Mistari 200 ya kwanza.
ردیفه,بازی رو شروع کن,حالا برو بریم
یالا,حالا,باشه - در وسط زمین در جایی در لس آنجلس -
برو بریم مک
خیله خب,خیله خب
بریم,مک
همش روی دوش توئه,داداش
برو بریم,عزیزم
!خیله خب,باشه,باشه,باشه,باشه
!بدو بدو بدو بدو!بجنب!دو رو بگیر
!دو رو بگیر!دو رو بگیر
!همه مسیر,رایلی,همه مسیر
!خودت رو بنداز - !بیرون -
!خودت رو بنداز!خودت رو بنداز,رایلی
!بیرونی
!نه
باشه
اشکال نداره
بریم,ما اوکی ام
هی,خیله خب,بیاین,جمع شین
حالا یه لحظه جمع شین
حالا,گوش کنید,دفعه آخری که بازی کردیم
مقابل تیم ان اس ای شنود پست هشتگ پلنگ ها
کاملا افتضاح بودیم
چهارده دور عقبیم,جک
فکرکنم کلمه "افتضاح"اینجا هم صدق میکنه
هیچکس از دبی داونر خوشش نمیاد
باشه؟این رو اداره میکنم
چیزی که میگم اینکه:ما هنوز شانسی برای برنده شدن داریم
اوه,پسر,نمیدونم
به امتیاز ها نگاه کن,نیمه های بازی
,براساس شرایط
...من میگم انتظار برد فعلی
دیدین؟دیدین؟مک ایده درستی داره
انتظار اون از ما پیروزی هست
دیدین؟ - تو نشنیدی من چی گفتم -
خب,ما موفق نمیشیم اگه همگی
اون بیرون برای خودشون بازی کنن
همونطور که میدونین,سافتبال یک ورزش تیمی هست
ولی اگه کلمه "تیم" رو از هم جدا کنید
شما هنوز "من" رو دارید
و کلمه "ت" و کلمه "ی" رو دارید
جک,میخوای بگی هیچ "منی" داخل تیم وجود نداره؟
نمیدونم
چیزی که سعی میکنم بگم اینکه "تیم" مثل "گوشت" هم هجی میشه
...به عنوان توی دردسر افتادن,به عنوان
میدونی,تیم پلنگ ها توی دردسر افتادن
این یه سخنرانی انگیزشی هست,اینجا کمکم کنید
این یه سخنرانی انگیزشی افتضاح ـه
این قرار بود سخنرانی انگیزشی باشه؟
بیاین توی زمین!بجنبید - جمعش کن,لومباردی -
یکم دیگه طول بکشه ما بدلیل تاخیر میبازیم
لومباردی مربی فوتبال بود,خیلی ممنون
متی,بله
با سه شماره "هرگز تسلیم نشو" میگیم
...همه افرادی که اینجا هستن,یک
همه افرادی که اینجا هستن - وبر هستم -
...شامل تو هم میشه خانم جوان,ممنون و
...یک,دو
ما باید بیخیالش شیم
نه,متی,بجنب,من اینجا کاپیتان این کشتی هستم
باشه,خب,من کاپیتان یه کشتی دیگه مون هستم
و یه کاری پیش اومده
یه کار بزرگ
فنینیکس الان اطلاعاتی رو دریافت کرد که
یک گروه تروریستی به نام آمنس
آماده یک حمله بزرگ میشن
آمنس؟
گروه جدیدی هستن؟ - خیلی جدید -
اونا رو نزدیک چهار ماه زیر نظر داریم
و اونا از اون موقع تقریبا خیلی فعال هستن
صبرکن,بیا برگردیم سر اون بخش حمله بزرگ
امکانش هست بهمون بگی,چی,کجا,کی,چطوری؟
خب,بهترین شانسمون برای گرفتن اون اطلاعات
ردیابی مردی هست که اونا میخوان بکشن
در همون اطلاعاتی که ما رو از حمله آگاه کرد
ما فهمیدیم آمنس پیشنهاد ده میلیون دلاری
برای قتل فردی با اسم کدی
معمار رو داده
در حالی که شناسایی هویت "معمار" معلوم نیست
قاتلی که برای کشتنش اجیر شده اینطور نیست
مرداک - البته که مرداک -
کی در عکس بازداشت لبخند میزنه؟
ولی چرا کسی سعی میکنه مرداک رو استخدام کنه
وقتی اون پشت میله های زندانه؟
چون در حالی که ما ممکنه بدونیم
اون یارو پشت میله هاست,بقیه نمیدونن
و تا اونجاییکه به دنیای خلافکاری مربوطه
مرداک هنوز کارهاش رو در خفا انجام میده
پس اگه بتونیم معمار رو شناسایی کنیم
که مرداک برای کشتنش اجیر شده
شاید بتونیم از اون اطلاعات استفاده کنیم
تا از هرچی که آمنس براش برنامه ریزی میکنه جلو بیوفتیم
موافقم,ولی شناسایی معمار آسون نخواهد بود
آره,چون تنها افرادی که میدونن اون کیه جزء آمنس هستن
و احتمال نداره اونا مشتاقانه
بخوان اون اطلاعات رو به کسی جز مرداک بدن
