Mistari 200 ya kwanza.
هی،مک،وقتی از اون هواپیما پریدیم
فکرکنم گفتی که نقشه ای داری
نقشه ام همون نجات پیدا کردن از پریدن بود
حالا به یک نقشه جدید نیاز داریم
قطعا همینطوره
چون بنظر میاد در ماه های جنگلی اندور فرود اومدیم
خیلی طول نمیکشه تا ایوک ها بیان و
سعی به خوردن ما کنن
برای هزارمین بار،ایوک ها آدم نمیخورن
میخوای شرط ببندیم؟
فکر میکنی چرا آتش بزرگی در جدای به راه انداختن،ها؟
برای برشته کردن مارشمالو ها؟
درام بهت میگم،پسر
چویی،لوک و هان در لیست شون بودن،رفیق
اونا نمیخوردنشون
اونا رو میخواستن فدای سیتریپیاو کنن
چون فکر میکردن اون خداست
فدا کردن و پختن شون یکیه
چیه؟
اونا ایوک ها نیستن
نه،نیستن
اگه بخوام حدس بزنم،میگم اونا رفقای قاچاقچی های بوسنیایی هستن
که برای اونایی کار میکنن که هواپیماشون رو دزدیدیم
...پسر
اوه،نه
شلیک نکنید
اونا رو زنده میخوایم
اوه،اونا یه اره برقی آوردن
اوه،چقدر خوب
اگه درخت بیوفته توی جنگل نمیتونی خوب بشنوی
یعنی...میتونی بشنوی،میشنوی؟
یه چیزی در مورد شنیدن چه صدایی میاد؟
درحالی که سعی میکنی بفهمی این رو برام نگه میداری؟
به دوتا دست نیاز دارم
باشه،بگیرش
تو الان یه تاب تارزانی درست کردی؟
از لحاظ فنی،یک طناب پاندولی هست
با استفاده از گره ماهیگیری ساخته شده - حالا هر چی -
میتونم بهش تاب تارزانی بگم؟
اگه تو رو به اونجا میرسونه
هرچیزی که دوست داری میتونی صداش کنی
خوبه
لس آنجلس
به مبلمان فوق مدرن فکر میکنم
در استایل ساده گرایی با اثری از ایندینیا جونز
مثل بالشت بیش از حد چرم
اوه بیخیال بوزر
خیلی جک رو در طراحی داخلی بالا میبری
در مورد چرم باهات موافقم
ولی مثل مقدار زیادی چرم
انگار،اگه کنسرت گروه وایت اسنیک
پر از مکان های اونطوری بشه
بیخیال،رای واقعنی
وایت اسنیک؟اینطوری به من فکر میکنی؟
یعنی،همه اونطوری بهت فکر میکنن
تو انگار همیشه سر آستین ات چرمی هست
حتی برای مراسم های رسمی
خیلی بینظیر...میدونین چیه؟
اگه نقد های تندتون با جک رو همین الان تموم نکنید
دعوتی که ازتون کردم رو حالا لغو میکنم
اوه بیخیال،جک اونطوری نباش
من و بوزر هرگز به خونه تو نیومدیم
برامون سواله که
شی دالتون چه شکلیه - دقیقا -
ما هیجان زده شدیم وقتی بالاخره ازمون خواستی
حتی اگه برای وسط هفته با بروس ویلیس هست
بریم
باشه حالا،من حیات خلوت بدون سقف بزرگ ندارم
با منظره از آسمان لس آنجلس
ولی فکر کنم خانه دالتون
رو تیکه از بهشت بدونید
...مرکز،من هنور منتظر
جک،چرا درب خونه ات بازه؟
بنظر میاد ازت سرقت شده
اوه پسر
اون تلویزیونم رو بردن؟
تازه یاد گرفتم چطوری از کنترلش استفاده کنم
...خب،اگه باعث میشه احساس بهتری داشته باشی
اونا کنترل رو جا گذاشتن
جک،سعی کردم باهات تماس بگیرم
ولی همس مستقیم میرفت روی پیغام صوتی
آره،چون یکی تلفن رو گرفت تا
...دستگاه ردیاب
آره
چه اتفاقی افتاد،جَنس؟ - من..امروز صبح اومدم -
تا پیام هات رو بذارم
و این رو دیدم،من..من فکر کردم
روزانه دوبار چک کردن خونه ات رو خوب انجام دادم
احساس میکنم همسایه افتضاحی هستم خیلی متاسفم،جک
نه،این...من متاسفم،تقصیر تو نیست،باشه؟
هیچکس چیز غیر عادی ندید؟
تامی فکر میکرد صداهایی
دیشب آخر شب شنیده - ..من فکر میکردم -
...حمل کردن یک مانیتور صاف از بخش فرار اضطراری
ساده نیست
بجز تلویزیون و میز قهوه
دیگه چی گمشده،جک؟
خب،اونا نقاشی های تلی ساوالاس من رو هم بردن
که اهمیت فرهنگی داشت
همه کتاب هام رو بردن
سی دی هام،من خیلی سی دی داشتم
میشه به بخش تلی ساوالاس برگردیم...؟
و جعبه سیگارم
نه،اونا جعبه سیگارم رو بردن
آقای دالتون؟
