Mistari 200 ya kwanza.
...آنچه در مکگایور گذشت
ایتن رینز همسر منه
من ایتن رینز هستم
من این ویدیو رو درست میکنم چون
فردا به عنوان مامور مخفی اعزام میشم
متی، خیلی متاسفم
...شرکت اس میدونه که
یک مامور مخفی سی آی ای در سازمان اوناست
اونا وقتیکه بفهمن تویی میکشنت
اگه فهمیدی سرت رو تکون بده - ایتن، چی شده؟ -
!بابا - من وقتیکه مامور مخفی بودم -
با دینا آشنا شدم
و بعدش دخترمون بدنیا اومد
تبدیل به زندگی من شد
شرکت اس به محل زندگیت پی برده
اینجا دیگه امن نیست
این بخش از نبراسکا که داریم به سمتش میریم
خیلی زیباست
دیگه هیچوقت من رو نمیبینی
خدافظ متی
po0ya.Ef ترجمه و زیرنویس از @MacgyverFans ما را در تلگرام دنبال کنید
لس آنجلس
محل بوجود آمدن فاکس داینر
لطفا، یک تیکه از بهترین پای میوه تون
باید رقابت رو بررسی میکردم - منم همچین اوضاعی داشتم -
اسم رقابت روش نمیذارم
خیلی ممنون که باهام ملاقات کردی
آره خواهش، پشت تلفن گفتی که
یه چیز جالبی برای فینیکس داری
من اینجام و گوش میدم
من و پسرم بیلی دنبال یک فراری که در دادگاه برای پاسخ به اتهاماتش حاضر نشده بود
سرتاسر آمریکای شمالی و اروپا رو گشتیم به اسم رایان هیز
پسر میلیارد مظنون به اینکه
پول رو به تروریست ها می رسونه؟
وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا
سالهاست که سعی میکنه علیه اون یک پرونده تشکیل بده
پس میدونی که جرم مواد دستگیر شده
وثیقه گذاشته
فورا سوار هواپیمای شخصی شده و به پاریس پرواز کرده
قبل از اینکه نیروهای فدرال بتونن دستگیرش کنن
باخبرم
من میدونم که شما کار بین المللی انجام نمیدین
همینطوره
که برای همین داشتم با خودم فکر میکردم
گفتم که بدام انداختن یک منبع مالی تروریست ها
ممکنه توجه مدیر مورد علاقه من
در بین سازمان های مخفی جاسوسی
رو جلب کنه
درست میگم؟
گیر انداختن هیز میتونه موفقیت بزرگی باشه
و گمان میکنم دستگیری شخصی به این مشهوری
برای کالتون ها هم جالب باشه
ممنون
از من چی میخوای؟
خب، امیدوار بودم که
یک خانم جوون و بااستعداد رو که
توانایی بالا در مهارت های کامپیوتری داره رو بهم قرض بدی
بیلی و رایلی باهم قرار میذارن
فرستادنشون به ماموریتی در پاریس
اونا ممکنه حواسشون پرت بشه
حواسشون پرت بشه یا نشه کالتون ها همیشه به چیزی که میخوان میرسن
علاوه بر اون
ماما اونجا خواهد بود تا مطمئن بشه
که فینیکس به سهم خودش میرسه
...ماما
تو یک معامله داری...
آره! همینه
خیله خب
من سعی کردم بهت هشدار بدم
این فاجعه اس
موافقم
ببخشید
ایتن؟
کجایی؟
ببخشید، نمیدونستم دیگه با کی تماس بگیرم - چی شده؟ -
تو در برنامه محافظت از شاهدین دولت فدرال هستی
نباید با من تماس بگیری
شرکت اس من رو پیدا کرد اونا مارا و دینا رو بردن
کم تر از یک ساعت هرچی نیرو دارم رو بکار میگیرم
نه، نمیتونی اینکارو کنی
اونا درخواست خون بها کردن اگه سازمانی رو وارد قضیه کنم
هردو رو میکشن
کی زنگ زد؟
آگوست راث
اون چی میخواد؟ - ...از وقتیکه من کنار کشیدم -
اون مامور شده تا همه جاسوس های
درون سازمان رو از بین ببره
اون بهم 48 ساعت وقت داده تا بهش یک لیست از همه مامورهای مخفی سی آی ای
که هم اکنون در شرکت اس هستن بدم
ولی تو لیست رو نداری
مامورها بدون اطلاع از همدیگه وارد شرکت میشن
برای مواقعی که اگه همچین اتفاقی پیش بیاد - میدونم -
برای همین با تو تماس گرفتم
بهم بگو که نمیخوای ازم چیزی رو درخواست کنی
چیزی که من فکر میکنم میخوای درخواست کنی
جون زن و بچه من در خطره
تو میخوای یک لیست از همه مامورهای مخفی
توی سازمان رو به راث بدی و از من کمک میخوای
