیبه که می‌خوای به من غذا بدی.‏

‏بچه‌ها.‏

‏امروز جمعتون کردم‏

‏چون تصمیم گرفتم کد کوچولومون رو در عمل آزمایش کنم.‏

‏منظورت نِمسیسه؟ چون قرار بود‏

‏فقط یک تمرین فکری باشه.‏

‏این رو به دستگاه خودپرداز اون‌طرف خیابون بگو.‏

‏تو قهرمان منی.‏

‏عالی می‌شه.‏

‏بی‌خیال، پیتون؛‏

‏شش ماه شب و روز‏

‏پای این کد خفن وقت گذاشتی.‏

‏وقتشه ببینیم در عمل چی‌کار می‌کنه.‏

‏مگه نه؟‏

‏پردازنده میزبان رو پیدا کرد.‏

‏لعنتی، کار می‌کنه.‏

‏ده‌ها ایمیل فرستادم و درباره‏

‏آسیب‌پذیری‌های روز صفر هشدار دادم.‏

‏ایمیل؟‏

‏خدایا، چقدر حوصله‌سربری. بده ببینم.‏

‏بزن بریم.‏

‏محاله.‏

‏عالیه.‏

‏اگه واقعاً می‌خوای توجهشون رو جلب کنی،‏

‏باید بزرگ فکر کنی.‏

‏کای.‏

‏«وقتشه یک پله بالاتر بریم.»‏

‏خدای من! صبر کن، چی؟‏

‏رایلی، داری چی‌کار می‌کنی؟‏

‏تنها وقتی مشکل رو درست می‌کنن‏

‏که نشونشون بدی چیزی برای ازدست‌دادن دارن.‏

‏این دزدیه.‏

‏من ترجیح می‌دم بگم دستمزدمون رو‏

‏برای انجام وظیفه شهروندی گرفتیم.‏

‏برای اون شرکت‌های چندمیلیارددلاری‏

‏این پول خرده‌پوله.‏

‏اصلاً می‌فهمین نِمسیس چه قدرتی داره؟‏

‏قرار گذاشتیم برای کار خوب ازش استفاده کنیم.‏

‏اصلاً «کار خوب» یعنی چی؟ نه.‏

‏پیتون درست می‌گه. قرار بود هکر کلاه‌سفید باشیم،‏

‏آدم‌های خوب.‏

‏امروز فقط یک آزمایش بود. آروم باش.‏

‏همه‌چیز درست می‌شه.‏

‏خیلی‌خب،‏

‏از صفحه‌کلید فاصله بگیر... صبر کن.‏

‏داره کمک می‌کنه.‏

‏هیچ‌وقت قرار نبود این‌طوری ازش استفاده بشه.‏

‏«ما» یعنی کیا؟‏

‏من، پیتون و...‏

‏کای.‏

‏اون مرکز کنترل اصلی اداره آب‌وبرقه؟‏

‏بله. با دسترسی فیزیکی به شبکه برق‏

‏باج‌افزار رو اجرا کرده.‏

‏کوتاه‌مدت خطرناک‌تره،‏

‏اما رد دیجیتالی کمتری جا می‌ذاره.‏

‏خودت این رو نوشتی.‏

‏نمی‌تونی خنثی‌اش کنی؟‏

‏باج‌افزار دو بخش داره:‏

‏کدی که اطلاعات رو رمزگذاری می‌کنه‏

‏و کلید اصلی که بازشون می‌کنه.‏

‏بدون اون کلید نمی‌تونم متوقفش کنم.‏

‏اگه کد منبع اصلی رو داشتم،‏

‏می‌تونستم کلید تازه‌ای بسازم؛ ولی سال‌ها پیش نسخه خودم رو نابود کردم.‏

‏ممکنه کای یا پیتون هنوز نسخه‌شون رو داشته باشن.‏

‏حدس می‌زنم پیداکردن کای آسون نیست؟‏

‏اگه خارج از شبکه پنهان شده باشه، پیداش نمی‌کنیم. پس پیتون می‌مونه.‏

‏بعید می‌دونم حتی باهام حرف بزنه.‏

‏باید متی رو در جریان بذارم.‏

‏تا اون موقع سعی کن‏

‏باقی شهر رو هم به فاجعه سال دوهزار نکشونی.‏

‏ازش خوشم اومد.‏

‏خوبی، مک؟‏

‏آدم‌های زیادی در خطرن.‏

‏اگه کُدکس به خواسته‌اش برسه، این‏

‏در برابرش هیچ هم نیست.‏

‏خیلی چیزها از سرت گذشته.‏

‏شاید بهتره این مأموریت رو کنار بشینی.‏

‏خوبم.‏

‏خیلی‌خب.‏

‏ژنراتور پشتیبان راه افتاد.‏

‏برق داریم.‏

‏برای متوقف‌کردن کای،‏

‏باید ببینیم دوست قدیمی‌ت پیتون‏

‏هنوز نسخه کد منبع اصلی رو داره یا نه.‏

‏سال‌هاست با هم حرف نزدیم.‏

‏شنیدم یک باگ حیاتی‏

‏توی دستگاه‌های رأی‌گیری پیدا کرده.‏

‏وصله‌اش رو میلیون‌ها دلار فروخته.‏

‏و با پولش شرکت امنیت سایبری خودش رو راه انداخته.‏

‏به نظرم خیلی باحاله.‏

‏برای دخترهای جوان حوزه فناوری الگوئه.‏

More Farsi/persian subtitles for MacGyver

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left