درسته
...حقیقته,من
فکرکنم بدونم چطوری میخوایم اینکار رو انجام بدیم
چطوری؟
تنها چیزی که همه در مورد مرداک میدونن چیه؟
اون آدم خوش قیافه ای نیست
آه,هیچی؟
منظورم اینکه,ما حتی مطمئن نیستیم اسم واقعیش مرداک هست یا نه
دقیقا
اون واضحه که مرموزه
پس اگه کسی جز ما ندونه اون دستگیر شده
و هیچکس جز ما نمیدونه اون چه شکلی هست
...داشتم فکر میکردم:اگه اونا مرداک رو میخوان
بیاین بهشون مرداک رو بدیم
گوش کن,توجه کن
هر حرف بیهوده ای که میخوای بزنی
قبلا میلیون ها بار شنیدمش
و الان براش وقت ندارم
من مدیر وبر هستم,رئیس تاسیسات فینیکس
آه,بله
تو جایگزین پاتریشیا هستی
ولی برای اینکه شفاف باشیم,مدیر وبر
من هیچ چیز بی ارزشی برای گفتن به تو ندارم
کاملا برعکس ـه
دیدی,میدونم متفاوت بودن چه حسی داره
ولی چون چیزی که من رو متفاوت میکنه همش اینجاست
من یاد گرفتم از دنیا پنهانش کنم
اکثرا
تو نمیتونستی هزینه همچین چیزی رو بپردازی
نمیتونم تصور کنم چقدر قدرت لازم داشت
...تو
تحسین من رو داری
این خوبه
یک کلمه اش رو هم باور نمیکنم
لاس زدن مثل توهین کردن
تو رو با من به هیچ جا نمیرسونه
اوه,من ازش خوشم میاد,مکگایور
من ازش خیلی خوشم میاد
پس,برای چی این سعادت نصیب من شده؟
میدونم شما من رو فقط برای
اینکه رئیس جدید رو معرفی کنید
از سلولم بیرون نیاوردید
یک سازمان تروریستی تو رو اجیر کرده تا یک نفر رو بکشی
اوه - فینیکس پیشنهاد رو قبول کرد -
و ما باید اون فرد در نظر گرفته شده رو دستگیر کنیم,نه اینکه بکشیمش
...پس,شما میخواین
من رو از این سفر کوچک خارج کنید؟
اوه,نه,نه تا آخر عمرت
من جای تو قرار میگیرم
و تو قراره بهم یاد بدی چطوری مثل تو باشم
...تو میخوای
...تو فکر میکنی
اوه,مکگایور
تو خیلی...بامزه هستی
همونطور که اون ایده برای من خنده داره
برای من,خیلی سخت قبول میشه
بیخیال
نمیخوای ببینی من میتونم این کار رو انجام بدم؟
خب,چرا دوست دارم
دیدن اینکه تو از بین میری به اندازه اون یارو
باشه,بیشتر از اون یارو
...ولی حتی اگه
به اندازه کافی تظاهر کنی من هستی
تا آمنس رو قانع کنی
....تا هویت پنهان معمار رو بگن
....که اسم مستعار باحالی هم هست,به هر حال
من قطعا هیچ دلیلی برای کمک کردن نمیبینم
...فقط مسئله
انگیزه هست
من هیچی ندارم
مکگایور,از اتاق برو بیرون
داری در مورد چی حرف میزنی؟ - درخواست نکردم -
همین حالا برو
دوست دارم باهاش تنها صحبت کنم
اون بهت گفت
خب,اینجا بازی چیه,خانم رئیس؟
تو میخوای مجبورم کنی در سکوت بشینم تا
از خسته کننده بودنش برای کمک بهت موافقت کنم؟
نه,فقط داشتم به یه نکته میرسیدم
که تو معذب میشی و قبل از من حرف میزنی
اوه
چهل و هشت قانون برای گرفتن کار از قدرت تو
فقط نشون میده تو بیش تر از چیزی که میگی
انسان هستی
....صحبت از اینکه تو انسان هستی شد
اون ممکنه کی باشه؟
تو دقیقا میدونی اون کیه
اون پسرت ـه
و تو دقیقا فکر میکنی این برای من چه معنی داره؟
توجه کن,ماتیلدا
در صورتی که توجه نکرده باشی
من یک مورد جدی هستم از
بیماری اختلال شخصیت ضد اجتماعی
پس چه چیزی باعث شد که فکر کنی که
زنده یا مُرده بودن یه بچه برام مهمه؟
تو میخوای مردم فکر کنن که انسان نیستی,مرداک
ولی هستی
اگه نبودی,انقدر جلو نمیرفتی
تا پسرت رو در یکی از گران قیمت ترین
مدارس خصوصی سوئیس پنهان کنی
تو برای مسکن,غذا و تحصیلاتش پول میدی
اون حتی در کریسمس کادو میگیره
با عقل جور در میاد که میخوای پسرت در امان باشه
...اون بی گناهه
No comments yet. Be the first to leave one.