باید لیست واقعی باشه اگه جعلی باشه اون میفهمه
ایتن، اگه اون لیست رو به راث بدی
اون همه مامورهای مخفی توی سازمان رو میکشه
خونشون گردن توئه
من بدون لیست نمیتونم با راث ملاقات کنم
و اگه باهاش ملاقات نکنم
راهی برای برگردوندن مارا و دینا وجود نداره
میدونم چه خطراتی وجود داره
اگه مجبور بشم که لیست رو تحویل بدم
هرکاری باشه میکنم تا به مردان یا زنانی
که اسمشون توی اون لیست هست هشدار بدم
تنها کسی که اون لیست رو داره رئیس سی آی ای هست
اطلاعات رو در یک فایل رمزگذاری شده
توی موبایلش داره و هیچوقت از جلوی چشمش دور نمیشه
میدونم، برای همین میخوام ازش بدزدم
چی؟ - ولی تنهایی از پسش بر نمیام -
ایتن، برنامه ای که تو داری میریزی
چیزی که ما داریم راجبش حرف میزنیم
خیانت ـه - میدونم -
ولی راه دیگه ای برای نجات خانواده ام وجود نداره
کمکم میکنی؟
ما یه جلسه داشتیم تو کجایی؟
شرمنده جیم، یه مسئله ای پیش اومده
یعنی دیر میکنی؟
یعنی نمیام
برای چند روز ناپدید میشم
توی ویرجینیا چه خبره؟
جیم، من رو ردیابی نکن - خب، تو ازم چیزی رو مخفی نکن -
چه خبره؟
ازت میخوام ایندفعه بهم اعتماد کنی
بهتره که ندونی
به اندازه کافی خوب نیست
باید باشه
تیم چی میشه؟
جیم، ما نمیتونیم راجب این حرف بزنیم
من این رو به عنوان بله قبول میکنم - اگه نمیخوای در خیانت -
مشارکت داشته باشی
بهت پیشنهاد میکنم الان تلفن رو قطع کنی
...متی
من فقط همین رو میگم
موفق باشی
ممنون
تا زمانیکه زن و بچه ات در امان بشن ازم تشکر نکن
متی گفت که به کجا میریم؟ - نه -
هنوز نه
هی
خیله خب، باید سوال بپرسم
ما واقعا میخوایم در این مسئله حضور داشته باشیم؟
چون اگه گیر بیوفتیم
به عنوان شراکت در خیانت محاکمه میشویم
باقی عمرمون رو در زندان باید سپری کنیم
و نه در یکی از زندان های خوب و مناسب
زندان بدی خواهد بود - متوجهم چی میگی -
باشه؟ ولی متی میدونه داره چکار میکنه
موافقم
اگه متی به کمک من نیاز داره
من بهش کمک میکنم
پس اگه متی به زندان بره
شما هم مایلید باهاش به زندان برید؟
فقط اگه شکست بخوریم
ببین، اگه بتونیم مارا و دینا
رو قبل از مهلت 48 ساعته پیدا کنیم
کلا از قضیه خیانت به دور میمونیم
و اگه نتونیم؟
من توی زندان تخت بالایی رو انتخاب میکنم
آروم باش، هیچکس زندان نمیوفته
اوه. ایناهاش
ببین، این ماموریت فقط برای داوطلبان هست
...میتونی قبول نکنی، پس
اگه میخوای بیای به خودت بستگی داره
...اما اگه نمیخوای
باید بری...
همین الان
کار من محافظت از همه شماست
پس اگه به این ماموریت احمقانه میرید
روی منم حساب کنید
هی متی
مک، مطمئنی میخوای اینکارو انجام بدی؟
اگه میخوای چیزی که قبلا بهت گفتم رو تایید کنم
خب آره من هستم
منم همینطور
دادگاه نظامی رو برای سه نفر تدارک ببین
میذارم رو بلندگو
چه خبر؟
من تونستم تلفن کسی که خون بها میخواست رو ردیابی کنم
پس میدونیم آگوست کجاست؟
نه، متاسفانه انقدر آسون نیست
آگوست خیلی محتاطه
از وقتیکه در شرکت اس کار میکنه
اون حتی به گوشی خودش هم دست نمیزنه
احتمالا تلفن یکی از افرادش ـه
ولی این یارو ممکنه بدونه که
دینا و مارا کجا نگه داشته میشن - دقیقا -
من موقعیت تلفن رو به نرم افزار ردیابی شما فرستادم
خیله خب، پس بنظر تنها سرنخ ما برای رسیدن به دینا و مارا
ما رو به بلاروس میبره
ببینید، میخوام از همتون تشکر کنم که ...زندگیتون رو برای
کمک به پیدا کردن خانواده ام در ریسک قرار میدید
من و ایتن میریم اون لیست رو بگیریم
ولی لیست رو تحویل شرکت اس دادن آخرین گزینه ماست
فقط اگه شما شکست بخورید
...پس مک
No comments yet. Be the first to leave one.