یک لیست از مواردی دارم که
میخوام راجبشون باهاتون حرف بزنم - وسایل به سرقت رفته؟ -
آره - در واقع،نه -
تا چند لحظه دیگه به اونا هم میرسیم
وسایل دیگه ای هست که هنوز توی آپارتمان هست
که یجورایی توجه ما رو جلب کردن
یک لحظه بیاین اینجا؟
شما شمشیر سامورایی دارین؟
بهش میگن کاتانا
و..بله،در سفرم به ژاپن گرفتم
سفر کاری
یک شمشیر دو دست پهن
...این
یک سفر کاری دیگه
به اسکاتلند.طرفدار پروپاقرص فیلم شجاع دل هستم
و همچنین ما یک تفنگ تک تیرانداز روسی که
به جنگ جهانی دوم بود رو در کمد شما پیدا کردیم هی
تو شمشیرهای انبار شده در زیر تخت شما؟
اونا جعلی ان،اصلا واقعی نیستن
میدونی،من اینجا قربانی ام
بجای اینکه همه وسایلی که دارم رو لیست کنید
چرا روی چیزایی که ندارم تمرکز نمیکنید؟
جک،جک
مزخرفه
میدونم،ولی...بیا به بخش مهمش دقت کنیم
باشه؟اینا فقط وسیله ان - آره -
میدونم رایلی اینا فقط وسیله ان
اهمیتی نداره بجز یه چیز
جعبه سیگار
آره
چی توی جعبه بود؟
ترجیح میدم که نگم
متی لازمه مون داره - ممم -
بهش میگم برات مشکلی پیش اومده
باشه؟ - نه نه،پسر،مشکلی نیست -
همه وسایل هام تا الان رفتن،پسر
چه اهمیتی داره؟
بیاین فقط دوباره بریم دنیا رو نجات بدیم
خیلی متاسفم،رفیق
سه ماه پیش تاسیسات فینیکس
رسوایی فساد رئیس جمهور اکوادور رو مجبور به استعفا کرد
یک روز بعد از اون اتفاق،سرهنگ دیگو زاراته
چهار هزار نیرو رو در پایتخت به رژه فرا خواند
و حکومت نظامی اعلام کرد - آره،توی همه خبرها پخش شده -
بهت میگم
تو،من رو در مسیر این زاراته قرار بده
و من کفشم رو میکنم توی کونش
بدخلق تر از همیشه شدی،جک
چیزی هست که بخوای بگی؟ - ...نه،من -
من ردیفم - باشه -
بنظر غیر محتمل میاد ولی حالا هرچی
حالا،همونقدر که این جک رو ناامید میکنه
من شما رو به اکوادور نمیفرستم
که با کفش تون به هرجایی ضربه بزنید
من به اونجا میفرستم تون تا دموکراسی رو نجات بدین
اکوادور میخواد یک انتخابات ویژه رو برگزار کنه
که رئیس جمهور بعدی رو انتخاب کنه - بذار حدس بزنم -
زاراته میخواد رئیس جمهور بهش
اگه دموکراسی در اکوادور شکست بخوره کل منطقه به خطر میوفته
متاسفانه،درسته
و تنها امیدمون برای متوقف کردن زاراته
و نجات کشور این مرد هست
هکتور لیون،سرباز سابق اکوادوری
به رهبر مخالف تبدیل شد
لیون به یک صلح طلب در سازمان ملل تبدیل شد ....عراق،بوسنی،سومالی
یک منطقه خطر بگید اون اونجا بوده
وقتی زاراته قدرت رو بدست آورد
لیون تنها کسی بود که مخالفش حرف زد
حالا اون تنها نامزدی هست
که شجاعت کافی برای موندن در مسابقه رو داره
مردم با لیون هستن
و اون برنامه داره که با یک زمین لرزه برنده بشه
ولی اگه تا روز انتخابات زنده باشه
زاراته سعی میکنه اون رو بکشه
خب،اون یه راه برای ذخیره پول در برابر حملات تبلیغاتی هست
تا الان،لیون در پنهان موندن کارش خوب بوده
از دست گروه مرگ زاراته
ولی متاسفانه
اون الان یک مشکل جدید داره
اون درواقع داره میمیره
همم،اون بنظر رنگ ـش پریده
بنظر تنگی نفس
این بیماری قلبی هست؟ - تلاش برای قلب با مشکل رو به رو شده -
اگه تا 48 ساعت آینده اون
قلب پیوندی نگیره،میمیره
پس،میخوای ما چکار کنی؟ یک قلب جدید براش پیدا کنیم؟
یک بخشی از من میخواد ببینه
که با برام یک قلب پیدا کن
چکار میکنی
ولی خوشبختانه،جک یکی پیدا کردم
مشکل اینکه در جای مناسبی قرار نداره
یک قلب پیوندی و یک جراح رو در پاستو،کلمبیا پیدا کردم
و یک اتاق عمل در کیتو،اکوادور مهیا کردم
مک و جک،شما به کلمبیا میرید
و دکتر و قلب رو از مرز اسکورت میکنید
No comments yet. Be the first to leave one.